Tag Archives: نه

نه خودرو وارد کردیم و نه خوراک دام



باشگاه خبرنگاران جوان: مجتبی رضایی، سرپرست صندوق بازنشستگی کارکنان سازمان صدا و سیما در گفت وگو با خبرنگار در واکنش به انتشار مجدد گزارش خبر دریافت ارز دولتی توسط صدا وسیما در روزنامه شرق در پاسخ به این سئوال که ایا شرکت ایمن تجارت جام جم به سازمان صدا و سیما و یا صندوق کارکنان صداو سیما تعلق دارد گفت :

سازمان صداوسیما یا صندوق بازنشستگی کارکنان این سازمان مطلقا دارای شرکتی بنام شرکت ایمن تجارت جام جم نبوده وانتساب این شرکت به صداوسیما بشدت تکذیب می شود و به علاوه اینکه سازمان صداوسیما به هیچ وجه و تحت هیج عنوانی دارای سهام دراین شرکت نمی باشد و لذا، مطالب ذکر شده در برخی گزارش های خبری نادرست بوده و مستوجب پیگیری حقوقی و اقامه دعوی نزد مراجع صالحه قضائی می باشد.

رضائی با بیان اینکه شرکت جام جم بازرگانی پیشرو جزو شرکت های تابعه صندوق بازنشستگی کارکنان صداوسیما بوده و براساس اساسنامه و شرح وظائف و همچنین مقررات و قوانین جاری کشور تاسیس و به فعالیت در چارچوب های مصرح قانونی مشغول می باشد اظهار داشت این شرکت از ارز دولتی تخصیص یافته بانک مرکزی وسیستم بانکی کشور برای واردات خوراک دام و طیوراستفاده نکرده و در این زمینه ارزی دریافت ننموده است و دراین زمینه طی مکاتبه ای که با روزنامه شرق که در صفحه اول خود درشماره۳۱۸۴ مورخ ۱۱/۴/۹۷ این شرکت را بدون توجه به موضوع فعالیت شرکت و تغییرات انجام شده درحوزه این فعالیت ها که در آگهی روزنامه رسمی سال ۹۱ منتشره شده، به استفاده از ارز دولتی برای واردات خوراک دام متهم کرده بود، اقدام به ارائه توضیحات کامل در قالب جوابیه نمودیم و حتی بطور شفاهی، توضیحات افزونتری به خبرنگار تهیه کننده مطلب ارائه شد که متاسفانه پاسخ ارسالی درصفحات داخلی و بدور از چشم مخاطبان چاپ گردید و متاسفانه مجددا این اتهامات سخیف و بی پایه درقالب دیگری بمنظور تشویش و تحریک اذهان عمومی علیه سازمان صدا و سیما مطرح می‌‌گردید.

رئیس صندوق بازنشستگی صداو سیما با تصریح به اینکه شرکت جام جم بازرگانی پیشرو متعلق به صندوق بازنشستگی کارکنان صداو سیما می باشد افزود این صندوق به کارکنان و بازنشستگان معزز سازمان صداوسما تعلق دارد و مطابق با اساسنامه و شرح وظائف محوله مانندسایر صندوق های بازنشستگی موجود در کشور به

فعالیت های اقتصادی درجهت تامین حقوق بازنشستگان در چارچوب مقررات و رویه ها و روال های قانونی و شناخته شده کشور مشغول بکار است و دادوستدها و معاملات خودرا براساس مقررات قانونی انجام داده و اگر از ارز دولتی اختصاص یافته از سوی سیستم بانکی کشور برخوردارشود انرا مطابق با زمینه فعالیت خود – که درروزنامه رسمی آگهی داده شده و به اطلاع عمومی رسیده است – و در انطباق با صرفه وصلاح اهداف عمومی صندوق که به کارکنان و بازنشستگان معزز سازمان صداوسیما تعلق دارد، هزینه می نماید.

رضائی با ابراز تاسف از انتشار مجدد این مطلب با تیتری متفاوت در شماره روز گذشته روزنامه شرق گفت: در گام نخست در گفت و گوی تلفنی با مدیر مسئول روزنامه اعتراض شدید صندوق بازنشستگی صدا و سیما از انتشار مجدد مطالب کذب علیه این شرکت و سازمان صداوسیما که هیچ مسئولیتی در این خصوص متوجه آن نیست مطرح شد که مدیر مسئول روزنامه شرق ضمن ابراز تاسف از انتشار مجدد این گزارش، آن را ناشی از کم دقتی در نظارت دقیق‌تر بر محتواهای ارائه شده توسط خبرنگار دانست و از عدم توجه همکاران خود به جوابیه ارسالی صداوسیما عذر خواهی کرد.

وی افزود: مدیر مسئول روزنامه شرق در گفت و گو با مدیرکل روابط عمومی صداوسیما ضمن عذرخواهی از خطای پیش آمده آمادگی این روزنامه را برای انتشار مجدد جوابیه صداوسیما اعلام کرد و بر این اساس صداوسیما نیز از حق قانونی خود برای شکایت در این خصوص صرفنظر کرد.

رضائی افزود: بر این اساس با توجه به طرح برخی مطالب جدید درگزارش روز گذشته این روزنامه جوابیه ای در این خصوص آماده شده است که برای انتشار به روزنامه شرق ارسال می‌شود.

رضائی در پایان تصریح کرد از رسانه ها انتظار می رود که با واقع بینی و درست نویسی نسبت به اطلاع رسانی شفاف و بهینه اقدام نموده و اگر در این زمینه با مسئولان صندوق و سازمان صدا و سیما در خصوص محتویات گزارش، ارتباط برقرار می کردند ، بطور حتم از درج بسیاری از مطالبی که مستوجب طرح شکایت نزد محاکم قضایی می باشد ، جلوگیری می شد و بدینگونه نسبت به تشویش اذهان عمومی اقدام نمی‌کردند.


کار با مهران مدیری؛ نه، نه، اصلا!


جام جم: رضا رشیدپور چند سال قبل و در یکی از قسمت‌های برنامه «شب شیشه‌ای» میزبان مهران مدیری بود. وقتی آقای مجری در اواخر برنامه نام چند همکار مدیری را به زبان می‌آورد و از این کمدین می‌خواهد که نظرش را درباره آنها بگوید، اتفاق جالبی می‌افتد. مدیری بعد از این‌که از خجالت دو همکار تقریبا ثابتش یعنی جواد رضویان و رضا شفیعی جم در می‌آید و به ترتیب درباره آنها می‌گوید: «بی‌معرفته!» و «یه روز به عمرم مونده باشه، می‌کشمش!»، عجیب‌ترین نظر را درباره لاله صبوری می‌دهد.

لاله صبوری: کار با مهران مدیری؛ نه، نه، اصلا!

بعد از این‌که رشیدپور، می‌گوید: «سرکار خانم لاله صبوری»، مدیری مکثی طولانی می‌کند و می‌گوید: «بیشتر انرژی خوبی داره توی کار تا بازیگر خوبی باشه!» بعد هم لبخند تلخی می‌زند و تمام. این جمله مدیری باعث دلخوری لاله صبوری شد و مدتی قبل هم در گفت‌وگویی تصویری درباره آن صحبت کرد.

امروز این بازیگر ۴۹ ساله می‌شود، برای همین تصمیم گرفتیم ضمن تبریک زادروزش، جویای احوالش شویم و ببینیم چه می‌کند. شاید خانم صبوری به برخی سوالات شما هم در این گفت‌وگو پاسخ داده باشد.

۴۹ سالگی چه شکلی است و چه حس و حالی دارد؟

ظاهرا آدم باید خیلی بترسد که دارد پنجاه ساله می‌شود، ولی من نه، این ترس را ندارم. احساس می‌کنم، سن چیزی است که از بیرون اتفاق می‌افتد و بقیه این ملاک را تعیین می‌کنند که فلانی ۲۰ سالش است یا ۳۰ سال یا ۵۰ سال دارد. سن، نگاه بقیه است و آنها یک رقمی به تو می‌دهند. مهم این است که خودت، خودت را چند ساله ببینی. ۴۹ سالگی هم سنی است مثل سنین دیگر و هیچ حس خاصی نسبت به آن ندارم. البته قبلش می‌ترسیدم و فکر می‌کردم، نکند پیر شده‌ام. احساس می‌کردم که این سن و سال مثل دری است که وقتی آن را باز کنم، یک‌سری چیزها عوض می‌شود و یک‌سری امتیازات را از دست می‌دهم، در صورتی که واقعا هیچ چیز نیست و همه چیز در آن مسیر اتفاق می‌افتد.

این روزها چه می‌کنید؟

قرار است بزودی کاری را با گروه فیتیله‌ای‌ها به تهیه‌کنندگی آقای بصیری شروع کنم. اما بجز این‌کار، غالب نقش‌هایی که پیشنهاد می‌شود، بد است و جای کار ندارد و اگر هم سر کار بروید، پول نمی‌دهند. برای همین وقتی به من پیشنهاد کار می‌دهند، می‌گویم خیلی ممنونم، من نمی‌آیم. (می‌خندد) ولی این کاری که گفتم، توسط گروه خوبی به من پیشنهاد شد و ان‌شاءا… کار خوبی هم خواهد شد.

باوجود برخی فعالیت‌ها، قبول دارید که در باور عمومی، بازیگر کم کاری به نظر می‌رسید؟

بله، همین‌طور است و خیلی‌ها هم این مساله را به من می‌گویند. ولی یکی از مهم‌ترین دلایل این وضع این است که برخی از مردم مثل گذشته مخاطب تلویزیون نیستند. مثلا دی ماه سال قبل، سریالی با بازی من به نام «لژیونر» به کارگردانی آقای آب‌پرور پخش می‌شد و روی آنتن بودم، اما باز وقتی مردم مرا می‌دیدند، می‌گفتند «خانم! اصلا نیستی.» می‌گفتم: «اما الان کاری از من پخش می‌شود. شما تلویزیون می‌بینید؟» می‌گفتند بله! واقعیت این است که متاسفانه آن اقبال گذشته نسبت به کارها دیگر وجود ندارد. مگر این‌که کار پخش هر شبی داشته باشد و ۴۰ قسمت آن برود تا این‌که یکی به یکی دیگر درباره آن بگوید، تازه آیا ببینند آیا نبینند. اما قبلا مردم هر شب مشتاقانه منتظر پخش سریال‌ها بودند. این به معنای این نیست که مردم ماهواره می‌بینند، چون آنها هم واقعا کارهای بیخودی است.

بیشترین فعالیت شما در تلویزیون بود، در حالی که ظرفیت بسیار خوبی برای نقش‌های سینمایی داشتید و دارید. چرا در سینما اتفاق خوبی برایتان نیفتاده است؟

بخش زیادی از آن، تقصیر خودم بود. در زمان شروع فعالیتم در تلویزیون، خیلی‌ها به من توصیه‌هایی دراین زمینه کردند. من تنها بازیگر خانمی بودم که کار کمدی انجام می‌دادم و به یک شهرت غیرعادی و غیرمعمولی رسیده بودم. آنموقع نقشهایی در سینما به من پیشنهاد شد. مثلا در اولین کار سینمایی که حدود ۲۰ سال پیش به سروش صحت پیشنهاد شد، من هم بودم. کار آقای سیامک شایقی بود و تعداد دیگری از بازیگران مطرح سینما و تلویزیون در آن بازی می‌کردند. اما من گفتم از این کارها نمی‌کنم و حتما باید نقش اول فیلم را بازی کنم و… بارها این پیشنهادات اتفاق افتاد و من نپذیرفتم. احساس می‌کردم حتما باید کار ویژه‌ای برای من نوشته شود. بعدها هم یکی دو کار در سینما کردم که اصلا راهی به اکران پیدا نکرد و در شبکه نمایش خانگی توزیع شد.

در این چند سال اخیر، استندآپ کمدی هم در ایران باب شده و در برخی برنامه‌های تلویزیونی یا فضای مجازی، برخی دخترخانم‌ها هم می‌توانند استعداد خود را در زمینه کمدی نشان دهند. نظرتان در این‌باره چیست؟

هرجایی که جوان‌ها بتوانند کار کنند و هنر خود را بروز دهند و دیده شوند، خوب است، اما این‌که تعریف استندآپ کمدی چیست و چه استفاده‌ای از این بچه‌ها می‌شود، بحث دیگری است. در کل با این قضیه مخالف نیستم و نظر خاصی درباره آن ندارم.

ممکن است دوباره روزی با آقای مهران مدیری کار کنید؟

نه، نه، اصلا. (می‌خندد)


کیانوش عیاری: می‌خواستم شهردار شوم نه فیلمساز




کیانوش عیاری گفت: «سینما بازیچه من است. من در ۶۶ سالگی با این اسباب‌بازی هنوز بازی می‌کنم. من دغدغه‌های جفنگ ندارم. دغدغه‌ داشتم اگر بار دیگر به دنیا می‌آمدم شهردار می‌شدم نه فیلمساز. شهردار نه اینکه مدیر شوم و پشت میز بنشینم بلکه در خیابان‌ها باشم و کار کنم.»


قهرمان چوپان فداکار است نه شاخ اینستاگرامی!


کاوه معین‌فر در عصر ایران نوشت: در کلاس‌ها و دوره‌های موفقیت جمله‌ای یاد داده می‌شود که: «در زندگی قهرمان رویاهای خود باش» ولی گاهی اوقات کسانی وجود دارند که قهرمان رویاهای دیگران هم می‌شوند.

در برنامه ماه عسل ۴ فیلم کوتاه از ۴ قهرمان پخش شد، این فیلم‌ها بنابر فراخوان برنامه ماه عسل احسان علیخانی تحت عنوان “قهرمان من” توسط مردم ارسال شده و بعد از انتخاب به مرحله نهایی راه پیدا کرده اند تا در یک نظرسنجی مردمی برترین آنها انتخاب شود. شکل کار این‌گونه بوده که هر کسی قهرمانی از زندگی خودش را معرفی می کند.

یکی از فیلم‌ها درباره “کامل” چوپانی کُرد از یکی از روستاهای توابع پیرانشهر آذربایجان غربی بود که شب در کوه با دیدن باران و تگرگ شدید احساس خطر کرده و با ۲۰ دقیقه دویدن خودش را به جایی می رساند تا موبایلش دسترسی به آنتن داشته باشد، با برادرش تماس گرفته و می گوید به مردم روستا خبر بده سیل در راه است.

قهرمان چوپان فداکار است نه شاخ اینستاگرامی!

برادرش سریع به مسجد روستا رفته و با بلندگو از مردم می خواهد که به دلیل احتمال آمدن سیل از خانه هایشان بیرون آمده و به ارتفاعات بروند، مدتی بعد همین اتفاق رخ داده و سیل تمام روستا را از بین می برد و هوشمندی و اقدام به موقع این “چوپان فداکار” (لقبی که به کامل داده اند) باعث نجات جان حدود ۲۰۰ نفر اهالی روستا می‌شود.

فیلمی دیگر مربوط به مادری بود از رباط کریم که با موبایلش از پسر بچه ۱۲ ساله‌اش تصویر گرفته و او را قهرمان زندگیش معرفی می کرد. مادر توضیح می دهد که خودش به دلیل تزریق آمپول اشتباهی در ۲ سالگی یک پایش فلج است و بعد از ازدواج و به دنیا آمدن پسرش شوهر هم آنها را رها کرده و رفته است.

حال او با پسرش زندگی می کند و پسر علاوه بر درس خواندن در انجام کارهای خانه کمک حال مادرش است و با فروش دستمال کاغذی در تامین مخارج زندگی ۲ نفره‌شان مشارکت دارد و …

سینمای هالیوود به صنعت قهرمان سازی شهرت دارد و در مواد لازم برای تغذیه این صنعت از همه نوع قهرمانی می توان پیدا کرد؛ از قهرمانان ابر انسانی مانند سوپرمن، اسپایدرمن و بتمن و … گرفته تا شخصیتهای علمی،فرهنگی، سیاسی، تاریخی، ورزشی مانند ماری کوری، لویی پاستور، مهاتما گاندی، نلسون ماندلا، نیل آرمسترانگ، محمدعلی کلی و …

بخش دیگری از این قهرمانان را همواره از میان اتفاقات واقعی زندگی روزانه پیدا می‌کنند که از دل جامعه بیرون می‌زنند و با اقدامی شجاعانه یا استقامتی دلیرانه و… مهری از خود را بر دل جامعه حک می‌کنند که فراموش نشدنی است مانند همین قهرمانان برنامه ماه عسل.

در فیلم “زندگی زیباست”(Life is Beautiful) روبرتو بنینی که داستان آن در زمان جنگ جهانی دوم است زمانی که یهودیان از شهرها به اردوگاههای مرگ منتقل می شوند “گوییدو” برای اینکه پسر ۵ ساله اش روحیه ی خود را نبازد و وحشت نکند، همه ی آن رویدادها را برای او یک بازی ساختگی توصیف می کند و با طنز و خنده سعی دارد پسرش را خوشحال نگه دارد. اینجا قهرمان پدری است که ماهیت زشت و خشونت جنگ را برای بچه‌اش عوض می‌کند، تا او در همان دنیای زیبای کودکانه‌اش بماند.

در کتاب‌های درسی خودمان هم نمونه معروف از این قبیل قهرمانان “دهقان فداکار” است، ریز علی خواجویی با آتش زدن پیراهنش از بروز حادثه‌ای مرگبار برای قطاری پر از مسافر جلوگیری می‌کند.

قرار نیست قهرمان همیشه محدود به لابلای سطور یک کتاب داستان، یا در یک چشم انداز دوردست فیلمی انیمیشن باشد، در بسیاری از مواقع قهرمانان کسانی هستند که در همین گوشه و کنار ما زندگی می کنند و شاید به هر دلیلی به چشم نیایند.

قهرمان، قهرمان است بزرگ و کوچک ندارد، یکی بر روی سکوهای ورزشی قهرمان ملتی می شود و دیگری مانند کامل(چوپان فداکار) با نجات زندگی ۲۰۰ انسان دیگر قهرمان است و حال می توان در تقابل با درس “چوپان دروغگو” او را هم در کتاب‌های درسی وارد کرد.

در این وانفسای شاخ‌های پوشالی دنیای مجازی، سالهاست جای قهرمانان معمولی کوچه، خیابان، کوه و دشت خالیست.

این رویکرد قهرمان‌پروری در ماه عسل، ارائه الگویی مناسب به جامعه و علی الخصوص نسل جوان است تا در موقعیت‌ها و بزنگاه های مختلف رویکردی انسانی، نجات بخش و تحول‌زا داشته باشند.

دنیا را چه دیدید شاید در یک مقطع زمانی به هر دلیلی خود ما هم شاهد قهرمانی، یا حتی خودِ قهرمان باشیم، پس حواسمان را جمع کنیم و نسبت به خود، اطرافیانمان و اتفاقات ریز و درشت زندگی نگاهی قهرمان‌پرور داشته باشیم، در پایان به قول احسان علیخانی در انتهای برنامه‌اش ماهتون عسل.


خبرگزاری آريا – طرح ولايت دوره تفکر نظام مند است نه پاسخ به شبهات/ دشمن در پي استحاله طلاب است


طرح ولايت دوره تفکر نظام مند است نه پاسخ به شبهات/ دشمن در پي استحاله طلاب است

خبرگزاري آريا- حجت الاسلام الهي راد گفت: امروز دفاع از اسلام بدون برخورداري از تفکر نظام مند تحقق نمي يابد، براين اساس بدون تفکر فلسفي نميتوانيم از دين دفاع کنيم، دوره طرح ولايت دوره پاسخ به شبهات نيست بلکه دوره تفکر نظام مند و ارگانيک است
به گزارش خبرگزاري آريا، حجت الاسلام صفدر الهي راد صبح امروز در مراسم افتتاح طرح ولايت طلاب اصفهان با اشاره به اينکه کار بزرگ امام(ره) تربيت طلابي بود که بتوانند بار انقلاب را به دوش بکشند عنوان کرد: آن چيزي که امروز براي تحقق اهداف انبيا خلاء جمهوري اسلامي است تربيت عناصر انقلابي است که بتوانند اهداف انقلاب را به پيش ببرند.
وي با بيان اينکه خدمت به انقلاب هيچ تفاوتي با خدمت به حکومت اميرالمومنين(ع) ندارد، تصريح کرد: نظام فعلي اسلامي که ما را به تحقق اهداف انبيا و اوليا برساند، همچون خدمت در محضر اميرالمومنين(ع) است.
عضو هيئت علمي موسسه امام خميني(ره) هدف اصلي گردهمايي ها را جلب رضايت امام زمان(عج) دانست و اظهار کرد: انقلاب اسلامي اهداف بسيار مقدس دارد که بايد به دست من و شما محقق شود و اگر ما کار را رها کنيم کساني کار را بدست ميگيرند که اهلبيت ندارد
حجت الاسلام الهي راد با اشاره به اينکه چند سال پيش در حوزه بحث مي کرديم تا چگونه جامعه را از گزند دشمنان حفظ کنيم، عنوان کرد: اخيرا به جايي رسيديم که چه کنيم خود حوزه را از اين مسائل حفظ کنيم و اين از جايي شروع شد که سکولاريسم وارد حوزه علميه شد.
وي افزود: در يکي از مدارس طلبه ها از پايه پايين را دارند با فلسفه غرب آميخته مي کنند و توسط يکي از آقازاده هاي انگليس رفته به آنها تدريس مي کنند و اين يعني دشمن ما طمع کرده و مي خواهد از پايه، طلبه هاي ما را استحاله کند.
مسئول طرح ولايت موسسه امام خميني(ره) در رابطه با برخورد و جلوگيري از نفوذ در حوزه هاي علميه، تبيين کرد: براي اين مهم بايد کار را از پايه آغاز و مستحکم عمل کرد.
وي در پاسخ به اين سوال که معارف پايه اي که در حوزه بايد تدريس شود، کجاست؟ عنوان کرد: بدون درک تفکر بنيادين اسلامي نمي توان بنياد اسلام را درک کرد از طرفي آنچه در حوزه به عنوان مباني اسلامي تدريس مي شود، کافي نيست.
حجت الاسلام الهي راد با اشاره به آيات قرآن پيرامون شاکله فکري اسلام، اظهار کرد: دين در قرآن به درختي تشبيه شده که داراي ريشه ثابت و محکم است.
وي افزود: کار اساسي طرح ولايت شناخت منظومه فکري اسلام است که ۶ محور بنيادين معرفت شناسي، خدا شناسي، انسان شناسي، فلسفه اخلاق، فلسفه حقوق و فلسفه سياست را در اختيار شما مي گذارد.
وي تاکيد کرد: امروز دفاع از اسلام بدون برخورداري از تفکر نظام مند تحقق نمي يابد، براين اساس بدون تفکر فلسفي نمي توانيم از دين دفاع کنيم، دوره طرح ولايت دوره پاسخ به شبهات نيست، بلکه دوره تفکر نظام مند و ارگانيک است
وي پيرامون محتواي کتب تدريسي طرح ولايت تشريح کرد: اين کتب محصولي از کتب و تفکرات شهيد مطهري، علامه طباطبايي و علامه مصباح و برخي از بزرگان است.
وي افزود: حوزه علميه در تربيت اسلامي جامعه و اسلامي سازي علوم نقش اساسي دارد، ولي متاسفانه ما هنوز از روش هاي قديمي مي خواهيم کار را جلو ببريم، در حالي که در عصر ارتباطات مسائل تغييرات جدي داشته و حوزه امروز بايد بالنده باشد و با استفاده از روشهاي نوين دين را حفظ کنيم.


هنرمندان خارج از کشور به ایران برگردند یا نه؟!


روزنامه شهروند در گزارشی نوشت: زمانی که فردای مراسم تشییع پیکر ناصرخان ملک‌مطیعی، در رسانه‌ها گفته شد که بازیگرانی چون بهرام رادان و ترانه علیدوستی با انتشار پست‌هایی خواستار بازگشت بهروز وثوقی به ایران شده‌اند و خود این بازیگر قدیمی نیز اعلام کرده که دلش برای ایران تنگ شده است؛ معلوم بود این خبر ادامه‌دار خواهد بود و باید حواشی و شایعات زیادی را در این مورد انتظار داشت. اتفاقی که طلیعه‌اش را در نشست خبری سخنگوی قوه‌قضائیه دیدیم؛ زمانی که خبرنگاری از او درباره بازگشت هنرمندان خارج از کشور به ایران پرسید که به قولی یکی از مطالبات امروزین افکار عمومی است.

اژه‌ای عنوان داشت «هر کسی که ایرانی است می‌تواند به داخل کشور بیاید و هنرمند و بازیگر فرقی ندارد» با این‌که چیزی بود که همه انتظار شنیدنش را داشتند، اما نتوانست تکلیف را روشن کرده و شنوندگان را راضی کند.

وی در ادامه گفت: هر کسی که ایرانی هست، بازیگر و هنرمند فرقی نمی‌کند، می‌تواند به داخل کشور بیاید و هیچ ایرانی منعی برای ورود به کشور ندارد، هر کسی که باشد، ولی اگر احیانا مرتکب جرمی شده و جرمش قابل گذشت نباشد و شاکی خصوصی داشته باشد، باید پاسخگو هم باشد، ولی هیچ‌کس منع‌الورود نیست.

این پاسخ شباهت فراوانی داشت به پاسخ‌هایی که در این ٤٠‌سال هر زمان که صحبتی از این نوع به میان می‌آید، مطرح می‌شود. یعنی در سال‌های اخیر هر زمان صحبت از بازگشت هنرمندی خارج‌نشین به میان آمده؛ گفته شده که او برای بازگشت به ایران مشکلی ندارد، به شرطی که شاکی خصوصی نداشته باشد. اما آیا این‌که در عمل هم این اتفاق افتاده یا نه؛ حکایتی است که تاکنون در رسانه‌ها پاسخی صریح به آن داده نشده است.

شاید مهمترین و پرسروصداترین پرونده بازگشت هنرمندی خارج‌نشین به ایران، مورد بازگشت حبیب باشد. خواننده قدیمی محبوبی که گفته شد از رئیس‌جمهوری وقت مجوز ورود گرفته و حتی بهش گفته شده با ادامه کارش هم در ایران موافقت خواهد شد؛ اما در عمل نه‌تنها نتوانست به‌طور رسمی کار کند که حتی درگذشت ناگهانی‌اش هم به این موضوعات ربط داده شد و درنهایت چنین گفته شد که عمل نکردن دولت به قول‌هایش باعث شد حبیب دق کند!

احسان قاضی‌زاده عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی، احسان قاضی‌زاده گفت: نکته مهم در این میان این است که برخی از چهره‌ها، ممکن است حساسیت‌هایی داشته باشند که این حساسیت‌ها احتمالا ساختگی باشد والا نمونه‌های زیادی وجود دارد که همان شرایط را داشته‌اند و سال‌ها در ایران کار کرده‌اند، اما در زمینه این‌که جرمی انجام شده باشد یا نه، این قوه‌قضائیه است که می‌تواند درباره‌اش تصمیم بگیرد و هیچ مرجع دیگری نباید به این موضوع ورود کند.


برای مسیح و هیراد جا هست، برای شجریان نه!


روزنامه شهروند نوشت: کتمان نمی‌شود کرد که در یک روند منطقی و نرمال گمان نمی‌رود رشد یک خواننده هرقدر هم انفجاری و سریع باشد، بتواند او را به جایی برساند که در عرض یک‌سال خواننده مهمترین تیتراژ مهمترین برنامه مناسبتی تلویزیون شود و چند ماه پیشتر هم دعای تحویل سال را خوانده باشد.

تلویزیون در سیطره خواننده‌های جوان‌ پسند بازاری!

تیتراژ انتهایی ماه‌عسل را آرش و مسیح خوانده‌اند؛ برادران عدل پرور هم مثل بهنام بانی توانسته بودند در یک‌سال از زیرزمین به تیتراژخوانی برنامه مناسبتی تلویزیون برسند.  در شبکه اول رسانه ملی هم ترانه تیتراژ برنامه دعوت را هم حمید هیراد خوانده. خواننده‌ای که همین یکی دو ماه پیش بود که با اتهام سرقتی بودن بیشتر ترانه‌ها و آهنگ‌هایش مواجه شد؛ که چندی بعد هم به عذرخواهی پرسروصدایی ختم شد.

یک زمانی نه چندان دور حیطه تیتراژخوانی تلویزیون در انحصار خوانندگانی چون محمد اصفهانی، علیرضا قربانی، احسان خواجه‌امیری، رضا یزدانی، محمد علیزاده، سیروان خسروی، مانی رهنما، علی لهراسبی، مجید اخشابی، سالار عقیلی، همایون شجریان، محسن چاوشی، رضا صادقی، فریدون آسرایی و دیگر خوانندگانی بود که در مارکت موسیقی چهره‌های موجه و معتبر و محترمی به حساب می‌آمدند. اما در گذر تغییر نسل خواننده‌های محبوب و روی کار آمدن و محبوب شدن حامد همایون، بهنام بانی، امیرعباس گلاب، حمید هیراد، هورش و پازل و بندهای گوناگون خوانندگی تیتراژهای تلویزیونی هم از انحصار گروه بالا به درآمد و این جدیدی‌ها توانستند مثل مارکت کنسرت که قبضه کرده بودند، سکان‌دار این عرصه نیز شوند.

اگر محسن رجب‌پور که درواقع همه‌کاره حامد همایون، آرش و مسیح و بی‌شمار خواننده دیگر است؛ یا مثلا برادران حاتم‌پور در مقام کنسرت‌گذاران بهنام بانی فعالیت می‌کنند، تمام سعی و تلاش‌شان ارتقای جایگاه اعتباری و مالی خوانندگان تحت قراردادشان باشد، بر آنها حرجی نیست. به‌هرحال در بازار آزاد اولویت‌های اصلی را منفعت اقتصادی تعیین می‌کند و فعالان این بازار تمام تلاش‌شان در این زمینه است. اما ماجرا زمانی تعجب‌برانگیز می‌شود که می‌بینیم صداوسیما به‌عنوان بنگاهی با بودجه نجومی مصوب خود را وارد این بازی می‌کند و در ارتقای جایگاه مالی خوانندگان و کنسرت‌گذاران نقش اصلی را ایفا می‌کند. کیست که نداند وقتی خواننده‌ای در تیتراژ یک برنامه محبوب بارها و بارها در روز با مخاطبان تلویزیون مواجه می‌شود، از همه نظر بر قدر و قیمت او افزوده شده و می‌تواند در برنامه‌ها و کنسرت‌های بعدی دست بالا را داشته باشد؟!


بازیگر زنی که به تلویزیون نه نمی‌گوید


مهر نوشت: بازیگر سریال «آنام» بیان کرد که قصه این سریال درباره بخشنده بودن در موقعیتی همچون برملا شدن یک راز است.

سامیه لک بازیگر سریال «آنام» که این شب ها به کارگردانی جواد افشار از شبکه سه سیما روی آنتن می رود درباره حضور خود در تلویزیون بعد از چندین سال دوری از این رسانه گفت: من دوره ای برای کار سفرهای زیادی به خارج از کشور داشتم و متاسفانه شایعه ای مطرح شد که مهاجرت کردم.

بازیگر زنی که به تلویزیون نه نمی‌گوید

او ادامه داد: آن زمان فصای مجازی به اندازه اکنون فعال نبود و نمی شد شایعات را به سرعت رد کرد البته خیلی از بازیگران اکنون از همین فضا استفاده می کنند.

بازیگر سریال «مرگ تدریجی یک رویا» درباره پیشنهادات کاری در آن زمان اظهار کرد: فیلمنامه های زیادی به دستم می رسید ولی من یا نقش و کاراکتر را دوست نداشتم و یا چون مسئولیت پروژه های ساختمانی را در دست داشتم فرصتی پیش نمی آمد تا بتوانم در سریالی حضور داشته باشم.

او با اشاره به جذابیت های قصه «آنام» یادآور شد: داستان «آنام» درباره بخشنده بودن است و اینکه در شرایط لازم چقدر توانایی بخشنده بودن را دارید. همه ما در زندگی رازهایی داریم که دوست نداریم برملا شود و حالا در یک موقعیت می فهمیم که وقتی راز یک شخص برملا می شود چقدر ما قدرت بخشنده بودن را داریم.

لک درباره شخصیت آیناز در سریال نیز اظهار کرد: شخصیت آیناز دختر تنهایی است. خواهر داشتن و یا داشتن یک مادر همراه خیلی برای دخترها اهمیت دارد و آیناز دختری است که چنین موقعیتی را ندارد. حتی اگر به زندگی های نسل خود دقت کنیم هر یک از ما چند خاله و دایی و عمه … داریم اما بچه های نسل های جدید یک خاله یا عمو خواهند داشت و این تک فرزندی اتفاق خوبی نیست. کاراکتر آیناز هم با توجه به تنهایی که دارد با سختی هایی مواجه است.

این بازیگر درباره اینکه چقدر تمایل دارد بازی در سریال ها را ادامه دهد، عنوان کرد: من فعلا در ایران هستم و حتما از فیلمنامه ها استقبال و به پیشنهادها فکر می کنم. به هرحال من بچه تلویزیون هستم و با این رسانه معرفی شدم.

او در پایان درباره کار در سینما توضیح داد: من هیچ گاه به تلویزیون جواب منفی نخواهم داد و این رسانه را دوست دارم اما می خواهم سینما را هم تجربه کنم. پیشنهادهایی هم دارم که باید آنها را بررسی کنم.


درباره استعفا، نه نجفی کوتاه آمد و نه شورا



رویداد ۲۴ نوشت: امانی عضوشورای شهرتهران، بر این عقیده است که نجفی در ۷ ماه مدیریت شهری عملکرد بسیار موفقی داشته و توانسته بسیاری از مشکلات مانند مشکلات مالی و غیره را که از دوران مدیریتی سابق برجای مانده بود را سامان دهد و بعد از ۱۴ سال شهرداری شفاف و شیشه‌ای را بنیان گذاری کرد.

بالاخره پس از کش و قوس‌های فراوان، محمدعلی نجفی بهشت را به دلایل مختلفی از جمله بیماری ترک کرد، تا سرنوشت شهرداری و ادامه راه شفاف سازی و همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار بگیرد.

همان روزی که به عنوان شهردار به ساختمان بهشت وارد شد، بسیاری از کارشناسان اعلام کردند که «امیدواریم بماند و استعفا ندهد»، حتما میدانستند که قرار است فشارها و تهدیدهای بسیاری را در راه مدیریتی آن هم در شهرداری‌تهران متحمل شود. با این حال اما بیش از ۷ ماه دوام نیاورد و بالاخره پس از حواشی و احضار و بازجویی‌های فراوان بر سر رقص کودکان نابالغ در برج میلاد، مجبور به استعفا و ترک بهشت شد. اجباری که البته نجفی از آن به عنوان «بیماری» نام برده است.

نجفی استعفای اول خود را در حالی به شورای شهر ارائه کرد که تقریبا ۹۰ درصد اعضا با آن مخالف و معتقد بودند که شهردار عملکرد خوبی داشته و به دلیل یک بیماری ساده نمی‌تواند استعفا بدهد و پس از رای‌گیری، با استعفای او مخالفت شد. فردای آن روز اما دادستان کل کشور در سخنانی عجیب و در دخالتی آشکار در کار شورا و شهرداری، اعلام کرد که این مخالفت با استعفا کاملا سیاسی بوده و نجفی نه تنها باید بار دیگر استعفا بدهد، بلکه شورا هم باید با این استعفا موافقت کند. پس از این بود که بار دیگر شهردارموفق تهران استعفای خود را تقدیم شورای شهر کرد و شورا نیز پس از بحث و بررسی، با این استعفا موافقت کرد.

شهربانو امانی عضوشورای شهر تهران، در گفت‌وگو با رویداد۲۴، با ارزیابی استعفای محمدعلی نجفی و حواشی پیرامون آن، گفت: آقای نجفی یکی از مدیران با برنامه و پاک دست است و خوشبختانه کارنامه بسیار شفافی را هم در طول دوران مدیریتی از خود به جا گذاشته است. آقای نجفی در زمانی که شهرداری تهران را به عهده داشتند، توانست به خوبی وظایف یک شهردار موفق را انجام دهد. خوشبختانه یکی از شاخص‌های مهمی که می‌توانیم در خصوص مدیریت آقای نجفی به آن اشاره کنیم، مبارزه با فساد ایشان بود و با بخشنامه‌ای که در مورد ممنوع کردن هولگرام‌ها و فروش تراکم در بدو ورود به شهرداری بود، توانستند برنامه‌ریزی بسیار مدون و خوبی را در این خصوص داشته باشند.

امانی، در ادامه همچنین تصریح کرد: علاوه بر برنامه‌ریزی مالی بسیار خوبی که ایشان با آن حجم از بدهی و مشکلات مالی که از دوره گذشته باقی مانده بود، توانستند سامانه شفاف‌سازی را رونمایی کردند که تمامی قراردادهای شهرداری در آن قرار بگیرد. به نوعی ایشان بعد از ۱۴سال شهرداری شفاف و شیشه‌ای را بنیان‌گذاری کردند و مدیریت شهری فردمحور را به مدیریت برنامه محور تبدیل کردند. در همین راستا تلاش شد که حقوق شهروندان تهرانی با شعار امید مشارکت و شکوفایی تا حدی محقق شود. در این ۷ماه که نجفی شهردارتهران بود، این فرایند شفاف سازی و برنامه محور را شروع کردند و امیدوار هستیم که این روند کماکان ادامه داشته باشد.

این فعال سیاسی، با بیان اینکه مردم تهران مدیریت ۷ ماهه نجفی در شهرداری تهران را موفق و خوب ارزیابی می‌کنند، گفت: اعضای شورای شهر نیز بر این عقیده بودند که شهردار عملکرد بسیار خوبی را دارد و به همین دلیل ابتدا استعفای ایشان را نپذیرفتند و رای به مخالفت با استعفا ایشان دادند اما با اصرار ایشان در خصوص بیماری‌شان و به دلیل فشارهای جانبی که در این ۷ بود، بیماری ایشان حادتر شد و آقای نجفی با توجه به روحیه‌ای که دارند و با توجه به این که شهروندان تهرانی خسران و زیانی نبینند، استعفای دوم خود را به شورا تقدیم کردند و شورا با برنامه‌ریزی که انجام داده بودند در چارچوب قانون این استعفا را بررسی کردند و در نهایت استعفا آقای نجفی را پذیرفت. در همین راستا و طبق قانونی که شهر حتی یک روز هم نباید بدون شهردار باشد، آقای مکارم حسینی به عنوان سرپرست انتخاب شدند و آقای نجفی نیز قول دادند که بعد از بهبودی همچنان به مدیریت شهری کمک کنند.

امانی، اظهارات دادستان کل کشور و درخواست او برای پذیرش استعفای نجفی توسط شورای شهر گفت: درخصوص فشارها و موضع‌گیری دادستان کل کشور به عنوان مدعی‌العموم در بحث استعفا شهردار زیاد صحبت کردیم. اما امیدوارم آقای مدعی‌العموم به عنوان دادستان کل کشور و به عنوان فردی که در جایگاهی قرار دارد که باید عدالت‌محوری سرلوحه ماموریتش قرار گیرد، – ضمن اینکه اصل تفکیک قوا را مد نظر داشته باشند – در آینده و در جمیع جهات بسیاری از مقامات و مسوولان کشورمان که بیماری‌های بسیار حادتر از آقای نجفی دارند و یا حداقل موارد مشابه آقای نجفی را ببینند.

امانی با تاکید بر اینکه مواضع آقای دادستان، هیچ تاثیری بر نظر و رای شورا در مورداستعفا، شهردار نداشته است، گفت: اعضای شورا با توجه به شرایط موجود تصمیم گرفتند که رای موافق به استعفای آقای نجفی بدهند و سخنان آقای دادستان هیچ تاثیری در این رای نداشته است. هرچند که فشارها بر بیماری ایشان مضاعف شده بود اما ما سعی کردیم بستر آرام و به دور از نگرانی برای مردم در این مورد فراهم کنیم.

عضوشورای شهرتهران، با بیان تمام سعی و تلاشمان این است که در سال ۹۷، سالی پر از آرامش و بدور از تنش را برای مردم داشته باشیم، گفت: ما سعی داریم تا سال جدید سال تا حد امکان سال پرتلاطمی نشود. در خصوص بحثی که آقای مطهری مطرح کرده بودند که می‌توانیم از دادستان کل کشور به دلیل دخالت در امور شورا شکایت کنیم، باید بگویم که احتمالا بنا داریم تا در این خصوص یک بیانیه بدهیم. علاوه بر این باید بگویم که در بحث استعفا، نه شهردار کوتاه آمد و نه ما به عنوان اعضای شورای‌شهر.


در ممیزی اشتباه داریم، اما غرض‌ورزی نه


رييس و سخنگوي هيأت نظارت بر نشر كتاب در گفتگو با «اعتماد»:

روزنامه اعتماد: حجت‌الاسلام محمدعلي مهدوي‌راد، رييس و سخنگوي هيات نظارت بر نشر كتاب هر چند اعمال سليقه در روند صدور مجوز را محتمل مي‌داند، اما تاكيد دارد كه در اين روند، غرض‌ورزي وجود ندارد و اين گونه نيست كه مميزي به صورت مكانيزه و دستگاهي انجام شود. در گپ‌وگفت كوتاهي با اين مقام مسوول، پرسش‌هايي را درباره روند صدور مجوز مطرح كرديم.

مهدوی‌راد: در ممیزی اشتباه داریم، اما غرض‌ورزی نداریم

برخي از مترجمان معتقدند گويي اين نظارت به صورت ماشيني و مكانيزه انجام مي‌شود. آيا مميزي بر كتاب‌ها بر اساس آيين‌نامه خاصي است ؟

حرف نادرستي است و نمي‌دانم چرا و چه كسي حرف‌هايي زده زيرا كاملا مشخص است كه نشر كتاب دو قانون دارد؛ اول قانوني كلي كه مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي است و وزارت ارشاد هيچ دخالتي در آن ندارد و اداره كتاب اين قانون كلي را به آيين نامه‌اي تبديل كرده كه بسيار مفصل است و موارد بسيار ريز و مرتبي دارد كه بر اساس آن كتاب مميزي مي‌شود و قطعا و جزما قانون اعمال مي‌شود و اصلا و ابدا اين گونه نيست كه به تعبير شما به صورت مكانيزه انجام شود. قطعا قانون كلي متعلق به شواري عالي انقلاب فرهنگي و در دسترس هم هست و بعد به آيين‌نامه تبديل شده كه البته در دولت آقاي روحاني يك بازنگري بر آن اعمال شد و گمان مي‌كنم هنوز چند ماده‌اش مانده كه تمام نشده است ولي قطعا اين قانون كلي و در پرتو آن قانون نظم پيدا مي‌كند اينها عملا قانونگذار نيستند.

ولي با وجود همين آيين‌نامه، باز هم بحث اعمال سليقه را نمي‌توان ناديده گرفت. گاهي كتابي با اسم يك مترجم مجوز مي‌گيرد ولي همان كتاب با نام مترجمي ديگر مجوز نمي‌گيرد.

اين احتمال هست. اولا چون دو تا مترجم هستند و احتمالا كسي كه مجوز مي‌گيرد خودش در جاهايي سانسورهايي را اعمال كرده است. شيوه كار چنين است. حتي اگر مترجمي دو بار كتابي را بياورد باز هم چنين احتمالي وجود دارد. ببينيد كتاب به اداره كتاب مي‌آيد، اداره كتاب بخش‌هاي مختلفي دارد كه هر بخشي در مميزي يك مسوول دارد. قاعدتا آن كتاب به بخش موضوعي مربوط به خودش مي‌رود. فردي كه مسوول است كه نمي‌تواند به تنهايي اين همه كتاب را بخواند. قاعدتا او هم نيروهايي دارد و كتاب‌ها را به بررس‌هاي متعددي كه وجود دارند مي‌دهد. اين امكان وجود دارد يك بار بررسي، كتاب را بخواند و قانون را طور ديگري فهميده باشد و بررس ديگري، درك ديگري از همان قانون داشته باشد. راه بسته نيست. اين طور نيست به صرف اينكه يك نفر اظهارنظر كرد و كتابي را مشروط يا ممنوع دانست، راه نهايي شود. در مرحله اول وقتي بررسي اظهارنظر مي‌كند، ناشر، مولف، محقق، مترجم يا هر كسي كه كتاب را آورده، اگر نتيجه بررس را قبول نداشته باشد، اعتراض خود را مي‌نويسد تا دوباره بررسي شود. در بررسي دوم، اگر نهايي شد كه هيچ اما اگر نشد و باز هم اعتراض شد، به يك كميته تخصصي مي‌رود كه در آن مواردي كه بررس‌ها اظهارنظر و استدلال كرده‌اند، به يكي از افراد كميته واگذار مي‌شود تا بررسي دقيقي انجام بدهد و بعد از آن به جلسه ديگري مي‌آيد كه دوباره بررسي شود اگر بررسي شد، ديگر حكم نهايي است. از اين جهات هيچ كس نمي‌تواند ادعا كند كه هيچ اعمال سليقه‌اي نمي‌شود. ما هم چنين ادعايي نداريم ولي ادعا مي‌كنيم كه اعمال سليقه بر اساس فهم خاص خود بررس قانون نمي‌شود. قانون كلي به آيين‌نامه تبديل شده و اين آيين نامه ريز شده ولي ممكن است هر يك از بررس‌ها از آن برداشت‌هاي خاص خود را داشته باشند ولي اينكه اعمال نظر غرض ورزانه باشد، نيست و حتي اگر هم چنين باشد، در كميته تخصصي، نهايي شود.

درست كه اعمال سليقه را نمي‌توان ناديده گرفت ولي برخي معتقدند، دوستان بررس خيلي كارشناس نيستند و حوزه كتاب را نمي‌شناسند.

بسيار بسيار حرف نادرستي است چون نزديك به هزار نفر اين كارها را انجام مي‌دهند و اين دوستان واقعا همه آنان را مي‌شناسند؟! افراد بررس‌ها هفتاد و دو گروه هستند. يعني زيرگروه‌ها و افراد بسيار زيادي هستند كه بررسي مي‌كنند. شايد اگر براي كتاب من هم اتفاقي بيفتد، چنين جملاتي بگويم كه اينها اصلا نمي‌‌فهمند. اما بارها در چندين مصاحبه صريحا گفته‌ام امكان روي دادن اشتباه را ابدا منتفي نمي‌دانيم. طبيعي است كه كسي اشتباه كرده باشد اما اينكه كسي غرض‌ورزي كرده باشد را نمي‌پذيريم. اگر هم خداي نكرده مواردي باشد، در كميته نهايي، امكان بررسي دارد.

برخي كه نويسنده و مترجم هستند، معتقدند نظارت بر آثار تاليفي، در مقايسه با آثار ترجمه، سختگيرانه‌تر است. امسال كه سال حمايت از كالاي ايراني ناميده شده، چقدر به آثار تاليفي در بحث مجوز بها داده مي‌شود؟

اين را قبول ندارم چون دو سال است در جايزه كتاب سال كه البته براي خودش مستقل است، امتياز ترجمه را بالا برده‌ايم ولي امتياز تاليف را در جاي خود نگه داشته‌ايم كه نتيجه اين شد كه تاليف در جايزه پررنگ‌تر باشد. اينجا كلا جهت‌گيري به سمت تاليفي است به خصوص امسال بناست براي آثار تاليفي كه به مرتبه‌اي رسيده‌اند، تسهيلاتي در نظر گرفته شود، بالاخره نگاه اين طور است كه تاليف اولويت بيشتري دارد.

به جز جايزه كتاب سال، در روند صدور مجوز، چنين نگاهي وجود دارد؟

بعيد مي‌دانم چون ترجمه هم چند ماده قانون دارد؛ از همان مصوبات شوراي عالي انقلاب و آنها هم به آيين نامه تبديل شده و اصلا هم چنين نيست. حتي شايد اين احتمال وجود داشته باشد كه نسبت به ترجمه سختگيري بيشتري باشد ولي نسبت به تاليف بعيد مي‌دانم اين طور باشد.


1 2 3 4