Tag Archives: هستم

من نمی‌روم و تا انتها هستم



خبرگزاری ایسنا: در بخش تقدیر از ایرج طهماسب با نام «لاله های واژگون»، ابتدا متنی که توسط فریدون خسروی کارشناس، کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس اصفهانی نگارش شده بود قرائت شد و سپس ایرج طهماسب بر روی صحنه آمده و با حاضران سخنانی گفت.

طهماسب در این مراسم گفت: اصفهانی ها سلام! پیش از این هم گفته‌ام که من تاسف می خورم چرا اصفهانی نیستم، صحبت از لاله شد و من یاد لاله های واقعی افتادم.

او با بغض و گریه ادامه داد: ما نوکر مردم هستیم و من اصلا در برابر آنها عددی نیستم.

وی در ادامه با خنده بیان کرد: چند سال پیش برای من بزرگداشتی گرفتند و من این را گفتم «اگر فکر می کنید برای من بزرگداشت بگیرید، من می روم، اشتباه می کنید»، اکنون نیز همان جملات را تکرار می‌کنم، باید بگویم که نه! من نمی‌روم و تا انتها هستم.

در این لحظه محمدحسین لطیفی نیز که برای بزرگداشت ایرج طهماسب به اصفهان سفر کرده بود لحظاتی پشت تریبون رفته و در سخنانی کوتاه مطرح کرد: من امسال بارها به اصفهان سفر کردم و آن را و همه بچه‌های اصفهان را بسیار دوست دارم.

لطیفی خطاب به طهماسب، ادامه داد: پیش از این گفته‌ام و باز هم خطاب به «ایرج» می‌گویم که بچه‌های ما غیر از شما کسی را ندارند، پس بی‌مهری‌های ما را به حساب دیگری گذاشته و همیشه حضور داشته باشید تا ما هم از وجود و کارهای زیبای شما لذت ببریم.

او گفت: من به شخصه هنوز و هنوز می توانم از ایرج طهماسب بیاموزم.

آیین اختتامیه هفتمین جشنواره ملی فیلم کوتاه”حسنات” شامگاه ۲۵ اردیبهشت ماه در اصفهان با حضور جمعی از مسئولان و هنرمندانی چون محمدرضا فروتن، کیومرث پوراحمد، ایرج طهماسب، محمدحسین لطیفی، امرالله احمد جو کارگردان «روزی روزگاری» و دیگر هنرمندان برگزار شد.

حسین ملایی، رییس جشنواره حسنات با بیان اینکه بسیار خرسندیم که امسال نیز توفیق یافتیم تا هفتمین جشنواره ملی فیلم کوتاه حسنات با موضوع احسان و نیوکوکاری را در شهر اصفهان برقرار کنیم،‌افزود: سال‌های گذشته به تنهایی قادر به برگزاری این جشنواره نبودیم و نهادهای استان با ما همکاری کردند که امیدواریم در آینده نیز با همت دست اندرکاران و مسئولان استانی این رویداد فرهنگی ادامه پیدا کند.

رییس جشنواره ملی فیلم کوتاه حسنات اصفهان تاکید کرد: فراموش نکنیم که مردم کشورمان از کودک، نوجوان، جوان و پیر به شدت به شادمانی نیاز دارند و ما حضور هنرمندانی که در این امر مقدس نقش دارند را در جشنواره حسنات گرامی می داریم.

وی افزود: گرچه ما بضاعت کافی برای تقدیر از این هنرمندان نداریم اما تمامی افرادی که دغدغه فرهنگ هنر و اعتلای فرهنگ کشور را دارند در نزد ما عزیز و مورد تقدیر هستند.

در ادامه این مراسم پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی قرائت شد.

فیلم‌های بخش مسابقه جشنواره حسنات بسیار درخشان بود

رسول صدرعاملی، دبیر هفتمین جشنواره ملی فیلم کوتاه حسنات نیز در این آیین گفت: هفتمین دوره جشنواره ملی فیلم کوتاه حسنات اصفهان به سرانجام رسید و شاهد اتفاقات درخشانی بودیم که تکامل بخش تلاش های دوره ششم و ماقبل آن است.

وی با بیان اینکه دوره هفتم جشنواره حسنات بسیار شگفت انگیز بود، افزود: از دیدگاه من این تنها اتفاق در جهان است که یک کانون خیر صندوق قرض الحسنه با سینما در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند تا به این نتیجه برسیم هیچ حسنه‌ای بالاتر از نیکوکاری نیست که این امر نیز فقط از راه سینما امکان پذیر است.

دبیر جشنواره ملی فیلم کوتاه حسنات اصفهان تاکید کرد: بیش از ۳۰ فیلم بخش مسابقه امسال با فاصله زیادی از سال‌های قبل بسیار درخشان بودند و امیدواریم این فیلم‌ها پس از جشنواره تکثیر شود و در اختیار همگان قرار گیرد.

جشنواره اصفهان منحصر به اصفهانی‌ها نیست

وی با بیان اینکه این جشنواره فقط منحصر به اصفهانی‌ها نیست بلکه جشنواه‌ای ملی است و در ادامه می خواهیم جهانی بیاندیشد، تاکید کرد: بسیاری از کشورهای جهام از ما خواستند فیلم‌های آنها درباره احسان و نیکوکاری رابه نمایش بگذاریم که این سال آینده رخ می دهد.

فیلمنامه های برگزیده جشنواره حسنات چاپ می شود

صدرعاملی با بیان اینکه این درخواست را داشتیم که فیلمنامه های برگزیده چاپ شود، بیان داشت: امسال در زمینه پویانمایی نیز رشد چشمگیری داشتیم.

تجلیل از برترین‌ها

در بخش فیلم‌های کوتاه داستانی، مستند و پویانمایی به انتخاب هیات داوران جوان، فیلم «حیوان» به کارگردانی بهمن و بهرام حاج ابول لو(ارک)از تبریز موفق به کسب عنوان بهترین فیلم کوتاه داستانی از نگاه داوران جوان شدند و مهدی اسدی از تهران نیز جایزه بهترین فیلم کوتاه مستند از نگاه داوران جوان را برای فیلم «جمعه قالی» دریافت کرد. همچنین جایزه بهترین فیلم کوتاه پویانمائی از نگاه داوران جوان به « ایکی » به کارگردانی پرستو کاردگر از تهران تعلق گرفت.

بخش مستند فیلم «بی‌گدار» به کارگردانی علیرضا دهقان از یزد موفق به کسب عنوان بهترین فیلم کوتاه مستند شد و فاطمه مرزبان از گرگان نیز جایزه بهترین بهترین کارگردانی فیلم کوتاه مستند را برای فیلم «من می‌مانم» دریافت کرد.

همچنین جایزه بهترین پژوهش به «مرز مه‌آلود» به کارگردانی آتبین حسینی از تهران تعلق گرفت و هیأت داوران جایزه ویژه خود در بخش فیلم مستند را به حجت طاهری از نورآباد ممسنی برای فیلم « زندگی در خور موسی » تقدیم کردند.

در این بخش هیأت داوران جشنواره از دو فیلم « داستان عروسک‌ها» به کارگردانی سید مصطفی فخاری نیری از یزد و «داداسلطنه» به کارگردانی هادی احمدی از بانه تقدیر کردند و جایزه دبیرخانه جشنواره نیز به فیلم «رودنامه خوانی»از فرشاد احمدی دستگردی از اصفهان تعلق گرفت.

دیپلم افتخار، تندیس جشنواره و جایزه نقدی بهترین فیلم کوتاه پویانمایی به «داش آکل» به کارگردانی هاجر مهرانی از بوشهر رسید و پرستو کاردگر از تهران نیز جایزه بهترین بهترین کارگردانی فیلم کوتاه پویانمایی را برای فیلم «ایکی» دریافت کرد.

همچنین هیات داوران جایزه ویژه خود در بخش پویانمایی را به معین صمدی از کرمانشاه برای فیلم «جمشید، مرثیه‌ای بر یک اسطوره» تقدیم کردند و جایزه بهترین فیلمنامه فیلم کوتاه پویانمائی نیز به فیلم «پیشخدمت » نوشته محمدرضا عابدی از اصفهان تعلق گرفت.

در پایان برگزیدگان بخش داستانی جشنواره نیز فیلم «مانیکور» به کارگردانی آرمان فیض از تهران موفق به کسب عنوان بهترین فیلم کوتاه داستانی شد و طوفان نها قدرتی از تهران نیز جایزه بهترین بهترین کارگردانی فیلم کوتاه داستانی را برای فیلم «زونا» دریافت کرد.

همچنین جایزه بهترین بهترین فیلمنامه فیلم کوتاه داستانی به «مانیکور» به کارگردانی آرمان فیض از تهران تعلق گرفت و هیأت داوران جایزه ویژه خود در بخش فیلم کوتاه داستانی را به عاطفه محرابی از تهران برای فیلم «ساعت چهار» تقدیم کردند.

در این بخش جایزه زاون به فیلم «حیوان» به کارگردانی بهمن و بهرام حاج ابول لو (ارک) از تبریز اهداء شد و هیأت داوران جشنواره از فیلمنامه فیلم کوتاه داستانی « لابلای درختان» به کارگردانی محسن نبوی از شیراز تقدیر کردند.

همچنین در بخش فیلم‌های کوتاه داستانی جایزه بهترین تصویربرداری نیز به علی آبپاک از تبریز برای فیلم «حیوان» رسید.


مردم می‌گویند شبیه سهراب سپهری هستم


خبرگزاری مهر: علی قوی تن کارگردان سینما در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به فیلم سینمایی «رویای سهراب» که به تازگی پروانه ساخت گرفته است، گفت: به عنوان یک کارگردان دغدغه های خاص خود را دارم اما بی شک ساخت فیلم درباره شاعران جزو دغدغه های اصلی من به شمار نمی رود.

قوی‌تن: مردم می‌گویند شبیه سهراب سپهری هستم

وی ادامه داد: مساله اصلی که برای من طی سال های گذشته پیش آمده است این است که همیشه در کوچه و خیابان مردم به من گفته اند که شبیه زنده یاد سهراب سپهری شاعر کشورمان هستم و این پیشنهاد را بارها و بارها از سوی مردم دریافت کرده ام که چرا با این شباهت فیلمی درباره سهراب سپهری نمی سازم. همه این مسائل سبب شد تا طی این سال ها به این مساله فکر کنم که آیا فیلمی با موضوع سهراب سپهری بسازم یا خیر.

این کارگردان توضیح داد: درباره ساخت چنین فیلمی سال ها فکر کردم تا بتوانم زاویه دیدی را برای به تصویر کشیدن چنین اثری انتخاب کنم تا بزرگی چنین شاعری را به تصویر کشم. در نهایت بعد از گذشت ۱۰ سال، در سال ۹۷ تصمیم گرفتم تا این پروژه را جلوی دوربین ببرم.

قوی تن بیان کرد: وسواس زیادی در انتخاب نقش های مختلف دارم به همین دلیل تصمیم دارم تا با دقت و آرامش بازیگران مناسب برای کاراکترهای فیلم را انتخاب کنم.

این هنرمند تاکید کرد: تاکید می کنم که به دنبال ساخت یک اثر گیشه ای نیستم و تصمیم دارم از هنرمندان معتبر و حرفه ای برای این پروژه استفاده کنم.

وی در پایان گفت: بر اساس برنامه ریزی انجام شده فیلمبرداری این پروژه سینمایی اوایل تیر سال جاری آغاز می شود. امیدوارم این فیلم که سال ها در فکر ساخت آن هستم و حساسیت زیادی در نگارش فیلمنامه آن داشتم، تبدیل به یک اثر قابل توجه شود.


پیگیر پرونده فعالان محیط زیست هستم



اعتماد آنلاین: محمدرضا تابش، نماینده اردکان و رئیس فراکسیون محیط زیست در گفت‌وگو با خبرنگار اعتمادآنلاین به آخرین وضعیت فعالان بازداشت‌شده محیط زیست اشاره کرد و گفت: در ملاقات‌های عیدانه با رئیس‌جمهور، رئیس مجلس شورای اسلامی، معاون اول رئیس‌جمهور، رئیس قوه قضاییه و رئیس سازمان زندان‌ها به تمکین از قانون در رابطه با تعیین تکلیف فعالین زیست‌محیطی که در بازداشت هستند، تاکید کردیم.

وی ادامه داد: خانواده فعالین بازداشت‌شده در بندرعباس اطلاع چندانی از فرزند بازداشت شده خود ندارند برخی از خانواده‌های فعالین محیط زیست که پیگیر وضعیت فرزندانشان بودند از جمله خانواده آقای قدیری مدعی بودند ملاقاتی نداشتند و این موضوع مورد پیگیری قرار گرفت.

این نماینده مجلس در خصوص چرایی انجام نشدن ملاقات میان برخی از خانواده‌های فعالین محیط زیست با فرزند بازداشت شده‌شان، تصریح کرد: ضابطین اذعان داشتند که بازپرس هنوز حکمی برای ملاقات این متهم‌ها صادر نکرده است و از سوی دیگر دستگاه قضایی می‌گوید بازپرس حکم صادر کرده است ولی ضابطین هنوز اجازه انجام ملاقات را نداده‌اند. در هر صورت موضوع مورد پیگیری قرار گرفته و می‌گیرد.

تابش افزود: موضوع فعالین بازداشت‌شده محیط زیست، موضوعی نیست که به بوته فراموشی سپرده شود. همیشه با توجه به روحیه‌ای که دارم می‌گویم خیلی مسائل را رسانه‌ای نکنید، در حال حاضر هم اگر قضیه آقای قدیری بعد از قولی که مسئولین داده بودند، حل شده بود این موضوع را رسانه‌ای نمی کردم. اما چون این مسئله حل نشده از طریق رسانه‌ها موضوع را مطرح می‌کنم؛ اینکه کار در حال پیگیری است.

وی خاطرنشان کرد: مسئولین ذی‌ربط سعی شان بر این است که قانون مراعات شود منتها باید در اعمال مقررات و ضوابط قانونی به صورت شفاف اعلام کنند چه اقداماتی انجام داده‌اند. از آنها هم می‌خواهیم که قوانین و مقرارت قانونی حتما در قبال بازداشت‌شدگان رعایت شود. آنهایی که بازجویی‌هایشان تمام شده می‌توانند با قید وثیقه آزاد شوند و با خانواده‌هایشان ملاقات داشته باشند تا در محکمه به اتهاماتشان رسیدگی شود.

تابش در پاسخ به اینکه تعداد بازداشت شدگان محیط زیست چند نفر است، گفت: مجموع بازداشت‌شدگان محیط زیست که در دو مرحله بازداشت شده‌اند ۱۲ نفر است که ۷ نفر از آنها در ابتدا و ۵ نفر دیگر در مرحله دوم بازداشت شدند.

وی یادآور شد: تاکنون جلسات متعددی با مسئولین وزارت اطلاعات، سپاه و دادگستری داشتیم که این مسئولان ابعاد موضوع را تشریح کردند و عنوان شد مسائل و مواردی بوده و ما نیز روی ماهیت امر خیلی بحثی نداریم و تنها می‌گوییم همه چیز شفاف و در چارچوب قانون باشد.

رئیس فراکسیون محیط زیست با بیان اینکه دولت باید اهتمام بیشتری نسبت به موضوع فعالان بازداشت شده محیط زیست داشته باشد، تاکید کرد: در ابتدای سال در دیدارهایی که داشتم وضعیت فعالین بازداشت‌شده محیط زیست را پیگیری کردم، اما دولت هم باید در این موضوع اهتمام بیشتری داشته باشد و آن هیاتی که از طرف آقای رئیس‌جمهور برای پیگیری وضعیت فعالین بازداشت شده محیط زیست مشخص شد باید با جدیت بیشتری کار را دنبال کند.


در کنسرت ایران دنبال تجربه کردن هستم


خبرگزاری ایسنا: «به هنگام ساخت سری جاده ابریشم علاقه زیادی به نواهای موسیقی سنتی ایران در من به وجود آمد و در کل علاقه‌مند به فرهنگ سرزمین ایران هستم. موسیقی نواحی ایران را بارها گوش کرده‌ام و از آنها چیزهای زیادی آموختم و کشف کردم.»

این‌ها بخشی از اظهارات ماسانوری تاکاهاشی ملقب به «کیتارو»، موسیقیدان ژاپنی است که پیش از دومین حضور و کنسرتش در ایران مطرح کرده است.

کیتارو: موسیقی نواحی ایران را بارها گوش کرده‌ام

او درباره این کنسرت می‌گوید: حدود ۲۸ سال پیش آهنگی ساختم به نام کوجیکی که تصویری بسیار زیبا از سیاره و جهان عالم بود. برای ساخت این قطعه آقای پروفسور kazunari shibata که از اساتید برجسته و معروف در زمینه منظومه شمسی است، کمک شایانی به من کرد. این اجرا مفاهیمی در خود دارد که فقط با غرق شدن در نت به نت این موسیقی می‌شود نسبت به درک آن سعی و تلاش کرد. من این قطعه را در ایران اجرا خواهم کرد.

این موسیقیدان درباره اثر «جاده ابریشم» بیان می‌کند: خیلی خوشحالم که مردم این قطعه را دوست دارند. مایلم مراتب تشکر و قدردانی خودم را از تاثیر فرهنگ فارسی و ایرانی بابت ساخت این قطعه و فیلم مستند جاده ابریشم که برگرفته از فرهنگ غنی این منطقه است، اعلام کنم. موفقیت این اثر در همه دنیا را تاثیری از هنر ایرانی‌ها می دانم و قطعا آن را در کنسرت پیش رو در اردیبهشت ماه اجرا خواهم کرد. در کنسرت اردیبهشت تجربه جدیدی برای ایرانی‌ها می‌آورم.

کیتارو درباره درباره شناخت‌ش از موسیقی ایران و هنرمندان ایرانی نیز می‌گوید: من موسیقی خیلی از هنرمندان ایرانی را گوش دادم. به هنگام ساخت سری جاده ابریشم علاقه زیادی به نواهای موسیقی سنتی ایران در من به وجود آمد و در کل علاقه‌مند به فرهنگ سرزمین ایران هستم. موسیقی نواحی ایران را بارها گوش کرده‌ام و از آنها چیزهای زیادی آموختم و کشف کردم. مشخصا ایران دارای گنجینه‌های زیادی از موسیقی در بخش های مختلف آن است و کشف همه این گنجینه ها بسیار زمان بر و طولانی خواهد بود.

این هنرمند ژاپنی در ادامه اظهار می‌کند: ما ملت‌های زیادی در کره خاکی داریم و براساس ملیت‌های مختلف، آهنگ‌ها و ترانه‌های مختلفی برای اجرا داریم و می‌توانیم این را از طریق زبان موسیقی باهم تقسیم کنیم. فرهنگ و آئین‌های هر ملتی در یک جفرافیای خاص همیشه قابل توجه و مورد احترام من بوده و هست. این جزئی از تفکرات و ایدئولوژی من است که بتوانم با دانستن آداب و رسوم ملل مختلف، سعی در اجرایی در خور شان با ذائقه آن شنونده داشته باشم. گفتمان فرهنگی یا بهتربگویم گفتگو از طریق موسیقی که از نظرمن مقدس نیز هست، همواره برای من یک نگاه پراهمیت بوده و همواره تلاش کرده‌ام بتوانم در بهترین شرایط آنرا به گوش همه برسانم.

او اضافه می‌کند: شاید یکی از خاصیت‌ها موسیقی من این است که مخاطب و شنونده را با خود به سفری به اقصی نقاط جهان میبرد. این برای من خوشایند است و به شدت پرهیجان. شنونده این آثار بخاطر این سفر پرهیجان است که تا انتها با من همراه می شود و همین برای من بهترین لذت ها را در پی داشته است.


جهانگیری: در بهشت هستم!



خبرگزاری تسنیم: معاون اول رئیس‌جمهور به احتمال رفتنش به شهرداری تهران واکنش نشان داد.

اسحاق جهانگیری معاون اول رئیس‌جمهور در حاشیه جلسه هیئت دولت در پاسخ به این سوال که گفته شده شما از گزینه‌های شهرداری تهران هستید و چقدر این احتمال وجود دارد که در آینده به ساختمان شهرداری در خیابان بهشت بروید، گفت: الان هم در بهشت هستم؛ اینجا مگر بهشت نیست.

پس از استعفای نجفی و تایید آن از سوی رئیس شورای شهر تهران، محسن هاشمی و اسحاق جهانگیری به عنوان گزینه‌های مطرح جایگزین محمدعلی نجفی عنوان شده بودند.


محمدرضا ثلاث: من عاشق اعدام هستم



خبرگزاری مهر: متهم حادثه پاسداران با اشاره به اینکه من این چند نفر را ندیده‌ام، گفت: بارها از بازپرس پرونده پرسیده‌ام کِی مرا اعدام می‌کنید، چون دیگر علاقه‌ای به بازگشت به جامعه ندارم.

محمدرضا ثلاث در سومین جلسه رسیدگی به اتهاماتش در پاسخ به سؤال قاضی مبنی بر اینکه آیا اتهامات وارده را قبول دارید؟ گفت: خیر قبول ندارم.

وی خطاب به رئیس دادگاه گفت: من محمدرضا ثلاث از علاقه‌مندان فقرا هستم، ما به منظور حمایت از یکی از بزرگان خود و دوستانمان در پاسداران تجمع کرده بودیم که ناجا با باطوم شروع به زدن ما کرد؛ به طوری که سر من ۱۷ بخیه خورد.

متهم حادثه پاسداران اظهار داشت: اتوبوس محل خوابگاه ما بود و ما مالک آن را نمی‌شناختیم. حدود هزار نفر اُتراق کرده بودیم که بزرگ ما که قرار بود او را هم بگیرند، به ما گفت بروید؛ ما چند نفر ماندیم که کسانی که از شهرستان آمدند را راه بیندازیم.

وی در خصوص حمله به مأموران ناجا با اتوبوس گفت: من وقتی به سمت آنها حرکت کردم، به آنها چراغ دادم؛ حتی بوق هم زدم. قبلاً هم در پایگاه پلیس گفته بودم که عمداً این کار را نکردم، اما آنها دستان شکسته من را گرفتند و شروع به زدن من کردند.

ثلاث با بیان اینکه نیت من کشتن مأموران ناجا نبود، افزود: من به حرکت خود ادامه دادم چون نمی‌خواستم اینها بیایند و ما را بزنند، الان هم از خدا طلب بخشش برای خودم می‌خواهم.

بارها پرسیدم کِی مرا اعدام می‌کنند؟

راننده اتوبوس حادثه پاسداران با بیان اینکه من عاشق اعدام هستم، گفت: بارها از بازپرس پرسیدم که کِی من را اعدام می‌کنند، چون عاشق اعدام هستم و از این زندگی خسته شدم. در ضمن ما نرفته بودیم آدم بکشیم، بلکه برای تعصب مولایمان رفته بودیم و به همین دلیل وجدانم آسوده است.

وی با طرح این ادعا که برای جنگ و کشتن نیامده بودیم؟ تصریح کرد: دوست ندارم به جامعه برگردم.

قاضی محمدی کشکولی خطاب به متهم گفت: حرف‌های شما در این جلسه مغایر با دفاعیات گذشته شماست؛ چرا متفاوت صحبت می‌کنید که متهم پاسخ داد: اگر شما را هم جای من بگذارند، این‌طور می‌گویید؛ شکایت ناجا را به کجا ببرم. من عمداً هیچ آدمی را نکشتم.

ثلاث در پاسخ به سؤال دیگر قاضی مبنی بر اینکه چرا اتوبوس را متوقف نکردید؟ گفت: چون اراده‌ام دست خودم نبود.

قاضی کشکولی در ادامه خطاب به دادگاه گفت: فیلم‌هایی از این حادثه موجود است اما چون دارای تصاویر غیرقابل پخش است، در دادگاه پخش نکردیم.

در ادامه متهم در دفاع از خود گفت: من اصلاً این چند مأمور را ندیدم، اگر می‌دیدم حتماً می‌ایستادم.

وی در واکنش به سخن قاضی مبنی بر اینکه پزشکی قانونی افزود: شما در آن لحظه سلامت روان داشتید، تأئید می‌کنید؟

متهم پاسخ داد: بله من از هیچ چیزی استفاده نکردم، البته چشم‌هایم ضعیف است و حتی خوب شما را هم نمی‌بینم.

ثلاث افزود: ما روی شیشه‌های اتوبوس نقاشی‌های صلح و صفا کشیده بودیم چون همسایه‌ها شاکی نشوند.


حمید نعمت الله: من نگران زن‌ها هستم


سینماسینما: حمید نعمت الله که با فیلم «شعله ور» در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر حضور داشت، دیدگاه خود را درباره سینمای ایران و ساخته های خود بیان کرد.

حمید نعمت الله: من نگران زن‌ها هستم

نعمت الله درباره «شعله ور» گفت: «فیلم «شعله ور» را به مردم سیستان و بلوچستان تقدیم کردم. دلیل این کار این بود که این فیلم در این استان فیلمبرداری شده بود و مایل بودم که فیلم را به آنها تقدیم کنم. یک کارگردان هیچ وقت بابت مضمون فیلم یا شباهت های که وجود دارد فیلم را تقدیم نمی کند. گاهی یک فیلم از لحاظ مضمون و رویداد هیچ ربطی به جایی که فیلم به آن تقدیم می شود ندارد. اما تصمیم کارگردان این میان حائز اهمیت است. قصد داشتم از مردم سیستان و بلوچستان تشکر کنم.»

او گفت: «فیلم من به هیچ عنوان سفارشی نبود بلکه سفارش خود من بود که خوشبختانه آن را ساختم. جغرافیای بلوچستان باعث شد که برای من تجربه بهتری رقم بخورد. به دنبال تاثیرگذاری بودم که فکر می کنم در سیستان و بلوچستان به آن رسیدم.»

او ادامه داد: «یک کارگردان از یک بازیگر چه می خواهد؟ یک بازیگر باید محبوب و همراه باشد و امین حیایی در این زمینه بسیار خوب عمل کرد.»

نعمت الله درباره قهرمان های فیلم هایش گفت: «قطعا قهرمان اصلی هر فیلمی می تواند یک مضمون خاص باشد. گاهی یک ساختمان، فرد یا یک شهر باشد.»

حمید نعمت الله درباره موسیقی این فیلم گفت: «شاید به زودی یک فیلم درباره موسیقی بسازم. به این دلیل که موسیقی برایم بسیار مهم است. انتخاب موسیقی پایانی توسط سهراب پورناظری انجام شد. قرارهایی را با هم داشتیم، اما انتخاب قطعه پایانی توسط پور ناظزی انجام شد. برنامه ما این بود که موسیقی بلوچی داشته باشیم و همایون شجریان هم روی آن بخواند.»

کارگردان فیلم «شعله ور» درباره شخصیت های مرد و زنی که در فیلم هایش حضور دارند گفت: «البته من فیلم های زیادی نساخته ام. شاید به زودی یک سریال هم بسازم. اما به ظاهر از دور که نگاه می کنیم متوجه می شویم که زن ها انسان های بهتری هستند نسبت به مردها اما اگر نزدیک تر برویم داستان کمی پیچیده تر شود. فکر می کنم خانم ها به جوهر انسانی وفادار هستند و من من نگران زن ها هستم.»

کارگردان فیلم «بوتیک» درباره امید و حضور آن در فیلم هایش گفت: «قرار نیست همه فیلم ها با امید به پایان برسند و نیاز است که بگویم همه فیلم ها شورانگیز هستند. اما بعضی فیلم ها با امید تمام می شوند و بعضی فیلم ها هم نه. مهم این است که اصلا راجع به چه چیزی صحبت می کنیم. بستگی دارد که راجع به چه چیزی صحبت می کنیم. وقتی درباره یک دختر فراری صحبت می کنیم دیگر جای امیدی وجود ندارد. وقتی بچه هایی به تهران می آیند و با امید های واهی به دوبی می روند دیگر در این موضوع امیدی وجود ندارد. مثلا فیلم «بوتیک» مثال خوبی است. فیلم هایی هستند که حسادت در آن نمایان است. وقتی درباره حسادت صحبت می کنیم. باید به آن توجه کنیم. این موضوع در همه ما وجود دارد.»


وزیر کار: من، صدای بازنشستگان هستم



خبرگزاری فارس: جمعی از بازنشستگان کشوری صبح امروز سه شنبه ۸ اسفند در اعتراض به عدم اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری در مقابل وزارت کار تجمع کردند وعلی ربیعی در یک نشست و گفت‌و‌گوی سه ساعته حرف‌ها و خواسته‌ها آنها را شنید و دیدگاه‌ها و اقدامات انجام شده در این زمینه را مطرح کرد.

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی در جمع بازنشستگان معترض به عدم اجرای قانون مدیریت خدمات کشوری، گفت: من سخنگو و صدای بازنشستگان هستم.

وی گفت: هر زمان که بخواهید برای شما وقت خواهم گذاشت. من نه تنها حرف شما را گوش می‌دهم، بلکه می‌شنوم، به شما حق می‌دهم و امور شما را پیگیری می‌کنم.

ربیعی با بیان اینکه هیچ مشکلی در همراهی با خواسته‌های شما حتی در یک مورد ندارم، تأکید کرد: اختلاف نظری بین ما وجود ندارد.

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با ذکر مثالی از زیر فرش کردن خاکروبه‌ها گفت: ما مسائل و مشکلات را زیر فرش قرار نمی‌دهیم تا دیده نشود، بلکه برای شنیدن و حل آنها اقدام خواهیم کرد.

وی با بیان اینکه من با ساخت و پاخت‌ها نیامده‌ام، افزود: من هم مثل شما بودم حتی شاید وضع من از شما بدتر بود.

ربیعی افزود: من از نزدیک با مشکلات شما آشنا هستم و حداقل با چندین نفر از بازنشستگانی که قول داده بودم در منزلشان ملاقات داشتم.

وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی تأکید کرد: من برای اولین بار در تلویزبون راجع به کاهش ۶۷ درصدی قدرت خرید بازنشسته‌ها صحبت و موضوع را به عنوان مسئله مطرح کردم؛ بنابراین نمی‌توان گفت که با این مسئله آشنا نیستم.

وی خاطر نشان کرد: این مسئله آنقدر در کشور شناخته شد که در انتخابات ریاست جمهوری اخیر نیز هر کسی می‌خواست صحبت کند ناچار بود راجع به مسائل بازنشستگان نیز اظهار نظر کند.

ربیعی افزود: وقتی در مجلس راجع به موضوع بازنشستگی و صندوق‌ها صحبت کردم ، صندوق بازنشستگی کشوری یک کارپردازی ناعادلانه با یک آینده نامعلوم بود و ما پس از آن به فهم در خصوص این مسئله رسیدیم و دارای برنامه شدیم.

وزیرتعاون، کار ورفاه اجتماعی یادآور شد: من خود برنامه همسان سازی حقوق بازنشستگان و مصوبات آن را در مجلس دنبال کردم .

وی افزود: امسال نیز با توجه به اینکه پرداخت بدهی دولت به صندوق‌ها در برنامه دولت نبود، تلاش کردیم و برای آن بودجه اختصاص دادیم.

ربیعی با اشاره به اینکه در گذشته صندوق‌ها طوری مدیریت شده‌اند که این شکاف رخ داده است، گفت: انجام این کار حجم بالایی از پول می‌خواهد و من نمی‌گویم که کار خارق‌العاده کرده‌ایم ولی کارهای زیادی انجام شده است.

وی بیان داشت: اگر از من بپرسید این اقدامات کافی است؟ می‌گویم خیر کافی نیست اما ما باید جهت را درست کنیم و راه را ادامه بدهیم.


من مسؤل هستم، از من محافظت کنید!



مصطفی داننده در عصر ایران نوشت: ایران از تابستان ۶۰ تا چند سال بعد قربانی ترور بود. ترورهایی که گاهی هدف‌دار و گاهی کور بود. از دست دادن یک رییس جمهور، یک نخست وزیر، یک رییس قوه قضاییه و قریب ۳۰ نماینده مجلس، دادستان انقلاب چند امام جمعه و شماری از شهروندان عادی به خاطر ترور حکایت از این معنا دارد.

همین ترورها باعث شد تا محافظت از چهره‌های طراز اول و حتی مدیران درجه دو نظام در دستور کار قرار بگیرد. امام خمینی به پاسداران دستور دادند از شخصیت‌های نظام محافظت کنند. در بخشی از این پیام آمده بود:« پاسداران انقلاب و رؤسای آنان موظفند از این شخصیت های ارزنده انقلابی حفاظت کنند و رفت و آمدهای مشکوک را تحت نظر بگیرند؛ اگر چه خود آنان راضی نباشند» پیش از این موج و در پی ترور هاشمی رفسنجانی در خرداد ۵۸ نیز بر حفاظت بیشتر از شخصیت هایی چون او تأکید ورزیده بودند. اما فرمان امام به این معنی نبود که هر مقام و مسوولی بادیگارد داشته باشد.

بعد از این ترورها دیگر محافظت از مسؤولان کشور تبدیل به امری عادی شد. حتی زمانی که دیگر کشور در امنیت کامل بود و دیگر در کشور تروری انجام نمی‌شد.

مردم هرگاه در خیابان یا جلسه‌های عمومی و خصوصی مسؤولی را می‌بینند حتما کنار او افرادی قوی هیکل و بلند قد حضور دارند که وظیفه بادیگاردی او را به عهده دارند.

حتی اینقدر این ماجرا جدی گرفته شده است که در مراسم عمومی با میله‌های فلزی میان مدیران کشور و مردم فاصله ایجاد شده است. مسؤولان جایی می‌نشینند و مردم جای دیگر.

نماز جمعه که مردمی ترین مراسم این کشور در بسیاری از سال‌ها بوده است هم دچار این نرده زدگی شده بود. البته با اقدام مناسب امام جمعه تبریز که دستور به برداشتن این میله‌ها در نماز جمعه این شهر کرد، کم کم دیگر شهرها هم در حال برداشتن این میله‌ها هستند.

طی روزهای اخیر اما خودروی امام جمعه ایلام و حضور چندین نفر کنار او خبر ساز شده است. ماشین تا حدودی گران قیمت که پسر امام جمعه محترم آن را براي حفظ امنيت پدرش لازم دانسته است.

در سال‌های نه چندان دور روحانیون از بزرگ و نامی و تا طلبه‌های ساده در میان مردم بودند و با آنها زندگی می‌کردند بدون اینکه کسی بخواهد میان آنها و مردم فاصله ایجاد کند.

به نظر می‌رسد ماجرای حفاظت از مسؤولان در این کشور بسیار جدی گرفته شده است. این در حالی است که در بسیاری از کشورها مدیران رده بالا در حد وزیر و یا حتی رییس جمهور بدون هیچ محافظی در میان مردم حاضر می‌شوند.

گویی بسیاری از آقایان و خانم‌ها از اینکه کسی برای آنها در را باز کند و افرادی پشت سر آنها قدم بزنند لذت می‌برند. وگرنه چه اشکالی دارد آنها حداقل در هفته یک یا دو روز را در میان مردم باشند با آنها حرف بزنند و گفت‌وگو کنند.

تنها فرق آنها با مردم عادی مسؤولیت آنهاست. می‌بینیم که حتی در بسیاری از شهرها کسانی که عضو شورای شهر هم هستند سعی می‌کنند برای خود دم و دستگاه همراهان ایجاد کنند.

به نظر می‌رسد این رسم به پایان خود نزدیک شده است. به جز سران کشور که حفاظت از آنها امر عقلانی است واقعا بسیاری از افراد احتیاج به محافظ ندارند و می‌توانند راحت و بدون هیچ مشکل و ترسی به میان مردم بروند.

امیدواریم به زودی شاهد این حضور باشیم.


ادعا ندارم که مجری خوبی هستم



خبرگزاری صبا: اخیرا بسیاری از بازیگران در برنامه‌های تلویزیونی اجرا می‌کنند؛ با اکثر آن‌ها که صحبت می‌کنیم می‌گویند ما خود را مجری نمی‌دانیم؛ کما این‌که در این عرصه فعال هستند؛ شما چطور؟

به‌طور‌کل من آدم مدعی نیستم؛ در‌نهایت اگر بگویم که مجری توانمند یا بر عکس مجری خوبی نیستم، این بیننده است که باید در‌خصوص این موضوع قضاوت کند؛ البته گاهی بینندگان هم سلیقه‌ای برخورد می‌کنند و شاید بخشی هم کارشناسانه؛ اما من سعی می‌کنم اصول ابتدایی اجرا را رعایت کنم؛ به‌طوری‌که از روی دست آدم‌هایی که به‌اصطلاح این‌کاره هستند نگاه می‌کنم، چه نمونه‌های داخلی و چه نمونه‌های خارجی؛ در‌واقع قبل از این‌که برنامه «پنجره‌ها» و بحث اجرا پیش آمده باشد برنامه‌های گفت‌وگو محور داخلی و خارجی را بنا‌به علاقه شخصی دنبال می‌کردم. بنابراین قائدتا نوع رفتار، گفتار و منش مجری در ذهنم ثبت شده است. در این شرایط می‌توان خود را به استانداردهای اجرا نزدیک کرد. حال این‌که چهره، جنس صدا و چشم من با بیننده گره بخورد یا نه بحثی جداست که قسمت عمده آن مربوط به آن سوی دوربین یعنی مربوط به چشم و سلیقه تماشاچی است که در عین‌حال بایستی یک‌سری استانداردها را من رعایت کنم؛ مجموع همه این عوامل در کنار هم پکیجی به‌نام برنامه را ارئه می‌دهد؛ اگر فیزیک، شیمی و گرافیک برنامه درست باشد مجری را هم جذاب جلوه می‌دهد؛ همه این فاکتورها به‌نوعی پاس‌کاری است تا در‌نهایت مجری تمام این پاس‌ها (سوژه، دکور، مهمان، بحث‌ها، نزدیک شدن به خط قرمزهای نه صرفا گفتاری و دیداری بلکه آن‌هایی که برای بیننده جذاب هستند؛ یعنی این‌که بدانید که چه مواردی در سنین مختلف جذاب هستند) را به گل برساند. اگر این پاس‌ها در منطقه درست به مجری برسد مجری هم می‌تواند گل بزند؛ گل‌زدن هم به معنای جذب تماشاچی است؛ در غیر این‌صورت نمی‌توان با تماشاچی ارتباط خوبی برقرار کرد؛ اگر بهترین مجری دنیا را هم بیاورید در‌صورت عدم‌جذابیت برنامه، بیننده آن را پس می‌زند.

عکس این حالت چطور؟

بله؛ اگر بهترین برنامه را هم داشته باشید و مجری کار خود را به‌درستی انجام ندهد، برنامه را خراب خواهد کرد؛ تمام این‌ها مثل زنجیر به‌هم متصل‌اند؛ من ادعایی ندارم که مجری خوبی هستم اما تمام تلاشم بر این است تا اجرای درست و استانداردی داشته باشم.

تولیدی و زنده بودن یک برنامه در کیفیت اجرا چقدر می‌تواند موثر باشد؟

مطمئنا برنامه زنده برای تمامی عوامل استرس زیادی دارد ودر رأس آن‌ها برای مجری؛ متاسفانه در برنامه‌های زنده مسائل حاشیه‌ای وجود دارند و این مسائل در اکثر موارد به‌پای مجری نوشته می‌شود؛ اما از‌نظر اجرا هیچ تفاوتی نیست؛ ما برای برنامه «پنجره‌ها» در مدت‌زمان دو الی سه‌ساعت برنامه را ضبط می‌کنیم؛ این در‌حالی است که مدت برنامه هم دوساعت است؛ بنابراین تقریبا مانند یک برنامه زنده از ما زمان می‌برد.

قبل از قبول اجرای «پنجره‌ها» چه کسانی به شما مشاوره دادند؟

با کامبیز دیرباز مشورت کردم. قائدتا شما دایره‌ای از دوستان نزدیک به خود دارید که در مرکز این دایره همراه با خودت قرار می‌گیرند، در شعاع این دایره راجع‌به تمام رخدادهایی که در عرصه کاری برایم می افتند با دوستان نزدیکم حرف می‌زنم. راجع‌به این پیشنهاد هم با آقای دیرباز صحبت کردم. چون او سال قبل دو تجربه اجرا داشت، این‌کار را می‌شناخت و با فضای سازمان و اجرا آشنایی داشت.

اگربعد از برنامه «پنجره‌ها» پیشنهاد اجرا داشته باشید، باز‌هم قبول می‌کنید؟

همین الان هم پیشنهاد اجرا دارم؛ ولی به‌دلیل ایفای نقش در سریال «آنام» نمی‌توانم بپذیرم.‌

چشم‌اندازی که برای اجرا دارید چیست؟ بازهم به اجرا فکر می‌کنید یا قصد دارید آن را کنار بگذارید؟

من اجرا را دوست دارم. به‌نظر من در اجرا می‌توانید یک‌سری دغدغه‌های شخص خود را بازگو کنید که من این اتفاق را دوست دارم. دغدغه‌های شخصی مجید واشقانی همراه خودش می‌آید؛ مثلا‌ اگر در مسیر برنامه یک بی‌قانونی دیده باشم آن را بازگو می‌کنم یا حتی کار اشتباهی که خودم انجام داده باشم را به‌عنوان شخص‌ثالث تعریف می‌کنم؛ اگر یک‌نفر هم از این صحبت‌ها تاثیر بگیرد کافی است. اجرا خیلی جای درستی است، اجرا یعنی شما به لنزی نگاه می‌کنید که قرار است میلیون‌ها آدم از طریق همان لنز تو را نگاه کنند.

سریال «آنام» به‌خاطر فضای خانوادگی مورد‌استقبال مخاطبان قرار گرفته است،‌ با‌وجود این، فکر نمی‌کنید شخصیت بیژن تبدیل به قهرمانی شده که به تنهایی خیلی از مسائل را به‌دوش می‌کشد؟

اگر کسی به من بگوید که قهرمان سریال بیژن هست،‌ خوشایند است اما من قهرمان را فراتر از این می‌بینم. بیژن آدمی است پر از مشکلات شخصی که امروزه در جامعه‌مان خیلی زیاد است. به این‌ها نمی‌شود گفت قهرمان، این‌ها آدم‌هایی هستند درون مشکلات فراوان گرفتار شده‌اند؛ اگر بتوانی زیر‌بار این همه مشکلات نفس بکشی و زندگی کنی قهرمان هستی.

در «آنام» مشکلات و ‌آسیب‌های جامعه را می‌بینیم آیا به فراخور معضلات وبه همان اندازه به راه‌حل‌های متناسب برای رفع آن‌ها پرداخته شده است؟

من رسالت کارهای این‌چنینی را چه در تلویزیون و چه در سینما نشان دادن راه‌حل نمی‌بینم؛ مضاف بر این‌که «آنام» راه‌حل‌ها را هم نشان می‌دهد. مثلا درباره مشکل نازایی راه‌حل و روشنفکری علمی را نشان می‌دهد. کارشناسی می‌کند و درباره مشکلات اعم از بیکاری، فساد اقتصادی حرف می‌زند اما آن چیزی که در‌نهایت قرار است به آن رسیده شود، ‌مضاف بر روشنگری و اطلاع‌رسانی کارشناسانه، داشتن امید است. داستانی را روایت می‌کنیم که در بیننده امید زنده شود نه این‌که افسرده‌تر شود. متاسفانه بعضی بیننده‌ها کم صبر و عجول هستند، باید اجازه بدهند قصه روایت شود و گره‌ها باز شوند تا راجع آن مشکلات اطلاعات پیدا کنند.‌

شما معتقدید که هنوز هم قصه‌های اجتماعی در سریال‌ها بیننده‌های بیشتری دارند؟ اولویتتان برای انتخاب نقش در چه داستان‌هایی است؟

۱۰۰‌درصد با شما موافقم. من می‌گویم در سینما و تلویزیون کاری که قصه‌گو نیست نباید ساخته شود. فیلم‌های خاص و ژانر هنری سینمای مخصوص به‌خود را دارند. آن فرد اگر علاقه‌مند باشد کارگردان و فیلمش را پیدا می‌کند یا در سینما و خانه فیلم را می‌بیند. اگر من علاقه‌مند به فرم‌های خاص تصویری هستم، شبکه‌های مختلفی داریم که هرکدام فیلم‌های خارجی، مستند،‌ گفت‌وگو‌محور و سریال‌های خاص نشان می‌دهند. سینما و تلویزیون ملی باید پیام‌های خود را در قالب قصه بگوید. فیلم بی‌قصه ارزش دیدن ندارد. سریال باید از اجتماع خودمان بگوید نه از فضای خیالی از آدم‌های خیلی مثبت یا خیلی منفی که مردم بعد از دیدن آن‌ها باورشان‌ نکنند.

نقش شما در سریال «آنام» در قسمت‌هایی برون‌گرایی خاصی دارد که البته خیلی‌هم خوب است؛ این کنش‌ها و واکنش‌ها بر‌اساس خلقیات ذاتی و امر بداهه است یا جزء به جزء براساس سناریو پیش می‌روید؟

۴۰‌قسمت فیلمنامه این سریال از اول نوشته شده بود. جایی‌که شما تکلیفتان از‌قبل معلوم است بداهه معنایی ندارد. وقتی بازیگر از خودش بداهه نشان می‌دهد، یعنی بلاتکلیف است. هر‌قسمت از برنامه با تکیلف روشن گرفته شده است. از قبل می‌دانستیم قرار است چه اتفاقی بیفتد. کاراکتر بیژن پیچیده‌ترین نقشی بوده است که تا الان بازی کردم؛ چراکه بیژن آدمی است پر از نداسته و دانسته که قرار است سکانس به سکانس آن‌ها را کشف کند. این نقش پر از پیچیدگی‌ و بسیار سخت است که به‌راحتی می‌توانید آن‌ها را اشتباه بازی کنید و مسیر را غلط بروید.

همکاری با جواد افشار و بازیگرانی سریال «آنام» چطور بود؟

این سریال دومین همکاری من با جواد افشار بود؛ همکاری اولم با سریال «برادر» رقم خورد که همکاری خوبی هم داشتیم و تجربه فوق‌العاده خوبی بود؛ افشار مدیوم تلویزیون را می‌شناسد، تماشاچی را حفظ می‌کند و روی تک‌تک اتفاقات اجتماعی خیلی ریز تاکید می‌کند و قصه‌گویی را بلد است. امیرعباس پیام به‌شدت قصه خیلی خوبی نوشته است و جواد افشار هم بلد است این قصه را روایت کند و در مرحله بعدی کار به بازیگران رسیده است، مثلا بازی فوق‌العاده خانم گلچهره سجادیه که پس از سال‌ها به تلویزیون بازگشتند، امتیاز مثبت این سریال است. آقای عبدالرضا اکبری سریال‌های بسیار پر بیننده‌ای داشته و شخصیت دوست‌داشتنی برای بیننده‌ها دارد. آقای کاظم بلوچی فوق‌العاده است و مابقی دوستان در‌سریال؛ در‌نهایت کست بسیار‌خوبی در ‌کار حضور دارند. نویسنده خوب و کارگردان خیلی‌خوبی داریم که در‌نهایت نتیجه‌ این می‌شود که مردم آن سریال را نگاه می‌کنند. مهم‌ترین مسئله برای یک‌سریال این است که مردم آن را ببینند، اگر این اتفاق نیفتد آن سریال، بدترین سریال روی زمین است.

شبنم قلی‌خانی پارتنر شما در سریال است؛ بازی در‌کنار او چه ویژگی‌هایی دارد؟

خانم شبنم قلی‌خانی پارنتر خیلی خوبی است. پارنتر خیلی مهم است، چون شما اگر پارنتر خوبی نداشته باشید مثل این است که پاسور خوبی باشید و مدام جواب پاس شما برنگردد؛ پارنتر خوب بودن خیلی تاثیر دارد. خانم شبنم قلی‌خانی نقشی مثل مریم مقدس را بازی کرده‌اند که در‌ادامه بازخورد خیلی خوبی در کارهای بعدی گرفتند. خانم مهرانه مهین‌ترابی هم بازی و کارنامه موفقشان همیشه در کارها دیده می‌شود. در‌واقع بیننده با آن کارهای قبلی‌ای که از شما دیده است، یک پیش‌زمینه ذهنی دارد، که اگر پیش‌زمنیه خوبی باشد، در کارهای بعدی هم همراه با شما می‌آید.

از پیشنهادات جدید کاری بگویید.

چند پیشنهاد سینمایی و تلویزیونی دارم که در‌حال سبک و سنگین کردن آن‌ها هستم. در کار سینما وسواسی دارم که باعث شده تا به امروز کار سینمایی قابل‌گفتنی نداشته باشم. دوست دارم در جایگاهی وارد فضای سینما بشوم که حرفی برای گفتن داشته باشم؛ در حال‌حاضر منتظرم سریال «آنام» تمام شود و با فراغ‌خاطر به سراغ کارهای بعدی بروم. پیشنهادهایی خوبی دارم؛ مطمئنم کار به کار وسواسم بیشتر می‌شود، مگر این‌که خدایی نکرده مسیر را اشتباه بروم. تنها چیزی که باعث می‌شود شاید جایی مسیر را اشتباه بروم این است که اعتماد بی‌جا می‌کنم یا در رودربایستی قرار بگیرم که متاسفانه آدم این مدلی هستم. در غیر این‌صورت به‌لحاظ این‌که نقش و قصه را بشناسم متوجه کاری که می‌خواهم انجام بدهم هستم.

کلام آخر.

ممنونم و امیدوارم سریال «آنام» به سرانجام خوبی برسد و در نگاه مردم باقی بماند. این تلویزیون تنها چیزی که نیاز دارد، تماشاچی و اعتماد مردم است؛ مردم تلویزیون را با دیدن برنامه‌ها حمایت می‌کنند حتی اگر انتقادی به آن دارند. صداو سیما ملی هرطور که شده باید یک صدا و سیمای پولدار با اقتصاد قوی باشد؛ تمام ارگان‌های حکومتی باید صدا و سیما را حمالیت کنند؛ باید به‌اندازه پدافند و آفند در مملکت‌مان، تلویزیون هم نیرومند و قوی باشد چراکه تلویزیون هم یک پدافند تصویری است؛ امروز در دنیا جلوه نامناسبی از ما به تصویر می‌کشند و ما باید در مقابله با آن‌ها یک جنگ و دفاع تصویری داشته باشیم. من غصه می‌خورم وقتی می‌بینم رسانه ملی بی‌پول شده است؛ چرا باید از بودجه صدا وسیما کاسته شود؟ همان‌طور که در دنیا رقابت و جنگ نظامی وجود دارد به همان اندازه در همان سنگر و خط‌مقدم جنگ و رقابت تصویری وجود دارد. اگر عقب بمانیم مطمئنا دنیا از ما جلو می‌زند و چهار شبکه خارجی که در یک آپارتمان با دو دوربین برنامه می‌سازند از ما جلو می‌افتند؛ نباید این اتفاق بیفتد؛ در پایان باید بگویم برنامه «پنجره‌ها» یک برنامه کاملا آبروداری است. مهمان‌های شریفی داشته است و ما یک برنامه تمام حرفه‌ای ساختیم.