Tag Archives: خود

حقیقتی که قاسم افشار با خود برد



خبرگزاری ایسنا: متاسفانه خبر این بار صحت داشت؛ قلب قاسم افشار صبح امروز در سن ۶۷ سالگی از حرکت باز ایستاد.

در این سال‌های دوری از قاب تصویر، چندباری خبر دروغین درگذشت قاسم افشار در برخی سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود اما پس از چندساعت این خبر توسط دوستان و همکاران قدیمی‌اش تکذیب می‌شد. اما این بار خبر درگذشت قاسم افشار بلافاصله از طریق منابع رسمی صداوسیما منتشر شد تا بر هر احتمالی برای شایعه بودن، خط قرمز بکشد.

در ادامه خبر چنین آورده بودند: «افشار از سال‌های اول انقلاب، گویندگی در بخش‌های خبری رادیو و تلویزیون را برعهده داشت و در بحبوحه سال‌های دفاع مقدس با صدایی حماسی بارها اخبار مربوط به پیروزی‌های رزمندگان اسلام را به اطلاع هموطنان رسانده بود»؛ اما به‌رغم همه این توصیف‌ها برای «گوینده توانمند و باسابقه صداوسیما»، علاقه‌مندان بخش‌های خبری نزدیک یک دهه (۹ سال) بود که از حضور یکی از مجرب‌ترین گویندگان خبر، در قاب تلویزیون بی‌بهره بودند.

به گزارش ایسنا، قاسم افشار چند سالی بود که کمتر در رسانه‌ها ظاهر می‌شد و عمده خبرها از او بعضا گزارش‌ها و تصاویری بود که دوستانش در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کردند.

حضور کم‌رنگ افشار در تلویزیون بعد از حوادث سال ۸۸ رقم خورد؛ به نحوی که برخی این مساله را به اتفاقات آن دوران نسبت دادند و عده‌ای هم تلاش کردند به این مساله رنگ دیگری بزنند. با این حال خود افشار در تمام این سال‌ها نه تایید کرد و نه تکذیب و سکوت را ترجیح داد.

از جمله این خاطرات به آبان سال ۹۶ برمی‌گردد؛ زمانی که صفاری، یکی از سردبیران سابق خبرگزاری صداوسیما، با عده‌ای از گویندگان و مجریان به دیدن قاسم افشار می‌روند.

صفاری در توصیف این دیدار نوشته است:

«خنده‌دارترین تصویری که در دفتر کار قاسم افشار می‌شد دید، یک تلویزیون حدود ۴۰ اینچی بود که روی میز کار، درست جلو قاسم قرار داشت. قاسم در وسط خنده‌ها وشوخی‌هایش به ما فهماند که به علت قند بالا و ضعف بینایی، از این تلویزیون بزرگ به عنوان مانیتور رایانه استفاده می‌کند. صحبت از دیدن تلویزیون هم شد و گفت که ساختمان بلندی جلو خانه او بنا شده و سیگنال‌ها را دریافت نمی‌کند. به هر حال گفتیم و خندیدیم و جلسه تمام شد و بیرون آمدیم.»

اما در بخش دیگری از یادداشت صفاری، چنین آمده است:

«روز بعد، یکی از دوستان، پستی در اینترنت گذاشت و با انتشار عکس‌هایی که خود گویای فضای خنده و شوخی حاکم بر جلسه بود، نوشت که قاسم افشار دیگر تلویزیون نگاه نمی‌کند. بعد از آن هم کانال‌های معلوم‌الحال در فضای مجازی نوشتند که قاسم افشار بعد از سال ۸۸ با نظام مشکل پیدا کرده و دیگر تلویزیون نمی‌بیند.»

صفاری سپس با تکذیب این مساله آورده است: «بسیار دوست داشتم که این سخنان را از زبان آقای افشار بشنوم و چند پیام هم به ایشان دادم که خودشان جمله عزیزمان را درباره ندیدن تلویزیون اصلاح کنند اما ایشان به هر دلیلی این کار را صلاح ندیده‌اند. کما اینکه پیشنهادهای متعدد مدیران سازمان را برای همکاری (که برخی از آنها را شخص اینجانب به ایشان منتقل کرده‌ام) رد کرده‌اند.»

محمدرضا حیاتی دیگر فردی است که به تکذیب خبرهایی پرداخت که قطع همکاری افشار با تلویزیون را به حوادث سال ۸۸ نسبت می‌دادند.

این گوینده قدیمی با بیان این مطلب که صحبتی درباره آقای افشار مطرح شد و عکس‌های او در فضاهای مجازی دست به دست شد، درحالی که چنین چیزی به هیچ وجه واقعیت ندارد، به یکی از روزنامه‌ها گفته بود: «حقیقت این است که آقای افشار به دلایلی از خبر خداحافظی کردند و مساله اتفاقات گفته شده در ارتباط با کار او هیچ نقشی نداشت؛ البته آقای افشار هم باید می دانست ترک کردن میدان خبر در آن شرایط باعث انتشار چنین شایعاتی می شود و می توانست رفتن خود را به تأخیر بیندازد.»

حیاتی یادآور شده بود که به خاطر دارد که حتی معاونت سیاسی هم از قاسم افشار درخواست کرده برای اینکه شبهه‌ای ایجاد نشود، حداقل سه ماهی رفتنش را به تعویق بیندازد که افشار نپذیرفته بود.

این گوینده در عین حال چنین گفته بود: «اما در اینکه آن زمان دوران سختی را پشت‌ سر گذاشتیم، هیچ شکی نیست. دورانی بسیار پرالتهاب و دشوار برای همه، بخصوص گویندگان خبر بود. در تمام دوران کاری، شرایط سخت بسیاری را تجربه کردم. مثل زمانی که زیر موشک‌باران خبر می‌خواندیم و فراموش نمی‌کنم روزهایی که در استودیو بودیم و هم‌زمان از بیرون صدای بمب می‌شنیدیم.»

حیاتی که چندی پیش در زمان وقوع حادثه منا، خبر درگذشت قاسم افشار را تکذیب کرده بود، این‌بار هم آرزو داشت که خبر درگذشت دوست قدیمی‌اش شایعه‌ای بیش نباشد، اما متاسفانه خبر این بار صحت داشت.

خبرنگار ایسنا پس از درگذشت افشار، علاوه بر حیاتی، با گویندگان خبر متعددی درباره ویژگی‌های شخصیتی و حرفه‌ای او صحبت کرد و البته علت جدایی‌ این گوینده باسابقه از تلویزیون را هم جویا شد. در این میان مازیار ناظمی که اکنون در یکی از وزارتخانه‌ها به کار مشغول است، کمی راحت‌تر از دیگران به تشریح وضعیت پرداخته است.

ناظمی درباره کناره‌گیری قاسم افشار از تلویزیون به ایسنا گفته است: «ما سرمایه‌های سازمان و بخش خبر را باید بهتر از این حفظ می‌کردیم و من دقیق نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد که از کار خبر تلویزیون کنار رفتند اما فکر می‌کنم باید حرمت ایشان بهتر نگه داشته می‌شد. در آن دوره موضوعی پیش آمد و گفتند گویندگانی که بازنشسته هستند، در شیفت قرار نگیرند. البته این موضوع با حال و هوای انتخابات سال ۸۸ تقارن پیدا کرد اما به نظرم موضوع کناره‌گیری ایشان بیشتر کم‌حرمتی به او بود. قاسم افشار فردی ارزشمند بود و فردی نبود که بخواهی هر جا از او استفاده کنی. بعد از آن هم برنگشت و هیچ برنامه‌ای را نپذیرفت. گاهی با او ارتباط تلفنی داشتیم.«

ناظمی البته به این نکته هم اشاره کرده که قاسم افشار بیماری دیابت داشت و با آن هم درگیر بود و اینکه فضای مجازی در این مدت با او نامهربان بود و شایعه‌هایی درباره سلامتی‌اش منتشر می‌شد.

پیکر قاسم افشار صبح پنجشنبه تشییع می‌شود. خانواده‌اش ترجیح داده‌اند که این مراسم از مقابل منزلش انجام شود و پیکر او در جوار دخترش به خاک سپرده خواهد شد؛ دختری که در سنین کودکی و در اوج زمان حضور افشار در تلویزیون به دلیل گیر کردن جسم خارجی در گلو جان به جان آفرین تسلیم کرد و در آن دوره، حادثه‌ای دردناک را برای گوینده محبوب بخش‌های خبری تلویزیون رقم زد؛ دردی که تا مدت‌ها، حتی به هنگام گویندگی خبر، در چهره‌اش احساس می‌شد.

قاسم افشار بعد از انقلاب به بخش‌های خبری صداوسیما وارد شده بود و ۳۰ سال تمام در یک بخش خبری ماند و خبر مشروح شبکه یک را خواند. او برخلاف اغلب همکارانش فعالیت در دیگر بخش‌های صداوسیما را نپذیرفت و ترجیح داد کاملا تخصصی به این حرفه مشغول باشد.

او حدود سه دهه پیش، متن راهنمایی را برای زائران آستان قدس رضوی خوانده بود که به‌طور مرتب از بلندگوهای صحن‌های حرم ضامن آهو، امام رضا (ع) پخش می‌شد.

به گفته همکارانش، اشتباه‌های قاسم افشار در طول دوران کاری سطح حداقل‌ها بود و البته کارش را بسیار جدی می‌گرفت؛ چنین ویژگی‌هایی باعث شده است که به‌رغم جدایی ۱۰ ساله از قاب تصویر، قاسم افشار همچنان در ذهن مخاطبان بخش‌های خبری زنده بماند و قلب علاقه‌مندان به وی با شنیدن خبر درگذشتش به درد بیاید. روحش شاد و یادش گرامی باد.


«دارکوب» خود را برای اکران آماده می‌کند



خبرگزاری مهر: فیلم «دارکوب» در سی و ششمین جشنواره ملی فیلم فجر نامزد دریافت ۱۰ سیمرغ بلورین شد و توانست جایزه بهترین بازیگر نقش اول زن برای سارا بهرامی و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را برای بازی جمشید هاشم پور دریافت کند.

ساخته جدید شعیبی بعد از فیلم «خجالت نکش» در گروه استقلال روی پرده می رود.

در خلاصه داستان «دارکوب» آمده است: هیچ چیز سخت‌تر از اون نیست که ببینی عزیزت تصمیم گرفته تنها باشه. تو از دیدنش، از شنیدن صداش لذت می‌بری اما اون درها رو بسته و تنهایی رو جای تو انتخاب کرده… هیچ چیز سخت‌تر از اون نیست که ببینی تنها شدی. عزیزانت رو می‌بینی و دوستشون داری ولی همه تو رو انکار می‌کنن. درها رو به روت بستن و تو تنها شدی. تنهایی باتلاقه…

مهناز افشار، سارا بهرامی، جمشید هاشم ‌پور، هادی حجازی ‌فر، طوفان مهردادیان، نگار عابدی، شادی کرم‌رودی، ثریا حلی، آتیه جاوید، علیرضا کی‌منش، ندا عقیقی و امین حیایی بازیگران فیلم هستند.

پخش این فیلم بر عهده موسسه سیمای مهر است.

سارا بهرامی در این فیلم نقش زنی معتاد را بازی می کند که گریم و بازی وی از نقاط قابل توجه فیلم محسوب می شود.

«سیانور» و «دهلیز» فیلم های قبلی شعیبی با موضوع سیاسی و اجتماعی هستند که این فیلم ها را نیز محمود رضوی تهیه کرده بود.


خبرگزاری آريا – مردم روحانيان را قرارگاه خود مي‌دانند


مردم روحانيان را قرارگاه خود مي‌دانند

خبرگزاري آريا-آيت‌الله نوري همداني گفت:  بايد با مردم مهربانانه و با تواضع برخورد کرد , زيرا مردم روحانيان را قرارگاه خود مي‌دانند.
به گزارش خبرگزاري آريا، آيت‌الله نوري همداني در همايش سفيران هدايت، سربازان ولايت در ساري بابيان اينکه خطه مازندران ، عالم پرور و متعهد است گفت: مازندران شهدا و آزادگان زيادي تقديم انقلاب اسلامي کرد و علماي بزرگي نيز در اين استان تربيت‌ يافته اند.
مرجع تقليد شيعيان ادامه داد خطه مازندران، خطه دين، تعهد، انقلاب و جوشش است .
آيت االه نوري همداني  در ادامه افزود: بايد حوزه‌ها را مديريت و تأسيس کنيم. تربيت طلاب در حوزه‌ها يک وظيفه بسيار مهم است و به‌عنوان تعبد در دين محسوب مي‌شود.
مرجع تقليد شيعيان، ارتباط با حوزه‌ها، درس و مباحثه را مهم برشمرد و گفت: علما داراي مقام بسيار مهمي هستند و اسلام نيز تکريم فراواني از علما به‌جا آورده است.
آيت‌الله نوري همداني با تأکيد بر ضرورت خدمتگزاري به مردم و تکريم آنان اظهار داشت: بايد با مردم مهربانانه و با تواضع برخورد کرد زيرا مردم روحانيان را قرارگاه خود مي‌دانند و بايد به آنان احترام کرد.
اين مرجع تقليد در ادامه افزود : بايد سعي کنيم که خدمتگذار مردم باشيم، درب خانه آيت‌الله کوهستاني(ره) به روي مردم باز بود و اين شيوه در حال حاضر بايد در بين علما و روحانيون مورد استفاده قرار گيرد.
آيت‌الله‌ نوري‌ همداني خواستار ارتباط گيري بيشتر علما با نهج‌البلاغه شد و گفت : امام علي(ع) مي‌خواهد که علما چراغ هدايت جامعه باشند.
وي با اعلام اينکه انقلاب اسلامي در دوره خاصي تشکيل شد، گفت: شعار امام راحل بسيار بزرگ است، بنده در ملاقات‌ها تأکيد مي‌کنم که سه کتاب صحيفه نور، دفتر تبيان و وصيت امام راحل بايد به‌صورت جدي مطالعه شود، انقلاب اسلامي به رهبري امام تحول اساسي در کل جهان ايجاد کرد و امروز اين انقلاب صادر شده و روز به روز پيشرفت مي‌کند.
آيت‌الله‌نوري‌همداني خاطرنشان کرد: امام انقلابي که زمينه‌ساز ظهور است را به امانت گذاشت و امروز انقلاب براي پويايي نياز به فداکاري دارد.
آيت الله نوري همداني ديروز براي سفري ۴ روزه وارد استان مازندران شد.


کشاورزان فکر آبروی خود باشند



خبرگزاری مهر: به نقل از روابط عمومی دفتر امام جمعه اصفهان، آیت‌الله سید یوسف طباطبایی‌نژاد در دیدار با اعضای سازمان نظام صنفی کشاورزی استان اصفهان با اشاره به اعتراض برخی از کشاورزان به انتقال آب به یزد با بیان اینکه آب، جزو انفال و برای عموم است، اظهار کرد: دولت باید موضوع تقسیم آب را به دست گیرد و آن را به صورت عادلانه تقسیم کند.

وی با بیان این که بحران آب در استان اصفهان فقط کشاورزان را درگیر نکرده است، افزود: بحران آب بر روی مسأله شرب، صنایع، آبیاری درختان و … تأثیرگذار است و همه مسؤولان در استان و کشور برای برطرف کردن و کاهش مشکلات ناشی از بحران آب در استان اصفهان در تلاش هستند.

بنده از ادامه اعتراضات خیابانی حمایت نمی‌کنم

امام جمعه اصفهان با اشاره به اقدامات انجام‌شده در گذشته برای برطرف کردن بحران آب گفت: با وجود آمادگی قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیاء، سد تونل سوم کوهرنگ در زمان مناسب به قرارگاه خاتم‌الانبیاء واگذار نشد و ساخت این سد به تعویق افتاد اما امروز این کار از سر گرفته شده و در سال‌های آینده شاهد آبگیری این تونل خواهیم بود.

وی خاطرنشان کرد: بنده در نماز جمعه به کشاورزان معترض گفتم این شعارها از شما نیست؛ بنده از ادامه اعتراضات خیابانی حمایت نمی‌کنم چراکه این کار جایز نیست اما هیچ‌گاه نگفته ام که از کشاورزان حمایت نمی‌کنم، بنده به عنوان امام جمعه در تمامی دیدارها و برنامه ها به دنبال برطرف کردن مشکلات در موضوع آب بوده‌ام، مشکلات مربوط به این بخش را به مسؤولان کشوری و حتی رهبر معظم انقلاب انتقال داده‌ام و همچنان پیگیرم.

حکم دادستان چهارمحال و بختیاری برای منع آغاز پروژه سد تونل سوم باطل شد

طباطبایی‌نژاد به باطل شدن حکم دادستان استان چهارمحال و بختیاری برای منع آغاز پروژه سد تونل سوم خبر داد و یادآور شد: در پی پیگیری های چند روز گذشته از طریق معاون اول رئیس قوه قضائیه این حکم باطل و عملیات احداث سد آغاز شد.

وی تصریح کرد: بهتر است کشاورزان به فکر آبروی خود نیز باشند و با راهپیمایی سابقه ولایی و انقلابی خود را خدشه‌دار نکنند، نباید به گونه‌ای رفتار کرد که برای دشمنان این انقلاب بهانه ایجاد شود و آنان سوء‌استفاده کنند، از سوی دیگر کشاورزان از راه‌های قانونی و از طریق نمایندگان خود همچون گذشته مشکلات را پیگیری کنند.


آمریکا خود را فراتر از قانون فرض می‌کند



خبرگزاری فارس: «حمید بعیدی‌نژاد» سفیر جمهوری اسلامی ایران در لندن روز شنبه با انتشار یادداشتی در روزنامه «ایندیپندنت» انگلستان از دولت آمریکا، فرانسه و انگلیس به دلیل اقدام نظامی علیه سوریه به بهانه پاسخ به حمله شیمیایی ادعایی در شهر «دوما» انتقاد کرد.

وی در ابتدای این یادداشت با اشاره به حمله هفته گذشته به سوریه، نوشته است: «مشخص نیست که چرا سازمان منع تسلیحات شیمیایی (OPCW) که به صورت قانونی و بین‌المللی توانمندی اعمال راستی‌آزمایی استفاده از چنین تسلیحاتی را دارد، به طور کامل در ارتباط با حمله شیمیایی ادعایی در دوما به کار گرفته نشد. همچنین مشخص نیست که چرا ایالات متحده و متحدانش نتوانستند اقدامشان را تا زمانی که بازرسانی که در مسیر [سوریه] بودند به دوما برسند و بازرسی را انجام دهند، به تعویق بیاندازند.»

بعیدی‌نژاد با اشاره به اینکه در سال ۱۹۹۲ زمانی که کنوانسیون منع تسلیحات شیمیایی جمع‌بندی شد او یکی از اعضای مذاکره‌کننده بوده، نوشته است که سوریه به عنوان یکی از امضاکنندگان این کنوانسیون به آن متعهد بوده و تمام تسلیحات شیمیایی‌اش را تحت نظر سازمان منع تسلیحات شیمیایی نابود کرده است.

سفیر ایران در لندن می‌افزاید: «متأسفانه ایالات متحده، انگلستان و فرانسه با بی‌اعتنایی کامل به مفاد کنوانسیون تسلیحات شیمیایی و بدون مجوز سازمان ملل متحد، به حمله یکجانبه‌ای علیه سوریه متوسل شدند که نقض آشکار منشور ملل متحد و حقوق بین‌الملل است.»

او با بیان اینکه ۱۹۲ کشور برای رسیدن به دنیایی عاری از تسلیحات شیمیایی خود را به پیمانی بین‌المللی متعهد کرده‌اند، نوشته است: «این واقعیت که چند کشور خود را فراتر از قانون تصور کرده و حاضرند برای انجام حمله به یک عضو ملل متحد، بدون داشتن مأموریتی مشروع خود را در جایگاه دادستان، بازرس و قاضی قرار دهند، دستکم بی‌ثبات‌کننده است.»

بعیدی‌نژاد به احتمال بهانه‌گیری غرب در صورت نیافتن نشانه‌ای از حمله شیمیایی به دوما هم اشاره کرده و نوشته اگر بازرسان سازمان منع تسلیحات شیمیایی ردی از این مواد در دوما نیابند، احتمال دارد آمریکا و متحدانش مدعی شوند که دولت سوریه اثر این مواد را پاکسازی کرده است. این در حالی است که عامل اعصاب «سارین» که ادعا می‌شود در دوما مورد استفاده قرار گرفته، در محیط باقی می‌ماند و با نمونه‌برداری محیطی می‌توان استفاده از آن را تشخیص داد.

وی در ادامه نوشته است: «پاسخ رئیس‌جمهور [دونالد] ترامپ و متحدانش به استفاده ادعایی از تسلیحات شیمیایی توسط سوریه نشان می‌دهد که برخی از کشورها حاضرند با وجود یک پیمان بین‌المللی قابل راستی‌آزمایی، برای اعمال تعهدات خلع سلاح، به سیاست‌های یکجانبه متوسل شوند. این مسئله بسیار نگران‌کننده است.»

بعیدی‌نژاد می‌افزاید: «نهایتا، چنین اقدامی تلاش‌های جهانی و چندجانبه علیه ساخت و استفاده از تسلیحات کشتار جمعی را تضعیف کرده و صلح و امنیت جهانی و منطقه‌ای را به خطر می‌اندازد. تمدن مبتنی بر یک اصل ساده است؛ اینکه استفاده از زور باید به حاکمیت قانون محدود باشد و این حاکمیت قانون هم باید برای همه بدون استثنا اعمال شود.»

در پایان این یادداشت آمده است: «و اجرای موثر قوانین بین‌المللی در صورتی رخ می‌دهد که تمام کشورها، بزرگ و کوچک، قوی و ضعیف، بپذیرند که قواعد بین‌المللی باید به عنوان استانداردهای بین‌المللی رعاتی شوند. بیایید امیدوار باشیم که یکجانبه‌گرایی متوقف شده و چندجانبه‌گرایی به کار گرفته شود.»


مدیر تلگرام: زیر قول خود نمی‌زنیم


دیجی کالا: پاول دوروف، مسدود شدن پیام‌رسان تلگرام را در روسیه تایید کرد. در همین راستا او در حساب کاربری خود در توییتر نسبت به اقدام روسیه واکنش نشان داد و از کاربران پیام‌رسان خود در روسیه دفاع کرد. او در راستای حمایت از کاربران تلگرام گفت: ما به کاربران قول داده‌ایم حریم خصوصی آن‌ها را ۱۰۰ درصد حفظ کنیم و حتی به قیمت از بین رفتن هم قول خود را زیر پا نمی‌گذاریم.

مدیر تلگرام: به قیمت از بین رفتن هم زیر قول خود نمی‌زنیم

موضوع فیلترینگ تلگرام در روسیه از جایی داغ شد که پاول دوورف دربرابر درخواست روسیه جهت در اختیار قرار دادن اطلاعات کاربران این پیام‌رسان مقاومت کرد. این موضوع وقتی سر و صدای بیشتری به پا کرد که روسیه از گوگل و تعدادی از شرکت‌های دیگر خواست تا این اپلیکیشن را از فروشگاه خود حذف کنند.

همین داستان باعث شد تا پاول دوروف ضمن تایید فیلترینگ تلگرام در روسیه، از کاربران این منطقه تشکر و حمایت کند. او گفت: در ۲۴ ساعت اخیر تلگرام در روسیه فیلتر شد. دلیل فیلترینگ، امتناع دوروف از در اختیار قرار دادن اطلاعات کاربران به ماموران امنیتی روسیه است. با وجود مسدود شدن تگلرام، میزان فعالیت کاربران روسی به این سرویس با افت چندانی مواجه نشد. از کاربران خود بخاطر حمایت و وفاداری ممنونم. درنهایت از اپل، گوگل، آمازون و مایکروسافت تشکر می‌کنم که این پیام‌رسان را از فروشگاه‌های اپلیکیشن خود حذف نکردند.

بر اساس گفته‌های دوروف، کاربران روسی حدود ۷ درصد از کابران کل این پیام‌رسان را تشکیل می‌دهند. دوروف هم‌چنین گفت: حتی اگر کل کاربران این منطقه را از دست بدهیم، بازهم می‌توانیم با رشد طبیعی تلگرام این خسارت را جبران کنیم.

 


دو جوانی که چشم و کلیه‌ خود را حراج کردند!



روزنامه شهروند نوشت: «محمدرضا» و «جواد» و «محمد» و «علی» آگهی زده‌اند؛ آگهی فروش چشم و کلیه. خلاصه ماجرا همین است. «محمدرضا» یکی از چهار دوستی است که چند سال پیش از دهدشت کهگیلویه‌وبویراحمد برای کار به تهران آمدند و حالا مادر یکی‌شان باید در بیمارستان عمل قلب باز کند.

«محمدرضا» حالا می‌گوید برای تأمین هزینه عمل مادر دوستش و البته به دلیل فرستادن پول برای خانواده‌اش با دوستانش در آگهی فروش اعضا همراه شده است. او پیش از این دستفروش بوده، حالا بیکار است و می‌گوید بعد از دادن آگهی، مردم با او تماس می‌گیرند و همدردی می‌کنند: «همین همدردی یک دنیا می‌ارزد.»

«جواد»، دوست محمدرضا است و یکی از کسانی که می‌خواهد یک چشمش را بفروشد. او هم به «شهروند» می‌گوید سه برادرش معتادند، خانواده‌اش وضع مالی خوبی ندارند و فروختن یک چشم برایش کار سختی نیست.

«محمدرضا» و «جواد» نمی‌دانند که نباید امیدی به این آگهی داشته باشند. وزارت بهداشت قبل از این و با منتشرشدن تصویر آگهی فروش چشم، اعلام کرده است که این آگهی‌ها شبیه جوک است. محمد آقاجانی، معاون پیشین درمان وزیر بهداشت پیش از این گفته است: «فروش چشم اصلا امکان‌پذیر نیست و بیان چنین موضوعی شبیه جوک و فکاهی است. اساسا پیوند چشم آن هم از فرد زنده امکان‌پذیر نیست و هرکس چنین ادعایی کرده است، حتما یک فرد شیاد است که هیچ آشنایی با نظام سلامت ندارد و قصد شوخی داشته است. در ایران و دنیا در مورد چشم فقط پیوند قرنیه وجود دارد که آن هم فقط از افراد مرگ مغزی انجام می‌شود. در ایران برای این کار بانک قرنیه وجود دارد و خارج از چارچوب بانک قرنیه و پیوند قرنیه از فرد دچار مرگ مغزی امکان انجام پیوند وجود ندارد.»

محمدرضا، ٢٠ساله اهل دهدشت

چند سالتان است؟

٢٠سال.

اهل کدام شهرید؟

دهدشت در استان کهگیلویه وبویراحمد.

تحصیلاتتان چقدر است؟

تا پیش‌دانشگاهی تجربی خوانده‌ام.

در آگهی شما آمده چهار نفرید و دو چشم و دو کلیه‌تان را در مجموع برای فروش گذاشته‌اید. شما کدام‌یک از اعضا را می‌خواهید بفروشید؟

یک چشمم را.

چند می‌فروشید؟

اگر مشتری پیدا شود، ١٥٠ تا ١٦٠میلیون.

قیمت را از کجا و بر چه اساسی تعیین کرده‌اید؟

از یک‌سری سایت‌هایی که آگهی فروش اعضا می‌زنند. با چند نفر هم مشورت کردیم، گفتند رقم خاصی نمی‌شود برایش تعیین کرد، می‌شود تا بی‌نهایت قیمت معلوم کرد، بستگی به این دارد که چقدر مشتری برایش پیدا شود.

حالا چرا چشمتان را می‌خواهید بفروشید؟ در آگهی نوشته دو دوست دیگرتان کلیه‌شان را برای فروش گذاشته‌اند.

بله ما چهار دوست هستیم که دونفرمان کلیه و دونفرمان یک چشم‌مان را برای فروش گذاشته‌ایم. من چشمم را گذاشتم به این دلیل که شنیده‌ام نداشتن یک کلیه خیلی سخت است، بعدش آدم اذیت می‌شود و مدام باید رعایت کند و هر غذایی را نمی‌شود خورد. کلیه کلا حساس است.

از چشم که حساس‌تر نیست! شما سخت‌تان نیست یک چشمتان را از دست بدهید؟

بالاخره یک چشم دیگرم هست. من دیده‌ام که قبلا کسان دیگری برای فروش یک چشمشان آگهی داده‌اند. با یک چشم هم می‌شود زندگی کرد. من هم مجبورم، اگر مجبور نبودم، این کار را نمی‌کردم.

چرا مجبورید؟ وضع مالی‌تان چطور است؟

راستش را بخواهید مادر یکی از دوستانم، عمل قلب باز دارد و باید خیلی فوری عمل شود. گفته‌اند عملش ٤٨‌میلیون تومان پول می‌خواهد. او برای تأمین این پول، آگهی فروش کلیه زد و ما هم برای این‌که با او همدردی کنیم، آگهی زدیم.

او یکی از همین چهارنفر است که در آگهی‌تان نوشته‌اید؟

بله.

شما می‌گویید که برای همدردی با دوستتان این کار را کرده‌اید، به هرحال اگر برای چشمتان مشتری پیدا شود، این کار را می‌کنید یا نه؟

بله حتما.

یعنی هر سه‌نفرتان می‌خواهید به او کمک کنید؟

بله.

خودتان نیاز ندارید؟

مطمئنا داریم. ما می‌خواهیم او فکر نکند تنهاست ولی اگر هم این پول دستمان بیاید، بقیه‌اش را به زخم خودمان می‌زنیم.

اگر آنطور که شما می‌گویید، عمل قلب مادر دوستتان ٤٨‌میلیون تومان می‌شود، لازم نیست همه‌تان این کار را بکنید.

بله، ولی خب من می‌دانم که این کار غیرقانونی است و از آن طرف گروه خونی‌ها فرق دارد و پیداکردن کسی که شرایطش جور باشد، سخت است، به همین دلیل ممکن است اگر یک‌نفر آگهی داده باشد، دیرتر موفق شویم، ما چهارتایی آگهی دادیم که شانس‌مان بیشتر شود.

الان در تهران زندگی می‌کنید؟

بله چندسال است که در تهران کار و زندگی می‌کنم.

با آن سه نفری که در مشخصاتشان در آگهی آمده زندگی می‌کنید؟

بله در خانه‌ای اجاره‌ای در یافت‌آباد. آنها هم از ٥ تا ٩‌سال است که از دهدشت به تهران آمده و کار می‌کنند.

ماهی چقدر اجاره می‌دهید؟

ماهی ٤٠٠‌هزار تومان.

کارتان چیست؟

من و رفقایم دو سه سال اولی که به تهران آمدیم در رستوران کار می‌کردیم. بعدش دیگر همه‌جا رفتیم، بنگاه و… و اخیرا هم دستفروشی می‌کردم ولی الان کار نمی‌کنم.

درآمد این چندسال هر ماه چقدر بوده؟

حدود یک‌میلیون تومان. ولی خب مشکلات دستفروشی زیاد است، چندبار جنس‌هایمان را از ما گرفتند و راستش ما هم خسته شدیم.

پس دلیلتان برای دادن این آگهی، فقط کمک به مادر دوستتان نیست.

خب به هرحال اگر این پول دستمان بیاید، خیلی خوب است.کمک زیادی به ما و خانواده‌هایمان می‌کند. دوستانم هم یا کارگری کرده‌اند یا دستفروشند و پولی ندارند. آن دوستم هم که مادرش بیمار است الان بیکار است.

مادر دوستتان چندوقت است که در بیمارستان بستری است؟

چهارماه است در یکی از بیمارستان‌ها بستری است و به زحمت پول بستری‌اش را جور کرده‌ایم.

بیمه نیست؟

بیمه معمولی هست ولی با دفترچه می‌گویند اینقدر.

هم‌خانه‌هایت چندسالشان است؟

دو تایمان ٢٠ساله‌ایم، دو تایمان ٢٣ساله.

خانواده شما هم در دهدشت زندگی می‌کنند؟ چند خواهر و برادرید؟

بله آن‌جا هستند. دو خواهر و یک برادر دارم. وضع مالی آنها هم خوب نیست.

چند روز است آگهی زده‌اید؟

حدود یک هفته.

در کدام خیابان‌ها زده‌اید؟

در خیابان‌های بالای شهر که مشتری بهتری پیدا شود.

در این مدت چند نفر به شما زنگ زده‌اند؟

نمی‌توانم دقیق بگویم ولی در مجموع حدود ٣٠ نفر می‌شوند.

مشتری‌اند؟

بیشترشان زنگ می‌زنند و همدردی می‌کنند. مشتری جدی تا به حال پیدا نشده. البته همان همدردی هم خیلی مهم است. وقتی می‌شنویم مردم هم درد ما را درک می‌کنند و ناراحتند، دلمان گرم می‌شود.

اگر بر فرض مشتری پیدا شود، می‌دانید که چنین عملی کلا غیرقانونی است و از آدم زنده، چشم پیوند نمی‌زنند. در این‌باره فکری کرده‌اید؟ یا اگر اصلا پیدا شد، دکتری می‌شناسید که این کار را انجام دهد؟

من از قانون خبری ندارم و دکتری هم نمی‌شناسیم. دیده بودیم که قبلا این کار را کرده‌اند. امیدواریم که کسی پیدا شود و راهش را بلد باشد.

اگر مشتری پیدا شود، واقعا این کار را می‌کنید؟

بله می‌کنم. البته حرف زدن خیلی راحت است، موقع عمل نمی‌دانم همین‌قدر مطمئن باشم.

اگر کسی ٢٠٠‌میلیون تومان بدهد و همین فردا بخواهد عمل کند، این کار را می‌کنی؟

اگر واقعا سریع باشد و به درد کار و نیتمان بخورد، بله حتما.

جواد، ٢٣ ساله، اهل دهدشت

شما هم می‌خواهید چشم‌تان را بفروشید؟

بله.

چرا؟

والا هر چهارتای ما زندگی درست‌وحسابی نداریم. از وقتی بچه بودیم کار کرده‌ایم، ولی هر روز یک بلایی سرمان آمده و نتوانسته‌ایم یک زندگی برای خودمان جمع‌وجور کنیم. یا پول‌مان را می‌خورند یا خانواده قرض دارد و باید به آنها برسیم، حالا هم که مادر رفیق‌مان افتاده بیمارستان و عملش خرج برمی‌دارد. ما در این شهر همه کار کرده‌ایم، اما به نتیجه نرسیده‌ایم.

چه کارهایی؟

از آشپزی تا کارگری ساختمان و مشاور املاکی و دستفروشی. ما فقط دزدی نکرده‌ایم وگرنه همه کار کرده‌ایم.

وضع خانواده‌تان چطور است؟

پدر من ٣٠‌سال است که کارمند یک اداره است و اخیرا به دلیل این‌که خانه‌اش به نام عمویم است و او هم بدهی بالا آورده، خانه‌اش را دارند می‌گیرند.

در خانواده چند نفرید؟

ما چهار پسر و یک دختریم. از چهار پسر خانواده، سه نفرشان معتادند و فقط من نیستم. در همه این هشت‌سالی که در تهران کار کرده‌ام، مدام برای آنها پول فرستاده‌ام. باورتان می‌شود اگر بگویم کلا چهار تا پنج دست لباس برای خودم خریده‌ام؟ خب قطعا وضعیتم خوب نیست که می‌خواهم چشمم را بفروشم.

چند می‌خواهید بفروشید؟

١٥٠ تا ١٦٠‌میلیون تومان.

اگر مشتری پیدا شود، واقعا این کار را می‌کنید؟

بله، واقعا این کار را می‌کنم. اگر بخواهم کار کنم، ١٥‌سال طول می‌کشد تا ١٥٠‌میلیون تومان پول داشته باشم، تازه اگر هیچ خرجی نکنم، یعنی وقتی ٣٨ساله بشوم با بدبختی شاید این پول را داشته باشم.

اگر بر فرض این پول دست‌تان بیاید، غیر از کمک به مادر دوست‌تان می‌خواهید با آن چه کنید؟

همه‌اش را می‌دهم به خانواده‌ام.

خب آنها اگر بفهمند پول چشم‌تان است، چه برخوردی خواهند داشت؟

من زیاد خانه‌مان نمی‌روم، از کجا می‌خواهند بفهمند.

می‌دانید که این آگهی شما غیرقانونی است و اصلا چنین عملی در ایران انجام نمی‌شود؟

بله، شنیده‌ام غیرقانونی است. به من گفته‌اند، ولی خب هر کاری در ایران می‌شود انجام داد. من می‌خواهم با رضایت خودم یک عضو بدنم را بدهم، عاقل و بالغم.

چرا کلیه‌تان را نمی‌فروشید؟ امکان موفق‌شدن در فروش آن خیلی بالاتر است.

کلیه، هم نگهداری بعدش سخت است، هم پولش کمتر است، آدم با یک چشم هم می‌تواند زندگی کند.

در این مدت تماس‌ها با شما چطور بوده است؟

عده‌ای زنگ می‌زنند و به ما می‌خندند، عده‌ای دلداری می‌دهند، عده‌ای هم می‌گویند ما می‌آییم و قرار می‌گذاریم و …

در این مدت چرا برای حل مشکلات‌تان وام یا قرض نگرفته‌اید؟

چندبار رفتیم بانک، وام؛ ضامن و چک و… می‌خواهد، من ندارم.

بیمه هستید؟

بیمه سلامت همگانی.

تحصیلات‌تان چقدر است؟

فوق‌دیپلم معماری دارم، از دانشگاه آزاد دهدشت. ترم یک بودم که برای کار آمدم تهران، این‌جا کار می‌کردم و موقع امتحانات می‌رفتم دانشگاه، تا هزینه‌اش دربیاید، بعدش هم که فقط کار کردم. من از بچگی ورزشکار هم بوده‌ام، انواع و اقسام ورزش‌ها: کشتی، تکواندو، فوتبال، فوتسال.

چرا ادامه ندادید؟

ورزش‌کردن و ادامه‌دادن آن هم پول می‌خواهد، بالاخره دستکش خوب، کفش خوب، ما پولش را نداشتیم. ما در خانواده‌مان همیشه دعوا بود، کسی نبود به ما برسد. ١٠ساله بودم که یکی از برادرهایم، جلوی من با تیغ خودش را زد، همه‌اش خودزنی و خودکشی و دعوا و جروبحث. اصلا نمی‌دانم محبت چیست.

می‌دانید که خیلی‌ها ممکن است فکر کنند این آگهی شما کلاهبرداری است و برای پول درآوردن بیشتر این کار را کرده‌اید.

بیایند وضع ما را ببینند، بهشان ثابت می‌شود.


ملکه الیزابت از جانشین خود حمایت کرد


ایرنا: الیزابت دوم ملکه انگلیس امروز (پنجشنبه) در نشست سران اتحادیه کشورهای مشترک‌المنافع در لندن از پسرش «پرنس چارلز» به‌عنوان جانشن خود حمایت کرد.

 در این نشست که با حضور ۵۲ نفر از سران اتحادیه کشورهای مشترک المنافع در کاخ باکینگهام برگزار شد، الیزابت ۹۲ ساله ابراز امیدواری کرد، روزی فرا خواهد رسید که اعضاء این اتحادیه تصمیمی را اتخاذ کنند که طبق آن چارلز فعالیت‌هایی را که به گفته او پدرش از سال ۱۹۴۹ آغاز نمود، ادامه دهد.

 

ملکه الیزابت از جانشین خود حمایت کرد

کهولت سن ملکه انگلیس، نگرانی‌هایی را درباره جانشین او به‌عنوان رئیس کشورهای مشترک‌المنافع ایجاد کرده است.

او در سال ۱۹۵۳ میلادی هم‌زمان با مراسم تاج‌گذاری‌اش به‌عنوان ملکه انگلیس، ریاست نهاد یادشده را برعهده گرفت؛ بااین‌حال جانشین او به‌صورت موروثی انتخاب نخواهد شد.

به‌طورکلی رویه خاصی برای تعیین جانشینی ریاست کشورهای مشترک‌المنافع وجود ندارد، اما بر اساس گزارش‌های منتشرشده ملکه الیزابت دوم طی سال‌های اخیر تلاش کرده تا از طریق لابی کردن با سران کشورهای مشترک‌المنافع «پرنس چارلز» را به‌عنوان جانشین خود معرفی کند.

تارنمای دبیرخانه کشورهای مشترک‌المنافع درباره جانشینی ریاست این ارگان نوشته است: زمانی که ملکه انگلیس از دنیا برود و یا استعفا دهد، خاندان او به‌صورت خودکار رئیس این نهاد نخواهند شد؛ این تصمیم سران خواهد بود تا درباره این سمت تشریفاتی تصمیم‌گیری کنند.

جرمی کوربین رهبر حزب کارگر و از مخالفان دستگاه سلطنتی انگلیس نیز از جانشینی پرنس چارلز به‌عنوان رئیس کشورهای مشترک‌المنافع استقبال نکرده است.

هم‌زمان، یک سخنگوی دفتر نخست وزیری انگلیس اعلام کرد که سران کشورهای یادشده فردا درباره جانشینی ملکه الیزابت تصمیم گیری خواهند کرد؛ وی جو عمومی را به نفع پیروزی چارلز به عنوان رئیس این نهاد تشریفاتی عنوان کرد.

در حال حاضر ملکه الیزابت دوم نماد همبستگی میان تمامی ۵۳ عضو ارگان کشورهای مشترک‌المنافع است. عضویت در این ارگان به‌عنوان اتحاد سیاسی تلقی نمی‌شود و پذیرش ملکه الیزابت دوم به‌عنوان نماد ارگان، به معنای پیروی سیاسی کشورهای عضو از انگلیس نیست.

ملکه الیزابت دوم، عنوان «ریاست کشور» را در ۱۶ عضو کشورهای مشترک‌المنافع دارا است. مقام ریاست کشور، مقامی تشریفاتی است و در عمل کارهای روزمره کشورهای قلمرو از طریق دولت انتخابی به ریاست نخست‌وزیر انجام می‌شود. این کشورها شامل استرالیا، زلاندنو، پاپوآ گینه نو، جزایر سلیمان، تووالو (در اقیانوسیه)، کانادا (در آمریکای شمالی)، بلیز (در آمریکای جنوبی)، آنتیگوا و باربودا، باهاما، باربادوس، گرنادا، جامایکا، سنت کیتس و نویس، سنت لوسیا، هند، سنت وینسنت و گرنادین (در هند غربی و جزایر کارائیب) هستند.


پایداری‌ها مجبور به فروش خانه‌های خود شدند



نامه‌ نیوز نوشت: سیدمحمدجواد ابطحی گفت: پایداری به طور جدی فتیله خودش را پایین کشیده است. وقت هم می‌خواهد، در واقع دوستان پایداری ما باید وقت‌گذار باشند اما این طور نیست.

محمد جواد ابطحی نماینده مردم خمینی شهر در مجلس شورای اسلامی درباره علت سکوت پایداری در حوزه سیاسی گفت: پایداری به طور جدی فتیله خودش را پایین کشیده است. وقت هم می خواهد، در واقع دوستان پایداری ما باید وقت گذار باشند اما این طور نیست. اگرچه سیاست کلی پایداری از اول هم همین بود. معتقدم پایداری زود وارد عرصه سیاست شد. پایداری معتقد به فرهنگ سازی بود.

وی افزود: آن طور نیست که حالا همه پایداری ها عرصه سیاسی را بوسیده و کنار رفته باشند، اخباری از فعالیت آنها دارم ولی همان طور که یاد شد به طور جدی وارد صحنه نمی شوند. بالاخره با وضعیتی که در مجلس دهم، شوراهای پنجم و ریاست جمهوری دوازدهم شاهد بودیم، نظرها به آن طرف رفت که تفکر اصلی که باعث بنیانگذاری و شکل دهی پایداری بود باید دنبال شود. یعنی پایداری باید در اقشار مختلف جامعه همچون دانشجویان، کارگران و اصناف فرهنگ سازی کند. حتی بعضی اعضا فعلا عطای سیاست را به لقایش بخشیدند و باید دید چه می شود.

عضو جبهه پایداری درباره برنامه پایداری برای انتخابات مجلس سال ۹۸ و انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ یادآور شد: هنوز چیزی اعلام نکردند ولی بعید می دانم که پایداری ها بخواهند مقابل دیگر اصولگرایان بایستند و برای خودشان برنامه خاص جداگانه ای داشته باشند چون تجربه این مشی نشان داد که به نتیجه نمی رسند. بر همین اساس پایداری فقط برای ادای تکلیف در زمان انتخابات می گوید «فلان نامزد اصلح است»، بعد کنار می رود و فعالیت آنچنانی نخواهد داشت. می دانم بعضی دوستان ما از دوران قبل تبلیغات نیز بدهکاری دارند و هزینه هایی که انجام دادند تأمین نشده و مجبور شدند خانه های شان را بفروشند تا آن هزینه ها را بپردازند.

وی ادامه داد: در واقع برای برخی هاشان همین طور شده است. برخی هاشان خرجی کردند و هزینه های سراسری بود، مثل شاخه های اصلاح طلبی نبود که ابتدا از نامزدها پول کلانی می گرفتند تا نام آنها را در لیست بگذارند. پایداری ها این کار را انجام نمی دادند و براساس آرمان ها حرکت کردند. بالاخره هر انتخاباتی ناچارا هزینه هایی برای تبلیغات می خواهد.

ابطحی درپاسخ به این سئوال که یعنی آنهایی که نتوانستند وارد انتخابات مجلس دهم شوند، اینقدر فشار هزینه های تبلیغات انتخاباتی برای شان وارد شد که خانه های شان را فروختند؟ گفت: بله، بعضی های شان را می شناسم و با آنها ارتباط دارم که بندگان خدا وضعیت اقتصادی مناسبی واقعا ندارند. بالاخره جنگ را پول انجام می دهد. به همین جهت است که خیلی ها به منافع اقتصادی چنگ می اندازند که تأمین شود تا از کسب منافع اقتصادی برای کسب قدرت سیاسی استفاده کنند و بلاعکس هم است. که البته کسب قدرت سیاسی برای کسب منافع اقتصادی خطرناک تر است.


1 2 3 7