Tag Archives: روی

«شرایط خاص»، بزودی روی آنتن شبکه سه سیما


بانی فیلم: به تازگی مراحل تدوین و صداگذاری سریال تلویزیونی «شرایط خاص» به ترتیب توسط خشایار موحدیان و حسین ابوالصدق به پایان رسید.

«شرایط خاص»، بزودی روی آنتن شبکه سه سیما

این سریال به کارگردانی وحید امیرخانی و تهیه کنندگی سید مرتضی فاطمی هم اکنون مراحل ساخت موسیقی را پشت سر می گذارد تا بزودی روی آنتن شبکه سه سیما برود.

تازه‌ترین سریال کمدی تلویزیون با زوج هنری کامبیز دیرباز و بهرام افشاری، مجموعه‌ای پربازیگر و پرلوکیشن است که از اسفند ماه ۹۶ در تهران جلوی دوربین رفت و دیرباز پس از چندین سال دوری از بازی در نقش کمدی، با این سریال دوباره به این تجربه بازگشته است.

«شرایط خاص» در ابتدا قرار بود در ۱۵ قسمت ساخته شود اما براساس ظرفیت های فیلمنامه تعداد قسمت های سریال تا ۲۲ قسمت افزایش یافته است.

پروانه معصومی، نادر سلیمانی، سیروس گرجستانی، کاظم سیاحی، مریم سعادت، شهره سلطانی، سوگل قلاتیان، معصومه رحمانی، صحرا اسدالهی، مصطفی ساسانی، وحید آقاپور و اسدالله یکتا سایر بازیگران این سریال را تشکیل می‌دهند.

«شرایط خاص» که نگارش فیلمنامه آن برعهده حسین تراب‌نژاد و احسان لطفیان بوده، یک کمدی قصه‌گوی موقعیت است که نگاهی گذرا به دفاع مقدس دارد و برخلاف کمدی های اخیر تلویزیون، مخاطب یک قصه درام را دنبال می کند که داستان مشخصی دارد و مضامین جدی اجتماعی در قالب موقعیت‌های طنز شکل می‌گیرد.

امیرخانی پیش از این در نخستین تجربه سینمایی خود، در سال ۹۴ کمدی «در مدت معلوم» را کارگردانی کرده بود که توانست در گیشه سینماها موفق باشد و باید دید در تجربه تلویزیونی خود نیز می تواند رضایت مخاطبان را کسب کند یا خیر.

عوامل سریال تلویزیونی «شرایط خاص» عبارتند از؛ تهیه‌کننده: سیدمرتضی فاطمی، کارگردان: وحید امیرخانی، مدیر تولید: عبدالله شهباززاده، نویسندگان: حسین تراب‌نژاد، احسان لطفیان، مدیر تصویربرداری: فرشاد گل‌سفیدی، تدوین: خشایار موحدیان، طراح گریم و چهره پردازی: محمود دهقانی، مدیر صدابرداری: محمدرضا امامی، طراحی و ترکیب صدا: حسین ابوالصدق، طراح صحنه و لباس: حسین مجد، دستیار تولید: حمید سرپیران، برنامه‌ریز: سامان تفرشی، دستیار کارگردان: ایمان غیرتمند، منشی صحنه: سمیه شهرابی، مدیر تدارکات: علی رضایی، عکاس و تصویربردار پشت صحنه: حمید ضرابی، ساجده مصفا، مدیر روابط عمومی: هادی فیروزمندی.


«پشت دیوار سکوت» بزودی روی پرده می‌رود


بانی فیلم: فیلم سینمایی «پشت دیوار سکوت» جدیدترین اثر مسعود جعفری جوزانی بزودی در گروه آزادی به نمایش عمومی درمی آید.

«پشت دیوار سکوت» بزودی روی پرده می‌رود

سازندگان فیلم سینمایی «پشت دیوار سکوت» این روزها مشغول آماده سازی مواد تبلیغاتی این فیلم هستند تا ساخته جدید مسعود جعفری جوزانی برای اکران هر چه بهتر آماده باشد. قرارداد اکران «پشت دیوار سکوت» در گروه آزادی و پس از پایان نمایش «خاله قورباغه» به ثبت رسیده است. اگر چه قرارداد اکران «خاله قورباغه» در شش هفته به ثبت رسیده، اما با توجه به اقبال عمومی ضعیف چند روز گذشته این فیلم در گیشه، این احتمال وجود دارد که اکران «خاله قورباغه» زودتر از موعد به پایان برسد.

در فیلم سینمایی «پشت دیوار سکوت» که مضمونی اجتماعی دارد؛ سحر جعفری جوزانی، رویا تیموریان، امین تارخ، پرویز پورحسینی، فریبا متخصص، آرمان درویش، مهدی احمدی، بهزاد فراهانی، شقایق فراهانی، حسین پاکدل، سیما تیرانداز، سیامک صفری، محمدرضا شریفی نیا، سمیه نجومی، سودابه گودرزی، لی‌لی فرهادپور، احسان امانی، میلاد یزدانی، حمید متقی، یاسمین پازوکی، شکرا… حسنی، فرشته گلچین، فرهاد ملوندی، فرانک کوشافر، فاطمه صالحی شهرابی، نجمیه آقاباباگلی، میلاد یزدی، علی کامیار، الهام پورشیرمردی، منا عامری، سعیده بت‌فریب و زهرا حسینی به ایفای نقش پرداخته اند.

در این فیلم همچنین تعدادی از هنرمندان خردسال از جمله؛ ترنم بیدگلی، تبسم بیدگلی، آروشا علی خانی، امیرحسین حقی، ستایش موسوی، نیایش موسوی، عسل شیرعلی، ارغوان کیور، پرهام کیور نیز حضور داشته اند.

«پشت دیوار سکوت» به تهیه کنندگی مشترک محمد خزاعی و فتح‌ا… جعفری جوزانی در جشنواره سی و پنجم فیلم فجر نیز به نمایش درآمد.

دیگر عوامل این پروژه سینمایی عبارتند از: نویسندگان فیلمنامه: سحر جعفری جوزانی و مسعود جعفری جوزانی ـ براساس پژوهشی از فاطمه صالحی شهرابی و علی بدیعی، مدیر فیلمبرداری: حسن کریمی، مدیر هنری: مجید میرفخرایی، طراح چهره‌پردازی: مهین نویدی و دانیال حقیقت، صدابردار: آرش برومند، مدیر برنامه‌ریزی و دستیار اول کارگردان: شهرام کیور، آهنگساز: بهزاد عبدی، صداگذار: حسین مهدوی، انتخاب بازیگر: امین تارخ، مدیر تولید: مرتضی متولی.


«من و شما» دوباره با ظلی‌پور روی آنتن می‌رود!


خبرگزاری صبا: چندی پیش خبری مبنی بر شروع فصل جدید برنامه «من و شما» به تهیه کنندگی هادی قندی منتشر شد که در فصل جدید خود با مجری به غیر از آرش ظلی‌پور پخش خود را آغاز می‌کند. مجریان زیادی برای اجرای این برنامه معرفی شدند که در این بین دو مجری یعنی فرزاد حسنی و رضا رشیدپور گزینه‌های نهایی برای اجرای فصل جدید این برنامه بودند.

«من و شما» دوباره با ظلی پور روی آنتن می‌رود!

در این بین گفته شد فرزاد حسنی به دلایل نامعلوم ممنوع الکار است و امکان حضور در تلویزیون را نخواهد داشت و رضا رشیدپور هم به دلیل شروع فصل جدید برنامه «حالا خورشید» حضورش در برنامه «من و شما» منتفی شده است.

مجریان زیادی برای این برنامه معرفی شدند که محمدحسین میثاقی، حمید فرهانی، شاهین صمدپور، پیمان طالبی و… از جمله گزینه‌های مطرح شده بودند ولی هرکدام به دلایلی به نتیجه نرسید.

حالا با گذشت مدتی از انتشار خبرها و مشخص نبودن مجری این برنامه شنیده شده که این برنامه قرار است فصل جدید خود را به دلیل به توافق نرسیدن و مشکلات گزینه های اجرا ، با آرش ظلی پور مجری سابق خود ادامه دهد و فصل جدید را با او آغاز کند.

این در حالی است که در فصل قبل چند برنامه با حاشیه روبه رو شد ،حال باید دید در فصل جدید عملکرد این مجری چگونه است.

گفتنی است؛ فصل اول برنامه «من و شما» به تهیه‌کنندگی هادی قندی و اجرای آرش ظلی پور در قالب یک برنامه گفتگو محور هر جمعه از شبکه شما پخش می‌شد.


سرمایه‌گذاری دوباره دی‌کاپریو روی محیط‌زیست


خبرگزاری مهر به نقل از وگ‌نیوز: لئوناردو دی کاپریو به تازگی مبلغ نامشخصی را برای حمایت از برند تجاری که از آن با نام «کالیفیا فارمز» (Califia Farms) یاد شده سرمایه‌گذاری کرده است.

دی‌کاپریو باز هم روی محیط زیست سرمایه گذاری کرد

کمپانی کالیفیا فارمز هفته پیش ۵۰ میلیون دلار برای افزایش محصولاتش در غذاهایی که بر پایه سبزیجات تولید می‌شوند، سرمایه‌گذاری کرده که شامل نوشیدنی‌هایی بر پایه ماست پروبیوتیک نیز می‌شود.

در عین حال که دی کاپریو تاکنون تایید نکرده وگان است، اما در سال‌های اخیر از شهرتش برای ایجاد آگاهی در مسایل محیط زیستی استفاده کرده که تولیدات کشاورزی از جمله آنهاست.

سال پیش او روی برند محصولات غذایی وگان با نام «فراتر از گوشت»( Beyond Meat) سرمایه‌گذاری کرده بود. این شرکت تهیه همبرگرهای وگان یا بدون گوشت را برعهده دارد. در حالی که وگان‌ها به گیاهخواری مطلق اعتقاد دارند، این شرکت که در لس‌آنجلس تاسیس شد، اعلام کرده بود با حمایت دی‌کاپریو فعالیتش را شروع می‌کند.

دی کاپریو همواره اعلام کرده هدفش حمایت از فعالیت‌هایی است که ضرری به محیط زیست وارد نکنند و یا به حیوانات آسیب نرسانند.

وی همان موقع با صدور بیانیه ای گفته بود تولید محصولات دامی در ایجاد گاز کربن نقش مهمی دارد. اگر منبع غذا از گوشت حیوانی به مواد گیاهی تغییر کند بشر گام بزرگی در حفظ آب و هوای کره زمین بر خواهد داشت.

بنیاد لئوناردو دی‌کاپریو سال پیش بیش از ۲۰ میلیون دلار به بیش از صد سازمان محافظت از محیط زیست اهدا کرد.

وگان‌ها از مصرف هر نوع محصولات حیوانی مثل گوشت قرمز، مرغ، لبنیات و تخم مرغ و حتی استفاده از چرم خودداری می‌کنند و این رژیم را موجب تندرستی انسان می‌دانند.


پرش اسب جوزدگی از روی بیلبورد‌های میلیاردی!


روزنامه جوان یادداشتی درباره حاشیه های مستند «سریک» ساخته بهاره افشاری منتشر کرد.

زمانی که حتی تابوشکنی در فیلم‌های سینمایی نمی‌تواند توجه‌ها را به سمت یک فیلم جلب کند، داستان بذل و بخشش بیلبورد‌های گرانقیمت شهری به یک مستند، بیشتر از رونمایی لاکچری که برای آن گرفته بودند، خبرساز شد.

مهر ماه سال گذشته، خبر آغاز فیلمبرداری مستند «سریک» اولین تجربه کارگردانی بهاره افشاری منتشر شد.

افشاری در یادداشتی که به مناسبت ساخت مستند سریک منتشر کرد، یادآور شده بود به غیر از بازیگری، نقاشی و طراحی صحنه هم کرده و هیچ گاه حتی به این موضوع هم نمی‌اندیشیده که روزی بر صندلی کارگردانی تکیه بزند.

افشاری گفته است دغدغه‌هایش وی را به سمت کارگردانی برده است. حالا اینکه چرا از بین این دغدغه‌ها باید سراغ اسب سردار آزمون رفت، موضوعی است که افشاری درباره آن توضیحی نداده، اما در شبکه‌های اجتماعی بازار شایعه‌ها داغ است. افشاری از جمله بازیگرانی بود که در جریان مسابقات جام جهانی به روسیه رفت و آخرین سکانس‌های مستند «سریک» را در آنجا فیلمبرداری کرد.

فیلمی که گفته می‌شود صرفاً قدم اولیه یک بازیگر در مسیر کارگردان شدن است، در مراسمی ویژه رونمایی می‌شود؛ مراسمی که همزمان است با تولد کارگردان و همان طور که در ویدئو‌های منتشر شده از آن دیده می‌شود، یکی از مدیران شهرداری تهران در آن وعده اعطای «بیلبورد»‌های تبلیغاتی به این فیلم می‌دهد. در صحنه بذل و بخشش که فیلم آن در فضای مجازی منتشر شده «مجری پشت تریبون می‌گوید که محمدصادق حسنی ٢٠بیلبورد تبلیغاتی را به مناسبت تولد بهاره افشاری به او هدیه داده است. برآورد سرانگشتی این هدیه آقای حسنی سر به فلک نمی‌کشد، اما دست کم ٦میلیارد تومان است و ناقابل.»

شهرداری پیش از این برای تبلیغ تئاتر، بیلبورد رایگان می‌داده است، اما اکنون برای تبلیغ فیلم و تئاتر از هنرمندان پول دریافت می‌کند. این حساب ادعا‌های بعدی مدیران شهرداری درباره حمایت از مستند، زیر سؤال می‌رود. سرپرست سازمان ورزش شهرداری تهران که سخنان خودش را در مراسم رونمایی از مستند «سریک» تکذیب کرده است!

در مصاحبه‌ای می‌گوید: قرار شد از آقای سردار آزمون به عنوان یک چهره ارزشی و ورزشی حمایت شود. ما برای اکران فیلم سریک به کارگردانی خانم بهاره افشاری که سردار آزمون بازیگر آن است، سالنی را تهیه کردیم تا افتتاحیه اکران در آنجا برگزار شود.

در این بین با توجه به اینکه رویکرد این فیلم یک رویکرد کاملاً ورزشی است و احترام به مرام ورزشی و حمایت از ورزشکاران مدنظر ماست تا خدای نکرده قهرمانان ما آسیب روحی و اجتماعی نبینند و مردم از این استقبال کنند، از ما درخواست کردند که برای تبلیغات فیلم به آن‌ها کمک کنیم.

اما چرا باید برای اینکه به سردار آزمون که اعتراف کرده بدترین بازیگر فیلم «سریک» است، دچار آسیب روحی و اجتماعی نشود، به بهاره افشاری هدیه تولد داده شود؟ ادعای حسنی درباره اینکه از شهرداری درخواست شده تا به اکران «سریک» کمک کند، با تکذیبیه بهاره افشاری همراه شده است. او با انتشار یادداشتی انصراف خود را از گرفتن بیلبورد‌های هدیه اعلام کرده و تصریح می‌کند درخواستی برای گرفتن آن بیلبورد‌ها نداشته است.

حال سؤال این است که چرا باید شهرداری تهران که از بیلبورد‌های فرهنگی تبلیغ فیلم و تئاتر پول دریافت می‌کند، فقط نسبت به مستند «سریک» بذل و بخشش کند؟ دیگر هنرمندانی که سال‌هاست فعالیت هنری دارند و حتی عمر فعالیت‌شان بیش از سن بهاره افشاری است نمی‌توانند از این پوشش حمایتی برخوردار شوند، اما یک بازیگر درجه ۲ و تازه وارد به دنیای کارگردانی چنین ویژه مورد توجه قرار می‌گیرد؟ این‌ها تنها بخشی از سؤال‌هایی بود که نسبت به رفتار عجیب شهرداری تهران در قبال یک مستند «هنر و تجربه»‌ای بیان شده است.

رفتار‌های دوگانه مجموعه‌هایی مانند شهرداری تهران در قبال هنر حرفه‌ای و رفتار‌های سلبریتی‌ها نشان می‌دهد، مانند بسیاری از مدیران حوزه فرهنگ و هنر که نمی‌توانند در مقابل سلبریتی‌زدگی مقاومت کنند، باعث ایجاد تبعیض در حمایت‌ها و به کژراهه رفتن فعالیت‌های هنری می‌شود.


رقص تلویزیون با «بی‌راهه» روی اعصاب منتقدان


برترین ها: حکایت مائده هژبری و شاخ های اینستاگرامی فقط مساله «رقص» نیست و اتفاقا آن چه که بیشتر صدای منتقدان را در آورده شیوه پخش اعترافات این به اصطلاح شاخ های اینستاگرامی است، آن چه که مشخص است مساله رقص و …این ها بعد از گذشت چند روز در سایه ی مساله رفتار صدا و سیما قرار گرفته و امروز محمد حسین رنجبران از پخش «بی راهه» دفاع و کرد و البته «انجمن حمایت از حقوق کودکان» هم از رفتار تلویزیون انتقاد کرد

دفاع صدا و سیما از پخش مستند «بیراهه»

محمد حسین رنجبران؛ مدیرکل روابط عمومی صداوسیما در واکنش به برخی انتقادات از مستند «بیراهه» گفت: وظیفه ذاتی رسانه ملی و خواست مردم بویژه خانواده‌هاست که اطلاعات بیشتری درخصوص آسیب‌های فضای مجازی داشته باشند.

رنجبران افزود: بارها بر این مسئله تاکید شده است که نباید فضای مجازی افسارگسیخته باشد. این فضا مثل همه‌جای دنیا باید قواعد و قانون مشخصی داشته باشد و منتشر کنندگان محتواهای نامناسب در این فضا بدانند که چه هزینه‌هایی در انتظارشان است.

دفاع صدا و سیما از پخش مستند «بیراهه»

 او افزود: برخی خانواده‌ها با ما تماس می گیرند و به صراحت می‌گویند ما خانواده ای مذهبی نیستیم اما به خانواده و حفظ حیا و حرمت خانواده اعتقاد داریم و همکاران ما را قسم می‌دهند که برنامه‌هایی بسازید تا جلوی این عرصه افسارگسیخته فضای مجازی را بگیرد و به خانواده ها آگاهی دهد.

خبرگزاری «پانا» هم از واکنش انجمن حمایت از حقوق کودکان به مستند «بیراهه» در قالب یک بیانیه خبر داد و نوشت: پخش این تصاویر با هدف ایجاد رعب و عبرت‌آموزی میان جمعیتی است که در فضای مجازی به گونه‌ای فعال هستند و به واقع قدرت‌نمایی در مواجهه با نوجوانی است که به عنوان فردی زیر هجده سال، کودک قلمداد می‌شود.

بی‌تردید هدف هر چه که باشد، چنین برخوردی را به ویژه در مورد کودکان، نه در نفس خود توجیه می‌کند و نه در به تصویر کشیدن آن. این برخورد نماد مشخص و بارز خشونت علیه کودکان به شمار می‌رود.

همچنین حسام الدین آشنا، مشاور رسانه ای رئیس جمهور ضمن انتقاد از پخش این مستند از رسانه ملی در توییتر خود نوشت: شورای نظارت بر صداوسیما این امکان را فراهم می‌کند تا به هر شکایتی از طرف افراد در مورد عدم رضایت‌شان نسبت به پخش تصاویر آنان در تلویزیون رسیدگی کند. 

عباس عبدی؛ فعال سیاسی اصلاح طلب در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: نیت صداوسیما یا هر کس دیگری توجیه‌کننده اعمال‌شان نیست. کسی که چنین مستندی را پخش کرده باید مسوولیت اثرات سوء عملش را بپذیرد. این برخوردها و دستگیری‌ها و تواب‌سازی‌ها فایده‌ای ندارد. این رفتارها نه تنها مساله را حل نمی‌کند، بلکه تشدید می‌کند. اینکه یک نفر را در تلویزیون بیاوریم و گریه کند، آثار مخرب روانی دارد و همه خواهند گفت چرا دزدها و اختلاسگرها را نمی‌آورید؟

خبرآنلاین به نقل از آذر منصوری قائم مقام دبیر کل حزب اتحاد ملت در خصوص پخش مستند «بیراهه» از تلویزیون نوشت: مدیران و سیاست گذاران رسانه ملی اگر قائل به پاسخگویی هستند به این سوال پاسخ دهند برنامه هایی مانند اعتراف گیری از دختری که اتهامش نمایش رقص خود در اینستاگرام است، با تکیه بر کدامیک از مبانی اخلاقی و انسانی و دینی ما تولید و از فراگیرترین رسانه رسمی کشور پخش می شود؟فاین تذهبون؟

شهاب اسفندیاری، رئیس دانشگاه صدا‌وسیما هم درباره این رفتار رسانه ملی در صفحه توئیترش نوشت: من هیچ مسئولیتی در صدا و سیما ندارم. در دانشگاه صداوسیما کار می‌کنم. با دیدن این کلیپ منتشر شده، متأسف و ناراحت شدم. نه اخلاقی بود، نه حرفه‌ای.

حجت‌الاسلام فاضل میبدی استاد حوزه و دانشگاه هم به اعتماد آنلاین گفت: کار صداوسیما مصداق اشاعه فحشا بوده، این کار صداوسیما خلاف سیره پیامبر (ص) است و متأسفانه اثرات سوء بسیاری هم دارد.


روایت زنی عاشق روی صحنه تئاتر


خبرگزاری ایسنا: شاهین صادقیان نمایش «فصل شکار بادبادک‌ها» به نویسندگی جلال تهرانی را با بازی متین ستوده روی صحنه تئاتر می‌برد.

 متین ستوده تنها بازیگر این نمایش است که به‌صورت مونولوگ آن را اجرا می‌کند. او از بازیگران تلویزیون و سینماست و بازی در این نمایش اولین تجربه‌اش در تئاتر است.

روایت زنی عاشق روی صحنه تئاتر

«فصل شکار بادبادک‌ها» روایت زن عاشقی است که به‌دنبال هویت گمشده خود می‌گردد. این نمایش این اولین تجربه‌ شاهین صادقیان در مقام کارگردانی است و او پیش‌تر در چندین نمایش از جمله «سونات پاییزی» و «دو دلقک و نصفی» به‌عنوان دستیار جلال تهرانی فعالیت کرده است. صادقیان تجربه‌ بازی در نمایش «دور دنیا در هشتاد روز» به‌کارگردانی جلال تهرانی را نیز در کارنامه کاری خود دارد.

این نمایش پیش‌تر به کارگردانی و نویسندگی جلال تهرانی در تابستان ۹۴ با بازی بهنوش طباطبایی در سالن اصلی تئاتر شهر اجرا شده بود.

«فصل شکار بادبادک‌ها» از ۲۵ تیر تا ۲۸ مرداد در پردیس تئاتر شهرزاد روی صحنه خواهد رفت.


خوانندگان زیرزمینی با امضای ترکمنچای روی استیج می‌روند


تابناک: بر اساس این قراردادها، بخش اعظمی از کلیه درآمدها و حقوق آثار و کنسرت‌های خواننده برای دوره ۵ تا ۷ ساله به دفتر پخش اختصاص می‌یابد و این دفاتر پخش انحصار کلیه فعالیت‌های این خوانندگان را بر عهده دارند. پس از این دوره زمانی نیز دفتر پخش همچنان سهم قابل توجهی در بازار موسیقی خواننده دارد و طبیعتاً خواننده‌ای که از این طریق روی استیج رفته، جرأت نمی‌کند خواستار تجدیدنظر در قراردادش شود.

خوانندگان زیرزمینی با امضای ترکمنچای روی استیج می‌روند

خوانندگان زیرزمینی با امضای ترکمنچای روی استیج می‌روند شماری از مؤسسات فعال در عرصه موسیقی، قراردادهای عجیبی با برخی خوانندگان غیرمجاز می‌بندنند که بر اساس مفاد مندرجه در آن، در صورتی که برای خواننده مجوز دریافت کنند، برای سال‌های متمادی انحصار فعالیت‌های خواننده را دارند؛ قراردادهایی که حکم ترکمنچای را دارد، ولی ظاهراً باعث شده برخی خوانندگان زیرزمینی، مجوز فعالیت رسمی بگیرند و نه تنها آلبوم منتشر کنند، بلکه روی استیج بروند و کنسرت داشته باشند.

موسیقی در ایران تنها با کنسرت به درآمدزایی ختم می‌شود و انتشار و توزیع آلبوم موسیقی عملاً بازدهی مالی چندانی برای خوانندگان شناخته شده پاپ و سنتی ندارد؛ بنابراین خوانندگی در ایران صرفاً در چارچوب رسمی که مشمول صدور مجوز برگزاری اجراهای زنده می‌شود، دارای دستاورد مالی است. به همین دلیل با وجود توسعه فضای مجازی و عدم نیاز به انتشار رسمی آثار برای رسیدن به گوش مخاطبان، خوانندگان تداوم فعالیت حرفه‌ای‌شان را در کسب مجوز فعالیت رسمی می‌یابند.

در این شرایط فرآیند تبدیل یک خواننده زیرزمینی به خواننده مجاز همچنان با ابهام جدی روبه روست و مشخص نیست چگونه یک خواننده غیرمجاز می‌تواند رسماً مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را دریافت کند و فرآیندی که باید طی شود، مشخصاً چه تفاوتی با دیگر متقاضیان دارد؟ این ابهام‌ها به مرور زمان و با مواضع مسئولان نهادهای مختلف رو به فزونی گذاشته و این شائبه را نیز تقویت کرده که نهادهای موازی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز لیست خود را در این زمینه داشته و دارند و بر فرآیندهای نانوشته تأثیر مستقیم می‌گذارند.

به عنوان نمونه، رضا مهدوی نوازنده و مدرس سنتور، مدیرکل پیشین مرکز موسیقی حوزه هنری و منتقد در مورد انتشار آلبوم «ترنج» محسن نامجو، آلبوم « ۱۳» محسن چاووشی و نوبت نرسیدن به محسن یگانه در زمانی که او مدیر مرکز موسیقی حوزه هنری بود، توضیح داد: «زمانی که در مرکز موسیقی حوزه هنری مسئولیت داشتم، پروژه‌ای بر عهده‌ام بود به نام سه محسن؛ محسن نامجو، محسن چاووشی و محسن یگانه که حاصلش برای محسن نامجو شد، آلبوم «ترنج» و برای محسن چاووشی قرار بود بشود آلبوم « ۱۳» که منتفی شد و وزارت ارشاد پنج سال بعد مجبور شد به او مجوز بدهد. بعد از آن بود که من عزل شدم و فرصت به محسن یگانه نرسید.»

مدیرکل پیشین مرکز موسیقی حوزه هنری تأکید کرده بود: «خاطرم هست آن زمان، در دولت نهم، حمیدرضا نوربخش مدیرعامل و یا سخنگوی خانه موسیقی در حضور وزیر ارشادِ وقت محمدحسین صفارهرندی در مراسم افطاری که در ماه مبارک رمضان در حیاط تالار وحدت برگزار شد، با لفظ بسیار زشتی از ما یاد کرد و گفت، جلوی این‌ها را بگیرید که موسیقی بدی را منتشر کرده‌اند و منظورش «ترنج» بود که ما تصمیم گرفتیم عکس نامجو را روی جلد مجله «مقام موسیقایی» بگذاریم… اخیرا مصاحبه‌ای از نوربخش خواندم که گفته بود، ما از هر نوع موسیقی‌ حمایت می‌کنیم! می‌خواهم بدانم در این چند سال ایشان چقدر به ‌روز شده‌اند یا چقدر اطلاعات و آگاهی‌شان بالا رفت که ۱۸۰درجه تغییر موضع داده‌اند؟!»

این روایت نشان می‌دهد، گاهی فعالیت یا عدم فعالیت یک یا چند خواننده در حکم پروژه‌ای چون پروژه سه محسن تعریف می‌شود و در پسِ صحنه چنین حواشی معناداری را در پی دارد. با این حال، ظاهراً در سال‌های اخیر فرآیندهای ساده‌تری در جریان است، چرا که شمار خوانندگان زیرزمینی که توانسته‌اند وارد فضای رسمی موسیقی شوند با شتاب بیشتری رو به فزونی گذاشته و چنین به نظر می‌آید که مقرر است، بدین ترتیب فضای موسیقی مدیریت شود و خوانندگان نیز مقید به رعایت‌های چارچوب‌های عرفی شوند.

در این میان اتفاق قابل تأمل، افزایش قدرت برخی دفاتر موسیقی است که ادعا می‌کنند می‌توانند هر خواننده زیرزمینی را روزمینی کنند! فرآیند کلی که این شرکت‌ها در پیش می‌گیرند به این شکل است که با خواننده فاقد مجوز یک قرارداد بسته می‌شود که بر مبنای آن، خواننده کلیه فعالیت‌هایش از جمله انتشار قطعات و موزیک ویدیوهایش صرفاً با هماهنگی و مجوز این دفاتر صورت می‌پذیرد و عملاً دفاتر را صاحب حق مالکیت بر آثارشان می‌کنند. بدین ترتیب دفاتر مدیریت رفتار خواننده را برای سوق دادنش به سمت مسیری که امکان صدور مجوز برای او فراهم شود، تنظیم می‌کنند.

از سوی دیگر، این دفاتر قراردادهای بسیار عجیبی که بی‌شباهت به ترکمنچای نیست، با این خوانندگان می‌بندند که بر اساس این قراردادها، بخش اعظمی از کلیه درآمدها و حقوق آثار و کنسرت‌های خواننده برای دوره ۵ تا ۷ ساله به دفتر پخش اختصاص می‌یابد و این دفاتر پخش، انحصار کامل کلیه فعالیت‌های این خوانندگان را بر عهده دارند. پس از این دوره زمانی نیز دفتر پخش همچنان سهم قابل توجهی در بازار موسیقی خواننده دارد و طبیعتاً خواننده‌ای که از این طریق روی استیج رفته، جرأت نمی‌کند خواستار تجدیدنظر در قراردادش شود؛ هرچند اگر جرأت کند، نیز تعهد قانونی دارد و کاری از دست کسی برنمی‌آید.

البته شنیده شده خوانندگان متعددی نیز با این دفاتر قرارداد منعقد کرده‌اند؛ اما با گذشت چند سال و همراهی کامل با این دفاتر از جمله «دیس بند» شدن و تغییر نام هنری، نتوانسته‌اند مجوز فعالیت رسمی دریافت کنند. این اتفاق نشان می‌دهد، چنین قراردادهایی با قطعیتی برای کسب مجوز و فعالیت رسمی همراه نیست اما تجربه ثابت کرد، روند صدور مجوز تسریع می‌شود و برخی خوانندگان که در پیگیری شخصی به در بسته خورده‌اند، پس از عقد قرارداد با این شرکت‌ها نه تنها مجوز انتشار آلبوم را به دست آورده‌اند، بلکه روی استیج سالن‌های بزرگ نیز رفته‌اند.

انتظار می‌رود، فرآیندهای اداری که منجر به صدور مجوز برای خوانندگان غیررسمی یا رفع ممنوعیت فعالیت موزیسن‌ها می‌شود، شفاف‌سازی شود و در فضایی روشن بتوان درباره اینکه چگونه یک خواننده مجوز فعالیت گرفته اما خواننده‌ای با مشخصات مشابه نتوانسته همان مجوز را کسب کند، به ارزیابی ماجرا پرداخت و برخی ابهام‌ها در این زمینه که چندان شایسته متولیان امر نیست، برطرف شود.


فیلم «دارکوب»؛ نوک زدن روی اعصاب مخاطب‎


برترین ها – ایمان عبدلی: «دارکوب» درباره روزبه (امین حیایی) و مهسا (سارا بهرامی) است، آن‌ها از زندگی گذشته شان یک فرزند دارند به نام گُلی (باران) که در زندگی جدید روزبه با نیلوفر (مهناز افشار) حضور دارد و نقطه اصلی درام هم نبرد بر سر تصاحب گلی است. جایی که مهسا پس از شش سال به فکر تصاحب فرزندش می‌افتد و نیلوفر و روزبه نمی‌خواهند آرامش زندگی شان را ازدست بدهند

 فیلم در پوشش چنین درامی به طور خاص به مساله خرید و فروش نوزاد هم می‌پردازد و می‌خواهد لحن افشاگرانه‌ای داشته باشد. شعیبی احتمالا خواسته یک ملودرام افشاگرانه‌ی اجتماعی بسازد، یعنی فیلمی که هم احساسات تماشاچی را درگیر کند و مضمامین ازلی و ابدی مثل مادر و فرزند دورافتاده را عرضه کند و هم حرف روز جامعه اش باشد، اما دریغ که فیلم در هر دو فاز ناموفق است

با چنین فضایی هسته اصلی درام یا همان کودک شش ساله داستان باید آن قدر سمپات پرداخت شده باشد که بیننده با هر کنش او دچار واکنش احساسی شود، اما این گونه نیست و در «دارکوب» کودک فیلم در حد یک شی تزئینی در میزانسن‌ها جای گرفته. او در خیلی از سکانس‌ها صرفا حضور دارد، دیالوگش را می‌گوید و می‌رود و چه بد که در خیلی از صحنه‌های تنش آمیز فیلم این حضور نه تنها همدلی برانگیز نیست، بلکه مزاحم است و نا خودآگاه دوس دارید یکی بیاید و این بچه را ساکت کند! آن قدر حضور «گلی» در داستان توجیه نشده که علاوه بر این که به او احساس نزدیکی نمی‌کنید و اصلا مهم هم نیست که قرار است او در آِینده آغوش مهسا برگردد؟ یا همچنان به اشتباه گمان کند که مادرش نیلوفر است؟

فیلم «دارکوب»؛ نوک زدن روی اعصاب مخاطب‎

اما برای تصاحب گُلی دو زن در دو قطب ماجرا قرار گرفته اند؛ نیلوفر که نامادری داستان است در شخصیت پردازی دچار نقص‌های فاحش است و البته این شخصیت پردازی بد را مهناز افشار با بازی باسمه‌ای و تصنعی اش از نوع بدش کامل کرده.

برای اثبات بازی بد مهناز افشار و شخصیت پردازی بدترش، دو سکانس از فیلم را مرور می‌کنیم. جایی از داستان نیلوفر برای راضی کردن مهسا به پارکی که پاتوق ساقی‌های مواد مخدر است، می‌رود و سراغ مهسا را از یک فروشنده مواد مخدر می‌گیرد. فروشنده او را به داخل سرویس بهداشتی هدایت می‌کند و او آن جا مورد حمله و سرقت قرار می‌گیرد! نکته جالب توجه این است که چگونه یک زن شهری امروزی این حد ابله است؟ او که نمی‌تواند اتفاقات قابل پیش بینی در چنین محیطی را حدس بزند، چگونه می‌خواهد فرزند شوهرش را حفظ کند؟ از همین جهت است که گمان می‌کنیم آدم‌های داستان بی مکان و بی زمان هستند و به هیچ دوره‌ای تعلق ندارند الزامات زندگی دوره‌ی تاریخ شان را نمی‌شناسند.

نیلوفر در تمام سکانس‌ها همین قدر سطحی و رها پرداخت شده. او هیچ وقت عمق نمی‌گیرد، ادای نگرانی را در می‌آورد، ادای خواستن گُلی را و ما اصلا درکش نمی‌کنیم همچنان که مهسا را هم از جایی به بعد نمی‌فهمیم. زنی که به دلیل اعتیاد از همسرش جدا شده و زندگی خوبی داشته، حالا در حضیض و در خانه‌های قمر خانمی زندگی می‌کند و به ناگهان هوای دخترک شش ساله اش را می‌کند! او باید خیلی بیشتر از آن چه در «دارکوب» طراحی شده فراز و فرود داشته باشد. نمی‌شود از تلاش سارا بهرامی برای انتخاب یک لحن و زبان بدن منسجم گذشت (انصافا او نمونه تقریبا موفقی از یک زن معتاد در سینمای ایران ارائه کرده)، اما همین نمونه موفق با بی ملاحظگی کارگردان احتمالا و اغراق گرایی بهرامی در نیمه دوم فیلم به اجرایی مونوتن ختم می‌شود و از جایی به بعد به دلیل شخصیت پردازی ضعیف اصلا مادر واقعی داستان را دوست نداریم و اصلا ترجیح می‌دهیم سایه شومش از زندگی روزبه و نیلوفر کم بشود!

 شاید عدم فاصله گذاری (احتمالا این مشکل تدوین است) در روایت داستان، بیشترین لطمه را به شخصیت مهسا زده. ردیف کردن رگباری سکانس‌های تنش آمیز و پر از جیغ و داد که در متن همه‌ی آن‌ها مهسا حضور دارد، به جای آن که استیصال و درماندگی یک مادر دور از فرزند را نشان دهد اوباش مآبی وشرارت یک زن معتاد را نشانمان می‌دهد و این گونه فیلم در جهت عکس آن چه که باید حرکت می‌کند؛ و کاش حداقل وجه اجتماعی کار قدرتمند بود و آن معایب ملودرامی که درنیامده را می‌پوشاند. خرید و فروش نوزادان، البته که سوژه جسورانه‌ای است، اما آیا غیر از این است که برای افشاگری باید لحن مستقل داشت؟! آیا «دارکوب» چیز تازه‌ای از مناسبات زنانی که فرزند می‌آورند و می‌فروشند در اختیار بیننده قرار می‌دهد؟ این دست فیلم‌های سراسر از کلیشه که با نگاه فیلمفارسی‌های ۵۰ سال پیش مناسبات اجتماع را بازتولید می‌کند، چه چیز تازه‌ای به مخاطب می‌دهد؟

فیلم «دارکوب»؛ نوک زدن روی اعصاب مخاطب‎

آیا این حد از کلیشه زدگی در تناسب با ادعای سینمای اجتماعی هست؟ و اصلا فارغ از این‌ها وقتی نمی‌توانیم و یا نمی‌خواهیم به دلِ ماجرا بزنیم، چرا چنین سوژه‌ای را انتخاب می‌کنیم؟ آیا این آدرس غلط دادن نیست؟ (که هست).

 وقتی نمی‌شود مختصات یک خانه‌ی قمرخانمی را تصویر کنیم و وقتی اساسا برای تصویر یک فضای مغفول مانده، ایده و خلاقیت تازه‌ای نداریم، چه لزومی دارد در سینمایی پر از محدودیت، یک سوم داستان را در محیطی زنانه و مملو از ممیزی اجرا کنیم؟ آیا صرف لاک زدن زنان آن خانه‌ی قمر خانمی نشانه‌ای از زندگی بی قید و بند و به ته خط رسیده‌ی ساکنانش است؟

گویی سینمای ایران با آثاری، چون لاتاری (که البته منسجم‌تر بود) و همین «دارکوب» به مرور دارد کلیشه‌های ذهنی را در ذهن مخاطبش فرو می‌کند و بازتولید این داستان‌ها (به مثابه یک سوپاپ) حتی مانع از فکرسازی و روشنگری می‌شود که‌ای کاش مشکل «دارکوب» فقط شخصیت پردازی بود، که در واقع مشکل فیلم اساسا جهان بینی آن است.


1 2 3 10