Tag Archives: نیست

نرخ مطالعه در ایران مطلوب نیست



خبرگزاری ایسنا: جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی عصر سه‌شنبه(۲۶ تیر) به ریاست حجت‌الاسلام والمسلمین حسن روحانی رئیس جمهور، برگزار شد.

در این جلسه موضوع “کتاب و فرهنگ کتابخوانی” در کشور مورد بحث و تبادل‌نظر قرار گرفت و اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در زمینه راهکارهای گسترش و ترویج فر هنگ مطالعه و کتابخوانی و رفع مشکلات و چالش‌های گوناگون در صنعت چاپ و نشر کتاب گفت‌وگو کردند.

بر اساس گزارش وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی که در راستای برگزاری نمایشگاه کتاب ارایه شد، نرخ مطالعه در ایران در مقایسه با سایر کشورها، نرخ مطلوبی به ‌شمار نمی‌رود که با تصمیم شورای عالی انقلاب فرهنگی مقرر شد تا توسعه و ترویج فرهنگ کتابخوانی به‌عنوان یک اصل مورد توجه قرار گرفته و با استفاده از مشوق‌های مادی و معنوی و ایجاد فضای رقابتی، جذاب و پرهیجان، کتابخوانی در بین اقشار مختلف به‌ویژه کودکان، نوجوانان و جوانان ترویج و تبلیغ شود.

همچنین مقرر شد، وزارتخانه‌های فرهنگ و ارشاد اسلامی و آموزش و پرورش، سازمان صدا و سیما، نهادهای مردمی و سمن‌های تخصصی و ناشران و پدید آورندگان آثار ادبی؛ طرح‌ها و برنامه‌های خود را در راستای ترویج، تبلیغ و گسترش فرهنگ کتابخوانی در کشور ارایه کرده و پرتلاش‌تر در این عرصه گام بردارند.

شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر ضرورت پیگیری و به سرانجام رساندن لایحه مالکیت معنوی در راستای جلوگیری از سرقت‌های ادبی، در مجلس شورای اسلامی، تصمیم گرفت که دبیرخانه این شورا با همکاری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چالش‌ها و موانع موجود را در زمینه فرهنگ کتابخوانی جمع‌بندی و روش‌های عملیاتی گسترش فرهنگ کتابخوانی را بررسی و به شورای عالی انقلاب فرهنگی ارایه کند.

همچنین در این جلسه آیت‌الله علی‌اکبر رشاد با رأی اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی مجددا به عنوان رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برای دوره جدید انتخاب شد.


معاون وزیر ارشاد: اسلام دین گریه نیست


خبرگزاری ایسنا: معاون حقوقی، امور مجلس و استان‌های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: اسلام دین گریه نیست.

 سید هادی حسینی در آیین تکریم و معارفه مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی خراسان جنوبی، اظهار کرد: سازمان اوقاف و امور خیریه زیر مجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که وظیفه آن ترویج قرآن است.

معاون وزیر ارشاد: اسلام دین گریه نیست

وی با بیان اینکه سازمان امور مساجد موضوع نهادهای مسجد را پیگیری می کند و یکی از معاونت های این وزارتخانه است، افزود: معاونت قرآنی در این وزارتخانه علاوه بر سازمان اوقاف و امور خیریه در خصوص مطالب قرآنی فعالیت دارد. این وزارتخانه بیش از ۱۰۰ عنوان فعالیت دارد که فعالیت قرآنی در صدر این فعالیت‌ها است.

معاون حقوقی، امور مجلس و استان‌های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامیتصریح کرد: در عرصه بین المللی کشور ایران را به هنر و فرهنگ آن می‌شناسند. گاهی اوقات توجه به فرهنگ کم می‌شود. یک دوازدهم اعتبار فرهنگی به فرهنگ و ارشاد اسلامی داده می‌شود لذا خانواده فرهنگ و هنر بزرگ است اما جامعه‌ای مادی نیست.

وی با تاکید بر توجه به مقوله فرهنگ در سطح کشور، تصریح کرد: تقاضا داریم مسئولان مربوطه در موضوع فصل پنج به جامعه فرهنگی کمک کنند. یک مدیر در استان باید از تمام ظرفیت‌ها برای اجرای درست برنامه‌ها به خوبی استفاده کند.

معاون حقوقی، امور مجلس و استان‌های وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی با اشاره به ماندگاری تولیدات فرهنگی، خاطرنشان کرد: ماموریت مدیرکل سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی استان از صدا و سیما رو به اتمام بوده و معرف مدیرکل جدید نیز فقط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است.


همسرم، فرزند «حسن عباسی» نیست


روزنامه آرمان با بهاره رهنما؛  بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون گفتگویی انجام داده است.

بهاره رهنما: همسرم، فرزند «حسن عباسی» نیست

اهم حرف های بهاره رهنما به شرح زیر است:

* من خودم را با آقای دایی مقایسه نمی‎کنم چون به نظر من آقای دایی، در ایران پهلوان است و یک پهلوان، جایگاه خیلی ویژه‎ای دارد. برای من «علی دایی» یک اسم خیلی بزرگ است مثلا مگر با این شایعاتی که اخیرا مطرح شد، «علی دایی» بین من و شما خراب شد؟ متاسفانه فضای مجازی تبدیل به حمام زنانه‎ای شده که پچ‎پچ‎های مزخرف در آن خیلی زیاد است کما اینکه در همین فضا مطرح شده بود که همسر من، پسر آقای «حسن عباسی»؛ از تئوریسین‎های سپاه هستند که به سادگی سرچ کردن می‎توانستند متوجه شوند «حسن عباسی» تنها ۸ سال بزرگتر از همسر من هستند و به لحاظ بیولوژیک، هیچ پسری در سن ۸ سالگی نمی‎تواند پدر شود.

* در مورد سلبریتی‎ها، من دیدم یک‎سری لاطائلات راجع پهلوان «علی دایی» گفته شده که آن حرف‎ها را هیچ انسان باشعور و صاحب‎عقلی باور نکرد. شاید این جمله برای پاسخ سوال شما درست باشد که برای من، جامعه باشعور و منصف ایرانی کافی هستند حتی اگر متاسفانه این روزها تعدادشان کمتر باشد.

* انتقادات بسیاری به دولت آقای روحانی وارد است حتی از طرف هنرمندان. خود من یکی از کسانی بودم که چون خیلی از ایشان حمایت کردم، در بسیاری از بحث‎ها مخصوصا در بحث مربوط به زنان، خیلی فکر می‎کردم چرا کارها پیش نمی‎رود و اتفاقی نمی‎افتد و برایم خیلی چیزها جای سوال داشت ولی زمانی که به این کمپین تحریم افطاری دعوت شدم اصلا برایم مهم نبود که حالا عده‎ای می‎خواهند به من ناسزا بگویند.

* آدم وقتی دور است، خیلی چیزها را نمی‎داند. من الان که دارم کار اجرایی می‎کنم، می‎بینم دست ما از آتش دور است و فکر می‎کنیم اینها چرا هیچ کاری نمی‎کنند درحالی‎که این‎قدر این هیچ کاری به هزار تا مساله دیگر وابسته است که آدم فکر می‎کند ما هم اگر در همان جایگاه بودیم، کاری از دستمان برنمی‎آمد ولی مثلا در همین بحث محیط زیست، خود من همیشه می‎گفتم کاش خانم ابتکار، کمی چکشی‎تر و اساسی‎تر با مسائل و قوانینی که هست، برخورد کند.

* در پاسخ به (غلط‎های املایی که در پست‎های مجازی خود به کار بردید. اتفاقی که کمی بیشتر از انتظار، سروصدا کرد.): اولی «حقوق غذایی» که شوخی بود. دومی «اجالتا» که اصلا درست بود و آن را در کتابت فارسی-عربی داریم که من حتی رفتم از دهخدا درآوردم. ببینید، اینها موج است و من به نتیجه فکر می‎کنم. موجی که مقداری هدفمند عمل می‎کند به دلیل همان قضییه‎ای که جامعه ایرانی فکر می‎کند من می‎خواهم مردان ایرانی را بکوبم. بخشی از آن به‎خاطر موضع‎گیری من برای خشونت علیه زنان است که یک آدم‎هایی را نارحت می‎کند به همین دلیل می‎آیند از من یک ایرادی بگیرند.

* من سالیان سال در زندگی سابقم و بعد، آن سه، چهار سالی که جدا شدم، اصولا بحث حاشیه‎سازی نداشتم. اینکه در زندگی کسی وارد شده باشم، مالی از کسی برده باشم، کاری را ترک کرده باشم، تعهدی را انجام نداده باشم، شما حتی اگر بگردید، یک عکس از من با شکل و شمائل غیرعادی در کل اینترنت وجود ندارد.

* حواشی از بیرون به من الصاق می‎شود و باز هم من فکر می‎کنم نتیجه مهم است چون من اهدافی دارم که یکی از آنها، نشر حال خوب و امید بین زنان ایرانی است که دارم کاملا هدفمند این کار را انجام می‎دهم.

* من خودم ایجاد حاشیه یا چالش نمی‎کنم اما وقتی هم که حاشیه یا چالشی پیش می‎آید، اصولا آدم عقب‎نشینی و ترس نیستم. می‎آیم جواب می‎دهم چون برای روشن شدن اذهان طرفداران تین‎ایجر، چیزهایی باید گفته شود.

* من آدم ساختن حاشیه و چالش نیستم ولی وقتی می‎سازند چون ساکت نمی‎شوم، قضییه بالا می‎گیرد که این، کمی به رگ و ریشه اراکی من برمی‎گردد که در این مواقع، روحیه جنگ‎جویی داریم.

* هر از گاهی دوستان می‎گویند نمی‎توانید در تلویزیون کار کنید و بعدا خودشان می‎آیند و می‎گویند بیا کار کن. من کلا نمی‎دانم داستان تلویزیون چیست! تئاتر «زنان شکسپیر» من که یک کار کاملا کمدی زنانه بود، مشکل پیدا کرد. البته این اندازه‎ای که من تاوان دادم، بسیار کمتر از خیلی از دوستان و همفکرانم است ولی من به اندازه خودم اذیت شدم و هنوز هم دارم می‎شوم.

* من خودم به عنوان یک انسان منصف، می‎دانم جامعه‎ای که آقای روحانی به هر لحاظ، علی‎الخصوص اقتصادی تحویل گرفت، به اندازه‎ای داغان بود که نمی‎شد کار چندان خارق‎العاده‎ای در آن انجام داد. نمی‎خواهم از ایشان دفاع کنم؛ من هم در بخشی مخصوصا بخش مربوط به امور زنان، انتقادهایی جدی دارم ولی اگر زمان به عقب برمی‎گشت باز هم در آن شرایط به آقای روحانی رای می‎دادم.

* یک آقایی از همکاران است که آدم پا به سن گذاشته‎ و بازیگر بسیار مطرحی است که کلی جایزه برده و خانمش هم از همکاران خیلی خوب ماست اما کلا با من مشکل دارد و هیچ‎وقت هم نمی‎دانم چرا اما مرتب می‎شنوم که این مشکل هست. هیچ‎وقت هم پیش نیامده که از ایشان بپرسم داستان چیست. برایم عجیب است.


حکم پزشک متخلف پرونده کیارستمی قابل اجرا نیست!



تابناک: گروهی از سینماگران همچنان نسبت به نحوه صدور حکم پزشک متخلف پرونده عباس کیارستمی اعتراض کردند و از حکم صادره عصبانی هستند، چون یکی از مهم‌ترین ارکان این حکم اساساً قابل اجرا نیست و آن هم انتشار حکم محکومیت پزشک مقصر در پرونده کیارستمی، در نشریه‌ نظام پزشکی است که از سال ۱۳۹۳ انتشار آن متوقف شده و بنابراین انتشار حکم محکومیت این پزشک در نشریه‌ای که منتشر نمی‌شود، سالبه به انتفاء موضوع است!

صدور حکم نهایی نظام پزشک برای احمد میر پزشک مقصر در پرونده عباس کیارستمی، در آستانه مراسم سالگرد این هنرمند فقید صادر شد. این حکم طبیعتاً بسیار سبک‌تر از آنچه انتظار می‌رفت، بود و تصور می‌شد اگر خطای پزشک معالج کیارستمی فقط در همین حد خلاصه می‌شد که در میان روند درمان بیمارش، او را رها کرده و به سفر توریستی رفته، این پزشک دست کم برای دوره طولانی از طبابت محروم و هزینه قابل توجهی برای او به لحاظ حیثیت حرفه‌ای در نظر گرفته می‌شد که سایر پزشکان در برخورد با بیمار، رفتار بسیار محتاطانه‌تری در پیش بگیرند اما در نهایت چنین اتفاقی نیفتاد.

عباس كيارستمي از اسفند سال ۱۳۹۴ تا اوايل ارديبهشت ۱۳۹۵ با چالش‌های فراوانی مواجه شد. ظاهراً در جریان بررسی وضعیت روده کیارستمی، روده پاره شده و در ادامه همین ماجرا، منجر به عمل‌های دیگری می‌شود و سرانجام کیارستمی پس از این عمل‌ها به دلیل شدت عفونت وضعیت حادی پیدا می‌کند و در این میان پزشک معالج بیمار را رها کرده و به خارج از ایران سفر می‌کند. کیارستمی در هشتم تير ۱۳۹۵ در حالی که احتمال مرگ او می‌رفت، به صورت فوق العاده به پاریس منتقل شد و همان جا در ۷۶ سالگی فوت کرد.

این اتفاق منجر به اعتراض شدید جامعه هنری نسبت به رویه موجود شد و حتی کار به درگیری میان بخشی از هنرمندان و گروهی از پزشکان کشید و حتی عده‌ای از هنرمندان مقابل بیمارستان جم در اعتراض به عدم پاسخگویی و وقایع رخ داده، تجمع کردند. این تنش به مرور کاهش یافت. محکومیت احمد میر به درج در پرونده، عدم امکان راه اندازی مرکز درمانی تازه برای چند سال و همچنین درج حکم محکومیت در نشریه نظام پزشکی، دوباره آتش خشم اهالی سینما را برافروخت و این آتش زیر خاکستر در مراسم سالگرد کیارستمی که به تازگی برگزار شد، عیان گشت.

در این مراسم که سینماگرانی همچون مسعود کیمیایی، ‌بهمن فرمان‌آرا، اصغر فرهادی، ‌جعفر پناهی، ‌گلی امامی، ‌سیف‌الله صمدیان، ‌تهمینه میلانی، ‌محمد نیک‌بین، ‌پریسا بخت‌آور، مصطفی زمانی، ‌رضا کیانیان، ‌نیکی کریمی، سیروس الوند، همایون ارشادی، محسن امیریوسفی، محمدعلی نجفی، الهام پاوه‌نژاد، سحر دولتشاهی، حبیب رضایی، بابک کریمی، حامد بهداد، هوشنگ گلمکانی و… حضور داشتند، یک بیانیه مفصل صادر شد که صرفاً ناظر بر سبک بودنِ حکم نبود، بلکه بخش‌هایی از آن ناظر بر غیرعملیاتی بودنِ این حکم است.

در بند چهارم این بیانیه آمده بود: «درج‌شدن حکم توبیخ پزشک خاطی در نشریه‌ سازمان نظام پزشکی که طبق آخرین اطلاعاتی که به دست ما رسیده، ماه‌ها و شاید سال‌هاست از انتشار آخرین شماره آن می‌گذرد و از سال ۱۳۸۵ تاکنون، حکم توبیخ هیچ پزشکی در آن ثبت نشده، دهن‌کجی سازمان‌یافته‌ای به افکار عمومی است. رئیس سابق سازمان نظام پزشکی که خود مدیرمسئول نشریه بوده، با علم به منتشرنشدن نشریه و تعطیلی آن، چنین حکمی را امضا کرده است. سؤال مهم این است که آیا درج حکم تنبیه پزشک خاطی در بولتن داخلی پزشکان که منتشر هم نمی‌شود، تنبیه پیگیران پرونده بیمار است یا تنبیه پزشک؟ این تنبیه انتزاعی چه تأثیری در کاهش بروز کوتاهی و بی‌مسئولیتی پزشکی در جامعه درمان و سلامت کشور دارد؟»

بر اساس پیگیری «تابناک»، ادعای شده در این بیانیه سینماگران، قرین صحت است و اساساً نشریه نظام پزشکی از ۱۳۹۳ تاکنون منتشر نشده است! آخرین نسخه‌های این نشریه که در وب سایت سازمان نظام پزشکی قرار داده شده، متعلق به آذر ۱۳۹۳ است و پس از آن خبری از این نشریه نیست؛ بنابراین، چگونه قرار است حکم محکومیت احمد میر در نشریه‌ای به چاپ برسد که منتشر نمی‌شود؟!

این نوع برخورد با پرونده کیارستمی، به جز افزایش بدبینی نسبت به نوع نظارت بر پزشکان و بی‌پناه بودن اشخاصی که شهرت این هنرمند را ندارند، می‌تواند تبعات دیگری نیز داشته باشد و دور از انتظار نیست که برخی سینماگران در اعتراض به آنچه در این پرونده رخ داده، تصویری متفاوت با آنچه پزشکان دوست دارند ببینید را ثبت کرده و به نمایش بگذارند. انتظار می‌رود مشخص شود چگونه چنین حکم غیرقابل اجرایی برای این سینماگر صادر شده و چرا با چنین حکمی، دوباره اهالی سینما به خشم آورده شده‌اند؟


صدور حکم؛ پایان پرونده پدرم نیست


خبرگزاری ایسنا: چند روز قبل و در آستانه (۱۴ تیر ماه) دومین سالگرد درگذشت عباس کیارستمی ـ کارگردان سرشناس سینمای ایران ـ حکم قطعی پرونده پزشکی وی از سوی سازمان نظام پزشکی اعلام شد؛ حکمی که مدتی قبل هم در رسانه‌ها درج و باعث تعجب و حتی استهزاء در فضای مجازی هم شد.

اواخر خردادماه امسال دکتر علی فتاحی، معاون انتظامی سازمان نظام پزشکی با اشاره به کیفرخواست‌های صادر شده در پرونده پزشکی عباس کیارستمی اعلام کرده بود، پس از صدور رای در هیات بدوی به این رای اعتراض شد و بر همین اساس موضوع در هیات تجدیدنظر مورد بررسی مجدد قرار گرفت که به این رای نیز اعتراض شد و به این ترتیب پرونده به هیات عالی انتظامی سازمان نظام پزشکی ارجاع داده شد.

فرزندِ کیارستمی: صدور حکم؛ پایان پرونده پدرم نیست

سپس حدود ۱۰ روز بعد، دکتر محسن خلیلی قائم مقام معاون انتظامی کل سازمان نظام پزشکی در گفت‌وگویی با ایسنا بیان کرد:‌ با توجه به اینکه در این پرونده و در هیات تجدید نظر استان، رای به توبیخ کتبی با درج در پرونده و درج در نشریه سازمان داده شد، از طریق ریاست کل سازمان درخواست بررسی مجدد در این پرونده در هیات عالی شد. به این ترتیب هیات عالی نیز پس از رسیدگی، رای هیات تجدید نظر را تایید کرد.

وی افزود: با توجه به اینکه باید مراحل اداری و زمانی در این رابطه طی می‌شد و ۳۰ روز هم خانواده مرحوم زمان داشتند به رای هیات عالی اعتراض کنند که البته اعتراضی هم نشد، رای هیات عالی قطعی اعلام شد.

بنابراین در حالی حکم قطعی توبیخ کتبی با درج در پرونده نظام پزشکی و نشریه نظام پزشکی محل برای پزشک خاطی اعلام شد که از سه ماه محرومیت دکتر احمد میر از مطب در شهر تهران به توبیخ کتبی تقلیل یافت.

با این حال بهمن کیارستمی که از زمان درگذشت پدرش پیگیر جدی شکایت از بیمارستان و پزشکان مرتبط با درمان عباس کیارستمی بوده تاکید دارد که هنوز نقاط گنگی در این پرونده وجود دارد که حتی وزیر بهداشت هم با وجود قولی که داده بود، نتوانست آن‌ها را روشن کند و گزارشی ارائه دهد.

بهمن کیارستمی با اشاره به اینکه برای دومین سالگرد درگذشت پدرش برنامه‌ای خانوادگی و خصوصی تدارک دیده‌اند، درباره اعلام حکم قطعی و اینکه گفته شده ما دیگر اعتراضی نداشته‌ایم، بیان کرد:‌ وقتی خبرهای منتشر شده را از مسئولان سازمان نظام پزشکی می‌خوانیم می‌بینیم که پر از تناقض هستند. آقای خلیلی اعلام کرده که خود سازمان نظام پزشکی با اعمال ماده ۴۰ روی حکم اعتراض کرده که پرونده به هیأت عالی ارسال شود و هیأت عالی چون خود فرد هم‌ ذی‌نفع اعتراض بود همان رأی تجدیدنظر را تأیید کرده است.

او افزود: پس از مراسم اولین سالگرد پدرم در تیرماه سال گذشته، وزیر بهداشت قول پیگیری برای گرفتن گزارش روند درمان را داد. بعد در جلسه‌ای که ۱۱ مرداد سال گذشته در وزارت بهداشت و با حضور هاشمی و دکتر زالی (رییس سازمان نظام پزشکی) برگزار شد دکتر زالی که دوره مدیریت‌اش در سازمان نظام پزشکی تمام شده بود گفت بر اساس قانون امکان ارائه گزارش روند درمان وجود ندارد اما ایشان برای نمایش حسن نیتشان پیش از تودیع می‌خواهند که هیات عالی این مسئله را دوباره رسیدگی کنند و بر همین اساس از ما خواستند تا درخواست تجدیدنظر کنیم. بعد ریاست سازمان نظام پزشکی تغییر کرد و شرایط تازه‌ای پیش پای ما گذاشته شد. رییس جدید سازمان دکتر فاضل در بدو ورود اعلام کرد که در پرونده کیارستمی از کاه کوه ساخته‌ایم و در این پرونده به پزشکان ظلم شده است، حالا هم باعث تعجب نیست که آقای خلیلی مطلع نباشند پرونده در طول دوسال گذسته چه مسیری را طی کرده است.

او در پاسخ به اینکه حال با توجه به حکم قطعی اعلام شده ماجرا برای خانواده کیارستمی تمام شده است؟ گفت: من از همان هفته‌های اول یعنی بعد از اظهارات وزیر وقت ارشاد گفتم که حکم صادر شده برای پزشک خاطی برایمان بی‌اهمیت است. اساسا طرح شکایت برای گرفتن گزارش بود که هیچ وقت ارائه نشد. بنابراین این که حالا صدور حکم را به عنوان پایان پرونده تلقی کنیم بی‌معنی است و هنوز هر اقدامی در جهت گرفتن گزارش دقیق و قابل استناد لازم باشد انجام می‌دهیم. اما واقعیت این است که امید چندانی نداریم.

وی ادامه داد: وقتی وزیر بهداشت در مراسم اولین سالگرد می‌گوید با کمک رئیس جمهور و رئیس قوه قضاییه سعی می‌کند این گزارش را بگیرد اما نمی‌تواند، در واقع یعنی قانون مانع شفافیت است و راهی برای دسترسی به مستندات وجود ندارد. نظام پزشکی با استناد به قانون هیچ‌کس را در جایگاهی نمی‌بیند که بخواهد به او توضیح و گزارش دهد، نه خانواده و نه حتی خود بیمار را.

بهمن کیارستمی درباره تأکیدش بر گرفتن گزارش توضیح داد: در اولین مراسم سالگرد (تیرماه سال ۹۶) بخش عمده‌ای از روند درمان که مربوط به عمل چهارم به بعد و زمان ورود وزارت بهداشت به روند درمان شده بود تقریبا با جزییات عنوان شد، اما مسئله‌ی اصلی به پیش از این مقطع برمی‌گردد و حالا تقریبا بعد از دو سال و چهار ماه از اولین عمل، هرچه می‌دانیم اطلاعات درگوشی و پراکنده‌ای است از فلان پزشک مشاور یا فلان پرستار مهربان با تأکید براین که اطلاعات را نشنیده بگیریم. بالاخره در این چهار عمل چه اتفاقاتی افتاده؟ خطاهای پزشکی دقیقا چه بوده‌اند؟ در ماه اول چه تصمیماتی درست و چه تصمیماتی غلط بوده و قانون در برابر هریک از این تصمیمات چه می‌گوید؟ این‌ها تنها بخشی از سوالاتی هستند که بارها مطرح شده‌اند ولی سازمان نظام پزشکی ترجیح داد یا سکوت کند یا فرافکنی و یا تهدید. حالا هم که بعد از دو سال از مرگ کیارستمی، به این اعلامیه بسنده کرده‌اند که دکتر احمد میر، جراح معالج او را کتبا توبیخ می‌کنند و تا مدتی برایش گواهی عدم سوپیشینه صادر نمی‌کنند.

عباس کیارستمی، کارگردان «خانه دوست کجاست؟» از اسفند سال ۹۴ تا اوایل اردیبهشت ۹۵ به دلیل انجام چند عمل جراحی در ناحیه روده در بیمارستان بستری شد و پس از آن هم چند بار دیگر به بیمارستان مراجعه کرد تا اینکه سرانجام هشتم تیرماه ۹۵ برای تکمیل مراحل درمان به پاریس رفت ولی چند روز بعد (۱۴ تیر) در همان شهر پاریس و در سن ۷۶ سالگی درگذشت.


باران کوثری: هیچ‌کس قیم مردم نیست


اعتماد آنلاین: «عصبانی نیستم» بعد از حواشی فراوانی که داشت بعد از پنج سال مجوز اکران عمومی را به دست آورد. باران کوثری نقش ستاره را در این فیلم بازی می کند. باران کوثری از این نقش و اتفاقاتی که در این چند سال برای «عصبانی نیستم» رخ داد صحبت می‌کند که در ادامه می‌خوانید.

باران کوثری به حواشی معترض شد / هیچ‌کس قیم مردم نیست

* «عصبانی نیستم» بعد از چند سال اکران شد. این فیلم یکی از پرحاشیه‌ترین آثار سینمایی ایران لقب گرفت. با این تفاسیر فکر می‌کنید حالا که این فیلم اکران شده با توجه به موضوعش می‌تواند برای مخاطبین جذاب باشد؟

اعتقاد دارم «عصبانی نیستم» هیچ موضوع یا چیز عجیبی را در خود جای نداده است که بخواهد مشکلی را ایجاد کند یا اینکه خطری برای جایی داشته باشد. هیچ‌کسی اجازه ندارد که بگوید مردم چه چیزی را باید ببینند یا نبینند. مگر ما قیم مردم هستیم که چنین رفتاری را داشته باشیم. در همه جای دنیا فیلم‌هایی ساخته می‌شود که ناخودآگاه یک سری مسائل را هدف قرار می‌دهد، حالا این موضوعات می‌تواند اجتماعی یا سیاسی باشد. مسئولین امور در این موارد رده سنی خاصی برای فیلم‌ها قائل می‌شوند تا افرادی که صلاحیت دارند بتوانند آن اثر خاص را مشاهده کنند. نمی‌دانم این تفکر که مردم نباید چیزی را ببینند از کجا آمده و چه استدلالی پشت سر آن است. در این میان سئوالی پیش می‌آید مگر تا به امروز فیلم‌هایی با این سوژه خاص ساخته نشده است؟

چطور فیلم‌های دیگر می توانند نمایش داشته باشند اما به «عصبانی نیستم» که رسید قلب آسمان تپید و همه چیز خراب شد. چند فیلم درباره این موضوع خاص ساخته شد و در آن دروغ‌های فاحش گفتند و اجازه اکران گرفت و نمایش داده شد؟ «عصبانی نیستم» درباره اتفاقات سال ۸۸ نیست. یک فیلم اجتماعی است و درباره حواشی که در کنار این اتفاقات به وجود آمد صحبت می‌کند. مگر می‌شود کتمان کرد که در آن حوادث دانشجویانی آسیب دیدند یا اینکه از درس محروم شدند. بعد از این همه سال دانشجویانی هستند که تازه مجوز حضور در دانشگاه را به دست آورده‌اند. زندانیانی بوده‌اند که تازه آزاد شده‌اند و هنوز پیامدهای آن وقایع در جامعه قابل لمس است و دیده می‌شود.

* باران کوثری را به عنوان یک بازیگر صرف نمی‌شناسیم. او به عنوان فردی شناخته می‌شود که به موضوعاتی که در جامعه و در حوزه‌های مختلف رخ می دهد واکنش نشان می‌دهد و سعی دارد در این اتفاقات همراه مردم باشد. تا چه حد می‌توانیم با کمک افرادی مثل شما که صدایشان به جامعه می‌رسد بحث توقیف و موضوعاتی که به ضرر سینماست را رفع کنیم و به نوعی کمک باشیم؟

فکر می‌کنم ترسناک‌ترین اتفاق این است که من یا ما روزی در مقابل مردم قرار بگیریم یا در فیلم‌هایی بازی کنیم که کاملا سفارشی و ضد مردم هستند. واقعا ترسناک است که در مقابل مردم قرار بگیریم، زیرا هیچ قدرتی به اندازه قدرت مردم تاثیرگذار نیست. نمی‌دانم تا چه حد می‌توانیم درباره سانسور تعیین‌کننده باشیم و تاثیر بگذاریم، اما موضوعی که مشهود است این است که صحبت کردن و مطالبه‌گری درباره هر چیزی می‌تواند تبعات خوبی به دنبال داشته باشد. قطعا «عصبانی نیستم» اگر مطابق با خواست مردم نبود یا اینکه رضا درمیشیان تا این حد نمی‌جنگید اکران نمی‌شد. به رضا درمیشیان وعده‌های زیادی دادند تا فیلم را واگذار کند اما او به درستی زیر بار چنین پیشنهاداتی نرفت.

* چقدر ماندن در مواضعی که مد نظر عوامل بود برای اکران این فیلم کمک کرد؟ در این میان تلاش‌های زیادی برای اکران فیلم از سوی افراد مختلف شکل گرفت. آیا اکران «عصبانی نیستم» با این همه مسائل و مشکلاتی که داشت پیام خاصی را برای سینما و جامعه و فیلمسازان جوانی که مستقل فیلم می سازند اما شرایط اکران را به دست نمی آورند به همراه دارد؟

هیچ کسی نمی‌داند که رضا درمیشیان چه کشید. آخرین باری که قرار بود فیلم اکران شود و این اتفاق نیفتاد رضا درمیشیان با بغض با من صحبت می‌کرد. درمیشیان یک تنه به جنگ شرایط و افرادی رفت که به هیچ وجه راضی به اکران این فیلم نمی‌شدند. جالب اینکه افرادی درباره این فیلم موضع‌گیری می‌کردند که به سینما و فرهنگ هیچ ارتباطی نداشتند، اما نظرشان تاثیرگذار بود و می‌توانست مانع اکران فیلم شود. با این تفاسیر به رضا درمیشیان گفتم اگر یک سکانس از این فیلم هم اکران شود جای امیدواری دارد. معضل سانسور در کشور ما وجود دارد و کاملا آن را حس می‌کنیم. متاسفانه جشنواره‌های رنگارنگی هم نداریم که متصور شویم که بالاخره در جایی بعضی از فیلم‌ها نمایش داده می‌شوند. ما فقط یک جشنواره دولتی داریم که تاثیر زیادی هم در شرایط اکران و مسائل دیگر دارد. پافشاری و تصمیم رضا درمیشیان یک پیام خوب برای فیلمسازان جوان داشت که بجنگند و با مسائل روبرو شوند تا به نتیجه برسند.

* در کنار بحث «عصبانی نیستم» مایلم به فیلم «عرق سرد» هم اشاره کنم که سال قبل با آن در جشنواره حضور داشتید. «عرق سرد» درباره زنان و حضور آنها در جامعه و مسائل حرفه‌ای است که زنان با آن در ارتباط هستند. چقدر سینمای ما در سال‌های اخیر به موضوعات زنان توجه کرده است؟ تا چه حد ساخت فیلم‌هایی شبیه به «عرق سرد» می‌تواند روی جامعه و استقلال زنان در حوزه‌های مختلف کمک کند؟

در سینمای ما تعدادی فیلم توریستی درباره زنان ساخته می شوند که به هیچ وجه درست نیست و نگاه دقیقی هم ندارد. ساخت این نوع فیلم‌ها یا با اغراق همراه است و یا با نگاهی جنسیت‌زده که مخاطب آن را همراهی نمی‌کند. خوشحالم که سهیل بیرقی با حساسیت زیاد توانست فیلمی تولید کند که از حساسیت‌های واهی به دور باشد و به اصطلاح توریستی نباشد. «عرق سرد» به دلیل سوژه و موضوع زنان برای من بسیار عزیز و مهم است. در پایان دوست دارم بگویم که فیلم «عصبانی نیستم» بسیار سخت بود و فیلمبرداری سختی داشت. مدیر تولید فیلم زحمات بسیار زیادی کشید. همه با جان و دل برای فیلم زحمت کشیدند. صحنه‌هایی در این فیلم بود که من و نوید محمدزاده نمی‌توانستیم اشکمان را کنترل کنیم. امیدوارم مردم هم فیلم را دوست داشته باشند.


بادیگاردی به عینک و کت و شلوار نیست


جام جم: حرف و حدیثس دوباره از مصاحبه یکی از خبرگزاری‌ها با سردار شرفی، رئیس پلیس پیشگیری نیروی انتظامی داغ شد. سردار در پاسخ به سوال خبرنگار خبرگزاری تسنیم در مورد محافظ شخصی یا بادیگارد گفته بود، پلیس و نیروی انتظامی هیچ مجوزی جهت محافظت شخصی از افراد یا فعالیت بادیگاردها صادر نکرده و نه تنها پلیس، بلکه قانون هم چنین اجازه‌ای را نداده است.

چند می‌گیری مراقبم باشی؟

من بادیگارد ندارم!

سال گذشته و همزمان با اکران فیلم سینمایی «ساعت ۵ عصر» بود که صحبت کردن از این شغل وارد گروه فرهنگ و هنر رسانه‌ها شد. مهران مدیری برای حضور در افتتاحیه اکران خود به شهرهای مختلفی سفر می‌کرد. در موارد متعددی هنگام حضور در سینما، چند فرد با فیزیک و بدن‌هایی که بیشتر شبیه وزنه‌برداران و کشتی‌گیران بودند، او را همراهی می‌کردند. کت و شلوار یکدست مشکی و عینک دودی از دیگر ویژگی‌های همراهان مدیری بود؛ ویژگی‌هایی که در کنار یکدیگر، مفهوم بادیگارد را در ذهن مخاطب زنده می‌کردند. هرچند مدیری همان زمان اعلام کرد که اینها بادیگاردهای او نیستند و صرفا تشریفات میزبانی است و خودش هم بعضا از آنها خبر ندارد.

بادیگارد جنیفر چه می‌گوید؟

سراغ احمد ایراندوست می‌رویم. خیلی‌ها او را با نقش غول برره می‌شناسند. زمانی که یکی از مهم‌ترین سریال‌های طنز ۹۰ شبی روی آنتن شبکه سوم سیما می‌رفت. شایع است که ایراندوست در خارج از کشور دوره‌های بادیگاردی را طی کرده و مدتی هم بادیگارد جنیفر لوپز معروف بوده است. ایراندوست در پاسخ به سوال اول درباره استخدام بادیگارد برای چهره‌ها و سلبریتی‌ها این موضوع را تائید کرده، آن را محدود به چهره‌ها ندانسته و می‌گوید: «بله! خیلی از شرکت‌ها و افرادی که قدری وضع مالی خوبی داشته باشند دست به چنین کارهایی می‌زنند.» او  می‌گوید: «ثبت قانونی نیست. چون چنین چیزی در جامعه و قانون تعریف نشده است. مجوز هم ندارند ولی خب چون شناخته شده هستند بازیگران هم اصولا با آنها کار می‌کنند.» در ادامه هم چند مورد از این گرووه‌ها را نام می‌برد که طبعا از ذکر نام آنها در روزنامه معذوریم.

ساعتی چند؟!

شاید سطح قیمتی بادیگاردها هم برایتان جالب باشد. ما همین سوال را از ایراندوست پرسیدیم. او می‌گوید: «رنج قیمتی این افراد ساعتی ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان است. البته بسته به این‌که درجه آ باشد یا نه. مثلا اگر کسی رزومه کاری مشخصی داشته باشد این مبلغ را دریافت می‌کند ولی اگر نداشته باشد تا ساعتی ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان پایین می‌آید.» ایراندوست، سطح قیمت بادیگاردهای واقعی ثروتمندان را هم ماهی ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان اعلام می‌کند با ذکر این نکته که این نوع از بادیگاردها ۲۴ ساعتی هستند و همیشه باید با شخصیت همراه باشند. غول برره می‌گوید که به او هم پیشنهاد داده‌اند اما خودش عقیده دارد که او مال این کارها نیست.

ایراندوست می گوید: «من زمانی که بادیگارد جنیفر بودم ساعتی ۴۰۰ دلار حق‌الزحمه می‌گرفتم که به قیمت الان حدودا ساعتی ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان می‌شود. قیمتی که خانم‌های بازیگر به من پیشنهاد می‌کنند یک‌سوم این قیمت است.»

فقط چشم و هم‌چشمی

هرچند ایراندوست می‌گوید بادیگارد جنیفر لوپز بوده، اما بعضی منتقدان هم می‌گویند عکسی نیست که همراهی ایراندوست را با لوپز نشان دهد. با این حال ایراندوست فرصت را مناسب می‌بیند تا نقدی هم به روند بادیگارد و حفاظت شخصی در ایران بزند: «اینها آموزش لازم را ندیده‌اند. الان تنها چیزی که در ایران باب است، گندگی هیکل و ستبری بازوست بدون این‌که تخصصی در کار باشد. من چند روز قبل با یکی از مسئولان بودم. بادیگاردهایش به من گفتند که با او دست ندهم. حالا بگذریم که آن فرد با ما دست هم داد. در ادامه سر میز شام رفتیم. اصولا می‌گویند که باید حائلی بین من و آن شخص ایجاد شود، چون سر میز شام بودیم و روی میز هم تعدادی کارد و چنگال و چاقو قرار داشت. جالب این است که بدانید بادیگاردهایش صرفا به این بسنده کردند که به من بگویند با آن فرد دست ندهم.

این نشان می‌دهد که اینها علم بادیگاردی را ندارند. چیزی به نام حائل برای آنها معنا نداشت. من حدود دو سال و نیم دوره دیده‌ام.» او در ادامه بادیگاردهای چهره‌های سیاسی خارجی را مثال می‌زند و می‌گوید: «بادیگاردهای اینها بین ۱٫۶ تا ۱٫۷ متر قد دارند. هیکل و قد خاصی ندارند و صرفا به خاطر دقت عمل و واکنش فکری و عملی است. نسبت به رگ گردن، پیشانی، رگ‌های اطراف بغل بناگوش و نسبت به چیزهایی که توی ذهن طرف است تصمیم می‌گیرند، اما در ایران بادیگاردی صرفا به عینک دودی و کت و شلوار و قدری هم بر و رو خلاصه شده است. ما بادیگارد داریم که صرفا یک تی‌شرت پوشیده و در بین جمعیت است و کسی هم تشخیص نمی‌دهد که بادیگارد است. در ایران این چیزها جانیفتاده و برای چشم و هم‌چشمی کار می‌کنند بخصوص خانم‌ها.»


بادیگاردی صرفا عینک و کت و شلوار نیست


جام جم: حرف و حدیثش دوباره از مصاحبه یکی از خبرگزاری‌ها با سردار شرفی، رئیس پلیس پیشگیری نیروی انتظامی داغ شد. سردار در پاسخ به سوال خبرنگار خبرگزاری تسنیم در مورد محافظ شخصی یا بادیگارد گفته بود، پلیس و نیروی انتظامی هیچ مجوزی جهت محافظت شخصی از افراد یا فعالیت بادیگاردها صادر نکرده و نه تنها پلیس، بلکه قانون هم چنین اجازه‌ای را نداده است.

چند می‌گیری مراقبم باشی؟

من بادیگارد ندارم!

سال گذشته و همزمان با اکران فیلم سینمایی «ساعت ۵ عصر» بود که صحبت کردن از این شغل وارد گروه فرهنگ و هنر رسانه‌ها شد. مهران مدیری برای حضور در افتتاحیه اکران خود به شهرهای مختلفی سفر می‌کرد. در موارد متعددی هنگام حضور در سینما، چند فرد با فیزیک و بدن‌هایی که بیشتر شبیه وزنه‌برداران و کشتی‌گیران بودند، او را همراهی می‌کردند. کت و شلوار یکدست مشکی و عینک دودی از دیگر ویژگی‌های همراهان مدیری بود؛ ویژگی‌هایی که در کنار یکدیگر، مفهوم بادیگارد را در ذهن مخاطب زنده می‌کردند. هرچند مدیری همان زمان اعلام کرد که اینها بادیگاردهای او نیستند و صرفا تشریفات میزبانی است و خودش هم بعضا از آنها خبر ندارد.

بادیگارد جنیفر چه می‌گوید؟

سراغ احمد ایراندوست می‌رویم. خیلی‌ها او را با نقش غول برره می‌شناسند. زمانی که یکی از مهم‌ترین سریال‌های طنز ۹۰ شبی روی آنتن شبکه سوم سیما می‌رفت. شایع است که ایراندوست در خارج از کشور دوره‌های بادیگاردی را طی کرده و مدتی هم بادیگارد جنیفر لوپز معروف بوده است. ایراندوست در پاسخ به سوال اول درباره استخدام بادیگارد برای چهره‌ها و سلبریتی‌ها این موضوع را تائید کرده، آن را محدود به چهره‌ها ندانسته و می‌گوید: «بله! خیلی از شرکت‌ها و افرادی که قدری وضع مالی خوبی داشته باشند دست به چنین کارهایی می‌زنند.» او  می‌گوید: «ثبت قانونی نیست. چون چنین چیزی در جامعه و قانون تعریف نشده است. مجوز هم ندارند ولی خب چون شناخته شده هستند بازیگران هم اصولا با آنها کار می‌کنند.» در ادامه هم چند مورد از این گرووه‌ها را نام می‌برد که طبعا از ذکر نام آنها در روزنامه معذوریم.

ساعتی چند؟!

شاید سطح قیمتی بادیگاردها هم برایتان جالب باشد. ما همین سوال را از ایراندوست پرسیدیم. او می‌گوید: «رنج قیمتی این افراد ساعتی ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان است. البته بسته به این‌که درجه آ باشد یا نه. مثلا اگر کسی رزومه کاری مشخصی داشته باشد این مبلغ را دریافت می‌کند ولی اگر نداشته باشد تا ساعتی ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان پایین می‌آید.» ایراندوست، سطح قیمت بادیگاردهای واقعی ثروتمندان را هم ماهی ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان اعلام می‌کند با ذکر این نکته که این نوع از بادیگاردها ۲۴ ساعتی هستند و همیشه باید با شخصیت همراه باشند. غول برره می‌گوید که به او هم پیشنهاد داده‌اند اما خودش عقیده دارد که او مال این کارها نیست.

ایراندوست می گوید: «من زمانی که بادیگارد جنیفر بودم ساعتی ۴۰۰ دلار حق‌الزحمه می‌گرفتم که به قیمت الان حدودا ساعتی ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان می‌شود. قیمتی که خانم‌های بازیگر به من پیشنهاد می‌کنند یک‌سوم این قیمت است.»

فقط چشم و هم‌چشمی

هرچند ایراندوست می‌گوید بادیگارد جنیفر لوپز بوده، اما بعضی منتقدان هم می‌گویند عکسی نیست که همراهی ایراندوست را با لوپز نشان دهد. با این حال ایراندوست فرصت را مناسب می‌بیند تا نقدی هم به روند بادیگارد و حفاظت شخصی در ایران بزند: «اینها آموزش لازم را ندیده‌اند. الان تنها چیزی که در ایران باب است، گندگی هیکل و ستبری بازوست بدون این‌که تخصصی در کار باشد. من چند روز قبل با یکی از مسئولان بودم. بادیگاردهایش به من گفتند که با او دست ندهم. حالا بگذریم که آن فرد با ما دست هم داد. در ادامه سر میز شام رفتیم. اصولا می‌گویند که باید حائلی بین من و آن شخص ایجاد شود، چون سر میز شام بودیم و روی میز هم تعدادی کارد و چنگال و چاقو قرار داشت. جالب این است که بدانید بادیگاردهایش صرفا به این بسنده کردند که به من بگویند با آن فرد دست ندهم.

این نشان می‌دهد که اینها علم بادیگاردی را ندارند. چیزی به نام حائل برای آنها معنا نداشت. من حدود دو سال و نیم دوره دیده‌ام.» او در ادامه بادیگاردهای چهره‌های سیاسی خارجی را مثال می‌زند و می‌گوید: «بادیگاردهای اینها بین ۱٫۶ تا ۱٫۷ متر قد دارند. هیکل و قد خاصی ندارند و صرفا به خاطر دقت عمل و واکنش فکری و عملی است. نسبت به رگ گردن، پیشانی، رگ‌های اطراف بغل بناگوش و نسبت به چیزهایی که توی ذهن طرف است تصمیم می‌گیرند، اما در ایران بادیگاردی صرفا به عینک دودی و کت و شلوار و قدری هم بر و رو خلاصه شده است. ما بادیگارد داریم که صرفا یک تی‌شرت پوشیده و در بین جمعیت است و کسی هم تشخیص نمی‌دهد که بادیگارد است. در ایران این چیزها جانیفتاده و برای چشم و هم‌چشمی کار می‌کنند بخصوص خانم‌ها.»


بادیگاردی صرفا عینک و کت و شلوار نیست


جام جم: حرف و حدیثش دوباره از مصاحبه یکی از خبرگزاری‌ها با سردار شرفی، رئیس پلیس پیشگیری نیروی انتظامی داغ شد. سردار در پاسخ به سوال خبرنگار خبرگزاری تسنیم در مورد محافظ شخصی یا بادیگارد گفته بود، پلیس و نیروی انتظامی هیچ مجوزی جهت محافظت شخصی از افراد یا فعالیت بادیگاردها صادر نکرده و نه تنها پلیس، بلکه قانون هم چنین اجازه‌ای را نداده است.

چند می‌گیری مراقبم باشی؟

من بادیگارد ندارم!

سال گذشته و همزمان با اکران فیلم سینمایی «ساعت ۵ عصر» بود که صحبت کردن از این شغل وارد گروه فرهنگ و هنر رسانه‌ها شد. مهران مدیری برای حضور در افتتاحیه اکران خود به شهرهای مختلفی سفر می‌کرد. در موارد متعددی هنگام حضور در سینما، چند فرد با فیزیک و بدن‌هایی که بیشتر شبیه وزنه‌برداران و کشتی‌گیران بودند، او را همراهی می‌کردند. کت و شلوار یکدست مشکی و عینک دودی از دیگر ویژگی‌های همراهان مدیری بود؛ ویژگی‌هایی که در کنار یکدیگر، مفهوم بادیگارد را در ذهن مخاطب زنده می‌کردند. هرچند مدیری همان زمان اعلام کرد که اینها بادیگاردهای او نیستند و صرفا تشریفات میزبانی است و خودش هم بعضا از آنها خبر ندارد.

بادیگارد جنیفر چه می‌گوید؟

سراغ احمد ایراندوست می‌رویم. خیلی‌ها او را با نقش غول برره می‌شناسند. زمانی که یکی از مهم‌ترین سریال‌های طنز ۹۰ شبی روی آنتن شبکه سوم سیما می‌رفت. شایع است که ایراندوست در خارج از کشور دوره‌های بادیگاردی را طی کرده و مدتی هم بادیگارد جنیفر لوپز معروف بوده است. حفاظت شخصی از بعضی چهره‌های سیاسی خلیج‌فارس از دیگر مواردی است که به ایراندوست نسبت می‌دهند. بعد از چند مرتبه زنگ خوردن تلفنش را بر‌می‌دارد. تن و لحن صدایش هم تقریبا همان چیزی است که با دیدن خودش و فیزیک بدنش به ذهن می‌آید. ایراندوست در پاسخ به سوال اول درباره استخدام بادیگارد برای چهره‌ها و سلبریتی‌ها این موضوع را تائید کرده، آن را محدود به چهره‌ها ندانسته و می‌گوید: «بله! خیلی از شرکت‌ها و افرادی که قدری وضع مالی خوبی داشته باشند دست به چنین کارهایی می‌زنند.» او در مورد سلبریتی‌ها هم می‌گوید که آنها در زمانی که مراسم‌های خاصی مانند فرش قرمز، اکران یک فیلم سینمایی یا کنسرت بروند به صورت ساعتی، بادیگارد استخدام می‌کنند که البته به صورت تشریفاتی است. غول برره در مورد جواز قانونی چنین کاری هم صراحتا آن را غیرقانونی می‌داند و می‌گوید: «ثبت قانونی نیست. چون چنین چیزی در جامعه و قانون تعریف نشده است. مجوز هم ندارند ولی خب چون شناخته شده هستند بازیگران هم اصولا با آنها کار می‌کنند.» در ادامه هم چند مورد از این گرووه‌ها را نام می‌برد که طبعا از ذکر نام آنها در روزنامه معذوریم.

ساعتی چند؟!

شاید سطح قیمتی بادیگاردها هم برایتان جالب باشد. ما همین سوال را از ایراندوست پرسیدیم. او می‌گوید: «رنج قیمتی این افراد ساعتی ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار تومان است. البته بسته به این‌که درجه آ باشد یا نه. مثلا اگر کسی رزومه کاری مشخصی داشته باشد این مبلغ را دریافت می‌کند ولی اگر نداشته باشد تا ساعتی ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومان پایین می‌آید.» ایراندوست، سطح قیمت بادیگاردهای واقعی ثروتمندان را هم ماهی ۱۰ تا ۱۵ میلیون تومان اعلام می‌کند با ذکر این نکته که این نوع از بادیگاردها ۲۴ ساعتی هستند و همیشه باید با شخصیت همراه باشند. غول برره می‌گوید که به او هم پیشنهاد داده‌اند اما خودش عقیده دارد که او مال این کارها نیست.

این‌که چه کسانی به ایراندوست پیشنهاد داده‌اند هم باید جالب باشد: «بعضی بازیگرهای درجه یک خانم به من پیشنهاد داده‌اند که بادیگارد آنها باشم. به‌ آنها گفته‌ام که من سطح +آ هستم. کسی که بادیگارد جنیفر لوپز بوده سطح کار خودش را پایین نمی‌آورد. به عقیده من در ایران چیزی به نام سوپراستار نداریم.» اگر بخواهید بدانید چه حق‌الزحمه‌هایی به غول برره پیشنهاد داده‌اند هم باید بگوییم که طبق چیزی که ایراندوست می‌گوید به او ساعتی ۱٫۵ تا ۲ میلیون تومان حق‌الزحمه پیشنهاد داده‌اند. مبلغی که به عقیده او هرچند برای ایران خوب است، اما اگر بخواهید با قیمت فعلی ارز مقایسه کنید حدود یک‌سوم قیمت است: «من زمانی که بادیگارد جنیفر بودم ساعتی ۴۰۰ دلار حق‌الزحمه می‌گرفتم که به قیمت الان حدودا ساعتی ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان می‌شود. قیمتی که خانم‌های بازیگر به من پیشنهاد می‌کنند یک‌سوم این قیمت است.»

فقط چشم و هم‌چشمی

هرچند ایراندوست می‌گوید بادیگارد جنیفر لوپز بوده، اما بعضی منتقدان هم می‌گویند عکسی نیست که همراهی ایراندوست را با لوپز نشان دهد. با این حال ایراندوست فرصت را مناسب می‌بیند تا نقدی هم به روند بادیگارد و حفاظت شخصی در ایران بزند: «اینها آموزش لازم را ندیده‌اند. الان تنها چیزی که در ایران باب است، گندگی هیکل و ستبری بازوست بدون این‌که تخصصی در کار باشد. من چند روز قبل با یکی از مسئولان بودم. بادیگاردهایش به من گفتند که با او دست ندهم. حالا بگذریم که آن فرد با ما دست هم داد. در ادامه سر میز شام رفتیم. اصولا می‌گویند که باید حائلی بین من و آن شخص ایجاد شود، چون سر میز شام بودیم و روی میز هم تعدادی کارد و چنگال و چاقو قرار داشت. جالب این است که بدانید بادیگاردهایش صرفا به این بسنده کردند که به من بگویند با آن فرد دست ندهم. این نشان می‌دهد که اینها علم بادیگاردی را ندارند. چیزی به نام حائل برای آنها معنا نداشت. من حدود دو سال و نیم دوره دیده‌ام.» او در ادامه بادیگاردهای چهره‌های سیاسی خارجی را مثال می‌زند و می‌گوید: «بادیگاردهای اینها بین ۱٫۶ تا ۱٫۷ متر قد دارند. هیکل و قد خاصی ندارند و صرفا به خاطر دقت عمل و واکنش فکری و عملی است. نسبت به رگ گردن، پیشانی، رگ‌های اطراف بغل بناگوش و نسبت به چیزهایی که توی ذهن طرف است تصمیم می‌گیرند، اما در ایران بادیگاردی صرفا به عینک دودی و کت و شلوار و قدری هم بر و رو خلاصه شده است. ما بادیگارد داریم که صرفا یک تی‌شرت پوشیده و در بین جمعیت است و کسی هم تشخیص نمی‌دهد که بادیگارد است. در ایران این چیزها جانیفتاده و برای چشم و هم‌چشمی کار می‌کنند بخصوص خانم‌ها.»

سوزن به ایراندوست جوالدوز به حاتمی‌کیا!

شاید جالب باشد که بدانید ایراندوست در مورد فیلم «بادیگارد» ابراهیم حاتمی‌کیا چه نظری دارد. از نظر او این فیلم پر از ایراد است: «ایرادهای زیادی دارد. یکی از بزرگ‌ترین ایرادهایش این است که یک بادیگارد هیچ وقت گردن شخصیت خود را نمی‌گیرد و پشت شخصیت بایستد و تیراندازی کند. این اوج ایراد است. اولین کار بادیگارد این است که خودش را حائل شخصیت می‌کند و خودش را روی شخصیت می‌اندازد نه این‌که شخصیت را سپر خود قرار دهد.» البته به نظر می‌رسد که ایراد ایراندوست چندان وارد نباشد چرا که پرویز پرستویی به همین دلیل در فیلم مورد سوءظن قرار می‌گیرد که چرا سوژه را سپر خود کرده در حالی او باید سپر سوژه می‌شد.


1 2 3 12