Tag Archives: قاسم

زندگی قاسم افشار با صدای محمدرضا حیاتی


خبرگزاری ایسنا: مراسم ترحیم زنده‌یاد قاسم افشار ظهر امروز با حضور جمعی از مردم، خانواده و همکاران آن مرحوم و جمعی از مدیران صداوسیما در مسجد بلال صداوسیما برگزار شد.

زندگی قاسم افشار با صدای محمدرضا حیاتی

در مراسم ترحیم زنده‌یاد قاسم افشار، گوینده باسابقه خبر که ظهر امروز (دوم خرداد ماه) برگزار شد، عبدالعلی علی‌عسکری (رییس صداوسیما))، فواد بابان، مهدی خسروی، محمدرضا حیاتی، بیژن نوباوه،حسین ذکایی، آخوندی (معاون سیاسی رییس سازمان صداوسیما)، حسین رنجبران (مدیر کل روابط عمومی صداوسیما)، کمالی (معاون سیمای معاونت استان‌های صداوسیما)، آقازمانی (مدیر گروه ورزش شبکه سه سیما) حضور داشتند.

حسن سلطانی، از همکاران و دوستان زنده‌یاد قاسم افشار که اجرای این مراسم را برعهده داشت در سخنانی اظهار کرد: قاسم افشار همواره در طول عمر خود مبادی اخلاق بود و در ۲۰ سال رفاقت با او هیچگاه جز بروز و ظهور آنچه در نهان داشت، ندیدم.

او ادامه داد: قاسم افشار همیشه در صحنه‌های زندگی اجتماعی و شخصی در مسیر خدمت به خلق و شریعت خدا گام برداشت. او تا آخرین لحظات عمر کاری خود در رسانه ملی با صدای دلنشین خود با صداقت از عشق به عمران و آبادی این سرزمین و رسیدن به اهداف انقلاب سخن می‌گفت. قاسم افشار تا آخرین لحظات عمر خود فکر کار خبر و گره گشودن از کار دیگران بود.

سلطانی با اشاره به دوران کاری زنده‌یاد افشار در دوران دفاع مقدس یادآور شد که «او در ایام دفاع مقدس هر شب از ابتدا تا انتهای اخبار می‌ایستاد و کار می‌کرد؛ همانند سایر گویندگانی که در آن سال‌ها فعالیت می‌کردند، اما عمرشان به دنیا نبود.»

محمود کریمی، گوینده‌ای که خبر آزادسازی خرمشهر را برای اولین بار از آنتن تلویزیون اعلام کرد، با اشاره به سابقه آشنایی خود با زنده‌یاد قاسم افشار، گفت: با مرحوم افشار از دهه شصت آشنایی دارم. آن زمان من در رادیو کار می‌کردم و او در تلویزیون گویندگی خبر می‌کرد. رفاقت ما خیلی نزدیک نبود و فقط گاهی به سبب کار همدیگر را می‌دیدیم. اما در همه این سال‌ها به او ارادت داشتم.

او اضافه کرد: اغلب به این صورت است که وقتی آدم‌ها از پیش ما می‌روند، از آنها تجلیل می‌کنیم. اما برخی از آدم‌ها تاثیر می‌گذارند و می‌روند و حاج قاسم افشار هم از این دسته افراد بود. فکر می‌کنم نشانه تفاوت افراد با هم در این است که چطور در زمان حیات و وفاتشان عواطف انسان‌های دیگر را برمی‌انگیزند. هنگام بازگشت از مراسم باشکوه زنده‌یاد افشار در مسجد الغدیر مصرعی به ذهنم رسید که آن را ادامه دادم و افتخار می‌کنم که در زمره دوستاران حاج قاسم بودم.

کرمی در ادامه شعر خود را به یاد قاسم افشار قرائت کرد: “مرا از داغ تو خونین دلان خبر کردند / خبر نه بر زخمم زخم نیشتر کردند/ به سوگواری‌ات یک شهر ناله سر کردند/جوانه‌های وطن رخت غم به تن کردند …”

در ادامه مراسم کلیپی برای حاضران پخش شد که در آن زندگی زنده‌یاد قاسم افشار با صدای محمدرضا حیاتی روایت شد.

در پایان این مراسم ترحیم و بزرگداشت، حجت‌الاسلام سرلک سخنرانی کرد و همچنین مرتضی طاهری مداحی مراسم را برعهده داشت.


اتفاقات ۸۸؛ علت رفتن قاسم افشار از تلویزیون؟


برترین ها: با توجه به گرم بودن بازار گمانه زنی های مربوط به علت خداحافظی قاسم افشار از تلویزیون در سال ۱۳۸۸، فضّه سادات حسینی گوینده خبر با انتشار این ویدئو در اینستاگرامش این موضوع را تکذیب کرد.

حسینی نوشت: بخشی از اجراهای مرحوم قاسم افشار استاد پیشکسوت گویندگی در ایام فتنه۸۸ ایشان در نیمه اول سال ۸۸ و‌در ایام فتنه اجراهای متعددی در خبر ۲۱ داشتند. مرحوم قاسم افشار محب خاندان اهلبیت (ع) و دلبسته نظام و مطیع ولایت بودند.

پ ن ۱: دقیقا زمانی ک من ب سازمان آمدم، ایشان اواخر حضورشان بود و من سعادت شاگردی و آموختن در محضرشان را نداشتم.

یادم هست برای چندین برنامه و گزارش، پیشکسوتان خبر را دعوت کرده بودند و ایشان نمی آمدند، شایعه مخالفت ایشان با مواضع سازمان در زمان فتنه ۸۸ مطرح شد که مدیران و بزرگان خبر و رسانه و همکاران قدیمی شان این ماجرا را قویا تکذیب کردند و دلیلش را مطلب دیگری گفتند.

پ ن ۲: بارها گفته ام ک رسانه بشدت بیرحم است ‌و ناگهان تو را حذف میکند… خوشا به سعادت امثال استاد قاسم افشار ک با اینکه سالها در رسانه نبودند، این چنین و با محبوبیت تمام در بین مردم، ب سوی حق شتافتند”

در صورت پخش نشدن ویدئو بر روی لینک زیر کلیک کنید

اتفاقات ۸۸؛ علت رفتن قاسم افشار از تلویزیون؟


مراسم ترحیم قاسم افشار برگزار شد


خبرگزاری ایسنا: مراسم ترحیم قاسم افشار، گوینده باسابقه تلویزیون عصر امروز (۲۹ اردیبهشت) با حضور جمعی از مردم، همکاران و خانواده آن مرحوم برگزار شد.

مراسم ترحیم قاسم افشار، گوینده باسابقه خبر که نزدیک سه دهه سابقه گویندگی در تلویزیون را دارد، عصر شنبه (۲۹ اردیبهشت) با حضور جمع زیادی از مردم، همکاران و خانواده آن مرحوم برگزار شد.

فؤاد بابان، رحمان نظام اسلامی، حسن سلطانی، مهناز شیرازی، مرتضی حیدری، محمدرضا حیاتی، سولماز اصغری، جعفر پناهی، علی لاریجانی(رئیس مجلس شواری اسلامی)، حداد عادل، پرویز اسماعیلی (معاون اطلاع‌رسانی دفتر رئیس جمهوری) از جمله حاضران در این مراسم بودند.

رحمان نظام اسلامی، گوینده خبر در سخنانی کوتاه درباره سال‌هایی که زنده‌یاد افشار در تلویزیون فعالیت داشت، سخن گفت و یادآور شد: پس از سال‌ها فعالیت در تلویزیون، ایشان در ۱۰ سال اخیر به سراغ کار خیر رفت و به همراه خانواده خود موسسه خیریه‌ای تاسیس کرد که در آن به نیازمندان کمک می‌کرد.

محمدرضا حیاتی، گوینده خبر و از دوستان قاسم افشار نیز در حالی‌که با بغض سخن می‌گفت، خاطرات خود با آن مرحوم را در دهه شصت مرور کرد.

زنده‌یاد قاسم افشار در سن ۶۷ سالگی بامداد روز چهارشنبه (۲۶ اردیبهشت) دار فانی را وداع گفت و روز بعد با حضور جمعی از مردم و آشنایان خود، در بهشت زهراء و در کنار دخترش آرام گرفت.


پیام لاریجانی در پی درگذشت قاسم افشار



خبرگزاری فارس، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در پیامی درگذشت قاسم افشار پیشکسوت عرصه گویندگی خبر را تسلیت گفت.

بسم الله الرحمن الرحیم

انالله و اناالیه راجعون

درگذشت مرحوم قاسم افشار پیشکسوت عرصه گویندگی خبر موجب تاسف و تاثر شد.

مردم ایران؛ یاد و خاطره صدای دلنشین این گوینده توانمند و متعهد اخبار را فراموش نخواهد کرد.

اینجانب ضمن عرض تسلیت به خانواده محترم ایشان و همکارانش در رسانه ملی، برای آن مرحوم رحمت و مغفرت و برای بازماندگان صبر و اجر از درگاه خداوند متعال مسئلت می‌کنم.

علی لاریجانی

رئیس مجلس شورای اسلامی


قاسم افشار؛ غروب یک نوستالژی دیگر


مهرداد خدیر در عصر ایران نوشت: مرگ «قاسم افشار» گوینده سابق «اخبار» تلویزیون موجی از اندوه را در میان مردم به دنبال داشته است.

او که صبح دیروز ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷ خورشیدی در پی سکته قلبی درگذشت پیش از ظهر امروز در سینۀ خاک و در کنار دختر خردسالی که همه می دانستند چرا و چگونه پر کشید و رفت، آرام گرفت.

قاسم افشار؛ غروب یک نوستالژی دیگر

راز محبوبیت این گویندۀ «سابق» رسانه رسمی در حالی که خود این سازمان محبوبیت و تأثیرگذاری گذشته را ندارد اما در چه بود؟ آیا تنها به خاطر یادآوری های نوستالژیک او از قاب تلویزیون بود؟

بخشی از محبوبیت اما در همین کلمۀ «سابق» نهفته است. محبوب بود چون از یک زمان به بعد دیگر خبر نخواند و این نخواندن و نخواستن، خود خواسته بود.

قاسم افشار؛ نوستالژی با طعم شرافت

نه آن که الزاما از گرایش سیاسی و اجتماعی او حکایت کند یا ناشی شود که گاه انسان احساس می کند دیگر «نمی تواند» و این حس را هر کسی ممکن است در زندگی تجربه کند. خیلی ها اما با عبارت « مأمورم و معذور» توجیه می کنند و مشهورترین مثال تاریخ و ادبیات، «العاذر» است.

شاید هم میان نام «العاذر» و آن «معذور» رابطه و نسبتی برقرار باشد. العاذر همان است که چشم از جهان بست اما عیسی مسیح با دم خود او را زنده کرد و حقی سنگین بر گردن او گذاشت و وقتی مسیح را در روایت های اسطوره ای به جانب تپه‌های جل جتا می بردند چون او را دید دچار عذاب وجدان شد و به خود نهیب زد که برای نجات عیسی باید کاری کند اما بعد تر توجیه کرد که وقتی مسیح توانست همچو منی را دوباره زنده کند پس خود را نیز می تواند و از این نیز گذشت و احساس کرد از بار این دِین دارد آزاد می شود. این حکایت را احمد شاملو به زیباترین شکل ممکن در «مرگ ناصری» به تصویر کشیده است:

«از صف غوغای تماشاییان

العاذر

گام زنان راه خود گرفت

دست ها

در پس ِ پشت

به هم در افکنده

و جانش را ار آزار ِ گران ِ دینی گزنده

آزاد یافت:

«- مگر خود نمی خواست، ورنه می توانست»…

پس نه تنها کاری نکرد که احساس کرد از زیر دِین او خارج می شود.

قاسم افشار اما خود را مأمور معذور نمی دانست. دوست داشت با عشق خبر بخواند و اخبار پر خشونت جنگ را هم با صلابت اما با مهر می‌خواند. گوینده البته نمی‌تواند تعیین کند که جنس خبر چه باید باشد تا بخواند یا نخواند اما گاهی با روندی رو به رویی که احساس می‌کنی انگار روح ات را داری می‌فروشی و اینجاست که آدم به احترام خودش تن می‌زند و کنار می‌کشد.

دردهۀ ۶۰ خورشیدی که تلویزیون دو شبکه بیشتر نداشت و رسانه‌های متعدد و متنوع به میدان نیامده بودند و صدا و سیما با همۀ محدودیت‌ ها قابل تحمل بود قاسم افشار چهرۀ آشنای همه بود و هنرمندانه احساس خود را منتقل می‌کرد. ممکن بود برخی از اخباری را که نقل می کرد دوست نداشته باشی اما احساس نمی کردی دروغ می گوید و چاپلوسی می کند و حرف اضافه می‌زند.

سیمای آرامش بخشی داشت و با این که گویندگان اخبار از تراشیدن ریش منع نشده بودند و محمد رضا حیاتی با صورتی کاملا اصلاح شده در مقابل دوربین می نشست قاسم افشار ته ریشی داشت اما معلوم بود سفارش شده یا مدیریتی نیست و به چهره اش هم می نشست.

این که تنها تکه‌ای از موی او بدون قرینه سپید شده بود و بقیۀ موی او مشکی مانده بود هم چهره او را متفاوت ساخته بود و یکی از نشانه های گذر عمر برای خیلی ها این بود که دیگر سپیدی موی او محدود به آن بخش نبود و اندک اندک همه سپید می شد. به تعبیر بامداد شاعر برف پیری بر سر و روی می نشست و گذر عمر خودمان را هم درسیمای او هم می دیدیم.

از آن شب که همکار او خبر داد مائده دخترک قاسم افشار به خاطر بلعیدن یک مداد پاک کن درگذشته هر وقت بر صفحۀ تلویزیون ظاهر می شد انگار غمی در گوشۀ صورت او نشسته که چون با جنس کار او سازگار نیست فرو می خورد و خیلی ها برای هم نقل می کردند و افسوس می خوردند.

قاسم افشار خبر می خواند اما تنها به خاطر خبرهایی که با حس و حال و شور فراوان می خواند شهره نشد. شاید بیشتر به خاطر این که از یک مقطع به بعد کنار کشید به قلب مردم راه یافت . شاید چون احساس می کرد روح او آزار می بیند دیگر ادامه نداد و وقتی تصاویری از او منتشر شد که گوشه دکان موبایل فروشی نشسته و حتی تدریس گویندگی را هم کنار گذاشته احساس هم دلی با او بیشتر شد. بی آن که معلوم شود اوقات خود را در آن مغازه می گذراند یا واقعا به کاری مشغول است.

صدا وسیما فضای سنگینی دارد و خیلی از کارکنان نمی توانند نظر و احساس خود را علنی ابراز کنند و درست یا نادرست و واقعی یا از سر بدگمانی انگار مدام کسانی دربارۀ شما گزارش تهیه می کنند. شاید هم حوصلۀ پاسخ دادن به سین جیم های کسانی را نداشت که او وقتی در دهۀ ۶۰ اخبار حساس تلویزیون را می خواند هنوز به دنیا نیامده بودند.

همین دیروز بود که از جهانگیر کوثری دیگر مجری کنار گذاشته شده صدا و سیما در بیان عمق اعتمادی که به او در برنامه های ورزشی وجود داشت گفت و گویی منتشر شد که در آن می گوید: «به آیت الله منتظری که قائم مقام رهبری (امام خمینی) بود تریبون مستقیم و زنده نمی دادند اما من مستقیم و زنده برنامه داشتم.» حال تصور کنید گوینده اخبار چه موقعیتی داشت.

قاسم افشار یکی از نوستالژی های دهۀ ۶۰ بود و شاید انبوه اخباری که در آن دوران خوانده بود مانع از آن شد که گوینده اخبار تابستانی باشد که یک پای آن یکی از نمادهای همان دهه بود.

زنده یاد حسین قندی استاد فقید روزنامه نگاری بر این باور بود که روزنامه نگار مرده شور (مرده شوی) است یعنی باید کار خود را انجام دهد حال آن که علی اکبر قاضی زاده دیگر استاد روزنامه نگاری معتقد است روزنامه نگار اگر چه باید بی طرف باشد اما اخلاق حرفه ای و روح حقیقت جویی خود رانمی تواند کنار بگذارد و تا انجا که به خاطر می آورم تمثیل « مرده شور» را نمی پسندد. این اصطلاح از آن رو به کار می رود که مرده شوی کاری ندارد که مرده عابد و زاهد بوده یا فاسق و فاجر. کار خود را می کند. برخی نیز همین را به «مأمور و معذور » تسری می دهند و با این منطق قاسم افشار هم باید همچنان می خواند ولی همین نخواندن او را محبوب کرد.

مردمان آقای اخبار گو – اخبارگوی سابق- را دوست داشتند. هم به خاطر سال هایی که خبر خواند هم به خاطر سال هایی که خبر نخواند. هم او که نه معذور بود و نه العاذر….


1 2 3