Tag Archives: رفت

«مسخره باز» با بازی صابر ابر جلوی دوربین رفت


خبرنگار مهر: همایون غنی زاده که چندی پیش پروانه ساخت اولین اثر سینمایی خود را با نام «مسخره باز» به تهیه کنندگی علی مصفا دریافت کرده بود فیلم خود را به تازگی کلید زده است.

«مسخره باز» با بازی صابر ابر جلوی دوربین رفت

غنی زاده قرار بود اولین فیلم سینمایی خود را با نوید محمدزاده تجربه کند که درنهایت او «مسخره باز» را با بازی صابر ابر به تازگی در تهران جلوی دوربین برده است.

همایون غنی زاده پیش از این در نمایش «کالیگولا» با صابر ابر همکاری داشته است. ابر در حال حاضر هر شب برای نمایش «مالی سویینی» به کارگردانی مرتضی میرمنتظمی در سالن اصلی تئاتر شهر روی صحنه می رود.


۵ هزار بلیت سینما برای دیدن فوتبال فروش رفت


خبرگزاری مهر: بلیت نمایش بازی ایران و مراکش در رقابت های جام جهانی ۲۰۱۸ از شب گذشته در سینماها به فروش می رسد و تاکنون به ۱۰۰ میلیون تومان رسیده است.

۵ هزاربلیت سینما برای فوتبال ایران و مراکش فروش رفت

علی ترکیان مدیر سایت سینماتیکت در گفتگو با خبرنگار مهر درباره فروش بلیت نمایش رقابت های جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ در سینماها بیان کرد: حدود ۴۰ سینما از روز گذشته ۲۲ خرداد بلیت های جام جهانی فوتبال را به فروش گذاشته اند و تاکنون حدود پنج هزار بلیت فروخته شده است.

وی با اشاره به تعداد این سالن ها در تهران و شهرستان ها بیان کرد: بیش از ۳۰ سینما در تهران و حدود ۱۰ سینما در شهرستان ها فروش بلیت ها را بر عهده دارند و تاکنون حدود ۱۰۰ میلیون تومان بلیت به فروش رسیده است.

ترکیان درباره فروش بازی های جام جهانی در سینماها عنوان کرد: بلیت هایی که فروخته شده اند فقط به بازی اول تیم ملی یعنی بازی ایران و مراکش تعلق دارد و هنوز بازی های دیگر چندان باز نشده اند.

وی در پایان درباره فروش سالن های سینمایی نیز تصریح کرد: فروش بلیت در پردیس ها اکنون به سالن های سوم و چهارم رسیده است و این پردیس ها سالن های اول و دوم خود را پر کرده اند.


۵ هزاربلیت سینما برای فوتبال ایران و مراکش فروش رفت


خبرگزاری مهر: بلیت نمایش بازی ایران و مراکش در رقابت های جام جهانی ۲۰۱۸ از شب گذشته در سینماها به فروش می رسد و تاکنون به ۱۰۰ میلیون تومان رسیده است.

۵ هزاربلیت سینما برای فوتبال ایران و مراکش فروش رفت

علی ترکیان مدیر سایت سینماتیکت در گفتگو با خبرنگار مهر درباره فروش بلیت نمایش رقابت های جام جهانی فوتبال ۲۰۱۸ در سینماها بیان کرد: حدود ۴۰ سینما از روز گذشته ۲۲ خرداد بلیت های جام جهانی فوتبال را به فروش گذاشته اند و تاکنون حدود پنج هزار بلیت فروخته شده است.

وی با اشاره به تعداد این سالن ها در تهران و شهرستان ها بیان کرد: بیش از ۳۰ سینما در تهران و حدود ۱۰ سینما در شهرستان ها فروش بلیت ها را بر عهده دارند و تاکنون حدود ۱۰۰ میلیون تومان بلیت به فروش رسیده است.

ترکیان درباره فروش بازی های جام جهانی در سینماها عنوان کرد: بلیت هایی که فروخته شده اند فقط به بازی اول تیم ملی یعنی بازی ایران و مراکش تعلق دارد و هنوز بازی های دیگر چندان باز نشده اند.

وی در پایان درباره فروش سالن های سینمایی نیز تصریح کرد: فروش بلیت در پردیس ها اکنون به سالن های سوم و چهارم رسیده است و این پردیس ها سالن های اول و دوم خود را پر کرده اند.


خانم مجری به افطاری رهبری رفت


برترین ها: فضه سادات حسینی مجری تلویزیون با انتشار این عکس در صفحه اش نوشت:

الحمدلله علی کل حال

سالها بعنوان #دانشجو و امسال توفیق شد که در جمع #اساتید و #نخبگان خدمت #حضرت_آقا مشرف شوم!

همه #افطاری های دنیا با سفرهای رنگارنگشان یک طرف … #افطاری_ساده #آقا جانمان یک طرف …

خانم مجری به افطاری رهبری رفت

همه #ماه_مبارک در تب و تاب این بودم که آیا امسال هم آقا مرا میپذیرند؟! راستش را بخواهید به دلم وعده #دیدار_دانشجویی را داده بودم از بس که باصفا و پر انرژی و دوست داشتنی است … اما خب قسمتم نشد … و چقدر #غبطه خوردم به جناب آقای #مجدالدین_معلمی بزرگوار @majdoddin_moallemi که سعادت اجرای آن برنامه را داشتند و بعد هم عنایت ویژه آقا و #انگشتری که هدیه گرفتند! زهی سعادت …

دلم داغدار بود تا اینکه برای امروز دعوت شدم … هم ذوق زده بودم و هم استرس داشتم … من بروم در جمع اساتیدم بنشینم؟! اگرچه از ابتدای راه علمی، آینده شغلی ام را #تدریس دیده بودم و در همه سالهای تحصیل، مشتاقانه دنبالش کرده ام و همه افتخارم این است … باز هم دلشوره داشتم

خب الحمدلله که قرعه به نامم افتاد … و البته غیر از من هم، اساتید جوان زیادی بودند

خانم مجری به افطاری رهبری رفت

و چقدر حس خوبی بود که برق در چشمان اساتیدم را میدیدم که حاصل زحماتشان را در من و امثال من میبینند!
صحبتهای آقا، شوخی هایشان، تذاکراتشان، نگاهشان … همه اش شیرین است و باید از لحظه لحظه این دیدار انرژی ذخیره کرد برای ادامه راه!

ان شاءالله اگر فرصت کنم و سعادتی باشد شرح دیدار را خواهم نوشت

پ ن:

دوستان عزیز و بزرگوار این تیپ دیدارهای آقا دعوتی است اما تا فرصت باقی ست نمازهای ظهر و‌عصر ماه مبارک به اقامت #ولی_امر_مسلمین_جهان را از دست ندهید در همان #حسینیه_امام_خمینی (ره) در خیابان جمهوری … ایام #فاطمیه و #محرم هم آقا معمولا پنج شب مراسم عزاداری دارند که آن هم عمومی ست

در این روزهای پایانی ماه خدا نیازمندان را از دعای خیر محروم نفرمایید

#حضرت_ماه #از_عمر_ما_بکاه_و_بر_عمر_رهبر_افزا


ناصر به دورهمی آسمان رفت


برترین‌ها- احسان اقبال سعید: ناصر ملک مطیعی ستاره نامدار سینمای ایران عالم خاکی را ترک کرد و به روایتی راحت شد.

ناصر به دورهمی آسمان رفت

ناصر ملک مطیعی یا به روایت آشنای علاقه مندانش ناصرخان دانش آموخته دانشسرای معلمان بود و چندسالی را به عنوان دبیر ورزش خدمت کرده بود.انگار در میان نسل اول ستارگان سینمای فارسی ورزش ازراه های مطمئن ورود به سینما بود ،محمد علی فردین ستاره خوش سیمای همدوره ناصرخان هم در تیم ملی کشتی دوست مرحوم غلامرضا تختی بود و مدال برنز مسابقات جهانی کشتی را در کارنامه داشت. ملک مطیعی در سال های فعالیت اش همواره در کنار ورزش ماند و با ستاره های هم نسلش رابطه نزدیکی داشت.

ناصر حجازی فقید و تختی از دست شده از قهرمانان مورد علاقه اش بودند و همیشه از تختی با افسوسی ابدی یاد می کرد. ورود ملک مطیعی به سینما با تشویق ها و قوت قلب های همکار بازیگر و دوبلورش بانو ژاله علو همراه بود که ناصر را با جیمز دین ابرستاره وقت هالیوود مقایسه می کرد و انگیزه را در او صدچندان می کرد .. ملک مطیعی در سینمای ستاره محور قبل از انقلاب یا آن چیزی که دکتر هوشنگ کاووسی منتقد سختگیر فیلم می نامید “فیلمفارسی” در نقش مرد جوانمرد و توانمند به یک شمایل تبدیل شده بود. تیپ مردانه و لوطی مسلکی که با داد و دهش و حمایت از افتادگان و البته تیغ از نمک نشناس و نارفیق و گزمه خوردن و دم برنیاوردن به کمال مطلوب چند نسل از عاشقان سینما در ایران تبدیل شده بود. سیمای مرد دریا دل که به سرنوشت محتوم عیاران ایرانی عاقبتی جز تنهایی ،دوری یار،حسرت و حرمان ندارد.

ناصر سمبل ایستادن در مقابل جفاها و جورهای گوناگون بود که از زمین و زمانه بر سر مردمان تیره بخت می بارید. هم پشت به پشت برادر جوان می داد تا تیغ تیز دسته زنجونی لمپن های محل “بر برادر” را ندرد و هم از عشق اساطیری و به محبوب محجوب اثیری چشم می پوشید تا حرمت رفاقت خدشه دار نشود. شد سمبل توانستن و دست به جفا بلند نکردن، غرور و غیرت مرد پاگرفته در دالان های نم گرفته ناکجاآبادهای شهر با آن کلاه برازنده شاپو شد چتر برای بازگشت و رستگاری بدنام ترین زنان و با ریختن آب توبه بر سرشان از نکاح با آنان هم دریغ نداشت و مگر در دنیای دون و وارون کسی می توانست اینقدر خوب باشد که ناصر باشد؟.

محمد علی فردین عاشق زیبای جوانمرد بود که وصالش آروزی دلبرکان سینمای فارسی بود و ناصر پناه بی پناهان،آنکه گرسنگی سق می زد تا تا رفقا و افتادگان سنگگ ترید دیزی بازار کنند. در مقابل بی پناهی مردمان در مقابل عمله جور و الواط رنگارنگ کوی برزن شده بود مظهر قانون یک نفره وایستادن و نمردن به رغم چاقو خوردن! البته جنس آن سینما در سال های آخر منتهی به انقلاب اسلامی عملا در حاشیه قرار گرفته بود و با افت چشمگیر مخاطب موجه بود و فیلم های موج نو و مشهور به سینمای روشنفکری با آثاری از بیضایی ،تقوایی ..و البته آثار کیمیایی با تم اعتراضی ذائقه مخاطب را تغییر داده بودند.

ملک مطیعی درس خوانده و اهل دغدغه بود و در همان سال های اوج سینمای فارسی در مصاحبه با مطبوعات جوانان را به تحصیل و پایبندی به خانواده دعوت میکردو در سال پنجاه و شش مصاحبه ای با روزنامه اطلاعات دارد و فضای موجود در کشور را به نقد می کشد ، از تنگ نظری و خشونت و اهمال و کارهای سرهم بندی شده انتقاد می کند. پس از انقلاب طبیعتا سینما به عنوان یکی از مظاهر رژیم گذشته که در کنار قمارخانه ها و بانک ها مورد خشم انقلابیون قرار گرفته بود فضای کاملا متفاوتی را تجربه می کرد و به هنرپیشگان و دست اندرکاران سینمای قبل از انقلاب با بدبینی نگاه می شد.

ملک مطیعی سال پنجاه و هشت در فیلم فریاد مجاهد بازی کرد و فیلم برزخی ها آخرین نقش آفرینی اش قبل از ممنوع الکاری بود. گروه بزرگی از دست اندکاران سینمای قبل از انقلاب بعد از آن از فعالیت منع شدند،برخی چون ایرج قادری با نوشتن ندامت نامه و چاپ آن در روزنامه اجازه کار گرفتند و سعید کنگرانی و سعید راد هم سال ها بعد بازگشتند اما ناصر و فردین به ممنوعیت ابدی دچار شده بودندو ناصر خان تمام این سال ها گلایه نکرد و با قنادی خیابان ونک و مشاور املاکی گذارن روزگار کرد ومحترم ماند. در سال های اخیر و در پیرانه سری با اصرارهای علی عطشانی حضور کمرنگ و بی رمقی در فیلم نقش نگار داشت. اما نقطه تلخ فصل اخر زندگیش به ضبط دو برنامه دورهمی با اجرای مهران مدیری و “من و شما “با اجرای ظلی پور بود که قرار بود از سیما پخش شود اما لحظه آخر بازهم مدیران همیشه نگران مانع از دیده شدن سیمای پیرمرد در تلویزیون کشورش شدند،کشوری که همیشه عاشقش بود و تا پایان عمر در آن زیست و از ناملایمات و دشواری ها گلایه ای نکرد.

اما مدیران تلویزیون نیاموختند که عزت و آبرو نه توسط ناظر پخش آنان که توسط نخست پروردگار و سپس یاد و خاطره مردمان به اشخاص اعطا می شود و تنها بغض و بازندگی برای آنان می ماند و بس. اگر سال ها انکار هنرمندان سینمای آن چه نامطلوب خوانده می شود موجب فراموشی آنان شد بایگانی کردن دورهمی ناصرملک مطیعی او را از خاطره ها خواهد زدود و دردانه های سیما را به محبوب تبدیل خواهد کرد. حالا ناصرخان پیش خدا و در آسمانها با یاران موافق فارغ از دلشکستگی دورهمی دارد مرحوم تختی به قطعه موسیقی “غروب کوهستان ” با صدای ناهید دایی جواد علاقه خاصی داشت و ظاهرا روزهای آخرقبل از انتحار در هتل اتلانتیک به دفعات آن را می شنید .جالب اینکه خانم دایی جواد هم چندماه قبل در تصادف با اتوموبیل در اصفهان از دنیا رفتند و حالا ناصرخان حجازی و ملک مطیعی جنب جهان پهلوان تختی در یک دورهمی رویایی می توانند بدون هراس توهین و طعن غروب کوهستان گوش کنندو هیچ ناظر و قاضی مگر خدای مهربان را بالای سر نبیند. روانش قرین رحمت وزندگی تا باد چنین بادا.


احسان علیخانی باز هم به سراغ اعتیاد رفت


باشگاه خبرنگاران جوان: چهارمین قسمت برنامه ماه عسل ۹۷، در حالی روی آنتن رفت که احسان علیخانی به موضوع این قسمت از برنامه پرداخت و گفت: حرف ها و نقد ها راجع به این موضوع جدی است و ما در حوزه رسانه موظف هستیم از این موضوعات حمایت کنیم چراکه تمام آینده سرزمین ما مربوط به اندیشه و تولید فکر است.

وی ادامه داد: نباید جوانان سرزمین ما سرخورده شوند و به اولین بن بستی که برخورد کردند بی خیال همه چیز شوند. آدم ها همیشه از خودشان قهرمان می سازنند و حرف های اطرافیان خود را قبول ندارند. جایی که شما خسته باشید خیلی سخت پیدا می‌شود کسی که دست شما را بگیرد؛ به نظرم بابد جنگید و به هدف رسید.

احسان علیخانی باز هم به سراغ اعتیاد رفت

علیخانی در این بخش از برنامه میزبان رضا لنگری و همسرش از مشهد بود که از پدر قصه «ماه عسل» میتوان فهمید که این بار هم اعتیاد سوژه علیخانی شده است.

ابتدا همسر رضا درباره چگونگی شروع زندگی شان گفت: اصالتا نیشابوری اما متولد تهران هستم. از طریق زن دایی همسرم با هم آشنا شدیم و ازدواج سنتی داشتم؛ البته من نیز متاسفانه ملاکی برای ازدواج نداشتم و فقط قسمت بود.

اما پدر قصه ماه عسل «رضا» پیرامون بیماری خود گفت: زمانی که در زاهدان سرباز بودم در آنجا به گرد و غبار و آفتاب حساس شدم تا اینکه بعد از سربازی این حساسیت شدت گرفت و عطسه‌های شدید داشتم. دوستان پیشنهاد کردند که مصرف مواد مخدر برای بهبود بیماری خوب است و من استفاده کردم؛ مانند یک معجزه بود، حتی کار به جایی رسید که جلوی همسرم هم مصرف می‌کردم.

همسر رضا درباره واکنش خود به مصرف مواد مخدر همسرش اینگونه توضیح داد: من درباره تریاک شنیده بودم اما در خانواده‌ام ندیده بودم. من وقتی از ایشان سوال می‌کردم می‌گفت دارویی است که باید مصرف کند اما پس از مدتی این دارو را هرروز مصرف می‌کرد.

علیخانی گفت: شما شناختی نداشتید، تو مدرسه، دانشگاه، فیلم و سریال این موارد را ندیده بودید، چرا اعتراض نکردید؟

همسر رضا پاسخ داد: من ندیده بودم و این یک واقعیت است. من از آنجایی که به رضا علاقمند بودم هر چیزی که او می‌گفت قبول می‌کردم. اما یک چیز مهم این است که من جرات اعتراض نداشتم.

علیخانی عنوان کرد: البته همه کارشناسان به این نتیجه رسیدند که مواد مخدر صنعتی شریف ترین است و بقیه موادر مخدرها بلاهایی سر مردم می آورد که انتها ندارد. اما برای شما مقدمه‌ای بوده برای رفتن به سراغ مواد مخدرهای دیگر چراکه بعد از مدتی این جنس لذت خوب را به شما نمی‌دهد.

مجری «ماه عسل» با توجه به موضوع برنامه اعلام کرد: نکته‌ای را باید به مخاطبان تذکر بدهم که این بحث خانوادگی و جدی است. اگر برنامه را در خانه تماشا می‌کنید، بچه‌ها را در یک سن و سالی مراعات بفرمایید برای اینکه برخی از خانواده ها درگیر این موضوع هستند و باید درباره آن صراحتی داشته باشیم؛ البته یک مرزهایی باید داشته باشیم چراکه نمی‌دانیم مخاطب ما در چه سن و سالی است.

همسر رضا درباره دلیل حضور خود را در برنامه «ماه عسل» گفت: ممنون که ما را به برنامه دعوت کردید اما حضور من یادآوری گذشته، گریه و زاری نیست بلکه تنها موضوع مد نظر من این است که به خانم‌های با شرایط من کمک کنم.

وی ادامه داد: من آدم قهر نبودم و بعد از ۱۲ سال که خانواده‌ام فهمیدند اصلا باور نمی‌کردند. چراکه همسرم با اینکه مواد مصرف می‌کرد اما او به اندازه‌ای به خود می‌رسید که از چهره‌اش اعتیاد مشخص نباشد؛ البته من هم در زمان مصرف از او پذیرایی می‌کردم.

رضا عنوان کرد: من ۱۵ سال تریاک مصرف کردم تا اینکه مشکلات ما بسیار شد.۱۱ سال نمیتوانستم زندگی‌ام را کنترل کنم؛ حتی کارم را از دست دادم و مقصر اصلی خودم بودم اما من قبول نمی‌کردم و همسرم را مقصر می‌دانستم.

همسر رضا دلیل ماندن در آن شرایط را آبرو و خانواده‌اش عنوان کرد و گفت: کاری جز گریه کردن نداشتم اما آقای علیخانی اشتباه کردم. اگر غرور خودم را نادیده می‌گرفتم و جدی‌تر برخورد می‌کردم مطمئنم خیلی زودتر مشکل حل می‌شد.

علیخانی به حضور کودک این خانواده در بهزیستی اشاره کرد و همسر رضا از دعوا، درگیری و تهمت‌هایی که در این مدت با همسرش داشت، صحبت کرد.

رضا ادامه داد: افکار منفی را مواد با خودش می‌آورد اصلا دست خودم نبودم.

همسر رضا گفت: بعد از درگیری ها مجبور شدم به دادگاه بروم و در این مدت تهدیدها ادامه داشت، حتی تهدید به مرگ شدم.

رضا در خصوص وضعیت روحی آن روزهای خود گفت: من بیشتر از مواد به خانواده ام وابسته بودم و من به همسرم گفتم که اگر خواستی از خونه من بری حق نداری آرمیتا را با خودت ببری و اگر آرمیتا رو ببری می‌کشمت.

همسر رضا ادامه داد: از تهدیدهایی که کرده بود ترسیده بودم تا اینکه دادگاه به من پیشنهاد داد بهزیستی بروم اما محیط بهزیستی محیطی نبود که بخواهم بچه‌ای که از من جدا نمی‌شود را اینجا بذارم. من دو راه بیشتر نداشتم آرمیتا می‌رفت یا اینکه او را پیش خودم نگه می‌داشتم و تبدیل به یک بچه آسیب دیده می‌شد و من راه اول را انتخاب کردم.

رضا در پاسخ به سوال علیخانی مبنی بر اجرایی کردن تهدیدهایش گفت: من از لحظه‌ای که آنها از خونه رفتند به دنبالشان بودم، شاید این اتفاق می‌افتاد اما من راننده تاکسی بودم و ۱۵ سال در نزدیکی حرم کارگری می‌کردم.

وی ادامه داد: به امام رضا (ع) پناه بردم و گریه می‌کردم. از مواد خسته شده بودم اما با رفتن خانواده شکست خوردم و با حضور پی در پی به دادگاه، آنها هم نگران من شدند. از طرفی بچه من که قرار بود در بهزیستی باشد به مرکز مهر امام رضا (ع) منتقل شد و این نقطه امیدی به زندگی من شد. جرقه‌ای در زندگی‌ام خورد و من از طریق هماهنگی دادگاه فرزندم را در این مرکز دیدم.

همسر رضا بیان کرد: از طرف بهزیستی به من گفتند که آرمیتا را به یکی از مراکز خصوصی بردند و یکی از بهترین خبرهای آن روزها بود چراکه دیدار با آرمیتا یکی از بهترین اتفاقات بود. هر قولی که امام رضا (ع) به من دادند عملی کردند تا جایی که زندگی ما تغییر کرد و من معجزه را دیدم. من با تمام وجود خدا را حس کردم.

رضا ادامه داد: من برنده شدم و از امام رضا (ع) خواستم و زندگی‌ام را به من پس داد.

در بخش دوم گفتگو، علیخانی میزبان کسی بود که بزرگترین آرزویش این است که دختری به خاطر پدرش سر افکنده نباشد.

این دختر که از اعتیاد پدرش رنج می‌کشید، گفت: با پدرم دوست بودم و بهترین اتفاقات را در زندگی شاهد بودم اما بعد از فوت برادرم پدرم معتاد شد. پدری که طاقت دیدن اشک مرا نداشت اشک من را در می‌آورد. پدرم ده سال است که من و مادرم را ترک کرده است.

وی ادامه داد: پدرم چند بار به کمپ اعتیاد رفت اما دوباره مصرف را شروع می‌کرد. در مرحله آخر با او اتمام حجت کردم و گفتم که دیگر طاقت ندارم؛ این حرف‌ها پدر را تحت تاثیر قرار گرفت و دیگر به سمت اعتیاد برنگشت.

وی تصریح کرد: دو فرزند دارم و زمانی که خانواده همسرم کنار هم هستند من حسرت می‌خوردم و از خدا می‌خواهم که یکبار دیگر من هم کنار خانواده‌ام باشم.

علیخانی گفت: شما کار بزرگی کرده‌اید؛ پای پدری که همه دنیا او را طرد کردند، ایستادید و تلاش کردید.

در پایان علیخانی از او پرسید که پدرش تمایل دارد که مهمان «ماه عسل» باشد و او در پاسخ گفت: پدرم از حضور در «ماه عسل» استقبال می‌کند؛ البته من از همه پدرها می‌خواهم یک تجدید نظر در کارهای خود کنند.


1 2 3 5