Tag Archives: شرعي

خبرگزاری آريا – حد ترخص چيست؟ / احکام شرعي درباره حد ترخص


حد ترخص چيست؟ / احکام شرعي درباره حد ترخص

خبرگزاري آريا –
حد ترخص,حد ترخص چيست,احکام حد ترخص حد ترخص جايي است که اذان شهر يا روستا شنيده نشود
حد ترخّص در اصطلاح فقه به مکانى اطلاق مى‌شود که مسافر با رسيدن به آن جا ديوار خانه‌هاى شهر را نبيند و اذان را نشنود.
حد ترخص چيست؟
حَدِّ تَرَخُّص مسافتي است که مسافر بايد از آنجا به بعد نمازش را شکسته بخواند و مي‌تواند روزه خود را افطار کند. بر اساس احاديث اين نقطه جايي است که اذان شهر شنيده نشود يا ديوارهاي آن ديده نشود.
فرق مسافت شرعي و حد ترخص چيست؟
يکي از شرايط شکسته شدن نماز مسافر آن است که مسافر تصميم داشته باشد دست‌کم ۸ فرسخ شرعي)بين ۴۰ تا ۴۵ کيلومتر) مسافرت کند. به ۸ فرسخ، مسافت شرعي گفته مي‌شود.
مسافر زماني مي‌تواند نمازش را شکسته بخواند يا روزه‌اش را افطار کند که مقدار معيني از مسير را طي کرده باشد. اين مقدار معين حد ترخص ناميده شده است. همين معيار هنگام رسيدن به وطن يا رسيدن به جايي که اقامت در آن بيش از ده روز باشد نيز جاري است.
مقدار حد ترخص چقدر است؟
بر اساس احاديث امامان شيعه، حد ترخص جايي است که اذان شهر يا روستا شنيده نشود و ديوارهاي آن ديده نشود. فقيهان شيعه در اين که آيا هر دو شرط بايد با هم باشند يا تحقق يکي از آن‌ها کافي است اختلاف دارند.
ملاک فقيهان در ديده شدن يا نشدن ديوارها، ساختمان‌هاي معمولي در زميني صاف است. از زماني که شهرهاي بزرگ ايجاد شده‌اند و نيز اذان از رسانه‌ها پخش مي‌شود تعيين حد ترخص مشکل شده است. برخي فقيهان معتقد شده‌اند که در بلاد کبيره معيار حد ترخص آخرين ديوارهاي محله است نه ديوارهاي شهر.
به فتواي بسياري از فقيهان شيعه اگر روزه‌دار قبل از رسيدن به حد ترخص روزه خود را افطار کند، بايد علاوه بر قضاي روزه آن روز،‌ کفاره نيز بدهد.
فرق حد ترخص با آخر شهر در چيست؟
حد ترخص فاصله حدود ۱۳۵۰ متري بعد از آخرين خانه هاي شهر يا روستا است يعني فاصله اي که اذان شنيده نمي شود يا در و ديوار شهر مشخصا رويت نمي گردد.(محل نصب تابلوي حد ترخص)
ديگر سوالات درباره حد ترخص:
– در آخر شهر آيا خانه ها ملاک است يا کارخانه ها نيز جزء شهر هستند؟
پاسخ: ملاک آخرين خانه ها است.
– بعضي از شهرهايي که در گذشته حدود ۳۰ کيلومتر با هم فاصله داشته‌اند، امروزه به هم متصل شده و فاصلة دو شهر تماماً محل سکونت يا مغازه است و اصلاً نمي‌شود تشخيص داد که شهر تمام شد. در اين صورت، ساکنين اين دو شهر در صورت رفتن به شهر ديگر در مورد نماز و روزه چه وظيفه‌اي دارند؟
پاسخ: نماز آنها تمام است و بايد روزه بگيرند.
– کسي که از محل کارش که فاصله‌اي بيش از حد شرعي با وطن او دارد، به مسافرتي بيش از هشت فرسخ مي‌رود و فردا به محل کار خود بر مي‌گردد، آيا قبل از اينکه از محل کار خود به وطنش برود، نماز او کامل است يا شکسته و روزۀ او صحيح است يا خير؟
پاسخ: نماز او شکسته است و نمي‌تواند روزه بگيرد.
– اگر کسي در مسافرت پس از طي مسافتي حدود سه فرسخ به وطن دوم خود برسد و از آنجا سه فرسخ ديگر مسافرت کند.
اولاً آيا نماز او کامل است و روزه را بايد بگيرد يا چون رفت و برگشت او بيش از هشت فرسخ شرعي مي‌شود بايد نماز را شکسته بخواند و روزه را افطار کند؟
ثانياً براي شکسته يا تمام بودن نماز و روزه بين اينکه از اول قصد مکان دوم را داشته يا مي‌دانسته اول به وطن مي‌رسد و بعد به محل ديگري مي‌رود، فرقي وجود دارد؟
پاسخ: اولاً: نماز او همه جا تمام است و روزه بايد بگيرد.
ثانياً: فرقي ندارد.
– ملاک در محاسبۀ مسافت شرعي، طول جاده است يا مسافت مستقيم؟ مثلاً اگر جاده‌اي ۵۰ کيلومتر باشد، ولي مسافت مستقيم آن ۲۰ کيلومتر باشد، چه بايد کرد؟
پاسخ: مناط راه رفتن اوست.
– فاصلۀ شرعي بين دو شهر را چگونه بايد تعيين کرد؟ آيا فقط ابتدا و انتهاي شهرها ملاک است؟ يا محل مورد نظر در آن شهر را بايد در نظر گرفت؟
پاسخ: مناط اول و آخر شهر است و ملاک اول و آخر هم به نظر عرف است.
– حد ترحض شهرهاي بزرگ مثل تهران و اصفهان از کجاي آن شهرها محسوب مي‌شود؟
پاسخ: تقريباً يک کيلومتر از جايي که خانه‌ها متصل به يکديگر هستند.
– وقتي از شهر يا روستايي خارج مي‌شويم تا چند کيلومتر مغازه‌ها و شرکت‌هاي مربوط به آن محل ديده مي‌شود. ملاک براي پايان شهر يا روستا همان مغازه‌هاست يا منازل مسکوني؟
پاسخ: منازل مسکوني است
– تهران بلاد کبيره است يا نه و در مورد شهري که بلاد کبيره است تکليف چيست؟ وحد ترخص در تهران کجاست؟
پاسخ: حکم بلاد کبيره و غير کبيره يکسان است و محلات مختلف تهران جزو تهران محسوب مي شود حد ترخص در هر شهري آن است که از آخرين خانه هاي شهر به قدري دور شوند که صداي اذان شهر را نشنوند.
گردآوري: بخش مذهبي بيتوته
yjc.ir
portal.anhar.ir


خبرگزاری آريا – احکام شرعي تغيير جنسيت


احکام شرعي تغيير جنسيت

خبرگزاري آريا –
ترنس ها,تراجنسي,احکام تغيير جنسيت تغيير جنسيت داراي اقسام گوناگون است
ترنس يا تراجنسي به افرادي گفته مي‌شود که جسم آنها با روان آنها از نظر جنسيت تفاوت دارد. مبتلايان به بيماري دو جنسيتي با تمام وارونگي ها خود را متعلق به جنس مخالف مي دانند و به تغيير جنسيت خود تمايل افراطي دارند. به اعتقاد فقيهان شيعه، تغيير جنسيت، تغيير در خلقت خدا نيست. در ادامه نظر مراجع در خصوص ترنس ها يا دوجنسيتي ها گردآوري شده است.
تغيير جنسيت داراي اقسام گوناگون است و دقيقاً بايد محل نزاع و گفت و گو روشن باشد. همه صاحب نظران با تغيير جنسيت دو جنسي ها يا خنثي ها (Hermaphrodite) موافق اند. اما تغيير جنسيت در بيماران تراجنسيتي (ترانس سکشوال Transsexual) مورد اختلاف شديد صاحب نظران است.
حقوق دانان سني و کليساي مسيحي با اين نوع تغيير جنسيت مخالف اند، اما امام خميني (قدس سره) در کتاب “تحريرالوسيلة” معتقد است که تغيير جنسيت حرام نيست. علاوه بر اين، بيش از ده تن از فقيهان معاصر شيعه؛ معتقدند تغيير جنسيت جايز است. به اعتقاد اين عده از فقيهان شيعه، تغيير جنسيت، تغيير در خلقت خدا نيست. به عبارت ديگر، هيچ دليلي بر حرمت اين عمل جراحي وجود ندارد.
آيه فوق به بحث مورد نظر ما؛ يعني تبديل مذکر به مؤنث يا برعکس مربوط نمي شود و استشهاد به اين آيه براي اثبات حرمت تغيير جنسيت، ناصواب است. علاوه بر اين، اگر بنا باشد صرفاً ظاهر آيه شريفه، مبنا و ملاک باشد و تغيير در مخلوقات حرام باشد، لازم مي آيد که تمام تغييرات و تبدلات که ابناي بشر در اشياي جهان به وجود مي آوردند، حرام و مصداق کار شيطاني باشد! بر اساس رواياتي که از امام باقر و امام صادق (ع) به ما رسيده است، منظور از “خلق الله”، “دين الله” است. به عبارت ديگر، هرگاه “دين خدا” تغيير کند و در آن تحريف و تبديل پديد آيد، تغيير در خلق خدا به وجود آمده است.
احکام درباره تغيير جنسيت:
آيا تغيير جنسيت جايز است؟
امام خميني(ره): ظاهر آن است که تغيير جنس مرد به زن به واسطه عمل جراحي و بالعکس حرام نيست.
آية الله بهجت(ره): بر فرض امکان جايز نيست.
آية الله خامنه اي(دام ظلّه): عمل مزبور في نفسه مانع ندارد ولي از حرام هاي جانبي آن بايد احتراز شود.
آية الله صافي گلپايگاني(دام ظلّه): در فرض امکان و تحقّق خارجي آن، احکام متعدّده بر آن مترتّب مي شود.
آية الله مکارم شيرازي(دام ظلّه): تغيير جنسيّت دو صورت دارد: گاهي صرفاً ظاهري و صوري است؛ يعني اثري از آلت جنس مخالف نيست، بلکه فقط يک جراحي صوري انجام مي گيرد و چيزي شبيه آلت جنس مخالف ظاهر مي گردد؛ اين کار حرام است و بايد بشدّت از آن پرهيز نمود. و اگر ازدواجي بر اساس آن صورت گيرد حرام و باطل است و حدّ شرعي دارد.
ولي گاه واقعي است، يعني با جراحي کردن عضو تناسلي مخالف ظاهر مي گردد، اين کار ذاتاًَ جايز است و محذور شرعي ندارد، مخصوصاً در مواردي که آثار جنس مخالف در او باشد؛ اما چون اين جرّاحي نياز به لمس و نظر دارد، تنها در موارد ضرورت جايز است.
آيت‌الله فاضل لنکراني: افرادي که دوجنسي و به اصطلاح خنثي هستند تغيير و يا اصلاح جنسيت در آنان اشکالي ندارد و در برخي از موارد واجب است. در خنثي مشکل چنانچه ابقاء آن موجب عسر حرج و يا اختلالات رواني باشد و تنها با معالجه و عمل جراحي درمان يابد با وجود امکانات مالي اين عمل واجب است و در چنين فرضي حرمت نظر و لمس به جهت وجود ضرورت و اضطرار برطرف مي‌شود و خلاصه آنکه در مورد خنثي مشکل به جهت لزوم معالجه و رفع عسر و حرج مي‌توان فتوا به جواز و با وجود برخي از قيود فتوا به وجوب داد. در خنثي غيرمشکل از طريق ادله جواز معالجه و درمان مي‌توان جواز آن را استفاده کرد.
اما در غير اين دو مورد، يعني جايي که کسي کاملاً مرد است و بخواهد تغيير جنسيت دهد و به زن تبديل شود و يا بالعکس مي‌توان بر فرض امکان آن گفت گرچه دليل واضحي بر منع نيست اما با استناد به مذاق شرع مي‌توان آن را ممنوع دانست. براي فقيه روشن است که شارع عملي را که موجب بروز مشکلات شود و اختلال در نکاح و نسب و از اين قبيل را به دنبال داشته باشد راضي به آن نيست و علاوه ادله معالجه و ضرورت آن به هيچ وجه جريان ندارد.
در موردي که کسي خنثي غيرمشکل است و امارات و قرائن شرعي يکي از دو عنوان رجوليت و انوثيت را معين کرده است علاوه بر اينکه مي‌تواند با عمل جراحي احتمال مقابل را زائل کند نيز مي‌تواند احتمال مقابل را تقويت و برخلاف آنچه که قرائن شرعي بر آن است را نتيجه بگيرد و اين مورد هم داخل در ادله معالجه و ضرورت معالجه و درمان قرار مي‌گيرد و بر طبق اين ادله فرقي نمي‌کند که نتيجه معالجه چه باشد.
حكم داشتن رابطه دوستى با افراد دوجنسيتي:
آية الله خامنه اي(دام ظلّه): اگر محرز باشد واقعاً دو جنسى است اصل ارتباط و معاشرت با وى اشكال ندارد ولكن بايد از آنچه كه در معاشرت مرد با زن و زن با مرد شرعاً حرام است از قبيل لمس و نظر حرام و مانند آن اجتناب نمايد.
احکام شرعي فرد دوجنسيتي:
امام خميني(ره): فرد تراجنسي در صورتي که به تاييد پزشک معتمد رسيده باشد و از هويت خود مطمئن باشد واجب است تا احکام شرعي خود را بر اساس جنس جديد انجام دهد حتي اگر جراحي نکرده باشد. اما تا زماني که جراحي خود را تکميل نکرده باشد به عنوان جنس جديد شناخته نمي شود و مسائلي مانند ازدواج، انحصار وراثت و… بر اساس جنس فعلي مي باشد.
گردآوري: بخش مذهبي بيتوته


خبرگزاری آريا – حکم شرعي مردي که زنش را ارضا نميکند چيست؟


حکم شرعي مردي که زنش را ارضا نميکند چيست؟

خبرگزاري آريا –
ارضا نشدن زن توسط شوهر,حکم ارضا نشدن زن توسط شوهر احکام ارضا نشدن زن توسظ شوهرش
سوال: چنانچه مردي به مدت طولاني بدون عذر شرعي با همسرش نزديکي نکند آيازن مي تواند به اين دليل طلاق بگيرد؟
حضرت آيت الله مکارم شيرازي:
پاسخ: مرد حق ندارد زن دائمي خود را طوري ترک کند که نه مانند زن شوهردار باشد نه بي شوهر، همچنين نمي تواند بيش از چهار ماه، نزديکي با او را ترک کند، بلکه اگر زن جوان باشد و در اين مدت بيم آن مي رود که به گناه بيفتد احتياط واجب آن است که طوري رفتار کند که او به گناه نيفتد.
و هر گاه براي حاکم شرع، يا کسي که از سوي حاکم شرع وکالت دارد، ثابت شود که زن در عسر و حرج شديد است، به شوهر او اتمام حجت مي کند که يا به خوبي با وي زندگي کند، و حق و حقوق او را بپردازد، و يا وي را طلاق دهد. و چنانچه به هيچ کدام عمل نکرد، يا دسترسي به او نيست، حاکم شرع مي تواند زن را طلاق دهد، و پس از عده مي تواند ازدواج کند. و اگر مطلقا آميزشي صورت نگرفته عده لازم نيست.
مطابق نظر آيت الله سيستاني
پاسخ: جايز نيست ترک نزديکي با همسر جوان بيش از چهار ماه مگر بخاطر عذري مانند مشقت يا ضرر يا اينکه همسر به آن راضي باشد يا اينکه ناشزه باشد يا اينکه شرط کرده باشد که در مدت عقد دخول نکند و به احتياط لازم اين حکم شامل همسر موقت هم ميگردد.
پس شوهر حق ندارد بدون عذر شرعي سفر را طولاني کند در صورتي که حق زوجه از بين برود. واگر زن نتواند که تا چهار ماه صبر کند به طوري که شوهر بترسد چنانچه با همسرش نزديکي نکند در حرام بيافتد پس بنابر احتياط واجب بايد با همسر قبل از اين مدت همبستر شود يا اينکه او را طلاق دهد.
منبع: hadana.ir