Tag Archives: من

تئاتر، اولویت اول من است


خبرگزاری ایلنا: فاطیما بهارمست ۲۲ سال دارد و ۱۵ سال پیش در کودکی برای اولین بار در برنامه عمو پورنگ به مجری‌گری پرداخت و با ادامه اجرا در برنامه‌های دیگر تلویزیون با شش سال سن به عنوان کوچک‌ترین مجری تلویزیون شناخته شد و در فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی نیز ایفای نقش کرد. اما پس از ۱۵ سال از اولین تجربه مجری‌گری، او این روزها به عنوان یک بازیگر تئاتر شناخته می‌شود که در آخرین تجربه بازیگری‌اش در این حوزه، با نمایش «در» به کارگردانی شهاب مهربان روی صحنه است.

«فاطیما»: تئاتر، اولیت اول من است

بهارمست که این روزها با نمایش «در» روی صحنه است، این نمایش را دومین همکاری خود با شهاب مهربان به عنوان کارگردان خواند و گفت: «در» یک کار گروهی است که بازیگرها در نهایت در یک کل تعریف می‌شوند و قبل از این هم در سال ۹۵ یکبار اجرا رفته بود. من در این نمایش نقش «سپیده» و تنها زن نمایش را بازی می‌کنم که شروع کار و شکل‌گیری درام با شخصیت من است. به خاطر نمایشنامه، اواسط کار، اثر شکل دیگری به خود می‌گیرد و معمایی می‌شود. درنهایت همه کاراکترها باهم قصه را جلو می‌برند.

این بازیگر درباره فعالیت تئاتری خود گفت: من تئاتر می‌خوانم و به شدت دنبال تجربه‌های جدید در تئاتر هستم. اول از همه برایم نمایشنامه و فرم اجرایی مهم است به خاطر اینکه به‌ صورت حرفه‌ای تئاتر می‌خوانم و امر تجربه در تئاتر برایم خیلی مهم است و اینکه بدانم چه چیزی در ذهن کارگردان می‌گذرد. به همین دلیل بعد از اینکه متن را می‌خوانم حتما باید با کارگردان صحبتی داشته باشم تا ببینم کاری که قرار است در آن باشم چه چیز جدیدی می‌تواند برایم داشته باشد و این مساله در انتخاب‌هایی که داشته‌ام مشهود است. البته «در» خیلی فرم اجرایی عجیب و غریبی ندارد بیشتر در زمره کارهای رئالیستی قرار می‌گیرد اما جذابیتش برایم قصه‌اش و تعلیق‌های متعدد آن است که شهاب مهربان آن را به کاری پُر گره تبدیل و این برایم خیلی جذاب بود. همان دو سال پیش هم که اولین بار این اثر را اجرا کردیم از همان مرحله نگارش و بازنویسی متن همه بازیگران کنار کارگردان بودیم و در ریز همه چیز شرکت داشتیم. امسال هم که بازتولید آن اجراست.

بهارمست، درباره چشم‌انداز فعالیت بازیگری‌اش و اینکه هنوز خیلی‌ها او را با تجربه مجری‌گری‌اش در کودکی و به ویژه در کنار «عمو پورنگ» به یاد دارند، گفت: دلیل مهم اینکه هنوز من را با آن بازیگری و مجری‌گری‌ها به یاد می‌آورند این است که در آن دوره‌ای که من اجرا و کار می‌کردم مخاطب تلویزیون بسیار زیاد بود و آدم‌ها تلویزیون را دنبال می‌کردند و می‌دیدند و به همین دلیل به شهرت رسیدن و به خاطر سپرده شدن خیلی کار سختی نبود. و خب برنامه‌ای هم که من اجرا می‌کردم برنامه پربیننده‌ای بود و از بچه تا بزرگسال آن را می‌دیدند. با اینکه من بعد از «عمو پورنگ» کلی سریال بازی کردم و در تلویزیون اجراهای دیگری هم داشتم اما هیچ‌کدام به اندازه آن دیده نشد چون مخاطب میلیونی آن موقع تلویزیون دیگر هیچ موقع برنگشت.

او در پاسخ به این سوال که قصد دارد دوباره سراغ تلویزیون برود یا نه؟ گفت: دغدغه دست‌کم پنج، شش سال اخیر من تئاتر است و اولویت اولم است. چون دنیایی رو به من باز شده که دوست دارم آن را تجربه کنم و این دغدغه شامل بازیگری، کارگردانی و اجراست. در بازیگری هم تئاتر یکسری امکان به آدم می‌دهد که خیلی جذاب است؛ اینکه ماه‌ها تمرین و کاری را اجرا می‌کنی و هر شب در اجرا تجربه‌های متفاوت‌تری از روزهای تمرین‌ات کسب می‌کنی. همین که مخاطبت به صورت کاملا مستقیم با تو در ارتباط است و می‌توانی انرژی‌اش را در صحنه تئاتر جذب کنی و حتی با او حرف بزنی اینها برای من خیلی جذاب‌تر از تصویر است. اما به‌هرجهت تجربه بازی در فیلم هم می‌تواند برایم جذاب باشد و افق جدیدی است که خیلی آن را تجربه نکرده‌ام اما تلویزیون دیگر خیلی برایم جذابیت ندارد. به خاطر اینکه من سال‌ها در تلویزیون کار کردم. سال‌هایی که کارهای خیلی خوبی در آن تولید می‌شد. در آن سال‌های طلایی من کار کردم و الان دیگر برایم جذابیتی وجود ندارد که بخواهم به تلویزیون برگردم. به همین دلیل هنوز تئاتر و تجربه‌های جدید در آن برایم جذاب است و اولویتم این مدیوم است. اما اگر این میان نقش خوبی در سینما برایم پیش بیاید دوست دارم تجربه کنم.

بازیگر نمایش «در» در پاسخ به این سوال که آیا به نظر او هنوز تلویزیون می‌تواند سکوی پرش برای یک بازیگر، مجری و… باشد؟ گفت: این نقش در تلویزیون خیلی کمتر شده است؛ تلویزیون امروز محدود به تنها چند برنامه شده که آدم‌ها دنبالش می‌کنند آنهم به دلیل کیفیت قابل قبولی که دارد مثل برنامه‌های شبکه نسیم آنهم به صورت محدود. و خب اگر کسی در این چند برنامه بازی یا اجرا کند یا حتی مهمان باشد مردم او را می‌بینند این دلیلش این است که مردم دارند این برنامه را می‌بینند. اما در مقابل تعداد زیادی سریال ساخته و پخش می‌شود که افراد مختلفی در آنها بازی می‌کنند اما بعد از اتمام سریال، هیچ اتفاقی برایشان نمی‌افتد. در حالی که شاید ۱۰-۱۵ سال پیش اینطور نبود؛ خیلی از بازیگران خوبی که الان داریم اولین تجربه بازی‌شان در آن سال‌ها و در تلویزیون بوده است.

بهارمست ادامه داد: علاوه بر این، نگاهی به تلویزیون می‌شود که انگار مقوله بازیگری تلویزیون از سینما و تئاتر جداست. یعنی آدمی که در تلویزیون کار می‌کند انگار به نوعی از بقیه هنرها کنار گذاشته می‌شود. این خیلی بد است چون به اعتقاد من؛ بازیگر می‌تواند در هر مدیومی بازی کند. فکر می‌کنم با شرایط فعلی که تلویزیون نمی‌تواند کاری برای به شهرت رسیدن آن‌چنانی آدم‌ها کند بهتر است که در آن برای صرفا به شهرت رسیدن کسی کار نکند.

او با اشاره به فضای کلی امروز تئاتر گفت: به نظرم فضای کلی تئاتر دارای چند تقسیم‌بندی است؛ یک تئاتر خیلی حرفه‌ای داریم که آدم‌های بزرگ و پیشکسوت‌های این حوزه در آن کار می‌کنند، بخش دیگری داریم که جوان‌هایی که کیفیت کار خیلی خوبی هم ندارند و چند چهره بفروش سینمایی می‌آورند و کارشان پرفروش می‌شود و بخش دیگری هم تئاتر دانشجویی است که برای من بسیار محترم است. که توسط جوان‌هایی اداره می‌شود که دست به تجربه‌های جدیدی در تئاتر می‌زنند. این بخش برای من خیلی جذاب است. من تئاتر حرفه‌ای کار کرده و می‌کنم اما هر سال سعی می‌کنم حتما یک یا دو کار در جشنواره داشته باشم چون به نظرم این تجربه‌های جدید است که می‌تواند تکلیف سال‌ها بعد تئاتر ایران را مشخص کند. به همین دلیل این بخش از تئاتر خیلی برایم ارزشمندتر و جذاب‌تر است.


باران کوثری:نوید محمدزاده من را شگفت‌زده می‌کرد



سینماسینما: «عصبانی نیستم» بعد از حواشی فراوانی که داشت بعد از پنج سال مجوز اکران عمومی را به دست آورد. باران کوثری نقش ستاره را در این فیلم بازی می کند.

باران کوثری بازیگر مطرح سینما گفت: نوید محمدزاده با اینکه آن زمان موقع فیلمبرداری «عصبانی نیستم» تجربه سینمایی زیادی نداشت، اما من را جلوی دوربین شگفت زده می کرد و برایم این موضوع بسیار جالب بود. محمدزاده از همان ابتدا دوربین را به خوبی می شناخت و می دانست که باید چگونه بازی کند.

وی از نقش و اتفاقاتی در این چند سال برای این فیلم رخ داد صحبت می کند که در ادامه می‌خوانید:

«عصبانی نیستم» بعد از چند سال و با فرازو نشیب‌های زیاد اکران شد. این فیلم یکی از پرحاشیه‌ترین آثار سینمایی ایران لقب گرفت. با این تفاسیر فکر می‌کنی اکنون که اکران شده می تواند برای مخاطبین جذاب باشد؟

معتقدم هیچ فیلمی استحقاق این را ندارد که مورد بی مهری قرار بگیرد. اما مردم استقبال خیلی خوبی از این فیلم به عمل آوردند و این نکته بسیار مهمی است. ۵ سال از تولید این فیلم گذشته است. هر اثری در هر جای دنیا اگر ۵ سال توقیف باشد قطعا از لحاظ سوژه و موضوعیت به نوعی کهنه می‌شود. اما «عصبانی نیستم» دچار این وضعیت نشد و به دلیل داستان و روایتی که داشت مورد مهر مردم قرار گرفت. البته امیدوارم همه فیلم هایی که در توقیف هستند بتوانند نمایش داشته باشند و مورد توجه قرار بگیرند. زیرا این میان فقط بحث از بین رفتن سرمایه نیست بلکه امید یک فیلمساز هم از بین خواهد رفت. رضا درمیشیان انسان بسیار قوی و مستحکمی است، با اینکه «عصبانی نیستم» اکران نشده بود شروع به ساخت «لانتوری» کرد.

اعتقاد دارم «عصبانی نیستم» هیچ موضوع یا چیز عجیبی را در خود جای نداده است که بخواهد مشکلی را ایجاد کند یا اینکه خطری برای جایی داشته باشد. هیچ کسی این اجازه را ندارد که بگوید مردم چه چیزی را باید ببینند یا نبینند مگر ما قیم مردم هستیم که چنین رفتاری را داشته باشیم. در همه جای دنیا فیلم هایی ساخته می شود که ناخوداگاه یک سری مسائل را مورد هدف قرار می دهند حالا این موضوعات می تواند اجتماعی باشد یا سیاسی؛ مسئولین امور رده سنی خاصی برای فیلم ها قائل می شوند تا افرادی که صلاحیت دارند بتوانند آن اثر خاص را مشاهده کنند. این تفکر که مردم نباید چیزی را ببینند نمی دانم از کجا آمده و چه استدلالی پشت سر آن است. این میان سئوالی پیش می آید مگر تا به امرزو فیلم هایی با این سوژه خاص ساخته نشده است؟

چطور فیلم هایی دیگر می توانند نمایش داشته باشند اما به «عصبانی نیستم» که رسید قلب آسمان تپید و همه چیز خراب شد. چند فیلم درباره این موضوع خاص ساخته شد و در آن دروغ های فاحش گفتند و اجازه اکران گرفت و نمایش داده شد.«عصبانی نیستم» درباره اتفاقات سال ۸۸ نیست. این فیلم اجتماعی است و درباره حواشی که در کنار این اتفاقات به وجود آمد صحبت می کند. مگر می شود کتمان کرد که در آن حوادث دانشجویانی آسیب دیدند یا اینکه از درس محروم شدند!

اکران «عصبانی نیستم» پنج سال عقب افتاد و داستان فیلم درباره اتفاقاتی است که در سال‌های گذشته رخ داده است. فکر نمی کنی این تعلل و عدم نمایش فیلم تا این زمان باعث شود که دیگر سوژه و چیزی که ارائه داده شده برای مردم جذاب نباشد و دیگر از لحاظ سینمایی و داستانی مورد اهمیت قرار نگیرد یا فیلم به روزی نباشد؟

به هر حال هزینه این حواشی هایی که به وجود آمد بسیار سنگین و زیاد بود و آسیب قابل توجهی را نیز به فیلم وارد کرد. اینکه می گویند فیلم به دلیل حواشی که داشته است می فروشد صحیح نیست. دیر کرد اکران آسیب های جبران ناپذیری را به فیلم وارد کرده است. مخاطب بیش از هر چیز با فیلم همذات‌پنداری می کند. هنوز از ما تشکر می کنند بسیاری در سالن گریه می کنند و آن شرایط خاص را با تمام وجود به یاد می آورند. موضوع فیلم بسیار داغ است. هنوز دانشجویانی هستند که تازه مجوز حضور در دانشگاه را به دست آورده اند. زندانیانی بوده اند که تازه آزاد شده اند و بیرون آمده اند. هنوز پیامدهای آن وقایع در جامعه قابل لمس است و دیده می شود.

باران کوثری را به عنوان یک بازیگر صرف نمی شناسیم یعنی به عنوان فردی می شناسیم که به هر موضوعی که در جامعه و در حوزه های مختلف رخ می دهد واکنش نشان می دهد و سعی دارد درباره موضوعات و اتفاقات همراه مردم باشد. چقدر افرادی شبیه به تو داریم و تا چه حد می توانیم با کمک افرادی که صدایشان به جامعه می رسد بحث توقیف و موضوعاتی که به ضرر سینما است را رفع کنیم و به نوعی کمک باشیم؟

فکر می کنم ترسناک ترین چیز این است که من یا ما روزی در مقابل مردم قرار بگیریم یا در فیلم های بازی کنیم که کاملا سفارشی هستند و بر ضد مردم هستند. باز هم می گویم واقعا ترسناک است که در مقابل مردم قرار بگیریم. زیرا هیچ قدرتی به اندازه مردم تاثیر گذار نیست. نمی دانم تا چه حد می توانیم درباره سانسور تعیین کننده باشیم و تاثیر بگذاریم. اما موضوعی که مشهود است این می تواند باشد که صحبت کردن و مطالبه گری درباره هر چیزی می تواند تبعات خوبی را به بار بیاورد. «عصبانی نیستم» اگر مطابق با خواست مردم نبود یا اینکه رضا درمیشیان تا این حد نمی جنگید قطعا اکران نمی شد. به رضا درمیشیان وعده های زیادی دادند تا فیلم را واگذار کند اما او به درستی زیر بار چنین پیشنهاداتی نرفت.

«عصبانی نیستم» از موضوعات اجتماعی می‌گوید و هم عاشقانه ای است که درباره روابط انسان ها در یک شرایط خاص صحبت می کند. همکاری شما سه نفر یعنی خودت و رضا درمیشیان و نوید محمدزاده چطور شکل گرفت که نتیجه آن «عصبانی نیستم» شد؟ چقدر روایت و داستان با موضوعات درونی تو همراه بود و چقدر با این نقش همذات‌پنداری کردی؟

من، رضا درمیشیان و نوید محمدزاده قبل از هر چیزی معتقدیم این فیلم یک عاشقانه متفاوت است. عاشقانه قابل درکی هم هست. به این دلیل که ما کمتر در سینما عاشقانه هایی می بینیم که قابل درک باشد. با رضا درمیشیان در «بغض» همکاری داشتم و او را می شناختم و این همکاری بسیار ارزشمند بود. کار کردن با درمیشیان برای من عادی نشده است. یعنی هنوز چیزهایی است که می توانیم با هم کشف کنیم و به آن برسیم. با رضا درمیشیان سه همکاری داشتم که در هر سه تای آن سه نقش متفاوت داشتم و بازی کردم. از اوایل نگارش فیلمنامه در جریان بودم و با رضا درمیشیان صحبت کرده بودیم که نقش ستاره تفاوت زیادی با نقش های دیگر من داشته باشد. قرار بود خشونت و هیجان من در این فیلم کم رنگ تر باشد و من دختر ساده و آرامی باشم. وسواس عجیبی داشتیم که نقش ستاره از آن چارچوبی که مد نظر است بیرون نزند. نوید محمدزاده با اینکه آن زمان تجربه سینمایی زیادی نداشت. اما من را جلوی دوربین شگفت زده می کرد و برایم این موضوع بسیار جالب بود. محمدزاده از همان ابتدا دوربین را به خوبی می شناخت و می دانست که باید چگونه بازی کند.

چقدر ماندن در مواضعی که مد نظر بود برای اکران فیلم کمک کرد؟ تلاش های زیادی برای اکران فیلم از سوی افراد مختلف شکل گرفت. آیا این اکران با این همه مسائل و مشکلاتی که داشت پیام خاصی را برای سینما و جامعه به همراه دارد؟ این اکران پیامی برای فیلمسازان جوانی که مستقل فیلم می سازند اما شرایط اکران را به دست نمی آورند به همراه دارد؟

هیچ کسی نمی داند که رضا درمیشیان چه کشید. آخرین باری که قرار بود فیلم اکران شود و این اتفاق نیفتاد رضا درمیشیان با بغض با من صحبت می کرد. درمیشیان یک تنه رفت به جنگ شرایط و افرادی که به هیچ وجه راضی به اکران این فیلم نمی شدند. جالب اینکه افرادی موضع گیری می کردند که هیچ ارتباطی نه به سینما داشتند و نه به فرهنگ! اما نظرشان تاثیرگذار بود و می توانست مانع اکران فیلم شوند. با این تفاسیر به رضا درمیشیان گفتم با این شرایط یک سکانس از فیلم هم اکران شود جای امیدواری دارد. معضل سانسور در کشور ما وجود دارد و کاملا آن را حس می کنیم. متاسفانه جشنواره های رنگارنگی هم نداریم که متصور شویم که بلاخره در جایی بعضی از فیلم ها نمایش داده می شوند. ما فقط یک جشنواره دولتی داریم که تاثیر زیادی هم در شرایط اکران و مسائل دیگر دارد. اما پافشاری و تصمیم رضا درمیشیان یک پیام خوب برای فیلمسازان جوان داشت که بجنگند و با مسائل روبرو شوند تا به نتیجه برسند.

حالا در کنار بحث «عصبانی نیستم» مایلم به فیلم «عرق سرد» هم اشاره کنم که سال قبل با آن در جشنواره حضور داشتید. «عرق سرد» درباره زنان و حضور آنها در جامعه و مسائل حرفه ای که با آن در ارتباط هستند، دارد. چقدر سینمای ما در سال‌های اخیر به موضوعات زنان توجه کرده است. تا چه حد ساخت فیلم هایی شبیه به «عرق سرد» می تواند روی جامعه و استقلال زنان در حوزه های مختلف کمک کند؟

در سینمای ما تعدادی فیلم های توریستی درباره زنان ساخته می شوند که به هیچ وجه درست نیست و نگاه دقیقی هم ندارند. ساخت این نوع فیلم ها یا با اغراق همراه است و یا با نگاهی جنسیت زده که مخاطب را همراهی نمی کند. خوشحال هستم که سهیل بیرقی با حساسیت زیاد توانست که فیلمی تولید کند که از حساسیت ها واهی به دور باشد و به اصطلاح توریستی نباشد. «عرق سرد » به دلیل سوژه و موضوع زنان برای من بسیار عزیز و مهم است. در پایان دوست دارم بگویم که فیلم «عصبانی نیستم» بسیار سخت بود فیلمبرداری سختی داشت. مدیر تولید فیلم زحمات بسیار زیادی کشید. همه با جون و دل برای فیلم زحمت کشیدند. صحنه هایی بود که من و نوید محمد زاده نمی توانستیم اشکمان را کنترل کنیم و امیدوارم مردم آن را دوست داشته باشند.


نوید محمدزاده من را شگفت زده می‌کرد



سینماسینما: «عصبانی نیستم» بعد از حواشی فراوانی که داشت بعد از پنج سال مجوز اکران عمومی را به دست آورد. باران کوثری نقش ستاره را در این فیلم بازی می کند. باران کوثری از نقش و اتفاقاتی در این چند سال برای این فیلم رخ داد صحبت می کند که در ادامه می‌خوانید.

«عصبانی نیستم» بعد از چند سال و با فرازو نشیب‌های زیاد اکران شد. این فیلم یکی از پرحاشیه‌ترین آثار سینمایی ایران لقب گرفت. با این تفاسیر فکر می‌کنی اکنون که اکران شده می تواند برای مخاطبین جذاب باشد؟

معتقدم هیچ فیلمی استحقاق این را ندارد که مورد بی مهری قرار بگیرد. اما مردم استقبال خیلی خوبی از این فیلم به عمل آوردند و این نکته بسیار مهمی است. ۵ سال از تولید این فیلم گذشته است. هر اثری در هر جای دنیا اگر ۵ سال توقیف باشد قطعا از لحاظ سوژه و موضوعیت به نوعی کهنه می‌شود. اما «عصبانی نیستم» دچار این وضعیت نشد و به دلیل داستان و روایتی که داشت مورد مهر مردم قرار گرفت. البته امیدوارم همه فیلم هایی که در توقیف هستند بتوانند نمایش داشته باشند و مورد توجه قرار بگیرند. زیرا این میان فقط بحث از بین رفتن سرمایه نیست بلکه امید یک فیلمساز هم از بین خواهد رفت. رضا درمیشیان انسان بسیار قوی و مستحکمی است، با اینکه «عصبانی نیستم» اکران نشده بود شروع به ساخت «لانتوری» کرد.

اعتقاد دارم «عصبانی نیستم» هیچ موضوع یا چیز عجیبی را در خود جای نداده است که بخواهد مشکلی را ایجاد کند یا اینکه خطری برای جایی داشته باشد. هیچ کسی این اجازه را ندارد که بگوید مردم چه چیزی را باید ببینند یا نبینند مگر ما قیم مردم هستیم که چنین رفتاری را داشته باشیم. در همه جای دنیا فیلم هایی ساخته می شود که ناخوداگاه یک سری مسائل را مورد هدف قرار می دهند حالا این موضوعات می تواند اجتماعی باشد یا سیاسی؛ مسئولین امور رده سنی خاصی برای فیلم ها قائل می شوند تا افرادی که صلاحیت دارند بتوانند آن اثر خاص را مشاهده کنند. این تفکر که مردم نباید چیزی را ببینند نمی دانم از کجا آمده و چه استدلالی پشت سر آن است. این میان سئوالی پیش می آید مگر تا به امرزو فیلم هایی با این سوژه خاص ساخته نشده است؟

چطور فیلم هایی دیگر می توانند نمایش داشته باشند اما به «عصبانی نیستم» که رسید قلب آسمان تپید و همه چیز خراب شد. چند فیلم درباره این موضوع خاص ساخته شد و در آن دروغ های فاحش گفتند و اجازه اکران گرفت و نمایش داده شد.«عصبانی نیستم» درباره اتفاقات سال ۸۸ نیست. این فیلم اجتماعی است و درباره حواشی که در کنار این اتفاقات به وجود آمد صحبت می کند. مگر می شود کتمان کرد که در آن حوادث دانشجویانی آسیب دیدند یا اینکه از درس محروم شدند!

اکران «عصبانی نیستم» پنج سال عقب افتاد و داستان فیلم درباره اتفاقاتی است که در سال‌های گذشته رخ داده است. فکر نمی کنی این تعلل و عدم نمایش فیلم تا این زمان باعث شود که دیگر سوژه و چیزی که ارائه داده شده برای مردم جذاب نباشد و دیگر از لحاظ سینمایی و داستانی مورد اهمیت قرار نگیرد یا فیلم به روزی نباشد؟

به هر حال هزینه این حواشی هایی که به وجود آمد بسیار سنگین و زیاد بود و آسیب قابل توجهی را نیز به فیلم وارد کرد. اینکه می گویند فیلم به دلیل حواشی که داشته است می فروشد صحیح نیست. دیر کرد اکران آسیب های جبران ناپذیری را به فیلم وارد کرده است. مخاطب بیش از هر چیز با فیلم همذات‌پنداری می کند. هنوز از ما تشکر می کنند بسیاری در سالن گریه می کنند و آن شرایط خاص را با تمام وجود به یاد می آورند. موضوع فیلم بسیار داغ است. هنوز دانشجویانی هستند که تازه مجوز حضور در دانشگاه را به دست آورده اند. زندانیانی بوده اند که تازه آزاد شده اند و بیرون آمده اند. هنوز پیامدهای آن وقایع در جامعه قابل لمس است و دیده می شود.

باران کوثری را به عنوان یک بازیگر صرف نمی شناسیم یعنی به عنوان فردی می شناسیم که به هر موضوعی که در جامعه و در حوزه های مختلف رخ می دهد واکنش نشان می دهد و سعی دارد درباره موضوعات و اتفاقات همراه مردم باشد. چقدر افرادی شبیه به تو داریم و تا چه حد می توانیم با کمک افرادی که صدایشان به جامعه می رسد بحث توقیف و موضوعاتی که به ضرر سینما است را رفع کنیم و به نوعی کمک باشیم؟

فکر می کنم ترسناک ترین چیز این است که من یا ما روزی در مقابل مردم قرار بگیریم یا در فیلم های بازی کنیم که کاملا سفارشی هستند و بر ضد مردم هستند. باز هم می گویم واقعا ترسناک است که در مقابل مردم قرار بگیریم. زیرا هیچ قدرتی به اندازه مردم تاثیر گذار نیست. نمی دانم تا چه حد می توانیم درباره سانسور تعیین کننده باشیم و تاثیر بگذاریم. اما موضوعی که مشهود است این می تواند باشد که صحبت کردن و مطالبه گری درباره هر چیزی می تواند تبعات خوبی را به بار بیاورد. «عصبانی نیستم» اگر مطابق با خواست مردم نبود یا اینکه رضا درمیشیان تا این حد نمی جنگید قطعا اکران نمی شد. به رضا درمیشیان وعده های زیادی دادند تا فیلم را واگذار کند اما او به درستی زیر بار چنین پیشنهاداتی نرفت.

«عصبانی نیستم» از موضوعات اجتماعی می‌گوید و هم عاشقانه ای است که درباره روابط انسان ها در یک شرایط خاص صحبت می کند. همکاری شما سه نفر یعنی خودت و رضا درمیشیان و نوید محمدزاده چطور شکل گرفت که نتیجه آن «عصبانی نیستم» شد؟ چقدر روایت و داستان با موضوعات درونی تو همراه بود و چقدر با این نقش همذات‌پنداری کردی؟

من، رضا درمیشیان و نوید محمدزاده قبل از هر چیزی معتقدیم این فیلم یک عاشقانه متفاوت است. عاشقانه قابل درکی هم هست. به این دلیل که ما کمتر در سینما عاشقانه هایی می بینیم که قابل درک باشد. با رضا درمیشیان در «بغض» همکاری داشتم و او را می شناختم و این همکاری بسیار ارزشمند بود. کار کردن با درمیشیان برای من عادی نشده است. یعنی هنوز چیزهایی است که می توانیم با هم کشف کنیم و به آن برسیم. با رضا درمیشیان سه همکاری داشتم که در هر سه تای آن سه نقش متفاوت داشتم و بازی کردم. از اوایل نگارش فیلمنامه در جریان بودم و با رضا درمیشیان صحبت کرده بودیم که نقش ستاره تفاوت زیادی با نقش های دیگر من داشته باشد. قرار بود خشونت و هیجان من در این فیلم کم رنگ تر باشد و من دختر ساده و آرامی باشم. وسواس عجیبی داشتیم که نقش ستاره از آن چارچوبی که مد نظر است بیرون نزند. نوید محمدزاده با اینکه آن زمان تجربه سینمایی زیادی نداشت. اما من را جلوی دوربین شگفت زده می کرد و برایم این موضوع بسیار جالب بود. محمدزاده از همان ابتدا دوربین را به خوبی می شناخت و می دانست که باید چگونه بازی کند.

چقدر ماندن در مواضعی که مد نظر بود برای اکران فیلم کمک کرد؟ تلاش های زیادی برای اکران فیلم از سوی افراد مختلف شکل گرفت. آیا این اکران با این همه مسائل و مشکلاتی که داشت پیام خاصی را برای سینما و جامعه به همراه دارد؟ این اکران پیامی برای فیلمسازان جوانی که مستقل فیلم می سازند اما شرایط اکران را به دست نمی آورند به همراه دارد؟

هیچ کسی نمی داند که رضا درمیشیان چه کشید. آخرین باری که قرار بود فیلم اکران شود و این اتفاق نیفتاد رضا درمیشیان با بغض با من صحبت می کرد. درمیشیان یک تنه رفت به جنگ شرایط و افرادی که به هیچ وجه راضی به اکران این فیلم نمی شدند. جالب اینکه افرادی موضع گیری می کردند که هیچ ارتباطی نه به سینما داشتند و نه به فرهنگ! اما نظرشان تاثیرگذار بود و می توانست مانع اکران فیلم شوند. با این تفاسیر به رضا درمیشیان گفتم با این شرایط یک سکانس از فیلم هم اکران شود جای امیدواری دارد. معضل سانسور در کشور ما وجود دارد و کاملا آن را حس می کنیم. متاسفانه جشنواره های رنگارنگی هم نداریم که متصور شویم که بلاخره در جایی بعضی از فیلم ها نمایش داده می شوند. ما فقط یک جشنواره دولتی داریم که تاثیر زیادی هم در شرایط اکران و مسائل دیگر دارد. اما پافشاری و تصمیم رضا درمیشیان یک پیام خوب برای فیلمسازان جوان داشت که بجنگند و با مسائل روبرو شوند تا به نتیجه برسند.

حالا در کنار بحث «عصبانی نیستم» مایلم به فیلم «عرق سرد» هم اشاره کنم که سال قبل با آن در جشنواره حضور داشتید. «عرق سرد» درباره زنان و حضور آنها در جامعه و مسائل حرفه ای که با آن در ارتباط هستند، دارد. چقدر سینمای ما در سال‌های اخیر به موضوعات زنان توجه کرده است. تا چه حد ساخت فیلم هایی شبیه به «عرق سرد» می تواند روی جامعه و استقلال زنان در حوزه های مختلف کمک کند؟

در سینمای ما تعدادی فیلم های توریستی درباره زنان ساخته می شوند که به هیچ وجه درست نیست و نگاه دقیقی هم ندارند. ساخت این نوع فیلم ها یا با اغراق همراه است و یا با نگاهی جنسیت زده که مخاطب را همراهی نمی کند. خوشحال هستم که سهیل بیرقی با حساسیت زیاد توانست که فیلمی تولید کند که از حساسیت ها واهی به دور باشد و به اصطلاح توریستی نباشد. «عرق سرد » به دلیل سوژه و موضوع زنان برای من بسیار عزیز و مهم است. در پایان دوست دارم بگویم که فیلم «عصبانی نیستم» بسیار سخت بود فیلمبرداری سختی داشت. مدیر تولید فیلم زحمات بسیار زیادی کشید. همه با جون و دل برای فیلم زحمت کشیدند. صحنه هایی بود که من و نوید محمد زاده نمی توانستیم اشکمان را کنترل کنیم و امیدوارم مردم آن را دوست داشته باشند.


من نمی‌روم و تا انتها هستم



خبرگزاری ایسنا: در بخش تقدیر از ایرج طهماسب با نام «لاله های واژگون»، ابتدا متنی که توسط فریدون خسروی کارشناس، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس اصفهانی نگارش شده بود قرائت شد و سپس ایرج طهماسب بر روی صحنه آمده و با حاضران سخنانی گفت.

طهماسب در این مراسم گفت: اصفهانی ها سلام! پیش از این هم گفته‌ام که من تاسف می خورم چرا اصفهانی نیستم، صحبت از لاله شد و من یاد لاله های واقعی افتادم.

او با بغض و گریه ادامه داد: ما نوکر مردم هستیم و من اصلا در برابر آنها عددی نیستم.

وی در ادامه با خنده بیان کرد: چند سال پیش برای من بزرگداشتی گرفتند و من این را گفتم «اگر فکر می کنید برای من بزرگداشت بگیرید، من می روم، اشتباه می کنید»، اکنون نیز همان جملات را تکرار می‌کنم، باید بگویم که نه! من نمی‌روم و تا انتها هستم.

در این لحظه محمدحسین لطیفی نیز که برای بزرگداشت ایرج طهماسب به اصفهان سفر کرده بود لحظاتی پشت تریبون رفته و در سخنانی کوتاه مطرح کرد: من امسال بارها به اصفهان سفر کردم و آن را و همه بچه‌های اصفهان را بسیار دوست دارم.

لطیفی خطاب به طهماسب، ادامه داد: پیش از این گفته‌ام و باز هم خطاب به «ایرج» می‌گویم که بچه‌های ما غیر از شما کسی را ندارند، پس بی‌مهری‌های ما را به حساب دیگری گذاشته و همیشه حضور داشته باشید تا ما هم از وجود و کارهای زیبای شما لذت ببریم.

او گفت: من به شخصه هنوز و هنوز می توانم از ایرج طهماسب بیاموزم.

آیین اختتامیه هفتمین جشنواره ملی فیلم کوتاه”حسنات” شامگاه ۲۵ اردیبهشت ماه در اصفهان با حضور جمعی از مسئولان و هنرمندانی چون محمدرضا فروتن، کیومرث پوراحمد، ایرج طهماسب، محمدحسین لطیفی، امرالله احمد جو کارگردان «روزی روزگاری» و دیگر هنرمندان برگزار شد.

حسین ملایی، رییس جشنواره حسنات با بیان اینکه بسیار خرسندیم که امسال نیز توفیق یافتیم تا هفتمین جشنواره ملی فیلم کوتاه حسنات با موضوع احسان و نیوکوکاری را در شهر اصفهان برقرار کنیم،‌افزود: سال‌های گذشته به تنهایی قادر به برگزاری این جشنواره نبودیم و نهادهای استان با ما همکاری کردند که امیدواریم در آینده نیز با همت دست اندرکاران و مسئولان استانی این رویداد فرهنگی ادامه پیدا کند.

رییس جشنواره ملی فیلم کوتاه حسنات اصفهان تاکید کرد: فراموش نکنیم که مردم کشورمان از کودک، نوجوان، جوان و پیر به شدت به شادمانی نیاز دارند و ما حضور هنرمندانی که در این امر مقدس نقش دارند را در جشنواره حسنات گرامی می داریم.

وی افزود: گرچه ما بضاعت کافی برای تقدیر از این هنرمندان نداریم اما تمامی افرادی که دغدغه فرهنگ هنر و اعتلای فرهنگ کشور را دارند در نزد ما عزیز و مورد تقدیر هستند.

در ادامه این مراسم پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی قرائت شد.

فیلم‌های بخش مسابقه جشنواره حسنات بسیار درخشان بود

رسول صدرعاملی، دبیر هفتمین جشنواره ملی فیلم کوتاه حسنات نیز در این آیین گفت: هفتمین دوره جشنواره ملی فیلم کوتاه حسنات اصفهان به سرانجام رسید و شاهد اتفاقات درخشانی بودیم که تکامل بخش تلاش های دوره ششم و ماقبل آن است.

وی با بیان اینکه دوره هفتم جشنواره حسنات بسیار شگفت انگیز بود، افزود: از دیدگاه من این تنها اتفاق در جهان است که یک کانون خیر صندوق قرض الحسنه با سینما در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند تا به این نتیجه برسیم هیچ حسنه‌ای بالاتر از نیکوکاری نیست که این امر نیز فقط از راه سینما امکان پذیر است.

دبیر جشنواره ملی فیلم کوتاه حسنات اصفهان تاکید کرد: بیش از ۳۰ فیلم بخش مسابقه امسال با فاصله زیادی از سال‌های قبل بسیار درخشان بودند و امیدواریم این فیلم‌ها پس از جشنواره تکثیر شود و در اختیار همگان قرار گیرد.

جشنواره اصفهان منحصر به اصفهانی‌ها نیست

وی با بیان اینکه این جشنواره فقط منحصر به اصفهانی‌ها نیست بلکه جشنواه‌ای ملی است و در ادامه می خواهیم جهانی بیاندیشد، تاکید کرد: بسیاری از کشورهای جهام از ما خواستند فیلم‌های آنها درباره احسان و نیکوکاری رابه نمایش بگذاریم که این سال آینده رخ می دهد.

فیلمنامه های برگزیده جشنواره حسنات چاپ می شود

صدرعاملی با بیان اینکه این درخواست را داشتیم که فیلمنامه های برگزیده چاپ شود، بیان داشت: امسال در زمینه پویانمایی نیز رشد چشمگیری داشتیم.

تجلیل از برترین‌ها

در بخش فیلم‌های کوتاه داستانی، مستند و پویانمایی به انتخاب هیات داوران جوان، فیلم «حیوان» به کارگردانی بهمن و بهرام حاج ابول لو(ارک)از تبریز موفق به کسب عنوان بهترین فیلم کوتاه داستانی از نگاه داوران جوان شدند و مهدی اسدی از تهران نیز جایزه بهترین فیلم کوتاه مستند از نگاه داوران جوان را برای فیلم «جمعه قالی» دریافت کرد. همچنین جایزه بهترین فیلم کوتاه پویانمائی از نگاه داوران جوان به « ایکی » به کارگردانی پرستو کاردگر از تهران تعلق گرفت.

بخش مستند فیلم «بی‌گدار» به کارگردانی علیرضا دهقان از یزد موفق به کسب عنوان بهترین فیلم کوتاه مستند شد و فاطمه مرزبان از گرگان نیز جایزه بهترین بهترین کارگردانی فیلم کوتاه مستند را برای فیلم «من می‌مانم» دریافت کرد.

همچنین جایزه بهترین پژوهش به «مرز مه‌آلود» به کارگردانی آتبین حسینی از تهران تعلق گرفت و هیأت داوران جایزه ویژه خود در بخش فیلم مستند را به حجت طاهری از نورآباد ممسنی برای فیلم « زندگی در خور موسی » تقدیم کردند.

در این بخش هیأت داوران جشنواره از دو فیلم « داستان عروسک‌ها» به کارگردانی سید مصطفی فخاری نیری از یزد و «داداسلطنه» به کارگردانی هادی احمدی از بانه تقدیر کردند و جایزه دبیرخانه جشنواره نیز به فیلم «رودنامه خوانی»از فرشاد احمدی دستگردی از اصفهان تعلق گرفت.

دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی بهترین فیلم کوتاه پویانمایی به «داش آکل» به کارگردانی هاجر مهرانی از بوشهر رسید و پرستو کاردگر از تهران نیز جایزه بهترین بهترین کارگردانی فیلم کوتاه پویانمایی را برای فیلم «ایکی» دریافت کرد.

همچنین هیات داوران جایزه ویژه خود در بخش پویانمایی را به معین صمدی از کرمانشاه برای فیلم «جمشید، مرثیه‌ای بر یک اسطوره» تقدیم کردند و جایزه بهترین فیلمنامه فیلم کوتاه پویانمائی نیز به فیلم «پیشخدمت » نوشته محمدرضا عابدی از اصفهان تعلق گرفت.

در پایان برگزیدگان بخش داستانی جشنواره نیز فیلم «مانیکور» به کارگردانی آرمان فیض از تهران موفق به کسب عنوان بهترین فیلم کوتاه داستانی شد و طوفان نها قدرتی از تهران نیز جایزه بهترین بهترین کارگردانی فیلم کوتاه داستانی را برای فیلم «زونا» دریافت کرد.

همچنین جایزه بهترین بهترین فیلمنامه فیلم کوتاه داستانی به «مانیکور» به کارگردانی آرمان فیض از تهران تعلق گرفت و هیأت داوران جایزه ویژه خود در بخش فیلم کوتاه داستانی را به عاطفه محرابی از تهران برای فیلم «ساعت چهار» تقدیم کردند.

در این بخش جایزه زاون به فیلم «حیوان» به کارگردانی بهمن و بهرام حاج ابول لو (ارک) از تبریز اهداء شد و هیأت داوران جشنواره از فیلمنامه فیلم کوتاه داستانی « لابلای درختان» به کارگردانی محسن نبوی از شیراز تقدیر کردند.

همچنین در بخش فیلم‌های کوتاه داستانی جایزه بهترین تصویربرداری نیز به علی آبپاک از تبریز برای فیلم «حیوان» رسید.


نمایش مستند «پاره تن من» در تهران



خبرگزاری ایسنا: برنامه این هفته کانون فیلم «سینماحقیقت» مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی، به نمایش فیلم مستند «پارۀ تن من» ساخته «محمود بهرازنیا» با موضوع هنر فیلمسازی «ویم وندرس» نابغه‌ی سینمای آلمان اختصاص یافته است.

این فیلم مستند از ساعت ۱۷ عصر روز یکشنبه ۲۳ اردیبهشت‌ماه ۹۷ در سالن سینماحقیقت این «مرکز» به نمایش عمومی درآمده و سپس با حضور محمود بهرازنیا (کارگردان)، ناصر صفاریان (مسئول نمایش و نشست فیلم‌ها) و علی لقمانی (فیلمبردار) مورد تحلیل قرار می‌گیرد.

در مستند «پارۀ تن من» ویم وندرس دوربین کوچک دیجیتالی را مخاطب قرار می‌دهد و خاطرات و تجربیاتی از زندگی سینمایی‌اش، با ذکر و نمایش نمونه‌های مشخص توضیح داده می‌شود.

این فیلم به مدت زمان ۷۵ دقیقه، طی سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵ فیلمبرداری شده و محصول کشور آلمان است. طراح، فیلمبردار، تدوینگر، کارگردان و تهیه‌کننده‌ی فیلم هم «محمود بهرازنیا» است.

عموم علاقمندان جهت تماشای فیلم مستند «پارۀ تن من» و شرکت در جلسه نقد و بررسی آن می‌توانند از ساعت ۱۷ عصر یکشنبه (۲۳ اردیبهشت‌ماه) به سالن «سینماحقیقت» واقع در خیابان سهروردی شمالی، میدان شهید قندی، شماره ۱۵، مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی مراجعه کنند.

شرکت در این برنامه برای عموم آزاد است.


نصرالله رادش: با آبروی من بازی نکنید




نصر الله رادش در اینستاگرامش نوشت: متاسفم برای این پیج هایی که به خاطر فالوور و لایک با آبروی یک بازیگر یک فوتبالیست یک خواننده وووووو اون خونواده بازی میکنند اون مرد هم مثل تمام مردهای ایرانی غیرت داره و مطمئنن خشنود نیست از این عکس. متاسفم برای خیلیهاااااا فقط همین


این سریال سکوی پرتابِ من بود



باشگاه خبرنگاران جوان: نیلوفر رجایی‌فر بازیگر مجموعه تلویزیونی «پایتخت ۵» درخصوص ایفای نقش خود در این سریال گفت: بازی در سریال تلویزیونی «پایتخت ۵» برای من مثل رسیدن به نقطه عطف و اوج بود و به تعبیری سکوی پرتابی برای انتخاب‌های من و حضور در سینما و تلویزیون است. در واقع حضور در این مجموعه و همکاری با گروه حرفه‌ای «پایتخت ۵» تجربه‌ای شیرین و مهمی بود که اگر نقطه اوج هم نباشد، باز برای من اهمیت بالایی دارد.

وی افزود: من عاشق نقش الیزابت بودم و خیلی خوب با آن ارتباط برقرار کردم و دوستش داشتم. فکر می‌کنم مردم هم او را دوست داشتند و توانستند با الیزابت ارتباط برقرار کنند.

رجایی‌فر با اشاره به همکاری و تعامل خوب گروه سازنده مجموعه «پایتخت ۵» افزود: کارکردن با آقای تنابنده و مقدم نیز افتخاری برای من بود که کار‌های دوباره با آن‌ها این افتخار را دوچندان می‌کند. البته نباید حضور گروهی گرم، صمیمی و مهربان را نادیده گرفت و از آن سخن نگفت.

وی اظهار کرد: در واقع «پایتخت ۵» برای من که عاشق بستر خانواده هستم، یک محیط گرم خانوادگی بود و فکر می‌کنم همه این صمیمیت را حس می‌کنند.

رجایی‌فر خاطرنشان کرد: هم اکنون مشغول کار در سریال شبکه نمایش خانگی «ممنوعه» به کارگردانی امیر پورکیان هستم که نقشی متفاوت را ایفا می‌کنم و امیدوارم مردم آن را دوست داشته باشند.


طنز؛ تمامِ من حراج!



محمدامین فرشادمهر در ستون طنز روزنامه قانون نوشت: در خبرها خواندیم که نامه درخواست کاری که سال ۱۹۷۳ استیو جابز، بنیان‌گذار شرکت اپل آن را پر کرده بود، به حراج گذاشته شد. برای آنکه متوجه شویم چیزی از آن‌ها کم‌ نداریم، توجه شما را به یک حراجی غیرقانونی در۵۰ سال دیگر جلب می‌نماییم [مبالغ با توجه به ارزش ریالی حال حاضر نوشته شده].

– مسئول فروش: خب بعد از فروش سرستون‌های باقی مونده از تخت جمشید و سی‌و‌سه پل، نوبت میرسه به نامه درخواست کار محمدامین فرشادمهر به شرکت کالبدگستران با قیمت پایه ۲۰ میلیون تومان.‌ ۲۰ میلیون تومن یک، ۲۰ میلیون تومن دو، ۲۰ میلیون تومن…

+ فردی از بین جمعیت: پنج میلیون!

– مسئول فروش: داداش باید بری بالا، چرا بازار رو خراب می‌کنی؟!

+ همان فرد: اجازه؟ ما خودمون یکیش رو داریم، شما واسه‌مون بفروشش دو میلیون اصلا. [نامه‌ای که دستش است را تحویل مسئول فروش می‌دهد].

– مسئول فروش: خب پس بریم سراغ محصول بعدی، ببینیم چی میشه. بله باز هم نامه درخواست کار همون آقای فرشادمهر، این‌بار به شرکت قهوه‌ای پوشانِ نوین. قیمت پایه دو میلیون. دو میلیون تومن یک، دو میلیون تومن دو، دو میلیون تومن…

+ فرد دیگری از بین جمعیت: ۵۰۰ هزار تومن!

– مسئول فروش: گرفتاری شدیما. میگم باید برید بالاتر نه پایین‌تر.

+ همان فرد: آخه خودم یکیش رو دارم. [نامه‌ای از جیبش در می‌آورد و تحویل مسئول می‌دهد].

– مسئول فروش: خب پس. نامه درخواست کار همون آقای فرشادمهر این‌بار به شرکت طاقچه بالاسازانِ رو به بادنشین. قیمت پایه ۵۰۰هزار. ۵۰۰هزار یک، ۵۰۰ هزار دو، ۵۰۰هزار…

+ فرد دیگری از بین جمعیت: ۲۰ هزارتومن.

– مسئول فروش با حالت پوکرفیس: توام نامه درخواست کار ازش داری؟!

+ همان فرد: بله [نامه را تحویل مسئول می‌دهد]

– مسئول فروش: انگار جایی نمونده این بابا درخواست کار نداده باشه! خب، نامه درخواست کار همون آقا، این‌بار به در و همسایه و دوست و آشنا. قیمت پایه ۲۰ هزارتومن با یه کیک یزدی اشانتیون؛ ۲۰ هزار تومن با یه کیک یزدی یک، ۲۰ هزار تومن با یه کیک یزدی دو، ۲۰ هزارتومن …

+ فردی از میان جمعیت: مُفتی، مجانی.

– مسئول فروش فقط نگاه می‌کند.

+ همان فرد: جناب مسئول! من فرشادمهرم؛ همون که نامه درخواست کارهاش رو حراج گذاشتید. اینم نامه درخواست کارم به شماست که همین الان داغ داغ نوشتم. این‌همه سال که کار پیدا نشد، اگه میشه شما من رو تو همین مرکز حراجی استخدام کنید.

– مسئول فروش: ای بابا پدرجان ما تازگیا تعدیل نیرو هم داشتیم. بذار ببینم چیکار میتونم برات بکنم. [رو به جمعیت صحبت می‌کند:] خب عزیزان، یه نیروی کار داریم، یه کار واسش جور کنید بدبخت رو یک، یه کار واسش جور کنید بدبخت رو دو، یه کار واسش جور کنید بدبخت رو…

[جمعیت به سرعت مرکز حراج را ترک می‌کنند. از تلف‌شدگان زیر دست و پا اطلاع دقیقی در دست نیست]


1 2 3