Tag Archives: قاسم

اتفاقات ۸۸؛ علت رفتن قاسم افشار از تلویزیون؟


برترین ها: با توجه به گرم بودن بازار گمانه زنی های مربوط به علت خداحافظی قاسم افشار از تلویزیون در سال ۱۳۸۸، فضّه سادات حسینی گوینده خبر با انتشار این ویدئو در اینستاگرامش این موضوع را تکذیب کرد.

حسینی نوشت: بخشی از اجراهای مرحوم قاسم افشار استاد پیشکسوت گویندگی در ایام فتنه۸۸ ایشان در نیمه اول سال ۸۸ و‌در ایام فتنه اجراهای متعددی در خبر ۲۱ داشتند. مرحوم قاسم افشار محب خاندان اهلبیت (ع) و دلبسته نظام و مطیع ولایت بودند.

پ ن ۱: دقیقا زمانی ک من ب سازمان آمدم، ایشان اواخر حضورشان بود و من سعادت شاگردی و آموختن در محضرشان را نداشتم.

یادم هست برای چندین برنامه و گزارش، پیشکسوتان خبر را دعوت کرده بودند و ایشان نمی آمدند، شایعه مخالفت ایشان با مواضع سازمان در زمان فتنه ۸۸ مطرح شد که مدیران و بزرگان خبر و رسانه و همکاران قدیمی شان این ماجرا را قویا تکذیب کردند و دلیلش را مطلب دیگری گفتند.

پ ن ۲: بارها گفته ام ک رسانه بشدت بیرحم است ‌و ناگهان تو را حذف میکند… خوشا به سعادت امثال استاد قاسم افشار ک با اینکه سالها در رسانه نبودند، این چنین و با محبوبیت تمام در بین مردم، ب سوی حق شتافتند”

در صورت پخش نشدن ویدئو بر روی لینک زیر کلیک کنید

اتفاقات ۸۸؛ علت رفتن قاسم افشار از تلویزیون؟


مراسم ترحیم قاسم افشار برگزار شد


خبرگزاری ایسنا: مراسم ترحیم قاسم افشار، گوینده باسابقه تلویزیون عصر امروز (۲۹ اردیبهشت) با حضور جمعی از مردم، همکاران و خانواده آن مرحوم برگزار شد.

مراسم ترحیم قاسم افشار، گوینده باسابقه خبر که نزدیک سه دهه سابقه گویندگی در تلویزیون را دارد، عصر شنبه (۲۹ اردیبهشت) با حضور جمع زیادی از مردم، همکاران و خانواده آن مرحوم برگزار شد.

فؤاد بابان، رحمان نظام اسلامی، حسن سلطانی، مهناز شیرازی، مرتضی حیدری، محمدرضا حیاتی، سولماز اصغری، جعفر پناهی، علی لاریجانی(رئیس مجلس شواری اسلامی)، حداد عادل، پرویز اسماعیلی (معاون اطلاع‌رسانی دفتر رئیس جمهوری) از جمله حاضران در این مراسم بودند.

رحمان نظام اسلامی، گوینده خبر در سخنانی کوتاه درباره سال‌هایی که زنده‌یاد افشار در تلویزیون فعالیت داشت، سخن گفت و یادآور شد: پس از سال‌ها فعالیت در تلویزیون، ایشان در ۱۰ سال اخیر به سراغ کار خیر رفت و به همراه خانواده خود موسسه خیریه‌ای تاسیس کرد که در آن به نیازمندان کمک می‌کرد.

محمدرضا حیاتی، گوینده خبر و از دوستان قاسم افشار نیز در حالی‌که با بغض سخن می‌گفت، خاطرات خود با آن مرحوم را در دهه شصت مرور کرد.

زنده‌یاد قاسم افشار در سن ۶۷ سالگی بامداد روز چهارشنبه (۲۶ اردیبهشت) دار فانی را وداع گفت و روز بعد با حضور جمعی از مردم و آشنایان خود، در بهشت زهراء و در کنار دخترش آرام گرفت.


پیام لاریجانی در پی درگذشت قاسم افشار



خبرگزاری فارس، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در پیامی درگذشت قاسم افشار پیشکسوت عرصه گویندگی خبر را تسلیت گفت.

بسم الله الرحمن الرحیم

انالله و اناالیه راجعون

درگذشت مرحوم قاسم افشار پیشکسوت عرصه گویندگی خبر موجب تاسف و تاثر شد.

مردم ایران؛ یاد و خاطره صدای دلنشین این گوینده توانمند و متعهد اخبار را فراموش نخواهد کرد.

اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانواده محترم ایشان و همکارانش در رسانه ملی، برای آن مرحوم رحمت و مغفرت و برای بازماندگان صبر و اجر از درگاه خداوند متعال مسئلت می‌کنم.

علی لاریجانی

رئیس مجلس شورای اسلامی


قاسم افشار؛ غروب یک نوستالژی دیگر


مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: مرگ «قاسم افشار» گوینده سابق «اخبار» تلویزیون موجی از اندوه را در میان مردم به دنبال داشته است.

او که صبح دیروز ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ خورشیدی در پی سکته قلبی درگذشت پیش از ظهر امروز در سینۀ خاک و در کنار دختر خردسالی که همه می دانستند چرا و چگونه پر کشید و رفت، آرام گرفت.

قاسم افشار؛ غروب یک نوستالژی دیگر

راز محبوبیت این گویندۀ «سابق» رسانه رسمی در حالی که خود این سازمان محبوبیت و تأثیرگذاری گذشته را ندارد اما در چه بود؟ آیا تنها به خاطر یادآوری های نوستالژیک او از قاب تلویزیون بود؟

بخشی از محبوبیت اما در همین کلمۀ «سابق» نهفته است. محبوب بود چون از یک زمان به بعد دیگر خبر نخواند و این نخواندن و نخواستن، خود خواسته بود.

قاسم افشار؛ نوستالژی با طعم شرافت

نه آن که الزاما از گرایش سیاسی و اجتماعی او حکایت کند یا ناشی شود که گاه انسان احساس می کند دیگر «نمی تواند» و این حس را هر کسی ممکن است در زندگی تجربه کند. خیلی ها اما با عبارت « مأمورم و معذور» توجیه می کنند و مشهورترین مثال تاریخ و ادبیات، «العاذر» است.

شاید هم میان نام «العاذر» و آن «معذور» رابطه و نسبتی برقرار باشد. العاذر همان است که چشم از جهان بست اما عیسی مسیح با دم خود او را زنده کرد و حقی سنگین بر گردن او گذاشت و وقتی مسیح را در روایت های اسطوره ای به جانب تپه‌های جل جتا می بردند چون او را دید دچار عذاب وجدان شد و به خود نهیب زد که برای نجات عیسی باید کاری کند اما بعد تر توجیه کرد که وقتی مسیح توانست همچو منی را دوباره زنده کند پس خود را نیز می تواند و از این نیز گذشت و احساس کرد از بار این دِین دارد آزاد می شود. این حکایت را احمد شاملو به زیباترین شکل ممکن در «مرگ ناصری» به تصویر کشیده است:

«از صف غوغای تماشاییان

العاذر

گام زنان راه خود گرفت

دست ها

در پس ِ پشت

به هم در افکنده

و جانش را ار آزار ِ گران ِ دینی گزنده

آزاد یافت:

«- مگر خود نمی خواست، ورنه می توانست»…

پس نه تنها کاری نکرد که احساس کرد از زیر دِین او خارج می شود.

قاسم افشار اما خود را مأمور معذور نمی دانست. دوست داشت با عشق خبر بخواند و اخبار پر خشونت جنگ را هم با صلابت اما با مهر می‌خواند. گوینده البته نمی‌تواند تعیین کند که جنس خبر چه باید باشد تا بخواند یا نخواند اما گاهی با روندی رو به رویی که احساس می‌کنی انگار روح ات را داری می‌فروشی و اینجاست که آدم به احترام خودش تن می‌زند و کنار می‌کشد.

دردهۀ ۶۰ خورشیدی که تلویزیون دو شبکه بیشتر نداشت و رسانه‌های متعدد و متنوع به میدان نیامده بودند و صدا و سیما با همۀ محدودیت‌ ها قابل تحمل بود قاسم افشار چهرۀ آشنای همه بود و هنرمندانه احساس خود را منتقل می‌کرد. ممکن بود برخی از اخباری را که نقل می کرد دوست نداشته باشی اما احساس نمی کردی دروغ می گوید و چاپلوسی می کند و حرف اضافه می‌زند.

سیمای آرامش بخشی داشت و با این که گویندگان اخبار از تراشیدن ریش منع نشده بودند و محمد رضا حیاتی با صورتی کاملا اصلاح شده در مقابل دوربین می نشست قاسم افشار ته ریشی داشت اما معلوم بود سفارش شده یا مدیریتی نیست و به چهره اش هم می نشست.

این که تنها تکه‌ای از موی او بدون قرینه سپید شده بود و بقیۀ موی او مشکی مانده بود هم چهره او را متفاوت ساخته بود و یکی از نشانه های گذر عمر برای خیلی ها این بود که دیگر سپیدی موی او محدود به آن بخش نبود و اندک اندک همه سپید می شد. به تعبیر بامداد شاعر برف پیری بر سر و روی می نشست و گذر عمر خودمان را هم درسیمای او هم می دیدیم.

از آن شب که همکار او خبر داد مائده دخترک قاسم افشار به خاطر بلعیدن یک مداد پاک کن درگذشته هر وقت بر صفحۀ تلویزیون ظاهر می شد انگار غمی در گوشۀ صورت او نشسته که چون با جنس کار او سازگار نیست فرو می خورد و خیلی ها برای هم نقل می کردند و افسوس می خوردند.

قاسم افشار خبر می خواند اما تنها به خاطر خبرهایی که با حس و حال و شور فراوان می خواند شهره نشد. شاید بیشتر به خاطر این که از یک مقطع به بعد کنار کشید به قلب مردم راه یافت . شاید چون احساس می کرد روح او آزار می بیند دیگر ادامه نداد و وقتی تصاویری از او منتشر شد که گوشه دکان موبایل فروشی نشسته و حتی تدریس گویندگی را هم کنار گذاشته احساس هم دلی با او بیشتر شد. بی آن که معلوم شود اوقات خود را در آن مغازه می گذراند یا واقعا به کاری مشغول است.

صدا وسیما فضای سنگینی دارد و خیلی از کارکنان نمی توانند نظر و احساس خود را علنی ابراز کنند و درست یا نادرست و واقعی یا از سر بدگمانی انگار مدام کسانی دربارۀ شما گزارش تهیه می کنند. شاید هم حوصلۀ پاسخ دادن به سین جیم های کسانی را نداشت که او وقتی در دهۀ ۶۰ اخبار حساس تلویزیون را می خواند هنوز به دنیا نیامده بودند.

همین دیروز بود که از جهانگیر کوثری دیگر مجری کنار گذاشته شده صدا و سیما در بیان عمق اعتمادی که به او در برنامه های ورزشی وجود داشت گفت و گویی منتشر شد که در آن می گوید: «به آیت الله منتظری که قائم مقام رهبری (امام خمینی) بود تریبون مستقیم و زنده نمی دادند اما من مستقیم و زنده برنامه داشتم.» حال تصور کنید گوینده اخبار چه موقعیتی داشت.

قاسم افشار یکی از نوستالژی های دهۀ ۶۰ بود و شاید انبوه اخباری که در آن دوران خوانده بود مانع از آن شد که گوینده اخبار تابستانی باشد که یک پای آن یکی از نمادهای همان دهه بود.

زنده یاد حسین قندی استاد فقید روزنامه نگاری بر این باور بود که روزنامه نگار مرده شور (مرده شوی) است یعنی باید کار خود را انجام دهد حال آن که علی اکبر قاضی زاده دیگر استاد روزنامه نگاری معتقد است روزنامه نگار اگر چه باید بی طرف باشد اما اخلاق حرفه ای و روح حقیقت جویی خود رانمی تواند کنار بگذارد و تا انجا که به خاطر می آورم تمثیل « مرده شور» را نمی پسندد. این اصطلاح از آن رو به کار می رود که مرده شوی کاری ندارد که مرده عابد و زاهد بوده یا فاسق و فاجر. کار خود را می کند. برخی نیز همین را به «مأمور و معذور » تسری می دهند و با این منطق قاسم افشار هم باید همچنان می خواند ولی همین نخواندن او را محبوب کرد.

مردمان آقای اخبار گو – اخبارگوی سابق- را دوست داشتند. هم به خاطر سال هایی که خبر خواند هم به خاطر سال هایی که خبر نخواند. هم او که نه معذور بود و نه العاذر….


وداع آخر «بابان» و «مازیار ناظمی» با قاسم افشار


خبرگزاری ایلنا: مراسم تشییع پیکر قاسم افشار (گوینده خبر پیشکسوت) صبح امروز (پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ماه) با حضور جمع زیادی از همکاران سابق او در صداوسیما، خانواده و دوستدارانش از مقابل منزلش برگزار شد.

در مراسم تشییع پیکر قاسم افشار (گوینده خبر پیشکسوت) فواد بابان، ذکایی، مازیار ناظمی، مرتضی حیدری، رحمان نظام اسلامی و حسن سلطانی حضور داشتند.

وداع آخر «بابان» و «مازیار ناظمی» با قاسم افشار

رحمان نظام اسلامی در سخنان کوتاهی درباره قاسم افشار گفت: آقای افشار بعد از سالها کار در رسانه بازهم منشا خیر بود.

نظام اسلامی با بیان اینکه آقای افشار نه تنها خویش بلکه همراه خانواده؛ دست در دست هم کمک به خیریه می‌کردند، ادامه داد: به تاسی از حضرت علی(ع)، ایشان را در کوچه پس کوچه‌های محروم شهر ری و ورامین پیدا می‌کردند که داشت کمک می‌کرد.

حسن سلطانی (مجری تلویزیون) نیز قاسم افشار را نسبت به کار بسیار متعهد و علاقمند توصیف کرد و با بیان اینکه زنده‌یاد افشار از سواد رسانه‌ای برخوردار بود، گفت: او تا آخرین روزی که در تلویزیون انجام وظیفه می‌کرد، متعهدانه و با عشق و علاقه کارش را انجام داد.

سلطانی خاطرنشان کرد: قاسم افشار خوش محضر، خوش قول و متدین و اهل علاقه به محبت اهل بیت بود. ویژگی‌های فردی و اجتماعی او منحصر به خودش بود، هیچ وقت فریفته شهرت نشد و حتی اجازه نداد فریفته شدن در جامعه رسانه‌‌ای به زندگی‌اش ورود پیدا کند.

این گوینده خبر اضافه کرد: افشار در خانواده نیز دلسوز و مهربان بود و در اجتماع بسیار گره‌‌گشا بود و به دنبال حل مشکلات دیگران می رفت. از آخرین کارهایی هم که بعد از تلویزیون انجام داد این بود که موسسه خیریه‌‌ای را احداث کرد تا از کار نیازمندان و محرومان گره باز کند.

قاسم افشار که از سال های اول انقلاب، گویندگی در بخش های خبری رادیو و تلویزیون را بر عهده داشت و در بحبوحه سال های دفاع مقدس با صدایی حماسی بارها اخبار مربوط به پیروزی های رزمندگان اسلام را به اطلاع هموطنان رسانده بود، بر اثر ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.


حقیقتی که قاسم افشار با خود برد



خبرگزاری ایسنا: متاسفانه خبر این بار صحت داشت؛ قلب قاسم افشار صبح امروز در سن ۶۷ سالگی از حرکت باز ایستاد.

در این سال‌های دوری از قاب تصویر، چندباری خبر دروغین درگذشت قاسم افشار در برخی سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده بود اما پس از چندساعت این خبر توسط دوستان و همکاران قدیمی‌اش تکذیب می‌شد. اما این بار خبر درگذشت قاسم افشار بلافاصله از طریق منابع رسمی صداوسیما منتشر شد تا بر هر احتمالی برای شایعه بودن، خط قرمز بکشد.

در ادامه خبر چنین آورده بودند: «افشار از سال‌های اول انقلاب، گویندگی در بخش‌های خبری رادیو و تلویزیون را برعهده داشت و در بحبوحه سال‌های دفاع مقدس با صدایی حماسی بارها اخبار مربوط به پیروزی‌های رزمندگان اسلام را به اطلاع هموطنان رسانده بود»؛ اما به‌رغم همه این توصیف‌ها برای «گوینده توانمند و باسابقه صداوسیما»، علاقه‌مندان بخش‌های خبری نزدیک یک دهه (۹ سال) بود که از حضور یکی از مجرب‌ترین گویندگان خبر، در قاب تلویزیون بی‌بهره بودند.

به گزارش ایسنا، قاسم افشار چند سالی بود که کمتر در رسانه‌ها ظاهر می‌شد و عمده خبرها از او بعضا گزارش‌ها و تصاویری بود که دوستانش در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کردند.

حضور کم‌رنگ افشار در تلویزیون بعد از حوادث سال ۸۸ رقم خورد؛ به نحوی که برخی این مساله را به اتفاقات آن دوران نسبت دادند و عده‌ای هم تلاش کردند به این مساله رنگ دیگری بزنند. با این حال خود افشار در تمام این سال‌ها نه تایید کرد و نه تکذیب و سکوت را ترجیح داد.

از جمله این خاطرات به آبان سال ۹۶ برمی‌گردد؛ زمانی که صفاری، یکی از سردبیران سابق خبرگزاری صداوسیما، با عده‌ای از گویندگان و مجریان به دیدن قاسم افشار می‌روند.

صفاری در توصیف این دیدار نوشته است:

«خنده‌دارترین تصویری که در دفتر کار قاسم افشار می‌شد دید، یک تلویزیون حدود ۴۰ اینچی بود که روی میز کار، درست جلو قاسم قرار داشت. قاسم در وسط خنده‌ها وشوخی‌هایش به ما فهماند که به علت قند بالا و ضعف بینایی، از این تلویزیون بزرگ به عنوان مانیتور رایانه استفاده می‌کند. صحبت از دیدن تلویزیون هم شد و گفت که ساختمان بلندی جلو خانه او بنا شده و سیگنال‌ها را دریافت نمی‌کند. به هر حال گفتیم و خندیدیم و جلسه تمام شد و بیرون آمدیم.»

اما در بخش دیگری از یادداشت صفاری، چنین آمده است:

«روز بعد، یکی از دوستان، پستی در اینترنت گذاشت و با انتشار عکس‌هایی که خود گویای فضای خنده و شوخی حاکم بر جلسه بود، نوشت که قاسم افشار دیگر تلویزیون نگاه نمی‌کند. بعد از آن هم کانال‌های معلوم‌الحال در فضای مجازی نوشتند که قاسم افشار بعد از سال ۸۸ با نظام مشکل پیدا کرده و دیگر تلویزیون نمی‌بیند.»

صفاری سپس با تکذیب این مساله آورده است: «بسیار دوست داشتم که این سخنان را از زبان آقای افشار بشنوم و چند پیام هم به ایشان دادم که خودشان جمله عزیزمان را درباره ندیدن تلویزیون اصلاح کنند اما ایشان به هر دلیلی این کار را صلاح ندیده‌اند. کما اینکه پیشنهادهای متعدد مدیران سازمان را برای همکاری (که برخی از آنها را شخص اینجانب به ایشان منتقل کرده‌ام) رد کرده‌اند.»

محمدرضا حیاتی دیگر فردی است که به تکذیب خبرهایی پرداخت که قطع همکاری افشار با تلویزیون را به حوادث سال ۸۸ نسبت می‌دادند.

این گوینده قدیمی با بیان این مطلب که صحبتی درباره آقای افشار مطرح شد و عکس‌های او در فضاهای مجازی دست به دست شد، درحالی که چنین چیزی به هیچ وجه واقعیت ندارد، به یکی از روزنامه‌ها گفته بود: «حقیقت این است که آقای افشار به دلایلی از خبر خداحافظی کردند و مساله اتفاقات گفته شده در ارتباط با کار او هیچ نقشی نداشت؛ البته آقای افشار هم باید می دانست ترک کردن میدان خبر در آن شرایط باعث انتشار چنین شایعاتی می شود و می توانست رفتن خود را به تأخیر بیندازد.»

حیاتی یادآور شده بود که به خاطر دارد که حتی معاونت سیاسی هم از قاسم افشار درخواست کرده برای اینکه شبهه‌ای ایجاد نشود، حداقل سه ماهی رفتنش را به تعویق بیندازد که افشار نپذیرفته بود.

این گوینده در عین حال چنین گفته بود: «اما در اینکه آن زمان دوران سختی را پشت‌ سر گذاشتیم، هیچ شکی نیست. دورانی بسیار پرالتهاب و دشوار برای همه، بخصوص گویندگان خبر بود. در تمام دوران کاری، شرایط سخت بسیاری را تجربه کردم. مثل زمانی که زیر موشک‌باران خبر می‌خواندیم و فراموش نمی‌کنم روزهایی که در استودیو بودیم و هم‌زمان از بیرون صدای بمب می‌شنیدیم.»

حیاتی که چندی پیش در زمان وقوع حادثه منا، خبر درگذشت قاسم افشار را تکذیب کرده بود، این‌بار هم آرزو داشت که خبر درگذشت دوست قدیمی‌اش شایعه‌ای بیش نباشد، اما متاسفانه خبر این بار صحت داشت.

خبرنگار ایسنا پس از درگذشت افشار، علاوه بر حیاتی، با گویندگان خبر متعددی درباره ویژگی‌های شخصیتی و حرفه‌ای او صحبت کرد و البته علت جدایی‌ این گوینده باسابقه از تلویزیون را هم جویا شد. در این میان مازیار ناظمی که اکنون در یکی از وزارتخانه‌ها به کار مشغول است، کمی راحت‌تر از دیگران به تشریح وضعیت پرداخته است.

ناظمی درباره کناره‌گیری قاسم افشار از تلویزیون به ایسنا گفته است: «ما سرمایه‌های سازمان و بخش خبر را باید بهتر از این حفظ می‌کردیم و من دقیق نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد که از کار خبر تلویزیون کنار رفتند اما فکر می‌کنم باید حرمت ایشان بهتر نگه داشته می‌شد. در آن دوره موضوعی پیش آمد و گفتند گویندگانی که بازنشسته هستند، در شیفت قرار نگیرند. البته این موضوع با حال و هوای انتخابات سال ۸۸ تقارن پیدا کرد اما به نظرم موضوع کناره‌گیری ایشان بیشتر کم‌حرمتی به او بود. قاسم افشار فردی ارزشمند بود و فردی نبود که بخواهی هر جا از او استفاده کنی. بعد از آن هم برنگشت و هیچ برنامه‌ای را نپذیرفت. گاهی با او ارتباط تلفنی داشتیم.«

ناظمی البته به این نکته هم اشاره کرده که قاسم افشار بیماری دیابت داشت و با آن هم درگیر بود و اینکه فضای مجازی در این مدت با او نامهربان بود و شایعه‌هایی درباره سلامتی‌اش منتشر می‌شد.

پیکر قاسم افشار صبح پنجشنبه تشییع می‌شود. خانواده‌اش ترجیح داده‌اند که این مراسم از مقابل منزلش انجام شود و پیکر او در جوار دخترش به خاک سپرده خواهد شد؛ دختری که در سنین کودکی و در اوج زمان حضور افشار در تلویزیون به دلیل گیر کردن جسم خارجی در گلو جان به جان آفرین تسلیم کرد و در آن دوره، حادثه‌ای دردناک را برای گوینده محبوب بخش‌های خبری تلویزیون رقم زد؛ دردی که تا مدت‌ها، حتی به هنگام گویندگی خبر، در چهره‌اش احساس می‌شد.

قاسم افشار بعد از انقلاب به بخش‌های خبری صداوسیما وارد شده بود و ۳۰ سال تمام در یک بخش خبری ماند و خبر مشروح شبکه یک را خواند. او برخلاف اغلب همکارانش فعالیت در دیگر بخش‌های صداوسیما را نپذیرفت و ترجیح داد کاملا تخصصی به این حرفه مشغول باشد.

او حدود سه دهه پیش، متن راهنمایی را برای زائران آستان قدس رضوی خوانده بود که به‌طور مرتب از بلندگوهای صحن‌های حرم ضامن آهو، امام رضا (ع) پخش می‌شد.

به گفته همکارانش، اشتباه‌های قاسم افشار در طول دوران کاری سطح حداقل‌ها بود و البته کارش را بسیار جدی می‌گرفت؛ چنین ویژگی‌هایی باعث شده است که به‌رغم جدایی ۱۰ ساله از قاب تصویر، قاسم افشار همچنان در ذهن مخاطبان بخش‌های خبری زنده بماند و قلب علاقه‌مندان به وی با شنیدن خبر درگذشتش به درد بیاید. روحش شاد و یادش گرامی باد.


توصیف فواد بابان از قاسم افشار


خبرگزاری ایسنا: فواد بابان درگذشت قاسم افشار، همکار قدیمی خود در عرصه گویندگی خبر را تسلیت گفت و از او به عنوان یک شخصیت بی‌بدیل در کار خبر یاد کرد که صدای بی‌نظیری داشت.

توصیف فواد بابان از قاسم افشار

این گوینده پیشکسوت خبر در گفت‌وگو با ایسنا ضمن عرض تسلیت برای درگذشت قاسم افشار، گوینده پیشکسوت خبر با خواندن بیت شعر «هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق/ثبت است بر جریده عالم دوام ما»، اظهار کرد: درباره شخصیت بی بدیل خبر تلویزیون هر چقدر بگویم کم است به دلیل اینکه ۳۰ سال سر یک میز با هم بودیم. ایشان سال ۶۰ برای گویندگی امتحان دادند و وارد سازمان صداوسیما شدند.

او درباره شخصیت قاسم افشار بیان کرد: قاسم افشار فردی برجسته، متدین، معتقد، با ایمان، پاک، خالص، ثابت قدم و خوش خلق بود. همچنین از جهت شخصیت حقوقی و کاری، بی‌بدیل بود و از سال ۶۰ تا ۹۰ که گویندگی کردند و ما در التزام رکاب ایشان بودیم، یک‌بار هم غیبت نکرد. اگر می‌خواست یک یا دو روز مرخصی بگیرد، از قبل زنگ می‌زد و به شوخی می‌گفت، شنیدم می‌خواهی به جای من بیایی و در ادامه می‌گفت به جای شما می‌آیم و شما هم به جای من بیا؛ ایشان بسیار بذله‌گو، رک و دوست‌داشتنی بود.

این گوینده پیشکسوت خبر با اشاره به فعالیت خبری خود از سال ۱۳۵۲ ادامه داد: می‌توانم قسم بخورم که در گویندگان قبل انقلاب و بعد از انقلاب نظیر قاسم افشار را از جهت گویندگی ندیدم، چون تن صدای بی‌نظیری داشت و کمترین تپق را در طول گویندگی خود می‌زد و این مساله بی‌نظیر است؛ من کمتر کسی را اینگونه دیدم.

بابان اضافه کرد: ایشان همیشه دو ساعت قبل از پخش خبر می‌آمد زیرا گویندگان معمولا باید دو ساعت قبل به استودیو بیایند. او در طول این ۳۰ سال در رفت‌وآمد به کار بی‌نظمی نداشت؛ در حالی که ما بی‌نظمی داشتیم.

او در پایان درباره کناره‌گیری قاسم افشار از تلویزیون، اظهار کرد: ایشان ۳۰ سالشان پر شده بود و خودشان هم مایل نبودند که به کار ادامه دهند؛ البته چشمشان به واسطه بیماری دیابت ضعیف شده بود. همیشه می‌گفتند دوست دارم در اوج از کار کناره بگیرم و تقریبا سال ۹۰ بود که از سازمان کناره گرفت.

به گزارش ایسنا، قاسم افشار که از سال‌های اول انقلاب، گویندگی در بخش‌های خبری رادیو و تلویزیون را بر عهده داشت و در بحبوحه سال‌های دفاع مقدس با صدایی حماسی بارها اخبار مربوط به پیروزی های رزمندگان اسلام را به اطلاع هموطنان رسانده بود، بامداد امروز (۲۶ اردیبهشت ماه) بر اثر ایست قلبی در سن ۶۷ سالگی دار فانی را وداع گفت.


1 2