Tag Archives: مرگ

تاثیر یک مرگ بر پخش مستندی از شبکه نتفلیکس


خبرگزاری مهر به نقل از ددلاین: مجموعه «آنتونی بوردین: بخش های ناشناخته» که قرار بود پس از ۱۶ ژوئن با توجه به منقضی شدن مجوز پخش برنامه، شبکه نتفلیکس آمریکا را ترک کند پس از مرگ آنتونی بوردین در ۸ ژوئن به علت خودکشی، بنا به خواست طرفداران همچنان ادامه می یابد.

تاثیر یک مرگ بر پخش مستندی از شبکه نتفلیکس

شبکه اینترنتی نتفلیکس طی بیانیه ای اعلام کرد: ما امروز توافقنامه خود را برای ادامه دادن «بخش های ناشناخته» تا ماه های آینده تمدید کردیم.

در حال حاضر فصل یازدهم «بخش های ناشناخته» از شبکه سی‌ان‌ان پخش می شود و ۸ فصل اول آن نیز روی نتفلیکس موجود است.


مناقشه مجازی بر سر مرگ «قباد»


روزنامه دنیای اقتصاد: شهرزاد در فضای مجازی وبه‌ویژه در شبکه اینستاگرام دنبال‌کنندگان فراوانی داشته و دارد. در اینستاگرام هشتگ‌های متعددی که مربوط به شهرزاد هستند، در پست‌‎های کاربران این شبکه اجتماعی مورد استقبال قرار گرفته است.

«#شهرزاد» در اینستاگرام شامل چیزی در حدود ۲۸۷ هزار پست است که از این تعداد حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد پست‌ها به تبلیغات تجاری نامربوط به این سریال و حدود پنج درصد نیز به پست‌های متفرقه اختصاص دارد. با این اوصاف در مجموع بیش از ۲۲۰ هزار پست اینستاگرامی کد پرونده‌ساز «#شهرزاد» منتشر شده که با تخمین منطقی و بر اساس طبقه‌بندی پست‌ها بر اساس میانگین لایک‌ها در مجموع بیش از ۱۰ میلیون بار لایک یا پسندیده شده‌اند. در دیگر شبکه‌های اجتماعی ازجمله توییتر، فیس‌بوک و البته پیام‌رسان‌های مختلف نیز هشتگ شهرزاد با پیام‌ها و پست‌های متعددی همراه بوده است که البته شمارش تعداد پست‌ها و پیام‌های مربوط به این هشتگ ممکن نیست.

مناقشه مجازی برسر مرگ «قباد»

نکته جالب این است که نظرات کاربران شبکه‌های اجتماعی درباره سریال شهرزاد بسیار متفاوت و توجه برانگیز است. بسیاری از آنان از پایان این سریال ناراضی هستند و برخی دیگر راضی. یک کاربر اینستاگرام در واکنش به نوع پایان‌بندی این سریال نوشته: «من امروز صبح دیدم و انقدر گریه کردم که نگو سه سال وقت گذاشتم تا شهاب و شهرزاد بالاخره عاشقانه به هم برسن. اما حیف شد، حیف!» اما در پاسخ به او کاربر دیگری نوشته است: «عالی بود قباد باید می‌مرد شکی توش‌ نیست، فقط کاش سکانس آخر شهرزاد و‌فرهاد واضح‌تر بود اینکه آینده و‌سرنوشتشون چی میشه؟»

با این حال تعداد منتقدان به پایان فیلم و کشته شدن قباد کم نیست. کاربرانی نظرات خود را این گونه نوشته‌اند: «با اینکه فیلم تموم شد همه تو جو فیلمن این به‌خاطر قباد و شهرزاده وگرنه فرهاد تاثیرگذار نبود به اندازه این دونفر. پس اونیکه تکراریه قباد نیست فرهاده»، «نبود شیرین خیلی پاک و معصوم جلوه داده شد در صورتی که هم آدم کشته بود هم زندگی قباد و شهرزاد رو خراب کرد، منفعت طلب و افاده‌ای بود این وسط قباد بازیچه دست بزرگ آقا بود، حق قباد مرگ نبود می‌تونست زندگی خوبی داشته باشه.»

بازگشت قباد؟

اما حسن فتحی یادداشتی را به مناسبت پایان سریال منتشر کرد و در ابتدای آن از احتمال ساخت فصل چهارم شهرزاد با حضور دوباره قباد خبر داد. او در این یادداشت نوشت: «سه فصل سریال شهرزاد به پایان رسید وامید است در آینده‌ای نزدیک امکان ساخت فصل چهارم آن‌که در آن شاهد بازگشت مجدد قباد، شهرزاد و فرهاد به متن قصه خواهیم بود، فراهم شود!»

حسن فتحی در این یادداشت در موارد متعددی به مستقل بودن و خصوصی بودن منابع مالی ساخت شهرزاد اشاره کرده و بارها بر روایت مستقل تاریخی در این سریال تاکید کرده است. او نوشته: «سریال شهرزاد برای مخاطبانش، ماجرای تراژیک و آمیخته با تخیل «عشق و سیاست و پول» در ایران دهه سی شمسی بود و برای من و همکارانم تجربه‌ای دشوار و طاقت فرسا در دهه نود شمسی! در اینجا و در این زمانه که ماییم، واقعیت‌ها، بسیاری اوقات از امر تخیلی تخیلی‌تر هستند و از همین رو باید در میان گذاشته شوند تا بتوان باور کرد و اعتماد کرد. شفاف سازی این واقعیت‌های تاریک و تو در تو تنها راه تداوم و بقا برای همگان و به‌خصوص هنرمند است. ساخت سریال شهرزاد طی این پنج سال، کلکسیونی از آزمون‌های رنگارنگ برای هنر و هنرمندی شد که می‌خواهد بیافریند، مستقل بماند و اخلاقی عمل کند؛ آزمون‌هایی که عبارت باشند از تلاش برای پیدا کردن نسبت میان هنر از یکسو و سه‌گانه «سرمایه، سیاست روز، افکار عمومی» از سوی دیگر.»

او در ادامه تاکید کرده است: « اما همزمان با از سر گیری فصول بعدی سریال، اثری که مباهات می‌کرد به اعتمادی که در میان مردم برانگیخته بود، ناگهان در معرض اتهام قرار گرفت. این بار شایعه شبهات مالی بحران ایجاد کرد. باید جواب می‌دادیم: سرمایه از کجا آمده است؟ از متولی قانون تا فعال مدنی، از چپ و از راست، از رومی روم تا زنگی زنگ، ارکستروار، هماهنگ و پر سر و صدا و گسترده، منابع مالی این سریال را که مستقل بود و خارج از نهاد صدا و سیما پخش می‌شد به پرسش گرفت و این بار با وارد آوردن اتهام پولشویی و اختلاس، همه اعتماد عمومی را نشانه رفت! چه باید می‌کردیم؟ تن می‌دادیم به شایعه و شبهه و بازار داغ جو سازی و کار را تعطیل می‌کردیم؟ و یا به‌رغم تهمت‌ها و افتراهای ریز و درشت که علاوه‌بر حیثیت تهیه کننده سریال، آبروی من، همکار نویسنده‌ام و یکی دو تن از بازیگران اصلی سریال را نشانه رفته بود و با امید بر طرف شدن شبهات و شایعه پراکنی افرادی که با هر نیت و انگیزه توقف فیلم‌برداری شهرزاد را هدف قرار داده بودند، کار را ادامه می‌دادیم؟»


مرگ ناگهانی بازیگر جوان آمریکایی در ۲۰ سالگی


خبرگزاری خبرآنلاین: جکسون اودل بازیگر جوان آمریکایی که با بازی در سریال «گلدبرگ‌ها» مشهور شده بود، در ۲۰ سالگی از دنیا رفت.

مرگ ناگهانی بازیگر جوان آمریکایی در ۲۰ سالگی

پیکر بی‌جان این بازیگر جمعه در یک مرکز ترک اعتیاد در کالیفرنیا پیدا شده است. پلیس در حال تحقیق برای یافتن دلیل مرگ این بازیگر جوان است.

اودل در سریال «گلدبرگ‌ها» نقش آری کالدول را بازی می‌کرد. او علاوه بر این در سریال‌های «خانواده مدرن» و «پرورش شکست‌خورده» بازی کرده بود.

او علاوه بر بازیگری در عرصه موسیقی هم فعال بود و برای فیلم «عشق من برای همیشه» آهنگ ساخته بود.

خبر درگذشت او با انتشار بیانیه‌ای در حساب کاربری رسمی‌اش در توییتر تأیید شده است. همبازی‌های اودل در سریال‌های «گلدبرگ‌ها» و «خانواده مدرن» درگذشت او را با انتشار پیام‌هایی در شبکه‌های اجتماعی تسلیت گفتند.


واکنش عرب‌نیا به مرگ ناصر: وجدان چند بخش است؟


برترین ها: فریبرز عرب نیا بازیگر مطرح سینما و تلویزیون با متن تند و پر طعنه زیر به خبر درگذشت ناصر ملک مطیعی واکنش نشان داد.

عرب نیا نوشت: “ناصر خان ملك مطيعي” هم از ميان ما پر كشيدند! روان ايشان شاد شد و شماري فراوان از مردم اندوهگين، اما من به آن كساني مي انديشم كه نگذاشتند بر پرده ي سينما و صفحه ي تلويزيون ديده شود.

آقايان، روي سخنم با شماست! حالتان چطور است؟ خوب هستيد؟ مردم را مي بينيد؟ جاي بزرگ “ناصر خان ملك مطيعي” و “ناصر خان حجازي” را در دل هاشان مي بينيد؟ چيزي شما را به فكر آن دنيا و آخرين سفر ما آدم ها نمي اندازد؟ “وجدان” چند بخش است؟

واکنش عرب‌نیا به مرگ ناصر: وجدان چند بخش است؟

 


افشاگری درباره مرگ اسرارآمیز مایکل جکسون


رسانه نوا: فیلم دو ساعتۀ «آخرین روزهای مایکل جکسون» که قرار است به زودی پخش شود محتوی گفتگوهایی منتشر نشده از این ابرستارۀ مشهور موسیقی پاپ است.

افشاگری درباره مرگ اسرارآمیز مایکل جکسون

این مستند زندگی مایکل جکسون را از روزگاران اولیه حرفۀ او تا روزهای موفقیت‌های بزرگش دنبال می‌کند و همچنین به مرگ اسرارآمیز این ستارۀ بزرگ می‌پردازد. تریلر این مستند که طرفداران بی‌صبرانه منتظرش هستند به تازگی منتشر شده و بازتاب‌دهندۀ حال و هوای کلی فیلم است.

این تریلر با مونتاژی از زندگی پرسرعت جکسون آغاز می‌شود و حاوی تصاویر ارشیوی دیده نشده از او روی صحنه، و همچنین تصاویری است که پاپاراتزی‌ها برداشته‌اند.

همچنین تصاویری که در زمان اعلام مرگ او برداشته شده و گفتگوهایی از حلقۀ نزدیک به جکسون دربارۀ داروهایی که در خانۀ این هنرمند هنگام مرگش پیدا شده وجود دارد. جنت جکسون، خواهر مایکل جکسون در بخش‌هایی از این کلیپ احساساتش را در سوگ برادر بیان می‌کند.

این فیلم مستند روز ۲۴ می (پنجشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۷) از شبکۀ ای‌بی‌سی پخش خواهد شد.

همزمان با خبرساز شدن انتشار این فیلم گزارش‌هایی مبنی بر حراج کفش مایکل جکسون در روز ۲۶ می وجود دارد. بر اساس این گزارش‌ها قرار است کفشی که مایکل جکسون هنگام اولین اجرای رقص معروفش به نام مون‌واک به پا داشته در یک حراجی فروخته شود. در این حراجی چند شی دیگر از وسایل شخصی جکسون برای فروش ارائه خواهد شد. روز ۲۹ اگوست تولد شصت‌سالگی این ستارۀ بزرگ پاپ است. مایکل جکسون اولین بار در سال ۱۹۸۳ رقص معروفش به نام مون‌واک را در اجرای قطعۀ مشهور «بیلی جین» در شبکۀ ان‌بی‌سی اجرا کرد.


نخستین کارگردان زن عربستان تهدید به مرگ شد


خبرگزاری تسنیم: ددلاین در گزارشی به کارنامه و زندگی حرفه‌ای حیفا المنصور اولین و تنها کارگردان زن سینمای عربستان پرداخته است. در این گزارش تجربیات عجیب منصور از ساخت فیلم در کشور تحت حکومت خاندان سعودی منعکس شده است. در کشوری که هنوز خیلی از زنان اجازه رانندگی ندارند، ساخت فیلم از سوی آن‌ها قطعا یک پدیده عجیب است. منصور می‌گوید زمانی که می‌خواسته «وجده» را کارگردانی کند، برای این که توجهات و خشم عمومی مردم برانگیخته نشود مجبور بوده پشت یک ماشین ون مخفی شود و از آنجا دستورات صحنه را بدهد و آن را کنترل کند.

نخستین کارگردان زن عربستان تهدید به مرگ شد

«وجده» نخستین فیلم بند منصور است که در سال ۲۰۱۲ ساخته شد. این فیلم داستان دختری عربستانی را روایت می‌کند که در آرزوی دوچرخه سواری است. اثری که به عنوان اولین فیلم تاریخ توسط حکومت سعودی به آکادمی علوم و هنر‌های فیلمسازی آمریکا برای شرکت در بخش خارجی زبان اسکار انتخاب شد و هر چند در آن مراسم به نامزدی یا جایزه نرسید توانست در مراسم بفتا نامزد جایزه شود. هر چند در کشور خودش با ساخت این فیلم حیفا المنصور تهدید به مرگ شد.

با آغاز شدن موج غربی شدن عربستان توسط ملک جدیدشان، اوضاع برای منصور بهتر شده به طوری که از این کارگردان زن خواسته شده برای طراحی سیاست‌های فرهنگی جدید عربستان به کشور خودش برگردد. او اکنون ساکن لس آنجلس است و به تعبیر ددلاین، آنجا را «خانه خودش» می‌داند. البته زندگی منصور از ابتدا با خانه‌های گوناگونی همراه بوده. او یکی از ۱۲ فرزند خانواده‌ای عرب است که در حاشیه ریاض زندگی را آغاز کرده است. با وجود مخالفت‌های جامعه با موسیقی، منصور می‌گوید پدرش او را تشویق به گوش دادن موسیقی می‌کرده. در نهایت، اما این دختر نتوانسته در عربستان به زندگی و تحصیل بپردازد و برای ادامه مسیر پیشرفت راهی مصر شده و از آنجا به استرالیا می‌رود. جایی که موفق شد سینما را یاد بگیرد.

منصور فیلم اولش را در عربستان و با شرایط ویژه‌ای که ذکر شد می‌سازد و به واسطه دیده شدن آن در مراسمات و جشنواره‌های بین المللی به هالیوود می‌رود و «مری شلی» را کارگردانی می‌کند. اثری زنانه با بازی ال فنینگ و میسی ویلیامز که به داستان زندگی عاشقانه مری شلی، خالق «فرانکنشتاین» می‌پردازد.

وقتی سال گذشته دومین فیلم سینمایی او روی پرده رفت توسط منتقدان مورد اقبال قرار نگرفت با این حال منصور در آمریکا ماند و سومین فیلمش را برای امسال کلید زد که در مرحله پس از تولید قرار دارد. «کاندیدای مناسب» قرار است بار دیگر منصور را در عربستان به کار مشغول کند و هنوز تاریخ دقیقی برای اکران آن مشخص نشده. خلاصه داستان این اثر هم هنوز رسانه‌ای نشده است. آیا با روی کار آمدن محمد بن سلمان و انجام اصلاحات غربی، از سوی کارگردانی که روزی در کشور خودش تهدید به مرگ شده و حالا پستی دولتی دارد، با یک پروپاگاندای عربی مواجه می‌شویم؟!


تبرئه از اتهام قتل بعد از مرگ برادر در زندان



روزنامه شرق: مرد جوانی که به اتفاق برادرش در یک درگیری باعث مرگ دوستش شده‌ بود، وقتی برای بار دوم پای میز محاکمه رفت از اتهام قتل تبرئه و به پرداخت دیه محکوم شد.

سال ۹۲ زنی به مأموران پلیس گزارش داد پسر همسایه در خانه‌شان جان باخته ‌است. این زن گفت این جوان را روز گذشته پسرانش به خانه آوردند و صبح که از خواب بیدار شد جسد او را دید. وقتی مأموران به محل رفتند جسد مرد جوانی به نام حامد را پیدا کردند. زنی که موضوع را به پلیس گزارش داده ‌بود، گفت: پسرانم کاوه و کامران دیروز با حامد به خانه آمدند آنها در اتاق خودشان بودند و من از اینکه چه می‌کنند خبر نداشتم حتی پسرم کاوه برای حامد غذا برد و گفت حال حامد خوب نبود و برای اینکه خانواده‌اش نگران نشوند او را به خانه ما آورده‌ است.

صبح با صدای وحشت‌زده پسرم بیدار شدم. او گفت حامد جانش را از دست داده است. کاوه و کامران خیلی ترسیده ‌بودند. آنها از خانه فرار کردند و من هم موضوع را به پلیس گزارش دادم. پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی تحقیقات مأموران برای پیدا‌کردن دو برادر فراری آغاز شد. ضمن اینکه متخصصان پزشکی قانونی نیز بررسی‌های خود را برای مشخص‌کردن علت اصلی مرگ آغاز کردند و درنهایت بر‌اساس گزارش پزشکی قانونی علت مرگ خون‌ریزی شدید مغزی عنوان شد. ۲۰ روز بعد از حادثه مأموران کاوه و کامران را بازداشت و دو برادر به ضرب و جرح مقتول اعتراف کردند. کاوه به مأموران گفت: من و کامران یک موتور داشتیم که حامد آن را از ما قرض گرفته‌ بود. مدتی گذشت و حامد موتور را پس نداد.

وقتی از او خواستیم موتورمان را بدهد جواب سربالا داد و بعد از مدتی هم زیر حرفش زد و گفت اصلا موتور را نمی‌دهد. روز حادثه من و کامران دوباره حامد را در خیابان دیدیم و برای گرفتن موتور با هم جرو‌بحث کردیم. من برای اینکه موتور را بگیرم حامد را به عقب هل دادم و همین باعث شد سرش به دیوار برخورد کند. من قصد کشتن حامد را نداشتم. متهم ادامه داد: بلافاصله بعد از این ماجرا کامران برای جبران کاری که کرده ‌بودیم حامد را بلند کرد و خونی که از سرش آمده‌ بود را خشک کرد و بعد هم او را به خانه بردیم و سر و صورتش را شستیم و کامران برایش کمی غذا برد. حالش خوب بود و گفت می‌خواهد کمی استراحت کند و ما هم مخالفتی نکردیم تا اینکه صبح شد و وقتی از خواب بیدار شدیم، دیدیم حامد مرده‌ است. سپس من و کامران فرار کردیم و مادرم موضوع را به پلیس گزارش داد. این گفته‌ها مورد‌تأیید کامران هم قرار گرفت و درنهایت با صدور کیفرخواست برای هر دو متهم پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده ‌شد.

متهمان وقتی در جلسه حاضر شدند، یک بار دیگر ادعای خود مبنی‌بر اینکه فقط مقتول را هل داده‌اند، تکرار کردند. کامران به قضات گفت: حامد چند ماه قبل از این حادثه تصادف شدیدی کرده‌ و مدتی در بیمارستان بستری بود و سرش هم ضربه سختی خورده‌ بود. او قبل از اینکه کاملا حالش خوب شود از بیمارستان فرار کرد تا هزینه‌های بیمارستان را ندهد به‌همین‌دلیل هنوز چندان حالش خوب نبود و سرش بخیه داشت و مشکلات ناشی از تصادف اذیتش می‌کرد تا اینکه روز حادثه ما او را هل دادیم و سرش به دیوار برخورد کرد. ضربه‌ای که به سرش خورد چندان محکم نبود اما باعث شد بخیه‌های سرش باز شود. من هم برای جبران کاری که کرده ‌بودیم او را به خانه بردم و سعی کردم به او رسیدگی کنم. با توجه به آنچه گفته ‌شد و مدارکی که در پرونده وجود داشت، قضات مادر مقتول را که از سوی خودش و نوه‌اش درخواست قصاص کرده‌ بود به مصالحه دعوت کردند. زن میان‌سال نیز گفت درصورتی حاضر است رضایت بدهد که اولیای‌دم ۳۰۰ میلیون تومان به او بدهند. بنابراین دادگاه به طرفین فرصت داد تا مصالحه کنند اما مدتی بعد اولیای‌دم یک بار دیگر اعلام کردند از تصمیم خود پشیمان شده‌اند و برای اعلام گذشت مبلغی بیشتر از ۳۰۰ میلیون تومان می‌خواهند. این در‌حالی بود که چند ماه بعد از برگزاری اولین جلسه دادگاه کامران در زندان جانش را از دست داد. با توجه به وضعیت جدیدی که در پرونده به وجود آمده‌ بود، کاوه، دیگر متهم پرونده، یک ‌بار دیگر در شعبه ۱۱ دادگاه کیفری استان تهران پای میز محاکمه رفت. متهم یک‌ بار دیگر بر غیرعمدی‌بودن قتل تأکید کرد و گفت: ما قصدی برای کشتن حامد نداشتیم و فقط هلش دادیم.

به خاطر ضربه‌ای که به سر حامد خورده‌ بود، او یک ‌بار دیگر بدحال شد. وی درباره علت مرگ برادرش در زندان گفت: مدت کوتاهی بعد از اینکه ما را به زندان منتقل کردند، کامران متوجه شد ایدز دارد و به دلیل همین بیماری هم جانش را از دست داد. حالا پدر و مادرم مانده‌اند با غم از‌دست‌دادن کامران و نگرانی برای من که ممکن است قصاص شوم. آنها حاضر شدند برای نجات جان من خانه‌شان که تنها دارایی‌شان است را بفروشند و پولش را به اولیای‌دم بدهند. خانه تقریبا ۳۰۰ میلیون تومان ارزش دارد، وقتی اولیای‌دم گفتند پول بیشتری می‌خواهند پدرم نتوانست پول را فراهم کند. ما فقط همان خانه را داریم. با پایان جلسه رسیدگی هیئت قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند و متهم را از اتهام قتل عمدی تبرئه و به اتهام قتل غیرعمد به پرداخت دیه محکوم کردند.


مرگ جوان ایرانی در درگیری با اتباع افغان در کارگاه



خبرگزاری ایسنا: در پی درگیری میان چند تن از اتباع کشور افغانستان با جوانی ایرانی، این فرد جان خود را از دست داد.

حوالی ساعت ۱۵:۳۰ امروز ماموران کلانتری ۱۷۵ باقرشهر از مرگ جوانی حدودا ۱۸ ساله در بیمارستان هفتم تیر باخبر شدند و رسیدگی به موضوع را در دستور کار خود قرار دادند.

همزمان با رسیدگی به این پرونده، عوامل پلیس آگهی و بازپرس ویژه قتل نیز در محل حاضر شده و در تحقیقات اولیه ماموران کلانتری مشخص شد مقتول بر اثر جراحات ناشی از برخورد قمه با سرش جان خود را از دست داده است.

در تحقیقات تکمیلی ماموران پلیس مشخص شد که تعدادی از اتباع کشور افغانستان در یکی از کارگاه‌های ضایعات پلاستیک در باقرشهر بر سر این ضایعات با این جوان ایرانی درگیر شده و یکی از آنان با وارد کردن ضربات قمه به سر او سبب مرگش شده است.

در ادامه ۱۰ نفر از افراد حاضر در این نزاع را شناسایی و با هماهنگی مقام قضایی دستگیر کردند که قاتل از میان آنان شناسایی شد.

مرکز اطلاع‌رسانی پلیس پایتخت به تایید این خبر به ایسنا اعلام کرد: در حال حاضر پرونده این افراد برای بررسی بیشتر به اداره دهم پلیس آگاهی تحویل داده شده است.


1 2 3 6