Tag Archives: احکام

خبرگزاری آريا – حد ترخص چيست؟ / احکام شرعي درباره حد ترخص


حد ترخص چيست؟ / احکام شرعي درباره حد ترخص

خبرگزاري آريا –
حد ترخص,حد ترخص چيست,احکام حد ترخص حد ترخص جايي است که اذان شهر يا روستا شنيده نشود
حد ترخّص در اصطلاح فقه به مکانى اطلاق مى‌شود که مسافر با رسيدن به آن جا ديوار خانه‌هاى شهر را نبيند و اذان را نشنود.
حد ترخص چيست؟
حَدِّ تَرَخُّص مسافتي است که مسافر بايد از آنجا به بعد نمازش را شکسته بخواند و مي‌تواند روزه خود را افطار کند. بر اساس احاديث اين نقطه جايي است که اذان شهر شنيده نشود يا ديوارهاي آن ديده نشود.
فرق مسافت شرعي و حد ترخص چيست؟
يکي از شرايط شکسته شدن نماز مسافر آن است که مسافر تصميم داشته باشد دست‌کم ۸ فرسخ شرعي)بين ۴۰ تا ۴۵ کيلومتر) مسافرت کند. به ۸ فرسخ، مسافت شرعي گفته مي‌شود.
مسافر زماني مي‌تواند نمازش را شکسته بخواند يا روزه‌اش را افطار کند که مقدار معيني از مسير را طي کرده باشد. اين مقدار معين حد ترخص ناميده شده است. همين معيار هنگام رسيدن به وطن يا رسيدن به جايي که اقامت در آن بيش از ده روز باشد نيز جاري است.
مقدار حد ترخص چقدر است؟
بر اساس احاديث امامان شيعه، حد ترخص جايي است که اذان شهر يا روستا شنيده نشود و ديوارهاي آن ديده نشود. فقيهان شيعه در اين که آيا هر دو شرط بايد با هم باشند يا تحقق يکي از آن‌ها کافي است اختلاف دارند.
ملاک فقيهان در ديده شدن يا نشدن ديوارها، ساختمان‌هاي معمولي در زميني صاف است. از زماني که شهرهاي بزرگ ايجاد شده‌اند و نيز اذان از رسانه‌ها پخش مي‌شود تعيين حد ترخص مشکل شده است. برخي فقيهان معتقد شده‌اند که در بلاد کبيره معيار حد ترخص آخرين ديوارهاي محله است نه ديوارهاي شهر.
به فتواي بسياري از فقيهان شيعه اگر روزه‌دار قبل از رسيدن به حد ترخص روزه خود را افطار کند، بايد علاوه بر قضاي روزه آن روز،‌ کفاره نيز بدهد.
فرق حد ترخص با آخر شهر در چيست؟
حد ترخص فاصله حدود ۱۳۵۰ متري بعد از آخرين خانه هاي شهر يا روستا است يعني فاصله اي که اذان شنيده نمي شود يا در و ديوار شهر مشخصا رويت نمي گردد.(محل نصب تابلوي حد ترخص)
ديگر سوالات درباره حد ترخص:
– در آخر شهر آيا خانه ها ملاک است يا کارخانه ها نيز جزء شهر هستند؟
پاسخ: ملاک آخرين خانه ها است.
– بعضي از شهرهايي که در گذشته حدود ۳۰ کيلومتر با هم فاصله داشته‌اند، امروزه به هم متصل شده و فاصلة دو شهر تماماً محل سکونت يا مغازه است و اصلاً نمي‌شود تشخيص داد که شهر تمام شد. در اين صورت، ساکنين اين دو شهر در صورت رفتن به شهر ديگر در مورد نماز و روزه چه وظيفه‌اي دارند؟
پاسخ: نماز آنها تمام است و بايد روزه بگيرند.
– کسي که از محل کارش که فاصله‌اي بيش از حد شرعي با وطن او دارد، به مسافرتي بيش از هشت فرسخ مي‌رود و فردا به محل کار خود بر مي‌گردد، آيا قبل از اينکه از محل کار خود به وطنش برود، نماز او کامل است يا شکسته و روزۀ او صحيح است يا خير؟
پاسخ: نماز او شکسته است و نمي‌تواند روزه بگيرد.
– اگر کسي در مسافرت پس از طي مسافتي حدود سه فرسخ به وطن دوم خود برسد و از آنجا سه فرسخ ديگر مسافرت کند.
اولاً آيا نماز او کامل است و روزه را بايد بگيرد يا چون رفت و برگشت او بيش از هشت فرسخ شرعي مي‌شود بايد نماز را شکسته بخواند و روزه را افطار کند؟
ثانياً براي شکسته يا تمام بودن نماز و روزه بين اينکه از اول قصد مکان دوم را داشته يا مي‌دانسته اول به وطن مي‌رسد و بعد به محل ديگري مي‌رود، فرقي وجود دارد؟
پاسخ: اولاً: نماز او همه جا تمام است و روزه بايد بگيرد.
ثانياً: فرقي ندارد.
– ملاک در محاسبۀ مسافت شرعي، طول جاده است يا مسافت مستقيم؟ مثلاً اگر جاده‌اي ۵۰ کيلومتر باشد، ولي مسافت مستقيم آن ۲۰ کيلومتر باشد، چه بايد کرد؟
پاسخ: مناط راه رفتن اوست.
– فاصلۀ شرعي بين دو شهر را چگونه بايد تعيين کرد؟ آيا فقط ابتدا و انتهاي شهرها ملاک است؟ يا محل مورد نظر در آن شهر را بايد در نظر گرفت؟
پاسخ: مناط اول و آخر شهر است و ملاک اول و آخر هم به نظر عرف است.
– حد ترحض شهرهاي بزرگ مثل تهران و اصفهان از کجاي آن شهرها محسوب مي‌شود؟
پاسخ: تقريباً يک کيلومتر از جايي که خانه‌ها متصل به يکديگر هستند.
– وقتي از شهر يا روستايي خارج مي‌شويم تا چند کيلومتر مغازه‌ها و شرکت‌هاي مربوط به آن محل ديده مي‌شود. ملاک براي پايان شهر يا روستا همان مغازه‌هاست يا منازل مسکوني؟
پاسخ: منازل مسکوني است
– تهران بلاد کبيره است يا نه و در مورد شهري که بلاد کبيره است تکليف چيست؟ وحد ترخص در تهران کجاست؟
پاسخ: حکم بلاد کبيره و غير کبيره يکسان است و محلات مختلف تهران جزو تهران محسوب مي شود حد ترخص در هر شهري آن است که از آخرين خانه هاي شهر به قدري دور شوند که صداي اذان شهر را نشنوند.
گردآوري: بخش مذهبي بيتوته
yjc.ir
portal.anhar.ir


خبرگزاری آريا – احکام شرعي تغيير جنسيت


احکام شرعي تغيير جنسيت

خبرگزاري آريا –
ترنس ها,تراجنسي,احکام تغيير جنسيت تغيير جنسيت داراي اقسام گوناگون است
ترنس يا تراجنسي به افرادي گفته مي‌شود که جسم آنها با روان آنها از نظر جنسيت تفاوت دارد. مبتلايان به بيماري دو جنسيتي با تمام وارونگي ها خود را متعلق به جنس مخالف مي دانند و به تغيير جنسيت خود تمايل افراطي دارند. به اعتقاد فقيهان شيعه، تغيير جنسيت، تغيير در خلقت خدا نيست. در ادامه نظر مراجع در خصوص ترنس ها يا دوجنسيتي ها گردآوري شده است.
تغيير جنسيت داراي اقسام گوناگون است و دقيقاً بايد محل نزاع و گفت و گو روشن باشد. همه صاحب نظران با تغيير جنسيت دو جنسي ها يا خنثي ها (Hermaphrodite) موافق اند. اما تغيير جنسيت در بيماران تراجنسيتي (ترانس سکشوال Transsexual) مورد اختلاف شديد صاحب نظران است.
حقوق دانان سني و کليساي مسيحي با اين نوع تغيير جنسيت مخالف اند، اما امام خميني (قدس سره) در کتاب “تحريرالوسيلة” معتقد است که تغيير جنسيت حرام نيست. علاوه بر اين، بيش از ده تن از فقيهان معاصر شيعه؛ معتقدند تغيير جنسيت جايز است. به اعتقاد اين عده از فقيهان شيعه، تغيير جنسيت، تغيير در خلقت خدا نيست. به عبارت ديگر، هيچ دليلي بر حرمت اين عمل جراحي وجود ندارد.
آيه فوق به بحث مورد نظر ما؛ يعني تبديل مذکر به مؤنث يا برعکس مربوط نمي شود و استشهاد به اين آيه براي اثبات حرمت تغيير جنسيت، ناصواب است. علاوه بر اين، اگر بنا باشد صرفاً ظاهر آيه شريفه، مبنا و ملاک باشد و تغيير در مخلوقات حرام باشد، لازم مي آيد که تمام تغييرات و تبدلات که ابناي بشر در اشياي جهان به وجود مي آوردند، حرام و مصداق کار شيطاني باشد! بر اساس رواياتي که از امام باقر و امام صادق (ع) به ما رسيده است، منظور از “خلق الله”، “دين الله” است. به عبارت ديگر، هرگاه “دين خدا” تغيير کند و در آن تحريف و تبديل پديد آيد، تغيير در خلق خدا به وجود آمده است.
احکام درباره تغيير جنسيت:
آيا تغيير جنسيت جايز است؟
امام خميني(ره): ظاهر آن است که تغيير جنس مرد به زن به واسطه عمل جراحي و بالعکس حرام نيست.
آية الله بهجت(ره): بر فرض امکان جايز نيست.
آية الله خامنه اي(دام ظلّه): عمل مزبور في نفسه مانع ندارد ولي از حرام هاي جانبي آن بايد احتراز شود.
آية الله صافي گلپايگاني(دام ظلّه): در فرض امکان و تحقّق خارجي آن، احکام متعدّده بر آن مترتّب مي شود.
آية الله مکارم شيرازي(دام ظلّه): تغيير جنسيّت دو صورت دارد: گاهي صرفاً ظاهري و صوري است؛ يعني اثري از آلت جنس مخالف نيست، بلکه فقط يک جراحي صوري انجام مي گيرد و چيزي شبيه آلت جنس مخالف ظاهر مي گردد؛ اين کار حرام است و بايد بشدّت از آن پرهيز نمود. و اگر ازدواجي بر اساس آن صورت گيرد حرام و باطل است و حدّ شرعي دارد.
ولي گاه واقعي است، يعني با جراحي کردن عضو تناسلي مخالف ظاهر مي گردد، اين کار ذاتاًَ جايز است و محذور شرعي ندارد، مخصوصاً در مواردي که آثار جنس مخالف در او باشد؛ اما چون اين جرّاحي نياز به لمس و نظر دارد، تنها در موارد ضرورت جايز است.
آيت‌الله فاضل لنکراني: افرادي که دوجنسي و به اصطلاح خنثي هستند تغيير و يا اصلاح جنسيت در آنان اشکالي ندارد و در برخي از موارد واجب است. در خنثي مشکل چنانچه ابقاء آن موجب عسر حرج و يا اختلالات رواني باشد و تنها با معالجه و عمل جراحي درمان يابد با وجود امکانات مالي اين عمل واجب است و در چنين فرضي حرمت نظر و لمس به جهت وجود ضرورت و اضطرار برطرف مي‌شود و خلاصه آنکه در مورد خنثي مشکل به جهت لزوم معالجه و رفع عسر و حرج مي‌توان فتوا به جواز و با وجود برخي از قيود فتوا به وجوب داد. در خنثي غيرمشکل از طريق ادله جواز معالجه و درمان مي‌توان جواز آن را استفاده کرد.
اما در غير اين دو مورد، يعني جايي که کسي کاملاً مرد است و بخواهد تغيير جنسيت دهد و به زن تبديل شود و يا بالعکس مي‌توان بر فرض امکان آن گفت گرچه دليل واضحي بر منع نيست اما با استناد به مذاق شرع مي‌توان آن را ممنوع دانست. براي فقيه روشن است که شارع عملي را که موجب بروز مشکلات شود و اختلال در نکاح و نسب و از اين قبيل را به دنبال داشته باشد راضي به آن نيست و علاوه ادله معالجه و ضرورت آن به هيچ وجه جريان ندارد.
در موردي که کسي خنثي غيرمشکل است و امارات و قرائن شرعي يکي از دو عنوان رجوليت و انوثيت را معين کرده است علاوه بر اينکه مي‌تواند با عمل جراحي احتمال مقابل را زائل کند نيز مي‌تواند احتمال مقابل را تقويت و برخلاف آنچه که قرائن شرعي بر آن است را نتيجه بگيرد و اين مورد هم داخل در ادله معالجه و ضرورت معالجه و درمان قرار مي‌گيرد و بر طبق اين ادله فرقي نمي‌کند که نتيجه معالجه چه باشد.
حكم داشتن رابطه دوستى با افراد دوجنسيتي:
آية الله خامنه اي(دام ظلّه): اگر محرز باشد واقعاً دو جنسى است اصل ارتباط و معاشرت با وى اشكال ندارد ولكن بايد از آنچه كه در معاشرت مرد با زن و زن با مرد شرعاً حرام است از قبيل لمس و نظر حرام و مانند آن اجتناب نمايد.
احکام شرعي فرد دوجنسيتي:
امام خميني(ره): فرد تراجنسي در صورتي که به تاييد پزشک معتمد رسيده باشد و از هويت خود مطمئن باشد واجب است تا احکام شرعي خود را بر اساس جنس جديد انجام دهد حتي اگر جراحي نکرده باشد. اما تا زماني که جراحي خود را تکميل نکرده باشد به عنوان جنس جديد شناخته نمي شود و مسائلي مانند ازدواج، انحصار وراثت و… بر اساس جنس فعلي مي باشد.
گردآوري: بخش مذهبي بيتوته


خبرگزاری آريا – آشنايي با احکام و دعاي عقيقه


آشنايي با احکام و دعاي عقيقه

خبرگزاري آريا –
عقيقه,عقيقه چيست,عقيقه براي کودک عقيقه هفت روز پس از تولد فرزند‌ بايد انجام شود
عقيقه از سنن اسلامي است که هفت روز پس از تولد فرزند‌، به جهت حفظ او از بلاها، حيواني را قرباني مي‌کنند. احاديث بسياري در مورد قرباني کردن در روز هفتم تولد حسن و حسين توسط پيامبر اسلام وجود دارد. براساس اين سنت، نمي‌توان پول حيوان قرباني را صدقه داد و اگر حيوان در دسترس نبود بايد صبر کرد.
عقيقه چيست؟
عَقيقه، به سنت قرباني کردن در روز هفتم ولادت فرزند، براي حفظ او از بلاها گفته مي‌شود. بنابر احاديث، عقيقه از سنت‌ها و سيره مورد تأکيد معصومين بوده است. عقيقه احکام و آدابي در زمينه نحوه انتخاب حيوان، چگونگي ذبح و شرايط مصرف گوشت آن دارد.
عقيقه براى فرزند مستحبّ مؤكّد است، البتّه براى كسانى كه قادر بر آن باشند و بعضى از علما آن را واجب مى‌دانند و بهتر آن است كه در هفتمين روز تولّد فرزند انجام شود واگر انجام نشود تا زمان بلوغ فرزند بر پدر وبعد از بلوغ تا آخر عمر بر خودش مستحبّ است.
اهمّيّت عقيقه:
در احاديث معتبر فراوانى آمده است كه: عقيقه بر كسى كه صاحب فرزندى شود واجب است (ولى حق آن است كه جزءِ مستحبّات مؤكّد است).
فلسفه و زمان عقيقه:
۱٫ در احاديث بسيارى آمده است كه فرزند در گرو و رهن عقيقه است. يعنى اگر عقيقه نشود در معرض انواع بلاها خواهد بود.
۲٫ در حديثى معتبر از امام صادق عليه السلام مى‌خوانيم كه فرمود: «هرگاه پسر يا دخترى متولّد شد روز هفتم برايش گوسفند يا شترى عقيقه كن وهمان روز برايش نام (نيكى) انتخاب بنما وموهاى سرش را بتراش و به وزن موهايش طلا يا نقره صدقه بده».
۳٫ حضرت رضا عليه السلام فرمود: «پيامبر بزرگوار اسلام صلي الله عليه و آله در روز ولادت امام حسن و امام حسين عليهم السلام در گوش آنان اذان گفت و حضرت فاطمه سلام الله عليها در روز هفتم ولادت آن بزرگواران برايشان عقيقه كرد و ران گوسفند را به همراه يك اشرفى به قابله داد».
شرايط عقيقه:
عقيقه اگر شتر باشد بايد پنج ساله يا بيشتر و اگر بز باشد يك ساله يا بيشتر و اگر گوسفند باشد حدّاقل شش ماهه يا بيشتر واگر هفت ماه تمام باشد بهتر است ومى‌بايست بيضه‌اش را نكشيده بلكه نكوبيده باشند. ومغز شاخش شكسته نباشد وگوشش را نبريده باشند وكور وزياد لاغر نباشد ولنگ نباشد به حدّى كه راه رفتن برايش مشكل باشد.
(ولى) در حديثى معتبر آمده است كه امام صادق عليه السلام فرمود: «عقيقه همچون قربانى نيست وشرايط آن را ندارد، بنابراين هر گوسفندى باشد كفايت مى‌كند، زيرا هدف گوشت آن است هر چند اگر چاق‌تر باشد بهتر است». (واين نشان مى‌دهد كه بيان اوّل به جنبه‌هاى مستحبّى نظر دارد).
عقيقه,عقيقه کردن,عقيقه براي کودک عقيقه اگر گوسفند باشد حدّاقل شش ماهه يا بيشتر باشد
دعاى هنگام ذبح گوسفند
۱٫ در حديثى معتبر آمده است كه امام صادق عليه السلام فرمود: «به هنگام ذبح گوسفند اين دعا را بخوانيد: بِسْمِ اللهِ وَبِاللهِ، اَللّهُمَّ عَقيقَةٌ عَنْ فُلانٍ (به جاى فلان، نام كسى را بگويد كه برايش عقيقه مى‌كنند) لَحْمُها بِلَحْمِهِ وَدَمُها بِدَمِهِ وَعَظْمُها بِعَظْمِهِ اَللّهُمَّ اجْعَلْها وِقاءَ آلِ مُحَمَّدٍ».
۲٫ در حديثى ديگر آمده است كه خواندن اين دعا را سفارش فرمود: «بِسْمِ اللهِ وَبِاللهِ وَالْحَمْدُ للهِِ وَاللهُ اَكْبَرُ، ايمانآ بِاللهِ، وَثَناءً عَلى رَسُولِ اللهِ، وَالْعِصْمَةُ لاِمْرِهِ، والشُّكْرُ لِرِزْقِهِ، وَالْمَعْرِفَةُ بِفَضْلِهِ عَلَيْنا اَهْلَ الْبَيْتِ».
سپس اگر فرزند پسر باشد بگويد: «اَللّهُمَّ اِنَّکَ وَهَبْتَ لَنا ذَكَرآ وَاَنْتَ اَعْلَمُ بِما وَهَبْتَ وَمِنْکَ ما اَعْطَيْتَ وَكُلُّ ما صَنَعْنا فَتَقَبَّلْهُ مِنّا عَلى سُنَّتِکَ وَسُنَّةِ نَبِيِّکَ وَرَسُولِکَ صلي الله عليه و آله وَاخْسَأْ عَنَّا الشَّيْطانَ الرَّجيمِ لَکَ سَفَكْتُ الدِّماءَ لا شَريکَ لَکَ وَالْحَمْدُ للهِِ رَبِّ الْعالَمينَ. اَللّهُمَّ لَحْمُها بِلَحْمِهِ وَدَمُها بِدَمَهِ وَعَظْمُها بِعَظْمِهِ وَشَعْرُها بِشَعْرِهِ وَجِلْدُها بِجِلْدِهِ اَللّهُمَّ اجْعَلْها وِقاءً لِفُلانِ بْنِ فُلانٍ وبه جاى فلان بن فلان نام كسى كه برايش عقيقه شده وپدرش را ببرد».
۳٫ در روايت معتبر ديگرى آمده است كه امام صادق عليه السلام اين دعا را به هنگام ذبح كردن عقيقه سفارش كرد: «يَا قَوْمِ اِنِّى بَرِىءٌ مِمَّا تُشْرِكُونَ اِنِّى وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذِى فَطَرَ السَّمَـوَاتِ وَالاَْرْضَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ إِنَّ صَلاَتِى وَنُسُكِى وَمَحْيَاىَ وَمَمَاتِى لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ لاَ شَرِيکَ لَهُ وَبِذلِکَ أُمِرْتُ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ اَللّهُمَّ مِنْکَ وَلَکَ، بِسْمِ اللهِ وَبِاللهِ وَاللهُ اَكْبَرُ، اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَتَقَبَّلْ مِنْ فُلانٍ وبه جاى فلان، نام فرزند را ببرد سپس گوسفند را سر ببرد».
حكم ماليدن خون عقيقه بر نوزاد
در احاديث بسيار از ماليدن خون عقيقه بر سر نوزاد نهى شده واين كار از خرافات جاهليّت شمرده شده است.
چگونگي تقسيم عقيقه:
مستحب است بعد از سر بريدن عقيقه، استخوان‌هايش را نشکنند، بلکه از بندها جدا کنند، ولي استحباب دفن کردن استخوان‌هاى عقيقه و بعضى از کارهايى که در بعضى جاها مرسوم و معروف است، ثابت نشده و مدرکى ندارد.
مستحب است يک ران يا يک سوم و يا يک چهارم گوسفند را به قابله دهند، اگر قابله مادر بزرگ پدري نوزاد باشد، يا از افراد تحت تکفّل وي باشد، چيزي به قابله داده نمي‌شود، و اگر فرزند بدون قابله متولد شد، آن‌را به مادر فرزند مي‌دهند و مادر آن‌را به هر کسي که خواست مي‌دهد و بقيّه گوشت را بين مؤمنان نيازمند تقسيم کنند، اما بهتر آن است که بقيّه را لااقل با آب و نمک بپزند و گوشت آن را حدّاقل به ده نفر از مؤمنان، اطعام کنند هر قدر بيشتر باشند داراي فضيلت بيشتر است.
سنّت است که پدر و مادر و هر کسي که خرجش به عهده پدر آن طفل است و عيال او محسوب مي‌شوند – مانند فرزندان – از گوشت عقيقه نخورند، همچنين بهتر آن است که از طعامي که در آن پخته باشد نخورند، و خوردن مادر از آن گوشت کراهت بيشتري دارد اما اشکالي ندارد که مادر از گوشت عقيقه به همسايه فقيرش بدهد.
خوب است تراشيدن موي سر فرزند و صدقه دادن به طلا يا نقره، به وزن آن موها و عقيقه نمودن در روز هفتم هم زمان، انجام شود، ولي مستحب است که اوّل، سر فرزند را بتراشند و بعد عقيقه انجام دهند.
گردآوري: بخش مذهبي بيتوته
islamquest.net
hadana.ir


خبرگزاری آريا – احکام نماز قضاي پدر و مادر


احکام نماز قضاي پدر و مادر

خبرگزاري آريا –
احکام نماز قضاي پدر و مادر,نماز قضاي پدر و مادر,نماز قضاي پدر نماز قضاي پدر بعد از فوت بر پسر بزرگ واجب مي باشد
طبق نظر اکثر فقها نماز و روزه قضاي پدر بر پسر بزرگ تر واجب است؛ يعني بر پسر بزرگ تر واجب است نماز و روزه هاي فوت شده پدر را بعد از مرگش يا خود انجام دهد يا کسي
شرايط واجب شدن نماز قضاي پدر بر پسر بزرگتر
شرط اول: پدر نماز را از روي عذر ترک کرده باشد
در صورتي نماز قضاي پدر بر پسر بزرگتر، بنابر احتياط، واجب است که پدر آن را از روي عذر ترک کرده باشد، مثل اينکه فراموش کرده يا خواب مانده باشد يا آنکه نمازهايي که خوانده به دليل ندانستن مسأله شرعاً باطل باشد و اين در حالي بوده که وي در فراگيري مسأله کوتاهي نکرده باشد (جاهل قاصر باشد)؛ اما چنانچه نمازهايي را عمدا ترک کرده يا به علّت ندانستن مسأله‌اي که در فراگيري آن کوتاهي کرده نمازش باطل بوده، قضاي آن بر پسر بزرگتر واجب نيست.
شرط دوّم: پدر در زمان حيات توانايي انجام قضاي نماز را داشته باشد
اگر پدر نمي‌توانسته قضاي نماز را – هرچند با عمل به وظيفه نماز اضطراري مثل نماز نشسته يا خوابيده براي کسي که نمي‌تواند ايستاده نماز بخواند – انجام دهد و در همان حال ناتواني فوت شده است، قضاي آن بر پسر بزرگتر واجب نيست.
شرط سوم: پدر وصيّت نکرده باشد که براي او اجير بگيرند
اگر ميّت وصيّت كرده باشد كه براي نماز او اجير بگيرند، چنانچه وصيت او نافذ باشد، مثل اينکه از ثلث مالش وصيّت کرده باشد، بر پسر بزرگتر قضاء واجب نيست و واجب است مطابق با وصيّت براي خواندن نمازهاي قضاي او اجير بگيرند.
شرط چهارم: پسر بزرگتر هنگام وفات پدر، مجنون يا نابالغ نباشد
اگر پسربزرگتر موقع مرگ پدر، نابالغ يا ديوانه باشد، وقتي كه بالغ شد يا عاقل گرديد، بر او واجب نيست نماز پدر را قضاء نمايد.
شرط پنجم: پسر بزرگتر شرعاً از ارث بردن ممنوع نباشد
اگر پسر بزرگتر به علّت يکي از اسباب محروم شدن از ارث مثل قتل پدر، شرعاً ارث نبرد، خواندن نمازهاي قضاي پدر بر او واجب نيست.
شرط ششم: پسر بزرگتر معلوم باشد
اگر معلوم نباشد كه پسر بزرگتر كدام فرد است، قضاي نماز پدر بر هيچ كدام از پسرها واجب نيست؛ ولي احتياط مستحب آن است كه نماز او را بين خودشان قسمت كنند يا براي انجام آن قرعه بزنند.
منظور از پسر بزرگتر، بزرگ‌ ترين پسري است که در هنگام وفات و مرگ پدر زنده باشد. بنابراين به عنوان مثال، پدري که دو پسر دارد، ولي پسر بزرگترش در حال حيات پدر، فوت شده، هنگامي که پدر مي‌‌ميرد پسر ديگر وي که زنده است، پسر بزرگتر محسوب مي‌‌شود.
احکام نماز قضاي پدر و مادر,نماز قضاي پدر و مادر,نماز قضاي پدر نماز قضاي مادر بعد از فوت بنابر احتياط بر پسر بزرگتر واجب مي باشد
سوالات مطرح شده در مورد نماز قضاي پدر و مادر
۱- آيا نماز قضاى مادر بر پسر بزرگ واجب است؟
بنابر احتياط، واجب است.
۲- در صورتى كه انسان، مقلّد مجتهدى باشد كه قضاى نمازهاى فوت شده ى مادر را واجب مى داند و در زمان تقليد از آن مجتهد، مادر از دنيا برود و قضاى نماز و روزه ى او را پسر انجام ندهد و بعدا به علّت فوت آن مجتهد، رجوع به مجتهد حىّ كند و آن مجتهد زنده قضاى نماز مادر را واجب نداند، وظيفه ى فرد مكلّف چيست؟
تقليد با عمل كردن به فتوى محقّق مى شود.
۳- پسر بزرگ ترى كه پدرش بيش از ۳۰ سال نماز و روزه ى فوت شده دارد، چگونه قضاى آن ها را به جا آورد، در حالى كه خودش توانايى انجام آن را نداشته و از نظر مالى هم توانايى براى اجير گرفتن ندارد؟
تا هر مقدار را كه توانايى دارد، بدون سختى و مشقت به جا آورد و هم چنين به قدر توانايى اجير بگيرد.
۴- آيا قضاى نماز و روزه پدربزرگ و مادربزرگ، در صورتى كه پسر آن ها، آن قضاها را انجام نداده باشد بر نوه واجب است؟
واجب نيست.
۵- آيا خواندن نماز قضاى پدر، اگر پسر بزرگ نداشته باشد بر دختر واجب است؟
ج. واجب نيست.
۶- اگر فرزند اوّل در سنين كودكى فوت كند، آيا فرزند دوّم كه اكنون ارشد و بزرگ تر است، بعد از مرگ پدر و مادر واجب است قضاى نماز آن ها را به جا آورد؟
هر پسرى كه هنگام مرگ پدر و مادر، فرزند ارشد است، بر او واجب است نماز را قضا نمايد.
۷- فرزند اوّل ميّت دختر است و فرزند دوّم پسر است. آيا بر اين پسر، ولد اكبر صدق مى كند؟
صدق مى كند.
۸- اگر پدرى دو پسر بزرگ از دو زن داشته باشد، بر كدام يك خواندن نماز قضا واجب است؟
اگر آن دو پسر در سنّ مساوى باشند، نمازهاى قضا شده پدر تقسيم مى شود و هر كدام از آن دو پسر به صورت مساوى آن را قضا مى كنند و مقدار باقى مانده كه قابل تقسيم نباشد به صورت وجوب كفايى بر آن دو واجب است.
۹- پسرى كه به تكليف نرسيده، مى تواند نماز قضاى پدر و مادر را بخواند؟
بر او واجب نيست؛ ولى اگر قدرت تشخيص خوب و بد را داشته باشد، بنابر شرعيّت عبادات او، اگر بخواند، صحيح است و نمازهايى را كه خوانده به عنوان نماز پدر و مادر حساب مى شود.
۱۰- متوفى وصيّت نموده كه ۳۱ اموال او را صرف نماز و روزه كنند و براى او پنج سال نماز و روزه بگيرند. اگر ورثه يا وصىّ عمل به وصيت نكردند، وظيفه ى پسر بزرگ چيست؟ و بر فرض عمل به وصيّت، اگر احتمالاً نماز و روزه قضاى او بيش از پنج سال بود، وظيفه چيست؟
آن چه را كه اضافه بر پنج سال، پسر بزرگ يقين به قضا شدن آن دارد، بايد قضا نمايد. هم چنين اگر ورثه يا وصىّ در عمل به وصيّت معصيت كنند.
۱۱- شخصى مدّت چند سال فلج بوده و اكثرا در حال استراحت به سرمى برده است، و افرادى كه به عيادت او مى رفتند و سلام مى كردند، صورت و لب خود را حركت مى داده است و قادر به سخن گفتن نبوده و در اين مدّت بيشتر اوقات نماز نخوانده است. آيا قضاى نمازهاى او بر پسر بزرگ تر واجب است، با اين كه قادر بر سخن گفتن نبوده است؟
بله، قضاى آن نمازها بر پسر بزرگ واجب است. حتّى آن نمازهايى را كه در اين مدّت خوانده، ولى بر طبق وظيفه اش در آن حال رفتار نكرده است نيز بايد قضا نمايد.
۱۲- شخصى كه عمدا و از روى گناه نماز نمى خوانده، آيا قضاى آن ها توسّط پسر بزرگ تر، براى ميّت هم فايده اى دارد؟
ج. در هر صورت پسر بزرگ تر بايد ترك احتياط نكند و به وظيفه عمل كند و اميد است براى ميّت هم مفيد باشد و از رحمت خداوند بهره ببرد.
۱۳- اگر ادرار بيمارى كه پسر بزرگ خانواده مى باشد، قطره قطره بيرون آيد و از بيرون آمدن مدفوع نمى تواند جلوگيرى نمايد، آيا با وجود اين بيمارى، قضاى نماز و روزه پدر بر عهده او مى باشد؟
آن چه بر عهده او است اعمّ است از اين كه خودش انجام دهد و يا اجير بگيرد و در صورتى كه خودش انجام مى دهد با نمازهاى خود او فرقى ندارد.
۱۴- اگر يقين دارند كه پسر بزرگ تر، قضاى نماز و روزه هاى ميّت را به جا نمى آورد، چه كنند؟
بنابر احتياط واجب، با رضايت ورثه، از ارث ميّت، براى نمازها اجير بگيرند.
۱۵- نماز پدر و مادر بر پسر بزرگ تر واجب است، امّا او نمى تواند ايستاده نماز بخواند، در اين باره چه وظيفه اى دارد؟
ج. بايد بنا به وظيفه اش ـ نماز نشسته ـ آن ها را به جا آورد، گرچه احتياط مستحب اين است كه در صورت توانايى، ديگرى را براى نمازهاى پدر و مادر اجير كند.
۱۶- اگر پدر و مادر نمازشان را غلط خوانده اند، آيا بايد پسر بزرگ تر آن ها را قضا نمايد؟
ج. بله، بايد قضا كند، البته در قضاى نمازهاى مادر بنابر احتياط است.
۱۷- كسى فقط يك خانه از او مانده كه فرزندش در آن زندگى مى كند. آيا واجب است آن را بفروشيم و براى نماز و روزه اش اجير بگيريم؟
ج. اگر پسر بزرگ ندارد و كسى هم نيست كه آن ها را به جا آورد، واجب است از همان خانه و محل فروش آن بدهند.
۱۸- با توجه به اين كه در سن دو سالگى پدرم فوت كرد، آيا قضاى نماز و روزه او بر من واجب است؟
ج. وقتى بالغ شديد، بر شما واجب است.
۱۹- پدرم با اين كه نمازهاى زيادى از او فوت شده، اما وصيت كرده برايش هيچ نماز قضايى به جا نياوريم، وظيفه ى ما چيست؟
وصيت او اعتبار ندارد و احتياط، وظيفه ى شما است.
۲۰- اگر پسر بزرگ تر هنگام فوت پدر، ديوانه باشد، قضاى نماز پدر و مادر به عهده ى چه كسى است؟
هر وقت عاقل شد، بايد به جا آورد.
۲۱- شخصى وصيت كرده ثلث مالش را صرف نماز و روزه ى قضا نمايند. با ثلث مالش مى توان ۸۰ سال برايش نماز و روزه گرفت. در حالى كه اين شخص ۵۰ سال بيشتر عمر نكرده است. وظيفه ى ما را بيان فرماييد؟
اگر ۸۰ سال را خود او تعيين كرده، بايد به وصيت او عمل شود، چون شايد نماز و روزه هاى ديگران برگردن او بوده است و اگر وصيّت متعارف بوده و مقصود او صرف نماز و روزه از ثلث بوده، زيادى از آن، مال ورثه و اگر وصيّت به كلّ ثلث بوده زيادى در خيرات مصرف مى شود.
گردآوري: بخش مذهبي بيتوته
bahjat.ir
sistani.org


افزایش صدور احکام مجازات‌های جایگزین حبس



خبرگزاری ایسنا: دادستان عمومی و انقلاب تهران از افزایش صدور احکام مجازات‌های جایگزین حبس، خبر داد.

عباس جعفری دولت آبادی به صداوسیما، گفت: در قانون مجازات اسلامی، بخشی به استفاده از مجازات های جایگزین حبس اختصاص یافته که رییس قوه قضاییه نیز، دستورالعمل های لازم را دراین زمینه، ابلاغ کرده است.

وی گفت: تاکید قوه قضاییه بر این است؛ برای جرایمی که اولین بار در حوزه مسائل اجتماعی رخ می دهد از احکام جایگزین حبس استفاده شود.

وی تاکید کرد: اعمال مجازات جایگزین حبس، هم به کاهش جمعیت زندان ها کمک می کند و هم فرصت بازگشت مجدد مجرمان را به جامعه فراهم می سازد که شرایط اعمال آن در قانون مجازات اسلامی مشخص شده است.

دادستان تهران اظهار کرد: صدور احکام جایگزین حبس نسبت به سال‌های گذشته در سال ۹۶ بهبود و افزایش داشته است.


خبرگزاری آريا – احکام نماز ميت


احکام نماز ميت

خبرگزاري آريا –
نماز ميت,احکام نماز ميت,مستحبات نماز ميتنماز ميت را بايد ايستاده و با قصد قربت بخواند
احکام نماز ميت چيست؟
نماز مَيّت از نمازهاي واجب است که بر جنازۀ شخص مسلمان خوانده مي‌شود. نماز ميت از پنج تکبير تشکيل شده است و پس از هر تکبير، جز آخرين تکبير، دعا و ذکرهاي خاصي دارد. اين نماز را بايد ايستاده خواند.
نماز ميت
نماز ميت، رکوع، سجود، تشهد و سلام ندارد و براي خواندن آن نيازي به وضو، غسل، تيمم يا پاکي بدن نيست هرچند رعايت شرايط ساير نمازهاي واجب بهتر است. نماز ميت را مي‌توان به جماعت خواند، هرچند خود مأمومين لازم است تکبيرها و دعاها را بخوانند.
نماز ميت، واجب کفايي است. پس از اينکه فردي از مسلمانان از دنيا رفت بر ساير پيروان اين دين واجب است که متوفا را غسل داده، پس از کفن کردن بر او نماز ميت بخوانند و او را دفن کنند. اگر فردي اقدام به اين کارها کرد، وجوب از بقيه افراد ساقط مي‌شود.
احكام نماز ميت
* واجب است بر هر ميّت مسلمان و بالغ نماز بخوانند و بر بچّه نابالغ اگر كمتر از شش سال نداشته باشد نيز احتياط واجب آن است كه نماز بخوانند.
* نماز ميت بايد بعد از غسل و حنوط و كفن كردن خوانده شود و اگر پيش از اين ها، يا در بين اينها بخوانند باطل است، هرچند از روي فراموشي يا ندانستن مسأله باشد.
* در نماز ميت، وضو و غسل يا تيمّم و پاك بودن بدن و لباس شرط نيست; ولي احتياط مستحب آن است كه تمام اموري را كه در نمازهاي ديگر لازم است رعايت كنند.
* واجب است نماز ميّت را رو به قبله بخوانند و نيز احتياط واجب آن است كه ميّت را مقابل نمازگزار به پشت بخوابانند بطوري كه سر او به طرف راست نمازگزار و پاي او به طرف چپ نمازگزار باشد.
* مكان نمازگزار بايد از جاي ميت پست تر و بلندتر نباشد، ولي مختصر پستي و بلندي اشكال ندارد، همچنين نمازگزار نبايد از ميّت دور بايستد، ولي كساني كه به جماعت مي خوانند اگر دور باشند و به صف اتّصال داشته باشند اشكالي ندارد.
* نمازگزار بايد در مقابل ميّت بايستد و پرده و ديواري حائل نباشد، ولي گذاردن ميّت در تابوت و مانند آن، اشكال ندارد.
* نماز ميت را بايد ايستاده و با قصد قربت بخواند و در موقع نيّت، ميّت را معيّن كند مثلاً نيّت كند «نماز مي خوانم بر اين ميّت قربة الي اللّه» و اگر كسي نباشد كه بتواند نماز ميّت را ايستاده بخواند بايد نشسته بر او نماز خواند.
* هرگاه ميّت وصيّت كرده شخص معيّني بر او نماز بخواند، عمل به وصيّت او واجب است و لازم نيست از ولي اجازه بگيرد، هرچند احتياط مستحب آن است كه اجازه بگيرد.
* مكروه است بر ميّت چند مرتبه نماز بخوانند، بلكه اگر يك نفر چند مرتبه بخواند محلّ اشكال است، ولي اگر ميّت اهل علم و فضل و تقوا باشد مكروه نيست.
* هرگاه ميّت را عمداً يا از روي فراموشي يا به جهت عذري بدون نماز دفن كنند، يا بعد از دفن معلوم شود نمازي كه بر او خوانده شده باطل بوده است، واجب است با همان ترتيب به قبرش نماز بخوانند.
طريقه خواندن نماز ميت
نماز ميت,احکام نماز ميت,مستحبات نماز ميت واجب است نماز ميّت را رو به قبله بخوانند
* نماز ميت پنج تكبير دارد و اگر نمازگزار پنج تكبير به اين ترتيب بگويد كافي است:
بعد از نيت و گفتن تكبير اول بگويد:
أشْهَدُ أنْ لا إِلهَ إلاَّ اللهُ وَأنَّ مُحَمَّداً رَسوُلُ الله
بعد از تكبير دوم بگويد:
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد
و بعد از تكبير سوم بگويد:
اَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ
و بعد از تكبير چهارم، اگر ميت مرد است بگويد:
اَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِهذا الْمَيِّتِ
و اگر زن است بگويد:
اَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِهذِهِ الْمَيِّتِ
و بعد تكبير پنجم را بگويد و بهتر است بعد از تكبير اول بگويد:
أشْهَدُ أنْ لا إِلهَ إلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ وَأَشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسوُلُهُ أَرْسَلَهُ بِالْحَقِّ بَشْيراً وَنَذِيراً بَيْنَ يَدَي السَّاعَةِ
و بعد از تكبير دوم بگويد:
اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَبَارِكْ عَلي مُحَمَّد وَآلَ مُحَمَّد وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَآلَ مُحَمَّد كَأفْضَلِ مَا صَلَّيْتَ وَبَارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ عَلي إبْرَاهِيمَ وآلِ إِبْرَاهِيم إنَّك حَمِيدٌ مَجِيدٌ وَصَلِّ عَلي جَمِيعِ الأَنْبِيَاءِ والْمُرْسليِنَ وَالشُّهَداءِ وَالصِّدّيقِينَ وَجَمِيعِ عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِين.
و بعد از تكبير سوم بگويد:
اَلّلهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنينَ وَالْمُؤْمِناتِ وَالْمُسْلِمينَ وَالْمُسْلِماتِ الأَْحْيَاءِ مِنْهُمْ وَالأَْمْوَاتِ تَابِع بَيْنَنَا وَبَيْنَهُمْ بِالْخَيْرَاتِ إِنَّكَ مُجِيبُ الدَّعَوَاتِ إِنَّكَ عَلي كُلَّ شَيْء قَدِير.
و بعد از تكبير چهارم اگر ميت مرد است، بگويد:
اَلّلهُمَّ إِنَّ هَذَا عَبْدُكَ وَابْنُ عَبْدِكَ وَابْنُ أمَتِكَ نَزَلَ بِكَ وأَنْتَ خَيْرُ مَنْزُول بِه اَلّلهُمَّ إنَّا لاَ نَعْلَمُ مِنْهُ إلاَّ خَيْراً وَأَنْتَ أَعْلَمُ بِه مِنَّا اَلّلهُمَّ إِنْ كَانَ مُحْسِناً فَزِدْ في إِحْسَانِه وَإنْ كَانَ مُسِيئاً فَتَجَاوَزْ عَنْه وَاغْفِرْ لَهُ. اَلّلهُمَّ اجْعَلْهُ عِنْدَكَ في أعْلي عِلِّيِّينَ وَاخْلُفْ عَلي أهْلِهِ في الغَابِرِينَ وَارْحَمْهُ بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين.
و بعد تكبير پنجم را بگويد. ولي اگر ميت زن است بعد از تكبير چهارم بگويد:
اَلّلهُمَّ إِنَّ هَذَه أمَتُكَ وَابْنَةُ عَبْدِكَ وَابْنتُ أمَتِكَ نَزَلَتْ بِكَ وأَنْتَ خَيْرُ مَنْزُول بِه اَلّلهُمَّ إنَّا لاَ نَعْلَمُ مِنْهَا إلاَّ خَيْراً وَأَنْتَ أَعْلَمُ بِهَا مِنَّا، اَللّهُمَّ إِنْ كَانَتْ مُحْسِنَةً فَزِدْ في إِحْسَانِهَا وَإنْ كَانَت مُسِيئةً فَتَجَاوَزْ عَنْهَا وَاغْفِرْ لَهَا اَلّلهُمَّ اجْعَلْهَا عِنْدَكَ في أعْلي عِلِّيِّينَ وَاخْلُفْ عَلي أهْلِهَا في الغَابِرِينَ وَارْحَمْهَا بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِين.
* بايد تكبيرها و دعاها را طوري پشت سر هم بخواند، كه نماز از صورت خود خارج نشود.
* كسي كه نماز ميت را به جماعت مي‎خواند، بايد تكبيرها و دعاهاي آن را هم بخواند.
مستحبات نماز ميت
نماز ميت,احکام نماز ميت,مستحبات نماز ميت مستحب است نماز ميت را پا برهنه نماز بخواند
۱٫ كسي كه نماز ميت مي‎خواند با وضو يا غسل يا تيمم باشد و احتياط مستحب آن است كه در صورتي تيمم كند كه وضو و غسل ممكن نباشد،يا بترسد كه اگر وضو بگيرد، يا غسل كند به نماز ميت نرسد.
۲٫ اگر ميت مرد است، امام جماعت يا كسي كه فرادي بر او نماز مي‎خواند، مقابل وسط قامت او بايستد و اگر ميت زن است، مقابل سينه‎اش بايستد.
۳٫ مستحب است نماز ميت را پا برهنه نماز بخواند.
۴٫ براي خواندن نماز ميت مستحب است در هر تكبير دست‎ها را بلند كند.
۵٫ فاصله او با ميت به قدري كم باشد، كه اگر باد لباسش را حركت دهد به جنازه برسد.
۶٫ نماز ميت را به جماعت بخواند.
۷٫ امام جماعت تكبير و دعاها را بلند بخواند و كساني كه با او نماز مي‎خوانند آهسته بخوانند.
۸٫ در جماعت اگر چه مأموم يك نفر باشد، عقب امام بايستد.
۹٫ نمازگزار به ميت و مؤمنين زياد دعا كند.
۱۰٫ مستحب است پيش از نماز ميت سه مرتبه بگويد: «الصَّلاة».
۱۱٫ نماز را در جايي بخوانند كه مردم براي نماز ميت بيشتر به آنجا مي‎روند.
۱۲٫ زن حايض اگر نماز ميت را به جماعت مي‎خواند، در صفي تنها بايستد. خواندن نماز ميت در مساجد مكروه است ولي در مسجد الحرام مكروه نيست.
گردآوري: بخش مذهبي بيتوته
منابع:
mizanonline.com
namaz.iraviny.com