Tag Archives: بعد

حراج کلاه «ناپلئون» بعد از ۲۰۰ سال


خبرگزاری فارس: به نقل از فرانس پرس، کلاه دولبه که ناپلئون در نبرد معروف «واترلو» به سر داشت حالا ۲۰۰ سال پس از مرگش به حراج گذاشته می‌شود.

ناپلئون عادت داشت کلاه دولبه سر کند تا اینکه از کلاه‌های نوک‌دار در جلو و عقب استفاده کند و همین نوع کلاه او را از مسافت‌های خیلی دور در نبرد برای همه قابل شناسایی می‌کرد.

نکته جالب اینکه طی ۱۵ سالی که ناپلئون بناپارت در راس قدرت بود حدود ۱۲۰ کلاه دولبه بر سر گذاشت که همه توسط کلاه‌دوزان فرانسوی موسوم به «پوپارد» دوخته می‌شدند. در حال حاضر از آن تعداد کلاه تنها تعداد اندکی در موزه‌ها موجود است که اصالت آن‌‌ها متعلق به ناپلئون بُناپارت است.

حراج کلاه «ناپلئون» بعد از ۲۰۰ سال

اِتیَن باسِک مسول حراجی لیون فرانسه در مورد این کلاه گفت:”این کلاه از جنبه تاریخ مرتبط و نیز اندازه سر ناپلئون، اصالت آن را تایید می‌کند. هرچند محل تولید این کلاه به درستی مشخص نیست لیکن اسناد مربوط به این کلاه که در جنگ واترلو سال ۱۸۱۵ به صورت غنیمت جنگی به یک سرهنگ هلندی رسیده موجود است.

چهار سال پیش کلاهی شبیه کلاه ناپلئون که دارای دو لبه در طرفین بود مربوط به خاندان سلطنتی موناکو در یک حراجی به مبلغ ۱ میلیون و ۹۰۰ هزار یورو معادل ۲ میلیون و ۲۰۰ هزار دلار به «هاریم» مالک شرکت بزرگ محصولات غذایی و کشاورزی کره جنوبی فروخته شد.

در حراجی که پس فردا دوشنبه برای این کلاه برگزار خواهد شد انتظار می‌رود این کلاه به مبلغ ۳۰ تا ۴۰ هزار یورو به فروش برسد و قیمت نسبتا پایین این پیش‌بینی به دلیل عدم نگهداری مناسب و آسیب‌هایی است که به این کلاه وارد شده و در بسیاری بخش‌ها خوردگی و خشکی جنس چرم آن به چشم می‌خورد و بصورت مناسب از آن نگهداری به عمل نیامده است و همین باعث پایین آمدن قیمت پیش‌بینی فروش ْآن می‌گردد. با این وجود همیشه رقم‌هایی بسیار بالاتر از پیش‌بینی کارشناسان در حراجی متعلقات ناپلئون پرداخت می‌شود.

در ماه نوامبر گذشته یک برگ از جنس طلا که برای روی تاج ناپلئون در سال ۱۸۰۴ کار شده بود تنها با وزن ۱۰ گرم در یک حراجی به مبلغ ۶۲۵ هزار یورو به فروش رسید.


حضور محمدرضا گلزار در تلویزیون بعد از ۱۰ سال


باشگاه خبرنگاران جوان: احسان علیخانی در بیست و ششمین برنامه «ماه عسل» میزبان محمدرضا گلزار بازیگر مطرح و پر طرفدار سینما بود، علیخانی پیرامون این روزهای گلزار سوال کرد و او در پاسخ گفت: مشغول فیلمبرداری سریال «ساخت ایران» هستیم و بعد از ۱۰ روز دیگر کار من به پایان می رسد.

گلزار درباره برنامه «ماه عسل» عنوان کرد: حضور من در برنامه های تلویزیونی به دلیل کمبود زمان بسیار کم است، به عقیده من معدل «ماه عسل» بسیار بالاست و من امروز با افتخار در خدمت شما هستم. من آخرین بار سال ۸۸ در برنامه سال تحویل رضا رشیدپور حضور پیدا کردم و دیگر در تلویزیون برنامه‌ای نداشتم.

مسابقه ۱۰۰ میلیونی محمدرضا گلزار در تلویزیون

علیخانی درباره چهل سالگی گلزار سوال کرد و گلزار در پاسخ گفت: ۴۱ ساله شدم و از سال ۷۹ که بیست و سه ساله بودم به سینما آمدم و حالا حدود ۱۹ ساله در سینما حضور دارم.

بازیگر فیلم سینمایی «عاشقانه ها» درباره بحران چهل سالگی گفت: نمی توان اسم آن را بحران گذاشت، چون که هر رده سنی جذابیت و سختی خود را دارد و باید با آن کنار آمد. شرایط زندگی سخت تر می‌شود و به سختی زندگی نزدیک خواهید شد.

مسابقه ۱۰۰ میلیونی محمدرضا گلزار در تلویزیون

علیخانی گفت: یک چیز جالب درباره تو این است که خیلی حرف دیگران برای تو مهم نیست، یعنی ممکن است برای همه ما مهم باشد، شاید پذیرش آن سخت است که همه درباره ما نظر بدهند اما ما حق نداریم شبیه چیزی شویم که آنها دوست دارند، اما تو در واقع کاری که دوست داری را انجام می دهی؟

گلزار گفت: من کاری را که فکر کنم درست است، انجام می دهم، به هر حال قضاوت کردن کار روزمره جامعه است. اظهار نظر کردن با داوری خیلی متفاوت است و زمانی که نظری می دهم براساس حدس خودم است اما وقتی که قضاوت می کنم، باید جوابگو قضاوت ها نیز باشم.

علیخانی گفت: تو جزو آدم هایی هستی که در چند سال اخیر قضاوت شده‌ای حتی در سینما تو را به عنوان بازیگر دوست نداشتند و می‌گفتند به خاطر فیزیک و زیبایی آمده‌ای اما ایستادگی کردی و جایگاه خود را تثبیت کردی.

مسابقه ۱۰۰ میلیونی محمدرضا گلزار در تلویزیون

علیخانی در ادامه این گفتگو درباره حضور دوباره گلزار در حوزه موسیقی و همچنین اجرای برنامه تلویزیونی پرسید.

گلزار درباره برنامه خود که در شبکه سه سیما تدارک دیده است، تصریح کرد: برنامه‌ای را تدارک دیده‌ایم که در قالب مسابقه تلویزیونی بسیار پر انرژی و مهیج است. ما مدل ایرانی پر ببیننده‌ترین برنامه تلویزیونی تاریخ جهان را برای مردم آماده می کنیم؛ یک برنامه ایرانی را می سازیم که معادل خارجی پر بیننده ترین است.

وی ادامه داد: این برنامه کاملا کپی نیست، چون که ما سوالات ایرانی طراحی می کنیم که برای بالا بردن سطح فرهنگی جامعه است و تلاش می کنیم در سطح بالا کار شود. البته جایزه مالی برای نفر اول که بتواند به ۱۵ سوال من پاسخ بدهد ۱۰۰ میلیون تومان است، که در راستای سرانه مطالعه پایین می توانیم به آن کمک کنیم.

گلزار در خصوص جذابیت این مسابقه گفت: خود من چند سالی است این مسابقه را پیگیری می کنم و جزو طرفداران این مسابقه هستم، البته ما برای مسابقه خودمان زمان و هزینه از طرف سازمان صدا و سیما داشتیم که تا دو روز در هفته میزبان مردم از شبکه سه سیما با یک دکور جذاب باشیم.

بازیگر سینما در ادامه درخصوص بخش های مختلف این برنامه گفت: سعی خودم را می‌کنم کارهای مجریان را نگاه کنم؛ یک مقدار سخت است اما از عهده آن بر می‌آیم. ضبط برنامه را از دو هفته دیگر شروع خواهیم کرد و از یک ماه دیگر روی آنتن شبکه سه می رود، همچنین مردم از طریق اپلیکیشن می‌توانند با جواب دادن سوالات و به حد نصاب رسیدن امتیاز وارد مسابقه شوند.

علیخانی با اشاره به دوران دانشجویی و تست زدن کنکور نسل خودشان گفت و گلزار ادامه داد: من رتبه ۵ کنکور را کسب کردم و آن دوران درس عربی و معارف را در آموزشگاه ها تدریس می کردم.

در بخش دوم برنامه «ماه عسل» نفرات برتر جشنواره «قهرمان من» اعلام شد‌، علیخانی برای اعلام نفرات برتر هیجان خاصی را به شرکت کنندگان منتقل می کرد و در نهایت فیلم مستند کودکان سر پل ذهاب به عنوان فیلم اول و مستند سید علی از کاشمر فیلم دوم، و همچنین فیلم چوپان فداکار از پیرانشهر به عنوان فیلم سوم معرفی شد. البته مادری که پسرش را قهرمان خود می دانست و از آن فیلم درست کرده بود، نفر چهارم این رقابت رمضانی شد و به هر کدام جوایزی تعلق گرفت که عبدالعلی علی عسکری رئیس سازمان صدا و سیما به عنوان هدیه به گروه چهارم نفری ۵ میلیون تومان داد.

گفتنی است؛ در حاشیه این برنامه پس از اعلام اسامی نفرات برتر، کودکان زلزله زده سرپل ذهاب، از سر شوق اشک می ریختند و با جایزه‌ای که دریافت کردند، تصمیم گرفتند با پول آن خانه‎ای برای کودکان سرپل ذهاب بنا کنند.

 

 

در صورت پخش نشدن ویدئو بر روی تصویر زیر کلیک کنید.

 

مسابقه ۱۰۰ میلیونی محمدرضا گلزار در تلویزیون

 


انیمیشن کوتاه «کلاس بعد از ظهر» ‏


برترین‌ها- احسان درخشنده: در یک بعد از ظهر، در یک کلاسِ درسِ خواب‌آور، یک دانش‌آموزِ متعهد، تمام تلاش خود را به کار می‌بندد تا چُرت نزند اما… این خلاصه ای از انیمیشن «کلاس بعد از ظهر» اثر سئورو اوه (Seoro Oh) از کشور کره‌ی جنوبی است.

«سئورو اوه» در انیمیشن «کلاس بعد از ظهر»،‌ حرفِ دلِ بسیاری از محصلان و حتی معلمان و اساتید را زده است. واقعاً مقاومت در برابر میل و وسوسه‌ی شدیدِ خواب در ساعات گرمِ بعد از ظهر، کاری بسیار دشوار است. «اوه» در اثر خود، دشواری‌های این موضوع را با چاشنیِ کمدی و همچنین مقدار نسبتاً زیادی تخیل، به زیباییِ هر چه تمام به تصویر کشیده است.

به تمام محصلانی که مجبورند در کلاس‌های خسته‌کننده‌ی بعد از ظهر حضور یابند توصیه می‌کنیم این انیمیشنِ کمدی را ببینند.

در صورت باز نشدن ویدئو بر روی لینک زیر کلیک کنید

انیمیشن کوتاه «کلاس بعد از ظهر» ‏


شرایط کار بعد از انقلاب سخت شد


بخش‌هایی از مصاحبه خبرگزاری مهر با محمود دولت‌آبادی به بهانه چاپ کتاب «طریقه‌ی بسمل شدن» را بخوانید:

هنوز «روایت فتح» می‌بینم و اشک می‌ریزم

نگارش طریقه بسمل شدن

زمانی که این داستان را نوشتم، شصت و خرده‌ای سال داشتم، اگر چهل سالم بود صبر می‌کردم تا ده سال دیگر هم بگذرد؛ اما در آن شرایط سنی، با خودم فکر کردم که اگر الان انجام نشود، شاید دیگر بقایی در کار نباشد؛ این یک وجه ماجراست. اما وجه دیگر نگارش این رمان اتفاقاتی بود که از آن دوران تا الان ذهن مرا، همچون قطره‌ای محال‌اندیش درگیر کرده بود. از این نظر، بخشی از ماجرا برای من ارادی نبود؛ به این معنا که بنشینم و تصمیمی بگیرم و بعد نگارش کنم. انگیزه آن خیلی روشن بود. من همه مدت جنگ در ایران بودم، به جز سه نوبت که به خارج رفتم و در هر سه نوبت به من گفتند که این‌جا بمان. در آمریکا دعوت و همزمان یک بورس مهم پیشنهاد شد که زندگی‌ام را از این‌رو به آن‌رو می‌کرد. در سوئد و آلمان هم گفتند بمان، اما نماندم. تازه آن موقع نگفتم کتابی به نام کلنل نوشته‌ام، اصلاً به زبان نیاوردم و تا وقتی‌که به وزارت ارشاد ندادم به کسی نگفتم چنین کتابی نوشته‌ام، فقط ۳ نفر می‌دانستند: همسرم، احمد شاملو و دکتر ابراهیم یونسی.

 وقتی وارد آمریکا شدم گفتند یک بورس ۳۰ هزار دلاری برای شما در نظر گرفتیم؛ ۹ ماه در دانشگاه «میشیگان» بمانید اگر این کتاب را ترجمه کنیم که این کار می‌شود، مطمئناً جایزه نوبل می‌برد. من تشکر کردم و گفتم باید برگردم؛ مملکت جنگ بود، باید روزگار سپری‌شده را تمام می‌کردم. همان موقع سوئد هم دعوت داشتم. در سوئد دبیر کانون نویسندگان سوئد گفت در این‌جا بمان، خانواده‌ات را هم می‌آوریم، جنگ است، ما جنگ را تجربه کرده‌ایم، کنار گوشمان بوده است، جنگ یعنی جهنم! من لبخند زدم و گفتم من هم جهنمی هستم! برگشتم روزگار سپری‌شده را تمام کنم و به این کار پرداختم. حتی در دربدری‌های موشک‌باران؛ کارم را به انجام رسانیدم. البته انتظار نمی‌رفت کسی این پیشنهاد را کند؛ ۳۰ هزار دلار پول زیادی است.

 یادم می‌آید سال‌ها پیش، در روزنامه مطلبی خواندم که برایم بسیار عجیب بود. خاطره‌ای از یک شهید آمده بود که در آستانه نزع قرار گرفته بود؛ یک قمقمه آب به او می‌دهند و او به جای این‌که بنوشد، روی زمین می‌ریزد و می‌گوید: «یا اباالحسن، بالأخره از من راضی شدی؟» یک بار دیگر همان عبارت را تکرار می‌کند و همان‌جا شهید می‌شود. این بریده روزنامه را برای خودم نگاه داشته بودم؛ برایم بسیار عجیب می‌آمد. وقتی هنوز در مرکز نشر دانشگاهی بودم و دانشگاه هنوز عذرم را نخواسته بود، این تکه روزنامه را کنار دیوار زده بودم، چسبیده به میز کارم و هر روز می‌خواندم و نگاه می‌کردم. بعد هم آن را به خانه آوردم. خیلی برایم عجیب بود و ما را به گزاره‌هایی می‌برد که از سنت شهادت در خودمان داریم. علاوه بر آن، عکس یک مادر ایلیاتی هم بود که هنوز هم آن را دارم، او هم یک مادر شهید بود؛ این دو کنار میزم بود. این‌ها به عنوان یک قطره در ذهن من بودند و وقتی‌که خواستم شروع بکنم از همین قطره شروع شدم. خبری هم شنیده بودم که نویسنده‌ای عراقی به نام «الهادی العلوی» وقتی شلمچه بمباران شیمیایی شد، شناسنامه عراقی‌اش را پاره کرد و گفت من دیگر عراقی نیستم، این هم در ذهنم بود. مقاله‌ای هم در این باب نوشته بودم و آن را به این نویسنده تقدیم کرده بودم. سقف و ستون داستان این چند تا نشانه بود و بعد همه آن تأثرات و نهایتاً هم همانی بود که در ابتدا گفتم که چون سنم از ۶۰ سالگی گذشته بود، فکر کردم مبادا نرسم و مدیون بمانم.

آیا جامعه روشنفکری ما  خودش را از جنگ کنار کشید؟

کسی کنار نکشید، آن‌ها را کنار زدند. من یک نمونه آن هستم.

همه نمی‌توانند بمانند و کرنش کنند. ولی به باور و مشاهده برخی  از ابتدا یک خطی کشیدند و گفتند ما دو جور آدم داریم: اول کسانی که به ما سَجده یا سُجده می‌کنند؛ دوم کسانی که نمی‌کنند. ولی مسئله جنگ که پیش آمد افراد گفتند ما کاری به این کارها نداریم، مملکت ما در خطر است باید از آن دفاع کنیم.

وقتی مسئله ملی پیش آید هر حکومتی باشد، به خصوص در آغازش، همه مردم همفکر و همراه آن هستند ولی این بدان معنا نیست که بقیه بگویند مملکت از دست برود به ما چه!

انقلاب با همکاری و تلاش همه نیروهای فعال اجتماعی در ایران رخ داد اما بلافاصله بعد از انقلاب، عده‌ای به هر دلیلی، مسیرشان را عوض کردند و حکومت هم مسیر طبیعی رشد و توسعه خودش را ادامه داد.

جامعه‌شناسی آن را نمی‌دانم و لابد شما بهتر می‌دانید. اما جامعه نخبگان در ایران به گونه‌ای متفرق شد که هیچ کلاسی نمی‌توانید برای آن در نظر بگیرید؛ این‌که بگوییم عقب کشید یا پیش رفت، واقعاً قابل بررسی نیست.

علاوه بر این شما این مسئله را در نظر بگیرید که از ابتدا اصل بر این شد که دانشگاه‌ها، سیستم آموزش، و فرهنگ تغییر کند و به ادبیات و هنر نوع دیگری نگاه شود؛ جلوی موسیقی، هنر و چیزهایی که مطلوب نیست گرفته شد و این یعنی برو دیگر! من سمج بودم و ماندم، ولی به بقیه گفتند برو، نه این‌که آن‌ها عقب بکشند.

شرایط کار بعد از انقلاب ۵۷ برای روشنفکران

نمی‌خواهم برای خودم زار بزنم، اهلش نیستم. کمترینش اینکه از کار بیرونم کردند، هم‌زمان جنگ بود، جلوی آثارم را گرفتند و بقیه قضایا. دولت‌آبادی نویسنده مملکت بود، کارش چاپ آثارش و دانشگاه بود؛ این آدم باید چطوری زندگی می‌کرد؟ پاسخ این را به من بگویید تا بگویم بقیه که این سماجت مرا به خرج ندادند، اگر مثل من مانده بودند چطوری از پا درمی‌آمدند. برادرزاده‌ای دارم که کارگر است، آن سالها آمد وگفت عمو ماشینت را بده ببرم کار کنم یک چیزی درآورم غروب بیاورم به شما بدهم، ما که با هم رودربایستی نداریم. گفتم حالا باشد، اگر لازم باشد این کار را می‌کنم.

سه نفر از دوستانم به جبهه رفتند سر راه جلوی شان را گرفتند که کجا؟ نزدیک‌های مرز جنوب. شانس آن‌ها «خلخالی» رسید، اصلاً از معجزات تاریخ است. خلخالی رسید و گفت این‌ها دارند به جبهه می‌روند، رهایشان کنید بروند. رفتند و الآن هم یکی از آن‌ها از چشم و بدن فلج است. مهندس است، بخواهید اسمش را می‌گویم، هنوز هم مشغول مداواست. من در آمریکا او را پشت تریبون دیدم، نتوانستم تحمل کنم، رفتم بیرون سیگار کشیدم آمدم، نه آقا! منصف باشیم بهتر است.

نویسندگان ما همه متفرق شدند. وقتی در حال دویدن هستید که کجا سرتان را قایم کنید وقتی برای این ایرادها نمی‌ماند. ادبیات روزنامه‌نویسی نیست، باید زمان بگذرد و  ته‌نشین شود تا ادبیات به میدان بیاید. مجالی پیدا نشد. هم جوان زرتشتی و هم جوان ارمنی در این جنگ شهید شدند و امروز یادی از آن‌ها نیست. وقتی جامعه زیر و رو می‌شود، آدم‌های کمی می‌توانند پایشان چسبیده به خاک باشد و همه چیز را بربتابند. از بلاهایی نگفتم که در طول سالیان به سرم آمده، آنچه اشاره کردم، چیزهای سبکش بود. من اثراتی از این جامعه دارم که شما حیرت می‌کنید که چه کردند. ولی من گفتم جهل، نادانی و رذالت است، رفتار من که با این برخوردها نباید واکنشی باشد. من این‌قدر تحمل می‌کنم تا حقیقتی که در وجودم هست بقیه را مجاب کند و دارد این کار انجام می‌شود. ولی صبوری، بردباری، بی‌نیازی، قناعت و وفاداری به باورهایت را می‌خواهد این چنین روزگاری را از سر گذرانیدن.

 

 

 


اجرای ارکستر سمفونیک تهران بعد از جام‌جهانی



ایسنا به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل بنیاد رودکی، ارکستر سمفونیک تهران بعد از اجرا در جام‌جهانی روسیه، آثاری از سرگئی راخمانینوف و آنتون دورژاک را در تالار وحدت تهران اجرا می‌کند.

در این اجرا، «وکالیز» و «کنسرت پیانو شماره ۲» اثر سرگئی راخمانینوف و «سمفونی شماره ۹» اثر آنتون دورژاک به اجرا درخواهد آمد. میترا کوته به عنوان سولیست در «کنسرت پیانوی شماره ۲» راخمانینوف حضور دارد.

آخرین اجرای ارکستر سمفونیک، ۲۸ اردیبهشت بود. در آن کنسرت، آثاری مانند «کارناوال حیوانات» اثر کامیل سن سانس، «آرواره کوسه» اثر جان ویلیامز و «باروک فلامینگو» اثر دبورا هانسون روی صحنه رفت. این ارکستر پیش از آن نیز قطعاتی، چون «آوا‌های اسلوانی» اثر آنتون دورژاک، «سوئیت دریاچه قو» اثر پیتر چایکوفسکی، «در بازار ایرانی» اثر آلبرت کتل‌بی، «دانزون شماره ۲» اثر آرتورو مارکز، «بر باد رفته» اثر ماکس اشتاینر و «رقص شمشیر آرام» اثر خاچاطوریان را اجرا کرده است.


اکران فیلم توقیف‌شده فرمان‌آرا بعد از ۵ سال


روزنامه شرق: غلامرضا فرجی، سخنگوی شورای صنفی نمایش، در تازه‌ترین صحبت‌های خود از مصوبات جلسه دوشنبه، هفتم خرداد، خبر داده است. او به ایسنا از قرارداد فیلم «هزارپا» به کارگردانی ابوالحسن داوودی برای اکران پس از فیلم «سهیلا شماره ۱۷» در پردیس کورش گفت و بنا بر گفته او قرارداد فیلم «دلم می‌خواد» بهمن فرمان‌آرا هم برای نمایش در سرگروه زندگی پس از «ناخواسته» به ثبت رسیده است.

اکران فیلم توقیف‌شده فرمان‌آرا بعد از ۵ سال

خبر نمایش فیلم «دلم می‌خواد» فرمان‌آرا بعد از پنج سال از زمان ساخت، خبر خوشحال‌کننده‌ای است؛ فیلمی که در این سال‌ها در فهرست فیلم‌های توقیفی بود و حالا بعد از پشت‌سرگذاشتن چالش‌های تعیین‌تکلیف فیلم‌های توقیفی راهی به اکران پیدا کرده است.

هرچند که نمایش فیلم «عصبانی نیستم» در هفته‌های گذشته طلسم نمایش فیلم‌های توقیفی را شکست، اما بسیاری منتظر اتفاقات خوبی از این دست هستند. بهمن فرمان‌آرا در این فیلم دوباره با امید سهرابی به‌عنوان نویسنده همکاری کرده است. داستان فیلم درباره بهرام فرزانه نویسنده‌ای است که مدت‌هاست نمی‌تواند داستان بنویسد. ناگهان بر اثر یک تصادف اتومبیل، آهنگی در ذهنش تکرار می‌شود که او را به رقص می‌آورد. همین اتفاق شوق نوشتن را در او برمی‌انگیزد رضا کیانیان، مهناز افشار و محمدرضا گلزار بازیگران این فیلم هستند.


بیانیه فریمن بعد از متهم شدن به آزار جنسی


آی ‌سینما به نقل از ورایتی: مورگان فریمن که دو روز پیش (پنج‌شنبه) به آزار جنسی چندین زن متهم شده بود، در واکنش به اتهامات اخیر بیانیه مفصل‌تری منتشر کرده است. فریمن گفته از این‌که گزارش‌های اخیر رسانه‌ها ۸۰ سال زندگی‌اش را در یک چشم بهم زدن در معرض ویرانی قرار داده‌اند احساس تباهی می‌کند.

بیانیه فریمن بعد از متهم شدن به آزار جنسی

بازیگر برنده اسکار در بخشی از بیانیه‌اش تاکید کرده واضح است همیشه درست رفتار نکرده و دقیقا به همین علت بلافاصله از همه کسانی که ناخواسته موجب ناراحتی‌شان شده عذرخواهی کرده است.

در بیانیه اخیر فریمن آمده است: همه قربانیان آزار و اذیت جنسی حق دارند که شنیده شوند. و ما وظیفه داریم آنها را بشنویم. اما درست نیست که پیشامدهای هولناک آزار جنسی را با تعریف و تمجید یا شوخی‌های نابجا یکی بشماریم.

اعتراف می‌کنم آدمی هستم که احساس نیاز می‌کنم باید کاری کنم زنان -و مردان- دور و برم راحت باشند و احساس کنند قدرشان دانسته می‌شود. به همین دلیل هم اغلب تلاش می‌کنم سر شوخی را باز کنم و از زن‌ها تعریف و تمجید کنم، آن‌هم به شیوه‌ای که تا به حال خیال می‌کردم مفرح و بامزه است.

واضح است که همیشه نتوانسته‌ام منظورم را درست بیان کنم. و به همین خاطر هم پنج‌شنبه عذرخواهی‌ام را اعلام کردم و همچنان از هر کس که به هر نحوی باعث دلخوری و ناراحتی‌اش شده‌ام -اگرچه ناخواسته- عذرخواهی می‌کنم.

فریمن بیانیه‌اش را با این جمله به پایان برده است: اما ضمنا دلم می‌خواهد صریح باشم: من محیط کار را ناامن نکردم. زنان را مورد اهانت و آزار جنسی قرار ندادم. هرگز به کسی پیشنهاد رابطه جنسی ندادم. هر گونه اظهارنظری در این مورد را قویا تکذیب می‌کنم.

خبرگزاری سی ان ان گزارش داده بود که هشت زن گفته‌اند بازیگر کهنه‌کار هالیوود با نظرات عمدتا جنسی و لمس ناخواسته، محیط کاری را برای‌شان ناامن کرده بود.

فریمن روز پنج‌شنبه عذرخواهی مختصری به این مضمون منتشر کرد: «هر کس که مرا می‌شناسد یا با من کار کرده می‌داند من کسی نیستم که بخواهم عامدانه یا آگاهانه کاری کنم کسی احساس معذب بودن کند. از هر کس که ناخواسته باعث شدم احساس ناراحتی و بی‌حرمتی کند عذر می‌خواهم.»


فرزاد فرزین بعد از بازی ایران- مراکش، می‌خواند


خبرگزاری ایلنا: فرزاد فرزین، خواننده پاپ با انتشار پستی در صفحه اینستاگرامش از اجرایش در سالن DK Vyborgsky در سن‌پترزبورگِ روسیه در روز ۱۶ ژوئن ۲۰۱۸ برابر با ۲۶ خرداد ۹۷ خبر داد.

این در حالی است که برنامه بازی‌های تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه به شرح زیر است:

ایران – مراکش (۲۵ خرداد، در ورزشگاه کرستوفسکی سنت پنترزبرگ – ساعت ۱۸ و ۳۰)

ایران – اسپانیا (۳۰ خرداد، در ورزشگاه کازان آرنا شهر کازان – ساعت ۲۱ و ۳۰)

ایران – پرتغال (۴ تیر، در ورزشگاه موردویا شهر سارانسک – ساعت ۲۱ و ۳۰)

روز یکشنبه ۳۰ اردیبهشت در تالار وحدت ضمن بدرقه اعضای تیم ملی فوتبال ایران از دو قطعه بی‌کلام ساخته شده توسط ترکیبی از ارکستر سمفونیک و ارکستر ملی به رهبری شهرداد روحانی و دو قطعه با صدای سالار عقیلی و همراهی همین ارکستر ترکیبی رونمایی شد.

فرزاد فرزین بعد از بازی ایران- مراکش، می‌خواند


1 2 3 5