Tag Archives: نمیشود

اپرا وینفری نامزد ریاست جمهوری نمی‌شود


خبرگزاری مهر به نقل از هالیوود ریپورتر: اپرا وینفری با تاکید بر این که در انتخابات ریاست جمهوری بعدی نامزد نمی‌شود، گفت که قادر به انجام این کار نخواهد بود چون کار سالمی نیست.

اپرا وینفری نامزد ریاست جمهوری نمی‌شود

این مجری سرشناس دلایل شرکت نکردن در انتخابات ریاست جمهوری آینده آمریکا را چنین تشریح کرد: در ساختار سیاسی همه چیزهای غیرحقیقی، حماقت‌ها، دیوانگی‌ها، وحشت و مسایل مختلف پشت سر هم ردیف می‌شوند و فکر می‌کنم، نمی‌توانم در چنین فضایی به حیات خودم ادامه بدهم.

وینفری در صحبت با مجله «ووگ» بریتانیا که قرار است روی جلد آگوست خود را به وی اختصاص بدهد، این سخنان را بیان کرد و افزود: من نمی‌توانم چنین کارهایی بکنم. این یک کار سالم نیست. چنین کاری مرا می‌کشد.

شایعه‌های قوی درباره کاندیداتوری وینفری از آنجا شروع شد که وی در مراسم اهدای جوایز گلدن گلوب ۲۰۱۸ سخنانی تاثیرگذار درباره جنبش «وقت تمام است» بیان کرد.

او که به عنوان نخستین زن سیاهپوست تاریخ برای دریافت جایزه سیسیل ب.دومیل روی صحنه رفته بود در پایان سخنانی آتشین گفته بود: دلم می‌خواهد همه دختران این صحنه را تماشا کنند و می‌دانم که روزی جدید در افق فرا رسیده است و وقتی این روز جدید سربرآورد که می‌آورد زنان باشکوه زیادی وجود دارند که خیلی از آنها هم امشب اینجا در همین سالن هستند و در عین حال مردانی که خودشان پدیده‌ای هستند، همه سخت مبارزه می‌کنند و رهبرانی می شوند که ما را به سمتی می‌برند که دیگر کسی مجبور نباشد دوباره بگوید «من هم همین‌طور».

این سخنرانی با تحسین مخاطبان آن شب و بسیاری از مردم روبرو شد که اعلام کردند حاضرند پشت سر وینفری بایستند.

اما وی اندکی بعد در برنامه ۶۰ دقیقه شرکت کرد و گفت واقعا از این که مردم فکر می‌کنند او می‌تواند رهبر جهانی آزاد باشد احساس افتخار می‌کند اما او چنین روحیه‌ای ندارد. وی گفته بود: این روحیه اصلا در ژن من وجود ندارد.

در مصاحبه با «ووگ» وینفری بر حمایتش از جنبش‌های زنان برای احقاق حقوق اجتماعی خود در برابر مردان و از جنبش‌های مخالف ترامپ بار دیگر حمایت کرد و گفت همه باید به جنبش شادی بپیوندند.

همان موقع دونالد ترامپ در واکنش به شرکت وینفری در انتخابات گفته بود: من از اپرا خوشم می‌آید. اگر نامزد ریاست جمهوری بشود، کلی تفریح می‌کنیم. البته من او را شکست می دهم. ولی اپرا نامزد نخواهد شد


درباره‌ی آزار جنسی کتابی منتشر نمی‌شود


خبرگزاری ایسنا: محمدرضا صادقی، نویسنده ادبیات کودک و نوجوان درباره ظرفیت ادبیات در زمینه آگاهی‌بخشی به بچه‌ها برای شناخت بدن خود و پیشگیری از اتفاق‌هایی مثل تعرض و تجاوز به آن‌ها، اظهار کرد: ابتدا باید این‌ موضوعات را به مسئولان فرهنگی‌مان آموزش دهیم. این فجایع از سال‌ها پیش وجود داشته، اما الان با فعال شدن رسانه‌های مجازی اخبار آن به گوش مردم می‌رسد، البته رسانه‌های رسمی ما اغلب سعی کرده‌اند این اخبار را پنهان کنند. این پدیده مختص ایران هم نیست بلکه در جهان هم وجود دارد، اما آن‌ها به تجربه‌های‌شان نگاه علمی دارند و ما با کلیشه‌های ذهنی‌مان با تجربه‌های‌مان برخورد می‌کنیم.

کتاب درباره آزار جنسی کودک روی دست می‌ماند

او با تأکید بر لزوم آموزش مسئولان فرهنگی و آموزش و پرورش، گفت: باید آن‌ها متوجه فاجعه بشوند و متوجه شوند با علم روز باید به جنگ مشکلات رفت. ما با پنهان‌کاری سعی می‌کنیم صورت‌مسئله را پاک کنیم در حالی که مسئله را حل نکرده‌ایم. مطمئن باشید اگر گزارش‌ها منتشر نشود، فجیع‌تر از این‌ها هم در جامعه رخ خواهد داد.

یوسفی خاطرنشان کرد: در ایران فرزند ملک پدر است، پس ابتدا باید حقوق کودک را به رسمیت بشناسیم. غرب حقوق کودک را بر اساس واقعیت موجود زندگی بشر قانون‌مند می‌کند اما این‌جا بر اساس ذهنیت ایدئولوژیک می‌خواهند مسئله را حل کنند. زمانی که دیوار خراب می‌شود نمی‌توانید از دیوار خواهش کنید که خراب نشود؛ باید دیوار را تعمیر و بازسازی کنید.

او با انتقاد از نظام آموزشی کشور اظهار کرد: معلم در نظام آموزشی ما امپراتور کودک است، و کودک زیردست او. زمانی که به معلم اقتدار می‌دهید، این فجایع پیش می‌آید. این فجایع در تاریکی اتفاق می‌افتد و بچه جرات نمی‌کند بگوید. بعد هم فراموش می‌شود. این‌ها بچه‌هایی می‌شوند که فردای زندگی‌شان به انواع بزه‌ها تن می‌دهند. می‌بینید خانواده فرهنگی و مرفه است اما فردی از این خانواده بزهکار می‌شود زیرا در کودکی به او تجاوز شده است. کانون اصلاح و تربیت مقر این‌گونه بچه‌هاست. بچه‌های توده‌های فقیر هم مسائل‌شان درز پیدا نمی‌کند و در فضای بدی زندگی می‌کنند.

نویسنده کتاب «وش وش وشی وشان سیاوش» از مربیان پیش‌دبستان و مهدکودک نیز انتقاد کرد و گفت: ۹۵ درصد مربیان ما کسانی هستند که هیچ شغلی پیدا نکرده‌اند و معمولا دانشی در حوزه کودک به ویژه روان‌شناسی کودک ندارند.

او سپس بیان کرد: در قدم اول باید نهادهای کلان کشورمان اصلاح شوند. در مرحله بعد کودک با جسمیت خود آشنا شود؛ کودکی که با بدن خود آشنا نشود مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد. کودک باید یاد بگیرد که کسی حق ندارند حتی به گونه او دست بزند. باید در مدارس به شکل تصویری آموزش دهیم که کودک اعضای بدنش را بشناسد و بداند افراد دیگر حق ندارند به بدن او دست بزنند. اگر این مسائل را آموزش دهیم، وقتی کسی بخواهد به کودک دست‌درازی کند، او حتما واکنش نشان می‌دهد.

محمدرضا یوسفی در ادامه اظهار کرد: ما در هاله تابوها قرار گرفته‌ایم که تمام این‌ها به آموزش و پرورش برمی‌گردد. ذهن آن‌ها را باید پاک کرد. باید به مدیران گفت، نگاه‌تان به کودک غلط است. اغلب مدیران انتصابی هستند و به همین دلیل این فاجعه‌ها پیش می‌آید. فرقی نمی‌کند در کجا باشند؛ در راس تیم فوتبال، شرکت بازرگانی و یا مدرسه، در هیچ‌کدام تخصص ندارند و فقط رئیس هستند، آن‌ها فقط بلدند امضا کنند.

نویسنده کتاب «گرگ‌ها گریه نمی‌کنند» با تأکید بر این‌که قصه‌های فولکلوریک ایران جنبه آموزشی دارند، خاطرنشان کرد: ادبیات ما چه فولکلوریک و چه متنون کهن به قدری منابع دارد که با بازآفرینی آن‌ها می‌توان به کودکان آموزش داد؛ مثلا «خاله سوسکه» به عنوان یک قصه دارد به دختران آموزش می‌دهد که شما حقوق اجتماعی دارید و اگر می‌خواهید ازدواج کنید، حقوق اولیه‌تان این است که کسی حق ندارد شما را کتک بزند. نباید مردسالاری باشد. مثلا می‌گوید تو منو می‌خوای با سنگ و چوب بزنی، نه نمی‌خوام نه نمی‌خوام؛ این آموزش حقوق اولیه زن است. بقیه قصه‌های ما هم همین‌طور است.

او درباره محدودیت‌های نوشتن این موضوعات نیز گفت: چون ادبیات در کشور ما باید به ارشاد برود تا مجوز بگیرد، اجازه نمی‌دهند هر کتابی منتشر شود. اصلا کتابی در این زمینه به ذهنم نمی‌رسد، نه ترجمه و نه تألیف. اگر بخواهید کودک با بدن خود آشنا شود باید بدن نمایش داده شود، اما شما نمی‌توانید تصویری داشته باشید. ما فاجعه را عمیق‌تر می‌بینیم. زمانی که نویسنده نمی‌تواند برای کودک داستان عاشقانه بگوید، کودک با عشق آشنا نمی‌شود. چرا جامعه ما خشن شده است؟ یکی از دلایل آن نبود داستان عاشقانه است، عشق در ذهنیت کودک عشق بزرگسال نیست و جنبه‌ روابط جنسی ندارد بلکه جنبه عاطفی به معنای دوست داشتن دارد.

این نویسنده ادبیات کودک و نوجوان بیان کرد: سالیان سال است ناشران دولتی به ندرت داستان عاشقانه چاپ می‌کنند. ممیزها در ترجمه و تصویر دست می‌برند. فاجعه از این‌جا شروع می‌شود. اگر در جامعه‌ای عشق و محبت وجود نداشته باشد، مجموعه جامعه به سمت خشونت می‌رود.

نویسنده کتاب «شازده کرگدن» در پایان اظهار کرد: ممیزی بسیار حجیمی به سنگینی دماوند داریم که نمی‌گذارد روشنگری اتفاق بیفتد. البته انیمیشن‌هایی دیده‌ام که در این زمینه وجود دارد. خانواده‌ها بایستی از این انیمیشن‌ها استفاده کنند زیرا کتاب در دسترس‌شان نیست.


کتاب درباره آزار جنسی کودک منتشر نمی‌شود


خبرگزاری ایسنا: محمدرضا صادقی، نویسنده ادبیات کودک و نوجوان درباره ظرفیت ادبیات در زمینه آگاهی‌بخشی به بچه‌ها برای شناخت بدن خود و پیشگیری از اتفاق‌هایی مثل تعرض و تجاوز به آن‌ها، اظهار کرد: ابتدا باید این‌ موضوعات را به مسئولان فرهنگی‌مان آموزش دهیم. این فجایع از سال‌ها پیش وجود داشته، اما الان با فعال شدن رسانه‌های مجازی اخبار آن به گوش مردم می‌رسد، البته رسانه‌های رسمی ما اغلب سعی کرده‌اند این اخبار را پنهان کنند. این پدیده مختص ایران هم نیست بلکه در جهان هم وجود دارد، اما آن‌ها به تجربه‌های‌شان نگاه علمی دارند و ما با کلیشه‌های ذهنی‌مان با تجربه‌های‌مان برخورد می‌کنیم.

کتاب درباره آزار جنسی کودک روی دست می‌ماند

او با تأکید بر لزوم آموزش مسئولان فرهنگی و آموزش و پرورش، گفت: باید آن‌ها متوجه فاجعه بشوند و متوجه شوند با علم روز باید به جنگ مشکلات رفت. ما با پنهان‌کاری سعی می‌کنیم صورت‌مسئله را پاک کنیم در حالی که مسئله را حل نکرده‌ایم. مطمئن باشید اگر گزارش‌ها منتشر نشود، فجیع‌تر از این‌ها هم در جامعه رخ خواهد داد.

یوسفی خاطرنشان کرد: در ایران فرزند ملک پدر است، پس ابتدا باید حقوق کودک را به رسمیت بشناسیم. غرب حقوق کودک را بر اساس واقعیت موجود زندگی بشر قانون‌مند می‌کند اما این‌جا بر اساس ذهنیت ایدئولوژیک می‌خواهند مسئله را حل کنند. زمانی که دیوار خراب می‌شود نمی‌توانید از دیوار خواهش کنید که خراب نشود؛ باید دیوار را تعمیر و بازسازی کنید.

او با انتقاد از نظام آموزشی کشور اظهار کرد: معلم در نظام آموزشی ما امپراتور کودک است، و کودک زیردست او. زمانی که به معلم اقتدار می‌دهید، این فجایع پیش می‌آید. این فجایع در تاریکی اتفاق می‌افتد و بچه جرات نمی‌کند بگوید. بعد هم فراموش می‌شود. این‌ها بچه‌هایی می‌شوند که فردای زندگی‌شان به انواع بزه‌ها تن می‌دهند. می‌بینید خانواده فرهنگی و مرفه است اما فردی از این خانواده بزهکار می‌شود زیرا در کودکی به او تجاوز شده است. کانون اصلاح و تربیت مقر این‌گونه بچه‌هاست. بچه‌های توده‌های فقیر هم مسائل‌شان درز پیدا نمی‌کند و در فضای بدی زندگی می‌کنند.

نویسنده کتاب «وش وش وشی وشان سیاوش» از مربیان پیش‌دبستان و مهدکودک نیز انتقاد کرد و گفت: ۹۵ درصد مربیان ما کسانی هستند که هیچ شغلی پیدا نکرده‌اند و معمولا دانشی در حوزه کودک به ویژه روان‌شناسی کودک ندارند.

او سپس بیان کرد: در قدم اول باید نهادهای کلان کشورمان اصلاح شوند. در مرحله بعد کودک با جسمیت خود آشنا شود؛ کودکی که با بدن خود آشنا نشود مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد. کودک باید یاد بگیرد که کسی حق ندارند حتی به گونه او دست بزند. باید در مدارس به شکل تصویری آموزش دهیم که کودک اعضای بدنش را بشناسد و بداند افراد دیگر حق ندارند به بدن او دست بزنند. اگر این مسائل را آموزش دهیم، وقتی کسی بخواهد به کودک دست‌درازی کند، او حتما واکنش نشان می‌دهد.

محمدرضا یوسفی در ادامه اظهار کرد: ما در هاله تابوها قرار گرفته‌ایم که تمام این‌ها به آموزش و پرورش برمی‌گردد. ذهن آن‌ها را باید پاک کرد. باید به مدیران گفت، نگاه‌تان به کودک غلط است. اغلب مدیران انتصابی هستند و به همین دلیل این فاجعه‌ها پیش می‌آید. فرقی نمی‌کند در کجا باشند؛ در راس تیم فوتبال، شرکت بازرگانی و یا مدرسه، در هیچ‌کدام تخصص ندارند و فقط رئیس هستند، آن‌ها فقط بلدند امضا کنند.

نویسنده کتاب «گرگ‌ها گریه نمی‌کنند» با تأکید بر این‌که قصه‌های فولکلوریک ایران جنبه آموزشی دارند، خاطرنشان کرد: ادبیات ما چه فولکلوریک و چه متنون کهن به قدری منابع دارد که با بازآفرینی آن‌ها می‌توان به کودکان آموزش داد؛ مثلا «خاله سوسکه» به عنوان یک قصه دارد به دختران آموزش می‌دهد که شما حقوق اجتماعی دارید و اگر می‌خواهید ازدواج کنید، حقوق اولیه‌تان این است که کسی حق ندارد شما را کتک بزند. نباید مردسالاری باشد. مثلا می‌گوید تو منو می‌خوای با سنگ و چوب بزنی، نه نمی‌خوام نه نمی‌خوام؛ این آموزش حقوق اولیه زن است. بقیه قصه‌های ما هم همین‌طور است.

او درباره محدودیت‌های نوشتن این موضوعات نیز گفت: چون ادبیات در کشور ما باید به ارشاد برود تا مجوز بگیرد، اجازه نمی‌دهند هر کتابی منتشر شود. اصلا کتابی در این زمینه به ذهنم نمی‌رسد، نه ترجمه و نه تألیف. اگر بخواهید کودک با بدن خود آشنا شود باید بدن نمایش داده شود، اما شما نمی‌توانید تصویری داشته باشید. ما فاجعه را عمیق‌تر می‌بینیم. زمانی که نویسنده نمی‌تواند برای کودک داستان عاشقانه بگوید، کودک با عشق آشنا نمی‌شود. چرا جامعه ما خشن شده است؟ یکی از دلایل آن نبود داستان عاشقانه است، عشق در ذهنیت کودک عشق بزرگسال نیست و جنبه‌ روابط جنسی ندارد بلکه جنبه عاطفی به معنای دوست داشتن دارد.

این نویسنده ادبیات کودک و نوجوان بیان کرد: سالیان سال است ناشران دولتی به ندرت داستان عاشقانه چاپ می‌کنند. ممیزها در ترجمه و تصویر دست می‌برند. فاجعه از این‌جا شروع می‌شود. اگر در جامعه‌ای عشق و محبت وجود نداشته باشد، مجموعه جامعه به سمت خشونت می‌رود.

نویسنده کتاب «شازده کرگدن» در پایان اظهار کرد: ممیزی بسیار حجیمی به سنگینی دماوند داریم که نمی‌گذارد روشنگری اتفاق بیفتد. البته انیمیشن‌هایی دیده‌ام که در این زمینه وجود دارد. خانواده‌ها بایستی از این انیمیشن‌ها استفاده کنند زیرا کتاب در دسترس‌شان نیست.


فخیم زاده فعلاً به بخش منتقل نمی‌شود



خبرگزاری ایرنا: تهیه کننده و بازیگر پیشکسوت سینما، گفت: وضعیت جسمی مهدی فخیم زاده رو به بهبود است اما طبق نظر پزشکان همچنان در آی سی یو باید تحت نظر باشد.

امیرخسرو صادقی روز شنبه در گفت و گو با خبرنگار ، درباره آخرین وضعیت جسمانی مهدی فخیم زاده، اظهار داشت: امروز چند ساعتی در کنار استاد فخیم زاده بودم. حال ایشان نسبت به روز گذشته خیلی بهتر شده است.

وی افزود: بعد از این چند روز که از حادثه تصادف می گذرد امروز برای اولین بار ناهار خورد و برای چند دقیقه ای از تخت پایین آمد.

این تهیه کننده سینما، ادامه داد: خبرهای که در برخی سایت‌ها مبنی بر شکستگی کمر و یا هر چیز دیگری منتشر می‌شود کذب محض است. ایشان فقط از ناحیه سر ضربه خورده بود و کبودی زیر چشم دارد که رو به بهبود است.

صادقی با اشاره به اینکه همچنان استاد فخیم‌زاده ممنوع الملاقات است، امروز مسئولان قدیم و جدید وزارت ارشاد و عوامل فیلم مشت آخر در بیمارستان جویای احوال فخیم زاده بودند که بنا بر دستور پزشک فعلاً امکان ملاقات وجود ندارد.

** خبر خروج فخیم زاده از آی سی یو صحت ندارد

وی تاکید کرد: بنا بر گفته پزشکان حداقل تا روز دوشنبه آقای فخیم زاده باید در آی سی یو بماند و خبرهای مبنی بر خروج ایشان از آی سی یو صحت ندارد.

صادقی خاطرنشان کرد: فخیم‌زاده هوشیاری کامل دارد و زمان بهبودی کامل و مرخص شدن وی از بیمارستان کاملاً به نظر پزشکان بستگی دارد.

فخیم زاده ۷۶ ساله روز چهارشنبه برای ارزیابی صحنه فیلمبرداری فیلم جدیدش «مشت در وقت اضافه» از خیابان رادیو دریای چالوس با موتورسیکلت در حال حرکت بود که با یک دستگاه موتور سیکلت برخورد کرد و مجروح و بلافاصله به بیمارستان طالقانی چالوس جهت مداوا، منتقل شد.


چرا در سینمای ما فیلم سیاسی ساخته نمی‌شود؟



باشگاه خبرنگاران جوان: قهرمانش می‌تواند سیاستمدار باشد و داستانش مسائل سیاسی با بیان دراماتیک سینما. حتی در برخی موارد شاید اتفاقات سیاسی و پیامد‌های آن روایت شود. این تعریف کوتاهی از گونه‌ای سینمایی موسوم به فیلم‌های سیاسی است که بسیاری آن را نوعی ژانر سینمایی می‌دانند و برخی نوعی از دسته بندی فیلم ها.

ساخت فیلم‌های سیاسی در سینمای جهان بسیار مرسوم است و حتی در گیشه هم بسیار موفق عمل کرده اند، اما در سینمای ایران این نوع فیلم بسیار کم و انگشت شمار مورد توجه سینماگران و تهیه کنندگان قرار گرفته است.

البته نرفتن به سمت ساخت فیلم‌های سیاسی در سینمای ایران، دلایل گوناگونی دارد؛ از فضای ممیزی فیلم در سینمای ایران گرفته تا شرایط پذیرش مخاطب و رعایت این نکته که آیا این فیلم‌ها گیشه موفقی دارند یا نه!

اما اگر به تعداد فیلم‌های سیاسی سینمای ایران نگاه کنیم، اتفاق دیگری افتاده است و آن نوعی غفلت از ساخت این گونه سینمایی است. چه بسا در بسیاری مواقع می‌شد فیلم‌هایی پر قدرت با داستان‌های جذاب در این زمینه ساخت و حتی مخاطب انبوه هم با آن همراه می شد.

اما جریان اصلی سینمای ما اعتنایی به این نوع فیلم‌ها نشان نداد و فیلمسازان هم به دلیل قدرت کمی که در جریان اصلی بدنه سینما داشتند، نتوانستند برخلاف موج حرکت کنند. بنابراین دست به ساخت این نوع فیلم‌ها نزدند.

در طرف دیگر این ماجرا اساسا علاقه به فیلم‌های سیاسی در بین روشنفکران، دانشجویان و کسانی که دغدغه جدی‌تری به سیاست داشتند، بیشتر مشاهده میشد تا در بین مخاطبان عام. این خود باعث شده سینمای بدنه یا سینمای حرفه ای نسبت به ساخت این نوع فیلم‌ها بی علاقه باشد.

اما با تمام این اوصاف تاریخ سینمای ایران، در حوزه ساخت فیلم‌هایی با رگه‌های سیاسی اتقاق‌های سینمایی ماندگار و موفقی هم دارد که بسیار برای سینما‌ی ما کارساز بوده اند؛ مثلا فیلم «گوزن‌ها» ساخته مسعود کیمیایی. یا پس از انقلاب شکوهمند اسلامی و در سال‌های اخیر می‌توان به تعداد معدود فیلم‌هایی نظیر به رنگ ارغوان، پایان نامه، استرداد، تیک آف و ماجرای نیمروز اشاره کرد.

فیلم‌هایی که با فراز و نشیب‌های فراوان و در برهه زمانی مختلف و خاص ساخته شده اند و توانستند با مخاطب شناسی درست در دوره خود، به استقبال نسبی برسند. استقبالی که گاهی فارغ از داشتن ویژگی‌های قوی سینمایی، به دلیل موضوع منحصربه فرد و حساس آن‌ها بود. این نشان می دهد که سینمای سیاسی در مواجهه با مشکل قدیمی و همیشگی این سالها یعنی کمبود فروش و گیشه سینما، می‌تواند برای اقتصاد این هنر نجات بخش باشد.

نکته دیگر اینکه همواره مخاطبان سینما در طول این سال‌ها نشان داده اند که لحن افشاگرانه در فیلم را دوست دارند و از آن استقبال می‌کنند. برای مثال گفتن از پشت پرده یک اتفاق و رمزگشایی از آن برایشان جذابیت دارد. چیزی که حالا حتی در رسانه کوچک‌تر از سینما یعنی فضای مجازی هم می‌توان آن را دید.

اگر کمی به گذشته رجوع کنیم، می‌توان به بسیاری از فیلم‌های اوایل انقلاب و دهه ۶۰ اشاره کرد که به افشاگری و رازگشایی درباره حکومت ستم شاهی می‌پرداخت و با توجه به روحیه انقلابی مردم در آن زمان مورد توجه هم قرار می‌گرفت.

اما در تحلیلی دیگر، فیلم سیاسی بعضی مواقع برای مخاطب ایرانی با نوعی افشاگری در دیالوگ و زبان بصری فیلم مترادف شده که این بسیار اشتباه است. این همان مسئله ای است که مخاطب علاقه‌مند به گونه سیاسی را گاه و بی گاه بیش از دریافت و دیدن روایت داستان، به اشتباه می اندازد. به گونه ای که هر نوع حرف دوپهلویی را در فیلم ببیند، آن را سیاسی می پندارد؛ تا جایی که ممکن است هر نوع کنش یا گفتار در فیلم را به یک منظور یا ایده سیاسی ارجاع دهد. این نشان از آن دارد که ما در سینمای خود مخاطب را با نوع درستی از این نوع فیلم آشنا نکردیم.

با این همه، مخاطب ایرانی هنوز تصویر روشن و دقیقی درباره سیاست در سینما یا فیلم سیاسی ندارد. این در حالی است که با وجود تبلیغات گسترده علیه فرهنگ ایران و تهاجمی که بی وقفه از سوی دشمن ادامه دارد، پرداختن به فیلم سیاسی می‌تواند سپری از جنس سینما باشد در برابر تهاجم فرهنگی.


روزنامه‌ای که بی خیال «عادل» نمی‌شود



روزنامه کیهان:  مجری برنامه «تصویر زندگی» شبکه دوم سیما در یکی از قسمت‌های اخیر این برنامه گفت که پويول در صفحه مجازی خود نوشته به خاطر ظاهرش در صداوسیما راهش ندادند و مدعی شد شانزده هزار کاربر ایرانی در قسمت نظرات از او بابت این اتفاق عذرخواهی کرده‌اند! این درحالی است که در صفحه مجازی این فوتبالیست اسپانیایی اساسا چنین مطلبی منتشر نشده و چندین روز است که غیرفعال است. فارغ از اینکه خانم مجری چگونه توانسته شانزده هزار نظر کاربران را شمارش کند!؟

متأسفانه عدم نظارت بر محتوای برخی از برنامه‌ها باعث می‌شود که گاهی خبرسازی علیه صداوسیما از داخل این مجموعه صورت پذیرد و به اهداف رسانه‌های دشمن ضریب دهند.

رفتار عادل فردوسی‌پور در برنامه ۲۰۱۸، قهر و متلک‌پرانی وی در اعتراض به ندادن مجوز حضور به پویول، شایعات مختلفی را علیه رسانه ملی به وجود آورد و دامن زد. رفتارهایی از این دست ثابت می‌کند که برخی عوامل صداوسیما که بوسیله خود صداوسیما نام یافته‌اند، حالا خود را فوق رسانه‌ ملی می‌بینند و برای به کرسی نشاندن حرف خود، از هیچ عملی ولو به قیمت بدنام شدن رسانه ملی خودداری نمی‌کنند!


شکم گرسنه با کتاب سیر نمی‌شود!



روزنامه آرمان نوشت: برخی کتاب‌‌فروشی‌ها ساندویچی شده‌اند؛ همین بس که به عمق عدم کتابخوانی پی ببرید! اینکه رکود اقتصادی خیابان فرهنگی انقلاب را هم در برگرفته است. هر چه هست اسارت در فضای مجازی است که حوصله کتابخوانی را از مردم گرفته است. قطعا در چنین شرایط اسفناکی باید به کتابفروشان هم حق داد که به تغییر کاربری روی آورند. باید منتظر تغییر کاربری‌های بیشتری از سوی فروشندگان کتاب باشیم، چرا که هیچ‌گاه شکم گرسنه با کتاب سیر نمی‌شود.

کتاب در سبد خانوار ایرانی جای چندانی ندارد. گرچه تا قبل از پیدایش فضای مجازی ایرانیان دوستی عمیقی با کتاب‌خوانی نداشتند؛ اما اینک به مدد تکنولوژی وضعیت به مراتب بدتر شده است. آن‌چنان که آمار ناامیدکننده و تایید نشده‌ای سرانه مطالعه در ایران رقمی از دو دقیقه تا ۷۶ دقیقه را نشان می‌دهد. در واقع باید گفت که نه‌تنها ایرانیان به کتاب و کتابخوانی اهمیت نمی‌دهند، بلکه گوشی‌های تلفن و سایر لوازم دیجیتال نیز مزید بر علت شده و به این فاصله‌ نیز دامن زده است. مساله‌ای که بارها و بارها کارشناسان و صاحب نظران نسبت به آن هشدار داده‌اند، اما دریغ از آنکه تغییر چشمگیری در روند کتابخوانی در ایران ایجاده شده باشد یا اینکه راه‌حلی کارآمد از سوی مسئولان برای افزایش میزان کتابخوانی در کشور ارائه شود.

این در حالی است که وقتی علت را جویا می‌شویم، شاید اولین بهانه هزینه گزاف کتاب و عدم فرصت برای مطالعه باشد، اما حقیقت ماجرا چیز دیگری است. اینکه ما را از همان ابتدا به خواندن کتاب عادت ندادند. بر اساس گزارش یونسکو، ژاپن از نظر عادت به کتابخوانی جایگاه نخست را در جهان دارد و ۹۱‌درصد مردم این کشور به‌طور معمول کتاب، روزنامه و مجله می‌خوانند؛ برای مثال یک ژاپنی در سال بین ۴۶ تا ۴۷ کتاب می‌خواند و ۶۵‌درصد مردم کره‌جنوبی نیز عادت به مطالعه دارند. حال اگر به بررسی سطح مطالعه کتاب در میان ایرانیان بپردازیم، قطعا نتیجه خنده‌آور خواهد بود! چرا که ایرانیان میانه خوبی با کتابخوانی ندارند. البته کم‌کاری‌ها را نباید تنها به گردن مردم انداخت.

وقتی می‌توان سرانه مطالعه را بالا برد که آثار حرفی برای گفتن داشته باشند. محتوای محصولات فرهنگی ارائه شده نیز از کیفیت بالایی برخوردار نیست. از سوی دیگر، اگر در مورد ارزش کتاب‌ها تبلیغاتی صورت نگیرد، قطعا افراد به خواندن کتاب تشویق نمی‌شوند. برای صحت این ادعا کافی است که در نظر بگیرد چگونه شهروندان با تبلیغات پرزرق و برق و عجیب کالاهای کم اهمیت ترغیب به خرید آنها می‌شوند. بنابراین خلأها در این حوزه بسیار است و باید با بررسی همه‌جانبه دریابیم که چرا ایرانیان به کتاب خواندن علاقه‌ای ندارند.

حال با این اوصاف ناگوار کتابخوانی در ایران شاهد هستیم که برخی کتاب‌فروشی‌ها نیز تغییر کاربری می‌دهند. البته نمی‌توان در این راستا به صاحبان صنف کتاب‌فروشی خرده گرفت، چون وقتی مشتری در میان نباشد، صنف کتاب‌فروشی با رکود مواجه خواهد شد و به تبع آن کتاب‌فروشان به فکر تغییر کاربری می‌افتند. در واقع باید گفت که شکم گرسنه با کتاب‌فروشی سیر نخواهد شد. این در حالی است که اگر به راسته خیابان انقلاب نگریسته باشید، تغییر کاربری کتاب‌فروشی‌ها به چشم خواهد خورد. خیابانی فرهنگی که اکنون با رکود اقتصادی مواجه شده و مشکلاتی را برای صنف کتاب‌فروشان به وجود آورده است.

با این حال باید کاری کنیم که خیابان انقلاب جایگاه خود را حفظ کند. در غیراین صورت با نفس‌های به شماره افتاده آن روبه‌رو خواهیم شد. این در حالی است که نشر کتاب و مطبوعات در ایران سابقه طولانی دارد و از اوایل دوره قاجار ایرانیان مشتاق خواندن روزنامه بودند. بخشی از مشکل پایین‌بودن سرانه مطالعه به تغییر در سبک رسانه‌های جمعی برمی‌گردد و به رغم وجود کتاب‌های صوتی و پادکست‌ها در بازار آنها در ایران مشتری زیادی ندارند.


پای هالیوود به سینمای ایران باز نمی‌شود



خبرگزاری مهر: محمدصادق موسوی در گفت‌وگو با خبرنگار با اشاره به اینکه انجمن سینمای جوانان ایران یکی از حامیان اصلی تولیدات فیلم کوتاه در کشور است، اظهار کرد: دومین جشنواره سراسری فیلم کوتاه روستایی و عشایری کلیبر، جشنواره خوبی بود و آثار رسیده به دبیرخانه این جشنواره عمدتاً آثار قوی فیلم‌سازان بود.

وی، حفظ فرهنگ جامعه روستایی و عشایری را یکی از نکات مهم دومین جشنواره سراسری فیلم کوتاه روستایی و عشایری کلیبر عنوان کرد و گفت: همه ما در هر سمت و مقامی که هستیم باید از فرهنگ، قومیت‌ها و زبان‌ها دفاع و آن را حفظ کنیم و در واقع یکدست شدن سراسر کشور از نظر فرهنگی چیز خوبی نیست.

وی با ذکر اینکه پخش فیلم‌های خارجی در راستای حمایت از تولیدات ایرانی در کشور ممنوع است، تأکید کرد: بسیاری از کشورها به تولیدات ملی در حوزه فیلم‌سازی توجه چندانی ندارند و سینمای هالیوود آن کشورها را اشغال کرده است ولی در کشور ما فیلم‌های پخش‌شده تولید ایرانی هستند و اجازه نمی‌دهیم با وجود کارهای قوی ایرانی پای هالیوود به کشورمان باز شود.


حکم جدیدی برای پرونده کیارستمی صادر نمی‌شود


خبرگزاری ایسنا: به تازگی دکتر علی فتاحی معاون انتظامی سازمان نظام پزشکی در تشریح آخرین وضعیت رسیدگی به پرونده پزشکی عباس کیارستمی اظهار کرده است، « پس از صدور رای در هیات بدوی، به این رای اعتراض شد و بر همین اساس موضوع در هیات تجدیدنظر مورد بررسی مجدد قرار گرفت که به این رای نیز اعتراض شد و به این ترتیب پرونده به هیات عالی انتظامی سازمان نظام پزشکی ارجاع داده شد.»

حکم جدیدی برای پرونده عباس کیارستمی صادر نمی‌شود

به گفته وی «بررسی‌های مجدد در هیات عالی انتظامی سازمان صورت گرفته و رای قطعی این پرونده تا یکی – دو هفته آینده اعلام خواهد شد.»

اما در این‌باره بهمن کیارستمی به ایسنا گفت: این خبر جدید نیست و قرار هم نیست حکم جدیدی صادر شود، چرا که این حکم اسفندماه سال گذشته ابلاغ شد و الان احتمالا فقط اعلام رسمی می‌شود.

به گفته او در رای هیات عالی نظام پزشکی آمده است:« نتیجه اعتراض و تقاضای رسیدگی فوق‌العاده به حکم تقلیل یافته و اصلاح شده دکتر احمد میر که از «سه ماه محرومیت از مطب در شهر تهران» به «توبیخ کتبی با درج در پرونده نظام پزشکی و نشریه نظام پزشکی محل (شهر تهران)» کاهش یافته بود، رد شده و رای تقلیل یافته صحیح صادر شده است.»

جمعه یکم تیرماه سالروز تولد عباس کیارستمی است و البته دو هفته بعد هم دومین سالروز درگذشت این هنرمند سرشناس از راه می‌رسد. او هنرمندی تاثیرگذار در سینمای ایران و چهره‌ای شناخته شده در جهان بود که اگرچه دو سال از درگذشت‌اش می‌گذرد اما در این مدت نمایشگاه‌های متفاوت از آثار یا اکران‌های مختلف از فیلم‌هایش در ایران و دیگر نقاط دنیا برپا شده است.

عباس کیارستمی که از اسفند سال ۹۴ تا اوایل اردیبهشت ۹۵ به دلیل انجام چند عمل جراحی در ناحیه روده در بیمارستان بستری شده بود و پس از آن چندین بار به بیمارستان مراجعه کرده بود، ۸ تیر ماه سال ۹۵ برای تکمیل مراحل درمان به پاریس رفت و در سن ۷۶ سالگی و در ماه تولدش تیر ماه درگذشت.

از این هنرمند تا همین اواخر نمایشگاه عکسی در بخش جنبی موزه لوور در ایران برپا بود که مخاطبان زیادی داشت.

حکم جدیدی برای پرونده عباس کیارستمی صادر نمی‌شود

حکم جدیدی برای پرونده عباس کیارستمی صادر نمی‌شود

 


«ماه عسل»‌ فردا شب پخش نمی‌شود


باشگاه خبرنگاران جوان: به دلیل همزمانی ساعت پخش بازی افتتاحیه جام جهانی ۲۰۱۸ با برنامه «ماه عسل»، این برنامه فردا شب پخش نمی‌شود.

با توجه به شروع مسابقات جام جهانی و فشردگی کنداکتور شبکه سه، برنامه ماه عسل فردا پخش نمی شود.

فردا ساعت ۱۹:۳۰ افتتاحیه رسمی جام جهانی با بازی تیم ملی روسیه و عربستان پخش خواهد شد. برای همین برنامه ماه عسل روی آنتن نخواهد رفت.

آخرین قسمت ماه عسل روز جمعه ۲۵ خردادماه همزمان با فرا رسیدن عید سعید فطر پخش خواهد شد.


1 2 3 6