Tag Archives: سیاسی

«افلک» و «هاتاوی» در یک فیلم سیاسی درباره ایران


آی ‌سینما: دی ریز کارگردان فیلم نامزد اسکار «گل‌آلود» که در رقابت جوایز آکادمی ۲۰۱۸ حضور داشت، پروژه جدیدش را با همکاری شبکه نتفلیکس مقابل دوربین برده است. دی ریز از دو بازیگر سرشناس هالیوود بن افلک و آن هاتاوی برای ایفای نقش در چهارمین فیلم بلند کارنامه‌اش که مضمونی سیاسی دارد دعوت کرده است. عنوان فعلی این پروژه «آخرین چیزی که او می‌خواست» اعلام شده است. ویلم دافو هم دیگر بازیگر مطرحی است که برای حضور در این فیلم با نتفلیکس قرارداد بسته است.

«افلک» و «هاتاوی» در یک فیلم سیاسی درباره ایران

به نوشته انترتینمنت ویکلی، درام سیاسی «آخرین چیزی که او می‌خواست» هم اکنون در پورتوریکو در حال فیلمبرداری است. دی ریز فیلم جدیدش را بر اساس رمان جوآن دیدیون که سال ۱۹۹۶ به چاپ رسیده، به تصویر خواهد کشید.

خط داستانی فیلم ماجراهای روزنامه‌نگاری پرمشغله به نام النا مک ماهن (هاتاوی) را دنبال می‌کند که صاحب شغل پدرش به عنوان دلال اسلحه می‌شود. او خیلی زود خودش را درگیر ماجراهایی خطرناک می‌یابد که با ماجرای معروف رسوایی فروش تسلیحات به ایران در دور دوم ریاست جمهوری رونالد ریگان مرتبط است. ریز با همکاری مارکو ویالووس نگارش فیلمنامه این پروژه را بر عهده داشته است.

«آخرین چیزی که او می‌خواست» (The Last Thing He Wanted) دومین همکاری افلک و نتفلیکس در ساخت فیلم بلند است. نتفلیکس سال ۲۰۱۹ را به عنوان تاریخ اکران اینترنتی این فیلم سیاسی اعلام کرده است.


چرا در سینمای ما فیلم سیاسی ساخته نمی‌شود؟



باشگاه خبرنگاران جوان: قهرمانش می‌تواند سیاستمدار باشد و داستانش مسائل سیاسی با بیان دراماتیک سینما. حتی در برخی موارد شاید اتفاقات سیاسی و پیامد‌های آن روایت شود. این تعریف کوتاهی از گونه‌ای سینمایی موسوم به فیلم‌های سیاسی است که بسیاری آن را نوعی ژانر سینمایی می‌دانند و برخی نوعی از دسته بندی فیلم ها.

ساخت فیلم‌های سیاسی در سینمای جهان بسیار مرسوم است و حتی در گیشه هم بسیار موفق عمل کرده اند، اما در سینمای ایران این نوع فیلم بسیار کم و انگشت شمار مورد توجه سینماگران و تهیه کنندگان قرار گرفته است.

البته نرفتن به سمت ساخت فیلم‌های سیاسی در سینمای ایران، دلایل گوناگونی دارد؛ از فضای ممیزی فیلم در سینمای ایران گرفته تا شرایط پذیرش مخاطب و رعایت این نکته که آیا این فیلم‌ها گیشه موفقی دارند یا نه!

اما اگر به تعداد فیلم‌های سیاسی سینمای ایران نگاه کنیم، اتفاق دیگری افتاده است و آن نوعی غفلت از ساخت این گونه سینمایی است. چه بسا در بسیاری مواقع می‌شد فیلم‌هایی پر قدرت با داستان‌های جذاب در این زمینه ساخت و حتی مخاطب انبوه هم با آن همراه می شد.

اما جریان اصلی سینمای ما اعتنایی به این نوع فیلم‌ها نشان نداد و فیلمسازان هم به دلیل قدرت کمی که در جریان اصلی بدنه سینما داشتند، نتوانستند برخلاف موج حرکت کنند. بنابراین دست به ساخت این نوع فیلم‌ها نزدند.

در طرف دیگر این ماجرا اساسا علاقه به فیلم‌های سیاسی در بین روشنفکران، دانشجویان و کسانی که دغدغه جدی‌تری به سیاست داشتند، بیشتر مشاهده میشد تا در بین مخاطبان عام. این خود باعث شده سینمای بدنه یا سینمای حرفه ای نسبت به ساخت این نوع فیلم‌ها بی علاقه باشد.

اما با تمام این اوصاف تاریخ سینمای ایران، در حوزه ساخت فیلم‌هایی با رگه‌های سیاسی اتقاق‌های سینمایی ماندگار و موفقی هم دارد که بسیار برای سینما‌ی ما کارساز بوده اند؛ مثلا فیلم «گوزن‌ها» ساخته مسعود کیمیایی. یا پس از انقلاب شکوهمند اسلامی و در سال‌های اخیر می‌توان به تعداد معدود فیلم‌هایی نظیر به رنگ ارغوان، پایان نامه، استرداد، تیک آف و ماجرای نیمروز اشاره کرد.

فیلم‌هایی که با فراز و نشیب‌های فراوان و در برهه زمانی مختلف و خاص ساخته شده اند و توانستند با مخاطب شناسی درست در دوره خود، به استقبال نسبی برسند. استقبالی که گاهی فارغ از داشتن ویژگی‌های قوی سینمایی، به دلیل موضوع منحصربه فرد و حساس آن‌ها بود. این نشان می دهد که سینمای سیاسی در مواجهه با مشکل قدیمی و همیشگی این سالها یعنی کمبود فروش و گیشه سینما، می‌تواند برای اقتصاد این هنر نجات بخش باشد.

نکته دیگر اینکه همواره مخاطبان سینما در طول این سال‌ها نشان داده اند که لحن افشاگرانه در فیلم را دوست دارند و از آن استقبال می‌کنند. برای مثال گفتن از پشت پرده یک اتفاق و رمزگشایی از آن برایشان جذابیت دارد. چیزی که حالا حتی در رسانه کوچک‌تر از سینما یعنی فضای مجازی هم می‌توان آن را دید.

اگر کمی به گذشته رجوع کنیم، می‌توان به بسیاری از فیلم‌های اوایل انقلاب و دهه ۶۰ اشاره کرد که به افشاگری و رازگشایی درباره حکومت ستم شاهی می‌پرداخت و با توجه به روحیه انقلابی مردم در آن زمان مورد توجه هم قرار می‌گرفت.

اما در تحلیلی دیگر، فیلم سیاسی بعضی مواقع برای مخاطب ایرانی با نوعی افشاگری در دیالوگ و زبان بصری فیلم مترادف شده که این بسیار اشتباه است. این همان مسئله ای است که مخاطب علاقه‌مند به گونه سیاسی را گاه و بی گاه بیش از دریافت و دیدن روایت داستان، به اشتباه می اندازد. به گونه ای که هر نوع حرف دوپهلویی را در فیلم ببیند، آن را سیاسی می پندارد؛ تا جایی که ممکن است هر نوع کنش یا گفتار در فیلم را به یک منظور یا ایده سیاسی ارجاع دهد. این نشان از آن دارد که ما در سینمای خود مخاطب را با نوع درستی از این نوع فیلم آشنا نکردیم.

با این همه، مخاطب ایرانی هنوز تصویر روشن و دقیقی درباره سیاست در سینما یا فیلم سیاسی ندارد. این در حالی است که با وجود تبلیغات گسترده علیه فرهنگ ایران و تهاجمی که بی وقفه از سوی دشمن ادامه دارد، پرداختن به فیلم سیاسی می‌تواند سپری از جنس سینما باشد در برابر تهاجم فرهنگی.


ترامپ نقص سیستم سیاسی آمریکا رانشان داد


خبرگزاری مهر به نقل از د رپ: دیوید لینچ خالق سریال «تویین پیکس» هرگز کسی نبوده که از گفتن چیزهای عجیب و تعجب‌برانگیز خجالت بکشد. این بار هم او گفته دونالد ترامپ ممکن است بتواند به عنوان یکی از بزرگترین رییس‌جمهورهای تاریخ به ثبت برسد. بله او واقعا چنین حرفی زده، البته باید بقیه حرف‌هایش را هم شنید تا منظورش مشخص شود.

دیوید لینچ: ترامپ نقص سیستم سیاسی آمریکا رانشان داد

لینچ در مصاحبه‌ای که چند روز پیش با گاردین داشت، درباره وضعیت سیاسی ایالات متحده هم صحبت‌هایی کرد و گفت: ترامپ می‌تواند به عنوان یکی از بزرگترین رییس‌جمهورهای تاریخ به ثبت برسد چون تا حد بسیار زیادی همه چیز را به هم ریخت. هیچ کس دیگر نمی‌تواند با این‌ آدم به شیوه‌ای هوشمندانه مقابله کند.

اما چنین چیزی به این معنی نیست که او از کاری که ترامپ انجام می‌دهد راضی است. لینچ موضع‌گیری خود را اینطور توضیح داد که ترامپ با رفتارهای عجیبش توانسته بسیاری از مشکلات سیستم سیاسی‌ آمریکا را به وضوح به نمایش بگذاردد.

لینچ گفت: این افراد به ظاهر رهبر نمی‌توانند کشور را جلو ببرند، نمی‌توانند هیچ کاری انجام بدهند. آن‌ها درست مانند تعدادی کودک هستند و رفتارهای ترامپ تمام این چیزها را نشان داده است.

لینچ درست به یاد نمی‌آورد که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۶ به چه کسی رای داد. او گفت فکر می‌کند به حزب لیبرترین رای داده باشد. با این حال دقیق به یاد دارد که در انتخابات داخلی حزب دموکرات به برنی سندرز یا هیلاری کلینتون رای نداد.

او گفت: من واقعا فردی سیاسی نیستم، اما دوست دارم آزادی داشته باشم تا کاری را که می‌خواهم انجام دهم.


ترامپ نقص سیستم سیاسی آمریکا رانشان داد


خبرگزاری مهر به نقل از د رپ: دیوید لینچ خالق سریال «تویین پیکس» هرگز کسی نبوده که از گفتن چیزهای عجیب و تعجب‌برانگیز خجالت بکشد. این بار هم او گفته دونالد ترامپ ممکن است بتواند به عنوان یکی از بزرگترین رییس‌جمهورهای تاریخ به ثبت برسد. بله او واقعا چنین حرفی زده، البته باید بقیه حرف‌هایش را هم شنید تا منظورش مشخص شود.

دیوید لینچ: ترامپ نقص سیستم سیاسی آمریکا رانشان داد

لینچ در مصاحبه‌ای که چند روز پیش با گاردین داشت، درباره وضعیت سیاسی ایالات متحده هم صحبت‌هایی کرد و گفت: ترامپ می‌تواند به عنوان یکی از بزرگترین رییس‌جمهورهای تاریخ به ثبت برسد چون تا حد بسیار زیادی همه چیز را به هم ریخت. هیچ کس دیگر نمی‌تواند با این‌ آدم به شیوه‌ای هوشمندانه مقابله کند.

اما چنین چیزی به این معنی نیست که او از کاری که ترامپ انجام می‌دهد راضی است. لینچ موضع‌گیری خود را اینطور توضیح داد که ترامپ با رفتارهای عجیبش توانسته بسیاری از مشکلات سیستم سیاسی‌ آمریکا را به وضوح به نمایش بگذاردد.

لینچ گفت: این افراد به ظاهر رهبر نمی‌توانند کشور را جلو ببرند، نمی‌توانند هیچ کاری انجام بدهند. آن‌ها درست مانند تعدادی کودک هستند و رفتارهای ترامپ تمام این چیزها را نشان داده است.

لینچ درست به یاد نمی‌آورد که در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۲۰۱۶ به چه کسی رای داد. او گفت فکر می‌کند به حزب لیبرترین رای داده باشد. با این حال دقیق به یاد دارد که در انتخابات داخلی حزب دموکرات به برنی سندرز یا هیلاری کلینتون رای نداد.

او گفت: من واقعا فردی سیاسی نیستم، اما دوست دارم آزادی داشته باشم تا کاری را که می‌خواهم انجام دهم.


روحانی «سر دلبران» سیاسی بود یا اجتماعی؟



خبرگزاری ایسنا: محمد حسین لطیفی، کارگردان مجموعه تلویزیونی «سر دلبران» درباره‌ی پرداختن به جامعه‌ی روحانیت در آثار هنری گفت: به عنوان کاراکتر اصلی در کشور ما وقتی صحبت از قشر روحانی می‌شود، بُعد سیاسی آن‌ها بیشتر از بعد از اجتماعی مطرح می‌شود که ما تلاش کردیم در این سریال بیشتر به این بعد اجتماعی بپردازیم.

نشست خبری سریال رمضانی «سر دلبران» با حضور برخی از بازیگران و عوامل این سریال تلویزیونی صبح امروز (۲۹ خرداد ماه) در سازمان اوج برگزار شد.

در ابتدا محمد حسین لطیفی ـ. کارگردان مجموعه تلویزیونی «سر دلبران» ـ. در سخنانی اظهار کرد: دوستان زحمت زیادی برای این سریال کشیدند و دوری از خانواده و گرمای زیاد یزد را تحمل کردند. اما این مساله هیچ ارتباطی به مردم ندارد. مردم دوست دارند سریال خوبی ببینند که با آن ارتباط برقرار کنند.

او با اشاره به انتخاب یک روحانی به عنوان کاراکتر اصلی ادامه داد: به شخصه همیشه دوست داشتم که روی این موضوع کار کنم و وقتی این پیشنهاد را گرفتم به سرعت قبول کردم. در کشور ما وقتی صحبت از قشر روحانی می‌شود، بعد سیاسی آن‌ها بیشتر از بعد از اجتماعی مطرح می‌شود که ما تلاش کردیم در این سریال بیشتر به این بعد اجتماعی بپردازیم.

لطیفی با اشاره به انتقاد‌هایی که مبنی بر عصبانی بودن کاراکتر روحانی سریال با بازی برزو ارجمند مطرح شده بود، گفت: این روحانی همیشه عصبانی نیست. شاید از این جهت این انتقادات مطرح شد که روحانیون برای لباسی که به تن می‌کنند ارزش قائل هستند و کمتر در جامعه عصبانی می‌شوند. به هر حال اغلب عصبانیت‌های کاراکتر روحانی در سریال با شوخی آمیخته بود و البته کاملا آگاهانه انجام شد.

برزو ارجمند نیز درباره تجربه ایفای نقش یک روحانی در سریال «سر دلبران» اظهار کرد: از اینکه دهمین کارم را با آقای لطیفی کار کردم بسیار خوشحالم. زمانی که در مشهد تحصیل می‌کردم، از آنجا که این شهر بسیار سرد بود، همیشه به حرم می‌رفتیم که گرم بود. همین به حرم رفتن‌ها باعث شد که دوستان روحانی زیادی داشته باشم و خوب می‌دانم که آن‌ها هم مثل هر انسان دیگری عصبانی می‌شوند.

او با طرح این پرسش که چطور انتظار دارید که یک روحانی در مواجهه با موضوعات ناخوشایندی عصبانی نشود، یادآور شد: در این میان ما سعی کردیم لحظاتی که کاراکتر سید سلیم عصبانی می‌شود به حق باشد. من آنچه دیدم و باور دارم را در این سریال اجرا کردم و مطلقا نمایش خوب بودن ندادم. به هر حال آنچه شما دیدید از فیلتر یک فرد آگاه و پیشکسوت مثل آقای لطیفی عبور کرده است. می‌دانم که او فردی معتقد است و اسلام و جامعه اسلامی را به خوبی می‌شناسد. اینکه یک روحانی بزرگوار به من دست‌مریزاد گفتند بسیار برایم افتخار است.


انتقاد محمود عزیزی از «پُزهای سیاسی» در «نصر»


خبرگزاری ایسنا: اخیرا رئیس کمیته معماری شورای شهر تهران اعلام کرده است که به زودی فراخوان انتخاب مهندسان مشاور برای انجام مطالعات نحوه مرمت و احیای تئاتر نصر انجام می‌شود. او همچنین اظهار کرده، «باید در مورد کاربری این تئاتر هم تعیین تکلیف شود، اما در بازیدی که اخیرا از این تئاتر داشتم، تصورم این است که ساختار فضایی این مکان هنوز حال و هوای “تئاتر” دارد و کاربری اصلی آن می‌بایست همان تئاتر بماند و می‌تواند به پاتوقی برای اهالی تئاتر بدل شود.»

انتقاد محمود عزیزی از «پُزهای سیاسی» در تئاتر «نصر»

این اظهارنظر اگرچه پس از خرید بنای تئاتر نصر توسط شهرداری تهران می‌تواند نویدبخش زنده‌شدن جریان فرهنگی و هنری در این بنا و منطقه لاله‌زار باشد، اما انگار تجربه‌های گذشته چندان هم امیدوارکننده نیستند.

در این‌باره محمود عزیزی که سابقه مدیریت تئاتر نصر را دارد، با انتقاد از مدیریت‌هایی که در این‌باره تصمیم می‌گیرند، به ایسنا گفت: این کارها هم مثل همان سالن‌هایی است که شهرداری ساخته؛ سالن‌هایی که از کیفیت بهره‌ای نبرده‌اند و فقط به امتیازی برای مدیرانشان تبدیل شده‌اند اما این را که چقدر نتیجه داشته همه شاهد هستیم.

او با اشاره به اینکه تا به حال اقدام اساسی و فکرشده‌ای را آنطور که باید در این راستا شاهد نبوده‌ایم، ادامه داد: البته تمام این‌ها به بی‌کفایتی وزارت ارشاد برمی‌گردد چرا که شورای عالی انقلاب فرهنگی ساخت موزه تئاتر را (در این محل) مصوب کرده و به وزارتخانه ابلاغ کرده بود، اما آن‌ها کاری نکرده‌اند.

عزیزی گفت: تئاتر نصر داستانی طولانی دارد. زمانی که آقای کرباسچی (به شهرداری تهران) آمد به او اقدامات متعددی را پیشنهاد دادیم که هم به پاک شدن هوای تهران کمک می‌کرد و هم آن آشفته‌بازار لاله‌زار را به منطقه‌ای فرهنگی تبدیل می‌کرد. در آن زمان هنوز تئاتر «دهقان» نابود نشده بود و تئاتر «سعدی» هم برقرار بود. چندین سالن در آنجا فعال بودند و از آنجا که فقط تئاترشهر و سنگلج به عنوان مراکز دولتی بودند وضعیت خوبی می‌توانست در آنجا وجود داشته باشد و امکانات خوبی در اختیار هنرمندان قرار گیرد به ویژه آنکه تالار وحدت را هم خیلی‌ها به عنوان سالن تئاتر قبول نداشتند.

او افزود: چند سال از زمانی که فرهنگستان هنر، پروژه موزه تئاتر را مصوب و به وزارت ارشاد محول کرد گذشته و پس از ۱۲ سال هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده است. مدیران شهرداری اگر می‌خواهند کاری کنند باید آن محل را به یک منطقه فرهنگی تبدیل کنند. البته این موضوع هم چند سال است مطرح شده و با آن پز سیاسی داده‌اند. با این حال آرزوی ما این است که این کار انجام شود ولی مشکل اینجاست که در این‌باره تعداد محدودی از آدم‌ها را انتخاب می‌کنند که با خودشان کنار بیایند و نتیجه کارهایشان را هم در جاهای مختلفی دیده‌ایم.

او خاطرشان کرد: درباره تبدیل لاله‌زار به منطقه فرهنگی هم بارها صحبت شده، پلان‌های آن را پیدا کرده و به شهرداری داده‌ایم، گراند هتل و تئاتر نصر می‌توانند وضعیت مناسبی پیدا کنند و موزه تئاتر هم آنجا برقرار شود چرا که در این سال‌ها اگرچه راه‌اندازی موزه تئاتر و سینما با هم مورد بحث قرار گرفته بود اما پس از سال‌ها برای سهم موزه تئاتر هیچ اتفاقی نیفتاده است.

زمستان سال گذشته در خبری اعلام شد که بعد از حدود ۱۵ سال با امضای تفاهم‌نامه‌ای بین کمیته امداد امام (ره) به عنوان مالک، جهاد دانشگاهی که سرقفلی این بنای تاریخی را در اختیار داشت و سازمان زیباسازی شهر تهران، تملک این بنا در اختیار سازمان زیباسازی درآمد، تا بعد از مرمت و بررسی‌های دقیقِ کارشناسی یک کاربری کاملا فرهنگی به خود بگیرد.

سالنِ تئاتر نصر پیش‌تر قسمتی از ساختمانِ “گراند هتل” بوده است. این بنا در ضلع جنوبی ساختمان گراند هتل در چهار اشکوب ساخته شده و از طریق ورودی ضلع شرقی خود به خیابان لاله‌زار مرتبط می‌شود.


حمایت از بهروز وثوقی یا تسویه حساب سیاسی؟



روزنامه جام جم در واکنش به درخواست جمعی از هنرمندان برای بازگشت بهروز وثوقی نوشت: آیا واقعا محدودیتی برای ورود و خروج بازیگران سینمای پیش از انقلاب وجود دارد یا همه اینها بیشتر یک هیاهوی عمومی و تا اندازه‌ای رسانه‌ای و در حد کنایه‌ها و تسویه حساب‌های سیاسی است؟

گرچه فی‌نفسه خرده‌ای به متقاضیان بازگشت و فعالیت برخی بازیگران قبل از انقلاب و بویژه درخواست‌کننده‌ها و امضاکنندگان این نامه به رئیس‌جمهور وارد نیست و آنها حق این درخواست را دارند، اما باید از همین افراد پرسید که چرا تا پیش از درگذشت ملک‌مطیعی، به‌طور جدی پیگیر این قبیل مطالبات نبودند و تازه به رسم مرده‌پرستی فریاد دفاع از بازیگر نقش فرمان در «قیصر» سر می‌دهند و خواهان بازگشت قیصر شده‌اند؟

این فرافکنی در پوستینِ فریبنده دادخواهی چه دلیل و مهم‌تر از آن‌چه نتیجه و دستاوردی دارد؟ آیا بسیاری از همین کسانی که به ویژه در جامعه سینماگران و اهل رسانه سنگ ستاره‌های قبل از انقلاب را به سینه می‌زنند، تا همین چند سال پیش در نوشته‌ها و اظهارنظرهای خود با غرور و تبختر از فیلمفارسی و آن دسته فیلم‌های جاهل طوری و کلیشه‌ای بد نمی‌گفتند؟ ناصر ملک‌مطیعی و فردین و بسیاری دیگر از بازیگران قبل از انقلاب، هیچ وقت در هیچ‌کدام از نظرسنجی‌های جدی آنها درباره بهترین‌های تاریخ سینمای ایران، حتی جایی در آن انتهای جدول هم نداشتند و کمتر کسی از این جمع معتقد بود که این بازیگران اصلا استعداد بازیگری دارند. حالا چه شده که از فیلمفارسی و بازیگران این آثار به نیکی یاد می‌کنند و خواهان بازگشت و فعالیت آنها هستند؟

حرف‌های بی‌سند و ادعاهای بی‌مدرک

در آن سال‌های اولیه پس از انقلاب، برخی هنرمندان و ستاره‌ها و بازیگران سینمای پیش از انقلاب به دادگاه انقلاب احضار شدند. بازیگرانی که بسیاری از آنها بعدها بدون هیچ مشکل و ممنوعیت و محدودیتی در فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی بازی کردند و تعدادی از آنها حتی هنوز هم حضور پررنگی دارند و جزو بازیگران موسپید و محبوب و مورد احترام مردم هم هستند. در واقع هیچ‌گاه محدودیت و ممنوعیت قانونی برای عدم فعالیت بازیگران قبل از انقلاب وجود نداشته و ندارد. حتی به اذعان و گفته برخی اهالی سینما و مدیران فرهنگی، فردین هم هیچگاه ممنوعیتی برای فعالیت در سینمای پس از انقلاب نداشت یا بازیگری مثل سوسن تسلیمی، خودش مهاجرت را انتخاب کرد. بازیگری مثل شورانگیز طباطبایی حتی پس از انقلاب سریال تلویزیونی بازی کرد. ایرج قادری یکی از بازیگران و کارگردانان مشهور پیش از انقلاب، در دهه ۷۰ دوباره به سینما برمی گردد و اتفاقا یکی از موفق‌ترین فیلم‌های کارنامه‌اش یعنی «می‌خواهم زنده بمانم» را در همین نظام می‌سازد. یا چرا راه دور برویم، زری خوشکام هم که از بازیگران مطرح فیلم‌های پیش از انقلاب بود، در سال‌های اخیر بدون ممنوعیت و محدودیتی به دنیای بازیگری برگشته و در فیلم «در دنیای تو ساعت چند است؟» بازی کرد. حتی خود بازیگر قیصر که حالا عده‌ای خواهان بازگشت او هستند و سعی دارند با عبارت‌هایی چون «محدودیت‌های غیرقانونی» ـ چون مدرک و سندی درباره محدودیت و ممنوعیت قانونی این افراد ندارند ـ توپ را به زمین دولت و نظام شوت کنند و از آن بازی‌های سیاسی باب‌طبع خود راه بیندازند، هم به گفته فردین چند سال پیش از انقلاب و در اوج دوران معروفیت و محبوبیت، خانه و زندگی‌اش را جمع کرد و راهی آمریکا شد، خیلی قبل‌تر از این‌که حرف‌ها و ادعاهای بی‌پایه و اساسی چون ممنوع‌الکاری و محدودیت فعالیت وجود داشته باشد.

 اگر هم بازیگری از دوران فیلمفارسی در سینمای پس از انقلاب حضوری نداشت یا حضور مختصری داشت، خانه‌نشین شد یا مهاجرت را ترجیح داد، بنا به تشخیص و خواست خودش بوده و اگر هم حرف و حدیثی درباره موانع فعالیت آنها در جامعه وجود داشته، بیشتر تحت تاثیر القائات و شیطنت‌های سیاسی عده‌ای است. وگرنه شاید برخی بدانند که یکی از خواننده‌های مطرح لس‌آنجلسی حتی همین سال‌ها هم بدون محدودیت و مانع به کشور رفت و آمد می‌کند.

مساله‌ای به نام سن و سال

حالا بد نیست منصفانه به وضعیت همین ستاره‌ها و بازیگرانی که عده‌ای حالا و به قصد مقاصد سیاسی و احتمالا اندکی هم نوستالژی و خاطره بازی پشت آنها درآمده‌اند، در اواخر سینمای پیش از انقلاب نگاهی بیندازیم و ببینیم، آیا واقعا جایی برای امکان فعالیت آنها بدون هیچ شائبه ممنوعیت و محدودیت وجود داشت؟ فردین، ستاره ایران در دهه ۴۰ بود، اما از اواسط دهه۵۰ دیگر افول بازیگری او آغاز شده بود و فیلم‌هایش فروش آنچنانی نداشت. ضمن این‌که سن او هم بالا رفته بود و دیگر کمتر کسی این بازیگر را به‌عنوان جوان اولی که در قدیم به آن شهره بود، می‌پذیرفت. ملک مطیعی هم تقریبا وضعیتی مشابه داشت و گرچه اوضاعش بهتر از فردین بود در اواخر دوران قبل از انقلاب، اما او هم پا به سن گذاشته بود و تصور می‌شد که در ادامه کاری از پیش نبرد. این مساله سن و سال برای ستاره‌های زن پیش از انقلاب هم با شدت بیشتری وجود داشت و آنها دیگر شانسی برای نقش‌های اول نداشتند.

ضمن این‌که اساسا جنس سینمای پس از انقلاب هم ربطی به سینمای پیش از انقلاب نداشت و جایی هم برای سبک و شیوه بازیگری این بازیگران در فیلم‌ها نبود. بنابراین باز به‌طور طبیعی نقشی در فیلم‌ها برای آنها وجود نداشت و کمتر کارگردانی دیگر برای نقش‌ها، سراغ آنها می‌رفت. اگر هم فرض کنیم نقش‌هایی برای این بازیگران وجود داشت، به دلیل تفاوت جنس نقش‌ها و فیلم‌ها با آثار پیش از انقلاب، نتیجه کیفیت و سطح بازی این افراد قابل حدس بود. نگاهی به بازی زنده‌یاد ملک‌مطیعی در «نقش نگار» به اندازه کافی موید و مصداق بارز همین موضوع است. درواقع اگر واقعه تاریخی و مهمی چون انقلاب را هم در نظر نگیریم و بازیگران را اصلا به پیش و پس از انقلاب تقسیم نکنیم، به‌طور طبیعی و منطقی بازیگران و بویژه ستاره‌های دهه‌های ۳۰، ۴۰ و ۵۰ سینمای ایران روندی نزولی را در کارنامه و بخصوص در زمینه فروش فیلم‌ها در گیشه و محبوبیت نزد تماشاگران نسل‌های بعدی طی می‌کردند و به لحاظ نقش‌آفرینی، جایی درست و حسابی برای آنها در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ وجود نداشت، دهه‌های ۸۰ و ۹۰ را که اصلا حرفش را نزنید. شما همان بازیگر قیصر را مثلا در فیلم «فروشنده» فرهادی و در نقش اصلی در نظر بگیرید و تصور کنید؛ خود فیلمساز با اتخاذ مسیر قصه و نحوه مواجهه مرد با فاجعه‌ای که برای ناموسش اتفاق افتاده ـ که اتفاقا شباهت به حادثه‌ای که برای ناموس قیصر اتفاق افتاده دارد ـ به ما می‌گوید که عصر قیصر و چاقو سرآمده و جایی برای قیصر جوان هم نیست، چه رسد به مرد پابه سن گذاشته‌ای که دیگر آن نیروی شباب را هم ندارد


حاشیه تشییع «ملک مطیعی» سیاسی بود


هوشنگ توکلی بازیگر سینما و تلویزیون درخصوص حاشیه های بوجود آمده بعد از درگذشت ناصر ملک مطیعی گفت: متاسفانه اتفاقاتی که در جریان فوت و تشییع پیکر ناصر ملک مطیعی افتاد به هیچ وجه درست نبود و نباید فوت یک بازیگر دستمایه اهداف سیاسی قرار می گرفت.

وی وظیفه هنرمند را تولید و خلق هنر دانست و افزود: هنرمندان نمی بایست در گرو جریان‌های سیاسی قرار بگیرند. من نمی گویم هنرمند نباید دیدگاه سیاسی داشته باشد اما نباید از وجهه هنری خود برای برآوردن اهداف سیاسی یک جناح خاص استفاده کند. هنرمند وظیفه اصلی اش تولید و خلق آثاری هنری است.

توکلی: حاشیه تشییع «ملک مطیعی» سیاسی بود

بازیگر سریال “آشپزباشی” در همین راستا تصریح کرد: متاسفانه ورود هنرمندان به جریانات و اتفاقات سیاسی طی چند سال گذشته خیلی پر رنگ شده است و این از نظر من درست نیست.

وی ورود جریان های سیاسی خارجی در تشییع ملک مطیعی را واضح دانست و افزود: از نظر من مراسم تشییع پیکر ناصر ملک مطیعی کاملاً مهندسی شده برای جریانات سیاسی خارجی بود. عده‌ای آمدند و درگذشت آن مرحوم را بهانه ای قرار دادند که نظرات سیاسی خود را بیان کنند.

توکلی در مورد سیاسی کردن هنر خاطرنشان کرد: اینکه ناصر ملک مطیعی چرا ممنوع الکار بود و چگونه این اتفاق افتاد کاملاً قابل بررسی است اما از نظر من این یک نقد هنری است و دلیلی نداشت همه چیز را سیاسی می کردند. متاسفانه بعد از درگذشت ملک مطیعی خیلی از افراد بدون توجه به خود این هنرمند سعی داشتند به خواسته های سیاسی خودشان برسند و خود ملک مطیعی برایشان مهم نبود.


«اصلاحات» بهترین دوران سیاسی بود


اعتماد آنلاین: کیومرث پوراحمد به بهانه سالگرد پیروزی اصلاحات در انتخابات دوم خرداد سال ۷۶ صحبت‌های متفاوتی در مورد دریافت جوایز بین المللی سینماگران ایرانی، حضور بانوان در ورزشگاه‌ها و ساخت مستندهای تبلیغاتی برای سیاستمداران مطرح کرده است.

کیومرث پوراحمد: اصلاحات بهترین دوران سیاسی ایران بود

پوراحمد کارگردان سینما درباره کسب جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره کن توسط جعفر پناهی به اعتمادآنلاین گفت: «کسب جایزه‌های بین‌المللی هیچ کمکی به داخل و سینمای ایران نمی‌کند. هیچ وقت نگفتم و نخواهم گفت که جوایز بین‌المللی می‌تواند موقعیت سینمای ما را بهتر کند. عقیده دارم که فضای داخلی سینمای ایران به‌حدی مخرب و بد شده است که جایزه‌های بین‌المللی نیز نمی‌تواند به ما کمک کند. البته این جایزه‌ها ارزش خاصی ندارند زیرا واقعی نیستند و به خاطر مسائل دیگر آن را به فیلمسازان ما می‌دهند. این نخل‌های طلا به کارگردانانی که آن را دریافت می‌کنند، کمک می‌کند تا پول بیشتری به دست بیاورند و زندگی بهتری را برای خود به وجود بیاورند. این نوع جوایز مطلقا به سینمای ایران کمک نمی‌کند. وضع تولید، توزیع، نمایش و سانسور با جایزه‌های بین‌المللی بهتر نمی‌شود.»

پوراحمد در ادامه از نمایش بازی‌های جام جهانی در سینماها دفاع می‌کند و می‌گوید: «برای ایجاد شور و شعف در سالن‌های سینما بسیار خوب است که مردم بازی‌های جام جهانی را در سینماها ببینند. زیرا هم به فوتبال و هم به سینما کمک می‌شود. اینکه سالن‌ها پر می‌شود اتفاق خوبی است. یک‌سری سینماگران هم این میان مخالفت می‌کنند و اعتقاد دارند که انجام این کار درست نیست. حالا من از آنها سئوال می‌کنم سالن‌های شما با فیلم‌های درجه یکی که می‌سازید خالی برود بهتر است یا اینکه سالن‌های سینما شلوغ باشد و کمکی هم به اقتصاد سینما شود؟»

کارگردان «اتوبوس شب» همچنین درباره راه ندادن زنان به ورزشگاه‌ها نظر جالبی دارد: «یکی از بدترین قوانین کشور حضور نداشتن زنان در ورزشگاه‌ها و بحث حجاب است. نمی‌دانم این پافشاری از کجا آمده است و چرا با این مسائل هنوز نتوانسته‌ایم کنار بیاییم. اصلا اجبار به چه معنا است؟ مگر می‌شود کسی برای یکی دیگر تصمیم بگیرد؟ آن هم درباره مسائل شخصی افراد و خصوصی‌ترین چیزهایی که برای یک فرد وجود دارد.»

کیومرث پوراحمد در پایان و درباره ساخت فیلم‌های انتخاباتی برای سیاستمداران گفت: «تا قبل از دوره آقای روحانی، اگر پیشنهادی به من می‌شد قطعا انجام می‌دادم، البته نه هر پیشنهادی. اما اکنون هر کسی با هر رویکردی هم قصد ریاست جمهوری داشته باشد برایش فیلم نخواهم ساخت. البته در دوره آقای خاتمی مایل بودم که این کار را انجام دهم. دوم خرداد ۲۱ سال پیش بهترین دوران سیاسی ایران بود. اگر در آن دوران بودیم قطعا برای آقای خاتمی فیلم تبلیغاتی می‌ساختم. اما اکنون برای آقای موسوی هم فیلم نمی‌سازم. دیگر رای هم نخواهم داد و از هیچ فردی حمایت نخواهم کرد.»


1 2 3 5