Tag Archives: پرده

کدام فیلم‌های روی پرده محدودیت سنی دارند؟



خبرگزاری ایسنا: مدیر کل سینمای حرفه ای سازمان سینمایی تاکید کرد: فیلم‌هایی که برای اکران شان محدودیت سنی مشخص می‌شود در همه تبلیغاتشان ملزم به اعلام آن هستند.

به نقل از روابط عمومی سازمان سینمایی، محمدرضا فرجی گفت: «به وقت شام» از فیلمهای اکران نوروز و «خوک» که در حال اکران است محدویت سنی دارند که اعلام شده در همه تبلیغات بصری شامل پوستر، بیلبورد و سردر درج شود در غیر اینصورت به پخش کننده تذکر جدی داده خواهد شد.

وی ادامه داد: محدودیت سنی با توجه به محتوا و نوع فیلم از سوی شورای پروانه نمایش تعیین می شود و لازم الاجرا است.


خبرگزاری آريا – نمايش حماسه‌هاي شاهنامه در پرده نقالي منطقه ۱۵


نمايش حماسه‌هاي شاهنامه در پرده نقالي منطقه 15

خبرگزاري آريا- رئيس مجتمع شهيدان جعفري نژاد از راه اندازي پرده خواني و شاهنامه خواني به مناسبت روز بزرگداشت فردوسي خبر داد.
به گزارش خبرگزاري آريا، فرهاد اقبال صفت با اشاره به اجراي پرده خواني و نمايش با موضوعات و داستان هاي شاهنامه بيان کرد: اين کار با هدف ترويج فرهنگ نقالي و پرده خواني ، آموزش آموزه هاي اخلاقي شاهنامه، ارتقاى سطح فرهنگى خانواده‌ها از راه علاقه‌ مندسازى آنان به ادبيات فارسى و پررنگ کردن نقش زبان و ادب فارسى در به ظهور رساندن بلوغ فرهنگى خانواده‌ها و… برگزار مي شود.
وي ادامه داد: اين برنامه با عنوان “سال سي” روز سه شنبه ۲۵ ارديبهشت ماه از ساعت ۱۰ در سالن غدير مجتمع شهيدان جعفري نژاد برگزار مي شود.
علاقه مندان براي شرکت در اين برنامه مي توانند به آدرس ميدان خراسان، خيابان خاوران، سه راه هاشم آباد، انتهاي هاشم آباد مراجعه کنند و يا براي کسب اطلاعات بيشتر با شماره ۳۳۰۲۱۸۱۸ تماس بگيرند.


تهدید حجتی به افشای پشت پرده انتخاب شهردار


خبرگزاری میزان: قرار است از یکشنبه این هفته گزینه های شهرداری تهران در صحن علنی برنامه های خود را ارائه کنند. طی چند روز اخبار متفاوتی در خصوص گزینه های شهرداری تهران منتشر شده از استعفای یکی از گزینه ها تا احتمال مخالفت رییس جمهور با خروج محمود حجتی از کابینه.

موافقان خروج حجتی از کابینه حتی جایگزین های وی در جهاد را هم مشخص کرده اند و این وزیر را در لیست ترمیم کابینه قرار داده‌اند. طی چند روز اخیر فضای شایعه و خبرهای جعلی در خصوص انتخاب شهردار تهران کاهش پیدا کرده بود. اما به نظر می رسد اوضاع به آرامی فضای خبری نیست.

حجت نظری در پیامی توییتری به برخی لابی ها در خارج شورا برای انتخاب شهردار اشاره کرده و با هشتک شورای اول اختلافات سیاسی شورای اول را یادآوری کرده است. در پیام این عضو شورا آمده است: « اقدامات خطرناکی خارج از شورا برای زدن به زیر میز انتخاب شهردار تهران از میان ۷ گزینه موجود در حال انجام است.

باید بدانیم که خودخواهی و در نظر نداشتن منافع عموم مردم در نهایت دامن همه را خواهد گرفت.

اگر شهردار از میان ۷ گزینه نهایی انتخاب نشود پشت پرده را بی پرده خواهم گفت.»

تهدید حجتی به افشای پشت پرده انتخاب شهردار


مشاجره پشت پرده مکرون و بن سلمان درباره ایران



انتخاب به نقل از یورو نیوز عربی نوشت: زمانی که مکرون برای مذاکراتی با ولی عهد سعودی در ماه نوامبر به ریاض سفری کوتاه داشت، به ظاهر رئیس جمهور فرانسه و ولی عهد سعودی به یکدیگر لبخند می زدند، اما پشت درهای بسته بحث و مناقشه ای سخت بین این دو در مورد ایران در گرفت.

 این رسانه در ادامه آورده است: با رسیدن بن سلمان به پاریس در روز یکشنبه مشخص می شود که آیا این مساله یک اختلاف موقتی بوده یا تغییری طولانی مدت در روابط دو کشور.

مسئولان فرانسوی مخالف این تفکر هستند که نبود قراردادهای سنگین بین فرانسه و عربستان نشان دهنده ضعف روابط آنهاست؛ آنها تلاش می کنند در رابطه با بزرگترین صادر کننده نفت جهان شیوه تازه ای را در پیش گیرند.

رابطه گرم بین ریاض و فرانسوا اولاند نیز منجر به گسترش روابط بین فرانسه و عربستان نشد.

به گفته یک دیپلمات فرانسوی بزرگ، با توجه به اینکه رقابت شدید است، باید به فکر راههای تازه ای برای برقراری روابط با عربستان باشیم و بر زمینه هایی تکیه کنیم که تا کنون جذابیت کمتری داشته است، مانند بهداشت، آموزش و گردشگری.

تحلیلگران بر این عقیده هستند که ولی عهد ۳۲ ساله سعودی بر روی روابط مستحکم با رئیس جمهور آمریکا حساب ویژه ای باز کرده است؛ درست در زمانی که مکرون برای بهبود روابط خود با ایران تلاش می کند و متعهد به حفظ توافق هسته ای شده است.

تعدادی از دیپلماتهای غربی و عرب، دیدار بین مکرون و بن سلمان در ماه نوامبر را متشنج توصیف کردند، چرا که تهدید بن سلمان در مورد کاهش روابط با فرانسه بر جلسه سایه افکنده بود، تهدیدی مبنی بر اینکه اگر مکرون تمایل خود برای مذاکره با ایران برای تقویت منافع تجاری اش در این کشور را کنترل نکند، روابط عربستان با فرانسه متزلزل می شود.

مکرون در مقابل، از جایگاه فرانسه در جهان، بعنوان یک کشور دارای قدرت اتمی و عضو دائم در شورای امنیت را به بن سلمان یاداوری کرد.

فرانسه در سالهای گذشته به دلیل موضع قاطع خود نسبت به ایران در مذاکرات هسته ای و تشابه فراوان در سیاستهایش در قبال نزاع ها در خاورمیانه، روابط جدیدی با کشورهای خلیج فارس بنا نهاد. اما پاریس احیانا تلاشهای بن سلمان برای مقابله با نفوذ ایران در منطقه خاورمیانه را سبکسرانه می داند.

یکی از دیپلماتهای فرانسوی معتقد است ولی عهد سعودی احساس دوستی و نزدیکی بیشتری به ترامپ در مقایسه با مکرون دارد و در حالی که رئیس جمهور فرانسه از برخی اصلاحات در عربستان حمایت می کند، اما شاهزاده بن سلمان را شخصیتی می داند که ممکن است غیر قابل کنترل باشد و آنچه در یمن و قطر و نیز در برخورد با ایران انجام می دهد، تنها روغن بیشتری بر آتشهای منطقه می ریزد.

سفر بن سلمان به فرانسه در سایه افزایش فشارها بر مکرون در داخل فرانسه و از سوی انجمنهای حقوقی در خصوص فروش سلاح فرانسوی به ائتلاف عربستان برای مقابله با حوثی های هم پیمان با ایران انجام می شود.

در همین راستا، ۱۲ سازمان دولتی در داخل فرانسه از مکرون درخواست کرده اند برای تخفیف محاصره در بندرهای یمن و تعلیق معاملات سلاح با سعودیها وارد عمل شود.


خاطرات مارلون براندو روی پرده


جام‌جم آنلاین: مارلون براندو و خاطرات سینمایی او با کمک تام شپرد فیلمنامه‌نویس، سر از پرده سینما درمی آورد. این فیلمنامه‌نویس سرشناس و غیرمتعارف سینما، این روزها در حال نگارش بخش پایانی فیلمنامه «هی، استلا» است.

خاطرات مارلون براندو روی پرده

داستان این فیلمنامه در ارتباط با تلاش‌های بازیگر فقید برای بازی در نقش اصلی نمایش صحنه‌ای «اتوبوسی به نام هوس» در دهه ۵۰ میلادی است. این نمایش در برادوی روی صحنه رفت و باعث شد تا چند سال بعد نام سازندگانش در فهرست سیاه (بلک لیست) معروف هالیوود قرار گیرد. فیلمنامه هی استلا نگاهی به دوران اجرای نمایش و تولید فیلم سینمایی اتوبوسی به نام هوس دارد. در کنار آن، مشکلاتی که برای تولید و سازندگان فیلم و نمایش پیش آمد، به عنوان پس‌زمینه داستان مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. اتوبوسی به نام هوس در سال ۱۹۵۰ تولید شد و یک سال بعد روی پرده سینماها رفت. الیا کازان که در زمان تولید فیلم عضو حزب کمونیست آمریکا بود و گرایشات چپ داشت، این فیلم جنجالی کلاسیک سینما را کارگردانی کرد. تهیه‌کنندگان فیلم در کمپانی برادران وارنر، برای ساخت آن هزینه‌ای یک میلیون و هشتصد هزار دلاری خرج کردند.

بجز براندو، ویویان لی بازیگر مهم و مطرح آن زمان سینما دیگر نقش اصلی دیگر فیلم را بازی کرد. البته در آن زمان، لی به عنوان بازیگر اصلی فیلم شناخته و معرفی شد و براندو در نقش مقابل او ظاهر شد. اما با گذشت زمان، حضور براندو در فیلم اهمیت و اعتبار بیشتری به دست آورد. نمایش عمومی فیلم، مارلون براندو را تا حد یک ستاره بزرگ بالا برد و برای چند دهه، او را به صورت مطرح‌ترین بازیگر هالیوود درآورد. خود فیلم هم اکنون لقب یکی از مهمترین آثار کلاسیک دنیای سینما را گرفته است.

داستان فیلم در باره زن جوانی از اهالی می‌سی‌ سی‌پی به نام بلانش دوبیوس با بازی لی است. او که از محل کارش در یک مدرسه اخراج شده، درگیری‌های ذهنی و خانوادگی زیادی دارد. بلانش برای ادامه زندگی راهی نیواورلئان و منزل خواهرش استلا (کیم هانتر) می‌شود. استلا در آپارتمانی دوطبقه با شوهر قمارباز خود استنلی کوالسکی (براندو) زندگی می‌کند. از بدو ورود بلانش، درگیری او با استنلی آغاز می‌شود و خط اصلی داستان فیلم اختصاص به این درگیری و تضاد دارد. استنلی سعی می‌کند سر از گذشته بلانش (که تلاش برای پنهان کردن آن دارد) درآورد. نمایش صحنه‌ای اتوبوسی به نام هوس در سال ۱۹۴۷ جایزه ادبی پولیتزر را برای تنسی ویلیامز نویسنده آن به همراه آورد.

او نمایش خود را به کازان داد تا به روی صحنه ببرد. کازان با همراهی براندو، هانتر و کارل مالدن، نمایش صحنه‌ای را در برادوی به روی صحنه برد. نقش کاراکتر بلانش را در این نمایش جسیکا تندی (بازیگری که در کهنسالی برای «رانندگی برای میس دیزی» اسکار بهترین بازیگر زن را گرفت) بازی کرد. موفقیت این نمایش به قدری زیاد بود که سازندگانش را به فکر تبدیل آن به یک اثر سینمایی انداخت. کازان با همکاری عوامل تولـید این نمایش، فیلم سینمایی آن را جلوی دوربین برد. اما مدیران کمپانی برادران وارنر که به گیشه هم نظر داشتند، از کازان خواستند ایفای نقش بلانش را به ستاره محبوب آن زمان ویویان لی بسپارند. اگر چه کازان مجبور به انجام این درخواست شد، اما بعدها گفت لی هم گزینه مناسبی برای این نقش بوده است. ویویان لی که سال ۱۹۳۹ برای «برباد رفته» جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را گرفته بود، نقش بلانش را در اجرای صحنه‌ای آن در شهر لندن بازی کرده بود. لی برای ایفای این نقش در فیلم کازان، موفق شد دوباره جایزه اسکار بهترین بازیگر زن را از آن خود کند. از چهار بازیگر اصلی فیلم که نامزد دریافت جایزه اسکار بازیگری شدند، هانتر و مالدن هم اسکار بهترین بازیگران زن و مرد مکمل را دریافت کردند. در این رابطه، فقط سر براندو بی کلاه ماند! همفری بوگارت برای «آفریکن کوئین» این جایزه را گرفت. این نخستین بار از چهار باری بود که او نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر مرد شد. خود فیلم و الیا کازان هم که نامزد دریافت جوایز بهترین فیلم و کارگردان بودند، آن را به رقبای خود «یک آمریکایی در پاریس» و جورج استیونس ( برای «مکانی در آفتاب») واگذار کردند.

الیا کازان کارگردان این فیلم به دنبال فعالیت کمیته فعالیت‌های ضدآمریکایی در آمریکا و تلاش‌های سناتور مک کارتی برای شکار کمونیست‌های هالیوود، از اعتقادات خود برگشت و با این کمیته در سال ۱۹۵۲ همکاری کرد. او جزو معدود هنرمندانی بود که همکاران سینمایی خود را به این کمیته لو داد و باعث بیکاری بسیاری از آنها شد. این حرکت کازان باعث طرد او از جامعه هنرمندان شد و این طرد شدن، تا سال‌ها ادامه پیدا کرد و تنها در سال ۱۹۹۹ بود که صنعت سینما دوباره به کازان روی خوش نشان داد و با اهدای یک اسکار افتخاری، او را به جمع خود پذیرفت. کمپانی برادران وارنر که هی استلا را تهیه می‌کند، این روزها به دنبال بازیگر جوانی است که نقش براندو را به دست او بسپارد. شایعات حکایت از آن می‌کند که تعداد زیادی از بازیگران جوان مطرح سینما، خود را نامزد بازی در این نقش کرده‌اند.

این در حالی است که هالیوود ریپورتر خبر می‌دهد احتمال زیادی وجود دارد یک بازیگر تازه وارد ایفای این نقش را به عهده بگیرد. نام فیلم اشاره‌ای به یکی از صحنه‌های دراماتیک اتوبوسی به نام هوس است. در این صحنه، براندوی دل‌شکسته از پایین پله‌ها چندین بار با التماس فریاد می‌زند «هی استلا» و کمی بعد همسرش به آرامی از پله‌ها پایین می‌آید تا جواب براندو را بدهد. این جمله کوتاه همراه با تضرع «هی استلا»ی براندو، به صورت یکی از دیالوگ‌های ماندگار تاریخ سینما درآمده است.


سه پرده از نوسانات ارزی اخیر در بازار


دنیای اقتصاد: روز گذشته، دلار از دو مرز مقاومتی عبور کرد. شاخص ارزی در همان آغاز معاملات از مرز ۵ هزار و ۱۰۰ تومان عبور کرد و پس از آن از سطح ۵ هزار و ۲۰۰ تومانی هم بالا رفت. نااطمینانی سیاسی، بالا رفتن نرخ حواله درهم و گسست در نظام توزیع ارز از جمله متغیرهایی بودند که در صعود نرخ دلار موثر بودند. همزمان، عده‌ای از فعالان اعتقاد دارند، صعود بهای سکه در سررسید دی‌ماه به بالای ۲ میلیون تومان، انتظارات بازیگران ارزی را نیز تحت‌تاثیر قرار داد.

در نخستین روز هفته، دلار نه‌تنها از کانال ۵ هزار و ۱۰۰ تومانی عبور کرد، بلکه به سرعت ازمرز ۵ هزار و ۲۰۰ تومان نیز فراتر رفت. روز شنبه، شاخص بازار ارز با ۱۳۰ تومان افزایش به قیمت ۵ هزار و ۲۲۰ تومان رسید. رشد سه رقمی دلار در شرایطی رقم خورد که تعداد و حجم معاملات در بازار بسیار محدود بود. به گفته یکی از فعالان، دلار بدون معامله خاصی به بالای مرز ۵ هزار و ۱۰۰ تومانی رفت و پس از آن، به‌دلیل آنکه فروشنده خاصی در بازار نبود، خریداران به سرعت با پیشنهادهای خود قیمت را بالاتر بردند. هرچقدر قیمت دلار بیشتر بالاتر می‌رفت، ولع خرید در بازار بیشتر می‌شد و هم‌زمان تمایل به فروش پایین می‌رفت. فعالان بازار ارز عوامل متفاوتی را در رشد قیمت موثر دانستند؛ به‌گفته آنها، نبود اطمینان سیاسی نسبت به آینده، بالا رفتن نرخ حواله درهم، گسست در نظام توزیع ارز، نبود شفافیت در معاملات ارزی و گم شدن قیمت در بازار در کنار رفتار بازیگران آتی سکه، ازجمله متغیرهایی بودند که در افزایش قیمت شاخص ارزی اثر داشتند. در روزی که دلار ۲ مرز مقاومتی را شکست، سکه تمام بهار آزادی نیز از قافله عقب ننشست و با عبور از سطح یک میلیون و ۷۵۰ هزار تومان، ۳ کانال دیگر نیز بالاتر رفت و با قیمت یک میلیون و ۷۸۰ هزار تومان به کار خود پایان داد. این قیمت ۳۴ هزار تومان بالاتر از نرخ روز پنج‌شنبه بود.

یکی از عوامل مهمی که مانع از افزایش بیشتر قیمت فلز گرانبهای داخلی شد، آغاز حراج سکه در سال ۹۷ از ساعت ۳ بعدازظهر روز گذشته بود. معاملات سکه در حراج بانک کارگشایی پررونق بود به‌نحوی‌که برخی از متقاضیان اقدام به خرید سکه در بسته‌های ۲۰۰ تایی می‌کردند. نیم سکه نیز در حراج این روز بیشتر در محدوده ۸۴۰ هزار تومان معامله شد. براساس آخرین اخبار، با توجه به رشد قیمت‌ها در بازار، حراج سکه تا اطلاع ثانوی هر روز هفته در جریان خواهد بود. این در حالی است که حراج درسال گذشته به صورت معمول تنها در روزهای اوج برگزار می‌شد.

اضلاع افزایش شاخص ارزی

ا- نبود اطمینان سیاسی : به‌گفته فعالان، یکی از مهم ترین عواملی که رفتار معامله‌گران را تحریک کرده است، به نبود اطمینان سیاسی بازمی‌گردد. از نظر آنها، احتمال خروج آمریکا از برجام و پیامدهای آن، تنش‌های منطقه‌ای با عربستان و بعضا امارات از جمله مسائلی سیاسی است که در واکنش معامله‌گران اثر دارد. به گفته یکی از بازیگران ارزی، معامله‌گران تصور روشنی ندارند که در آینده چه اتفاقی با توجه به رویدادهای پیش‌رو در اقتصاد کشور رخ خواهد داد؛ در نتیجه برخی از آنها سعی می‌کنند با خرید ارز از دارایی‌های خود حمایت کنند و برخی از سفته‌بازان نیز تلاش می‌کنند با جوسازی پیرامون احتمالات پیش‌رو و بعضا برجسته‌تر کردن اخبار منفی زمینه را برای رشد قیمت و نوسان گیری خود فراهم کنند.

۲-رشد نرخ حواله درهم: یکی از عواملی که معامله‌گران برای جوسازی و بالا بردن قیمت دلار از آن استفاده کرده‌اند، به نوسانات نرخ حواله درهم مربوط بوده است. نرخ حواله درهم روز شنبه از مرز مهم هزار و ۴۰۰ تومان عبور کرد و به نرخ هزار و ۴۰۵ تومان رسید. به گفته فعالان، افزایش تقاضا برای خرید درهم در کنار مشکلات در عرضه ارز از جمله عوامل اثرگذار در رشد قیمت بوده است. به گفته یکی از بازیگران ارزی، صرافی ملی روز گذشته تسویه درهمی سه روز کاری را هزار و ۳۸۸ تومان اعلام کرد؛ از نظر بازیگران بازار، نرخ حواله درهم و قیمت دلار در بازار داخلی با یکدیگر رابطه مستقیم دارند و افزایش یکی منجر به رشد دیگری می‌شود. با این حال، نکته جالب آنجاست که ارزش دلار با توجه به نرخ حواله درهم نیز به ۵ هزار و ۲۰۰ تومان نمی‌رسید و در حوالی ۵ هز ار و ۱۶۰ تومان قرار می‌گرفت. در این شرایط، می‌توان هیجانات موجود در بازار را یکی از عواملی دانست که قیمت دلار را با رشدی بیشتر از عوامل اثرگذار مواجه می‌کرد. یکی دیگر از عوامل نشان دهنده نقش عوامل غیربنیادی در بخشی از رشد قیمت دلار به پایین بودن ارزش این ارز در مناطق مرزی مربوط بود. روز گذشته ارزش این ارز در منطقه هرات افغانستان و سلیمانیه عراق نیز زیر ۵ هزار و ۲۰۰ تومان گزارش شد.

۳- گسست نظام توزیع ارز؛ نبود شفافیت در معاملات : برخورد با معامله‌گران ارزی در اواخر سال گذشته به‌طور موقت موجب شد بازار آرام شود و دامنه نوسانات کاهش یابد. پس از آن بازارساز سعی کرد با نرخی که دور از قیمت بازار بود، نوسانات را مدیریت کند. با این حال، اقدامات امنیتی گذشته موجب شد که معاملات بازار در شرایط غیررسمی‌تر از سر گرفته شود و فضای حاکم بر این معاملات مبهم‌تر و با ریسک بالاتر همراه شود. در این شرایط، به گفته بسیاری از فعالان، برای مردم عادی در بیشتر مواقع قیمت دلار در بازار مشخص نیست. همزمان بسیاری از صرافی‌ها اقدام به فروش دلار نمی‌کنند و تنها نرخی را بر تابلوی خود اعلام می‌کنند که صرافی‌های بازارساز ثبت کرده‌اند؛ نرخی که صرافی‌ها به ندرت در آن فروشی را صورت می‌دهند. صرافی‌های کمی که اعلام می‌کنند در نرخ‌های بازارساز اقدام به فروش می‌کنند، با صف‌های طولانی مواجه می‌شوند. در کنار این، هیجان در بازار آتی سکه که قیمت آن در سررسید دی ماه را به بالای ۲ میلیون رساند، به‌طور غیرمستقیم انتظارات معامله‌گران بازار دلار را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. به این ترتیب می‌توان گفت، برخی سیاست‌های اشتباه گذشته در کنار بحث‌های سیاسی اخیر از جمله عوامل دیگری بوده‌اند که در افزایش نوسانات بازار اثر داشته‌اند. این در حالی است که بانک مرکزی با اجرای بسته سه‌بندی ارزی خود توانست بخش زیادی از نقدینگی را حفظ یا جذب کند. در شرایط فعلی نیز بسیاری از معامله‌گران عنوان کرده‌اند که خرید و فروش‌ها در بازار کم است و نقدینگی زیادی در بازار وجود ندارد. در واقع افزایش دو هفته‌ای نرخ سود، موجب شد که به قول بازاری‌ها «تومان» در بازار ارز کم شود؛ پیش‌تر معاون اقتصادی بانک مرکزی نیز اثرات مثبت بسته سه‌بندی ارزی بانک مرکزی را مورد تایید قرارداده بود. با این حال، با وجود کاهش نقدینگی، عوامل پیش‌گفته و وجود هیجان در بازار در افزایش قیمت‌ها اثر گذاشته‌اند.

پیشنهادهایی به سیاست‌گذار

بیشتر کارشناسان پیشنهاد می‌دهند بازارساز در حوزه سیاست‌گذاری، قیمت‌گذاری درست و منطبق بر بازار را توسعه دهد. این اتفاق موجب می‌شود که زمینه‌های آربیتراژ ارز در بازار شکل نگیرد و دلار از بازار داخلی خارج نشود. در واقع، اگر امکان هر گونه آربیتراژی در بازار وجود داشته باشد، عرضه ارز پاسخگوی تقاضای موجود در بازار نخواهد بود و با وجود هدررفت منابع ارزی، نوسانات قیمت نیز تغییر چندانی نخواهند کرد. در نتیجه، سیاست‌گذار باید از عرضه ارز ارزان اجتناب کند و مانع از نوسان‌سازی نوسان‌گیران شود.

البته امکان دارد سیاست‌گذار، ملاحظات تورمی داشته باشد که از محل افزایش نرخ ارز، قیمت برخی کالاها که با زندگی مردم گره خورده است دچار نوسان شود. در این شرایط، برخی کارشناسان پیشنهاد می‌دهند، بازارساز با خانه‌تکانی در سبد کالاهای وارداتی با نرخ مبادله‌ای، تمرکز خود را روی کالاهای اساسی و مهم بگذارد و تنها به این کالاها که هسته تورم را تشکیل می‌دهند، به‌طور کامل ارز مبادله‌ای تخصیص دهد. به گفته رئیس‌کل بانک مرکزی، نظام بانکی در سال گذشته ۴۸ میلیارد دلار منابع ارزی برای واردات تخصیص داد که این منابع ارز مبادله‌ای بود. در نگاه اول به‌نظر می‌رسد، این حجم از دلار مبادله‌ای برای کنترل تورم اختصاص داده شده است. این در حالی است که کارشناسان معتقدند اختصاص این حجم از دلار مبادله‌ای و افزایش فاصله بین آن با قیمت دلار در بازار منجر به تحریک تورم انتظاری خواهد شد و در نهایت هدف سیاست‌گذار را تحت‌الشعاع را قرار می‌دهد. در این شرایط، بازارساز می‌تواند با خارج کردن برخی از اقلام از دریافت ارز مبادله‌ای، ارز بیشتری را برای مدیریت نوسانات بازار آزاد در اختیار داشته باشد و همزمان رانت‌های ارزی را نیز کاهش دهد.

سه پرده از نوسانات ارزی اخیر در بازار


پشت پرده جنجال‌های اخیر احمدی نژاد



نامه نیوز: احمدی نژادی ها سال جدید را با توپ پر تر آغاز کرده اند. از یک سو سریال پیام های ویدئوی رئیس دولت نهم و دهم شکل گرفته است و از یک سو با صدور فراخوان و جمع آوری پرونده های قضایی هواداران خود در حال یارکشی هستند.

احمد شیرزاد فعال سیاسی اصلاح طلب و نماینده پیشین مجس شورای اسلامی از جمله افرادی است که تاکید می کند احمدی نژاد و یارانش با بحران شنیده شدن و دیده شدن مواجه شده اند و به همین خاطر دنبال جنجال سازی هستند.

او  اظهار داشت: « زماني به نظر مي‌رسيد كه احمدي‌نژاد از حمایت توده‌هاي مردم برخورد دار است اما اکنون شاهدیم که صداي آنها طنين و پژواكي ندارد. البته همان زمان نيز خيلي از فعالان سياسي با اين تحليل یعنی پشتوانه مردمی احمدی نژاد مخالف بودند. ممکن است در موضع راي دادن خيلي از اقشار احساس كرده باشند كه احمدی نژاد امتيازات بيشتري به مردم می دهد اما او هیچ وقت داراي مرام و مكتب یا توان موج‌آفريني در بين مردم نبود».

وی افزود: «امواج انساني كه پشت سر ماشين احمدي‌نژاد به عنوان رييس‌جمهور به راه مي‌افتاد، به معناي محبوبيت شخصي و تفكرات و مواضع او نبود بلكه به دليل امتيازاتي بود كه توزيع مي‌شد. امتیازاتی که اتفاقا با تحقير مردم همراه بوده است».

شیرزاد معتقد است که تلاش های احمدی نژاد و یارانش در ماه های اخیر به جایی نرسیده و نتوانستند آن طور که می خواهند مرکز توجه قرار بگیردن. او گفت: « صداي رييس دولت اصلاحات با وجود اينكه محدوديت‌هاي بسيار بيشتر و شرايط دشوارتري دارد، به سادگی طنين پيدا كرده است. به اعتقاد من احمدي‌نژاد، اسفنديار رحيم‌مشايي و حميد بقايي گرفتار بحران شنيده نشدن بوده و به همين خاطر براي جبران آن صداي‌هاي بلندتري از خود صادر كرده و حرف‌هاي تحريك‌آميز‌تري هم مي‌زنند».

این فعال سیاسی اصلاح طلب، اقدامی مثل اعتصاب غذا، آتش زدن حکم مقابل سفارت انگلستان، بست نشینی و … را مصادیق اقدامات تحریک آمیز و تلاش برای سر و صدا راه انداختن دانست و گفت: « مشايي حكم بقايي را مقابل سفارت انگلستان آتش زد. صرف نظر از اينكه چه موضعي نسبت به حكم آقاي بقايي داشته باشيم، اين كار اهانت به حكم صادر شده از سوی قوه قضاييه است.

براي اعتراض به حكم قضايي نمي‌توان آن را آتش زد. بعيد است كه با اين سروصداها و یا پیام ویدئویی دادن، نامه نوشتن و اعتصاب غذا کردن عقب‌نشيني خاصي صورت بگيرد يا تخفيفي در مجازات آقاي بقايي در نظر گرفته شود. رفتارهای اخیر احمدی نژادی ها نشان‌دهنده تلاش آنها براي بلند كردن صداي‌شان است و انکار یا نادیده گرفتن این واقعیت است که توان موج‌آفريني در جامعه را ندارند.


پشت پرده استعفای شهردار تهران



خبرگزاری ایلنا: معاون پارلمانی شهرداری تهران درباره استعفای محمد علی نجفی گفت: فشارهایی که وجود دارد باعث شده است که شهردار تهران استعفا دهد و بیماری در میان نقش چندانی ندارد.

داریوش قنبری درباره استعفای محمد علی نجفی از شهرداری تهران گفت: آقای نجفی اعلام کرده که به دلیل بیماری دیگر قادر نیست در شهرداری حضور پیدا کند و به همین خاطر خواهان استعفا است، اما در شهرداری و بین تحلیل‌گران نظر بر این است که ایشان تحت تاثیر فشارهایی که وجود دارد به سمت استعفا رفته و بیماری فرع بر موضوع است.

معاون پارلمانی شهردار تهران تاکید کرد: اعضای شورای شهر تهران مخالف استعفای آقای نجفی هستند و تا این لحظه خواهان ماندن ایشان در کسوت شهرداری هستند.

وی ادامه داد: باید منتظر جلسه هفته آینده اعضای شورای شهر باشیم و باز هم تاکید می‌کنم اعضای این شورا خواهان ماندن نجفی و تداوم خدمات ایشان در سمت شهراداری تهران هستند.

قنبری در پاسخ به این سوال که آیا احضار شهردار تهران به دادگاه به دلیل حواشی به وجود آمده در جشن برج میلاد در استعفا تاثیرگذار بوده است یا خیر گفت: آقای نجفی از دادگاه و از نحوه احضار به دادگاه ناراحت بودند. قطعا این احضار را نمی‌توان در جریان استعفای شهردار تهران نادیده گرفت. آقای نجفی به خاطر این اتفاق ناراحت و نگران بود و پس از این اتفاق بود که بحث استعفا به شکل جدی مطرح شد.

معاون پارلمانی شهردار تهران خاطرنشان کرد: آن اتفاق مشکوک بود، آن گونه که دست‌اندرکاران جشن بیان کردند بنا نبود آن دختران خردسال حرکات موزون انجام دهند، بلکه قرار بوده به حضار گل تقدیم کنند، اما مراسم به نحو دیگری پیش رفت که خودش جای سوال دارد!

وی در خاتمه تاکید کرد: آنچه که در بین صاحب‌نظران مطرح می‌شود این است که فشارهای موجود باعث استعفای شهردار تهران شده است.


«گلوبال ریسرچ» پشت پرده داعش را فاش کرد



ایرنا: پایگاه ‘گلوبال ریسرچ’ آمریکا به وجود ‘دلایل قاطع’ بر دست داشتن آمریکا و عربستان در مسلح کردن داعش در عراق و سوریه اذعان کرد.

 در گزارش این مرکز پژوهشی که روز یکشنبه در رسانه های عراق بازتاب یافت، همچنین از دستیابی تروریست های داعش به مواد شیمیایی از طریق دلالان ترک خبر داد.

گزارش تاکید کرده است: دلایل محکمی وجود دارد که نشان می دهد سلاح هایی که از سوی آمریکا و عربستان از زرادخانه های اروپای شرقی خریداری شد به جای استفاده در ارتش این کشورها، سر از مواضع و سنگرهای داعش درآورده است.

ادامه گزارش حاکی است: واشنگتن و ریاض همچنین اقدام به ادغام گروههای تروریستی مورد حمایت خود در گروهک داعش کرده اند و یا از طریق بازار سیاه به آنها اسلحه فروخته اند.

در این گزارش آمده است: بخش اعظم سلاح های بررسی شده نشان می دهد که در مورد هیچکدام از این خریدها مقررات نقل و انتقال و رسیدن به مقصد (ارتش های آمریکا و عربستان) رعایت نشده و در اختیار داعش گذاشته شده است.

گلوبال ریسرچ در این مطلب به عنوان نمونه به گزارش دولت بلغارستان استناد کرده که گفته است موشک های ۴۰ میلیمتری ساخت این کشور از نوع PG-7T از طریق شرکت ‘کسلر پالیسی سپلای’ آمریکا به وزارت دفاع این کشور فروخته شد اما در حسکه سوریه در دست داعش پیدا شد.

در این گزارش همچنین تاکید شده است که افتادن این سلاح ها بدست داعش از روی اشتباه نبوده است بلکه با برنامه و بطور عمدی انجام شده است تا این گروهک تروریستی بتواند نظام سیاسی در سوریه به رهبری بشار اسد را بی ثبات کند.

گلوبال ریسرچ یادآور شده است که سیاست بی ثبات کردن نظام سوریه، یک سیاست مستمر از سوی آمریکا بوده است و انتقال اسلحه به داعش نیز درهمین راستا قرار گرفته است.

به نوشته این پایگاه معتبر پژوهشی، مواد شیمیایی بکار رفته از سوی داعش در ساخت بمب های دست ساز و دیگر بسته های انفجاری، تقریبا بطور کامل از طریق ترکیه خریداری شده است و این امر بر اساس شماره های مربوط به سری ساخت درج شده روی بسته های این مواد بخوبی نمایان است.

با این حال گزارش ایرنا حاکی است اذعان گلوبال ریسرچ و تاکید مجدد بر تسلیح داعش از سوی آمریکا و عربستان سعودی در شرایطی است که پیش تر نیز مدارک و شواهد متقنی در این زمینه از سوی رسانه های معتبر منطقه ای و نیز مقامات پارلمانی و الحشد الشعبی عراق ارائه شده است.

آمریکا در سال ۲۰۱۴ و به بهانه مبارزه با داعش در راس گروهی موسوم به ائتلاف بین المللی علیه داعش بار دیگر به عراق بازگشت و امروز و در دوران پساداعش نیز برغم مخالفت یکپاره عراقی ها، بر ادامه حضور نظامی در این کشور تاکید دارد.

آمریکا پس از لشگرکشی سال ۲۰۰۳ به بهانه برخورداری عراق از سلاح های کشتارجمعی که بعدا دروغ بودن آن اثبات شد، در پی تلفات و خسارات سنگین در اثر مقابله نیروهای مقاومت عراقی و نیز ناکامی های فراوان سیاسی و امنیتی در سال ۲۰۱۱ مجبور به ترک این کشور شد.

در ماههای اخیر دولتمردان آمریکا به صراحت می گویند خروج آنها از عراق در سال ۲۰۱۱ یک اشتباه بوده است و این بار دیگر تکرار نخواهد شد.

آنها مهمترین دلیل برای ضرورت باقی مانده خود در عراق را ادامه خطر داعش و ضرورت کمک به دولت و ارتش عراق برای مبارزه با این گروهک تروریستی تکفیری اعلام می کند.


پشت پرده تقابل جدید لندن ـ مسکو



خبرآنلاین: بحران جدیدی که اخیرا در روابط انگلستان و روسیه بر سر مسموم شدن یک جاسوس دوجانبه سابق روس شکل گرفته، به نظر نوعی بهانه گیری است از سوی انگلیس برای نشان دادن خشم این کشور و آمریکا و متحدانشان از اقدامات مختلف روسیه و حرکات تهاجمی این کشور در چند سال اخیر بر ضد منافع غرب در ابعاد مختلف.

 اظهارات تند ترزا می نخست وزیر انگلیس بر ضد مسکو در اصل نوعی اعلام موضع سرسختانه غیرمستقیم است علیه اقدامات مسکو در سوریه و کارهای قبلی این کشور در الحاق کریمه و حمایت از روس تباران اکراین و ساختن جبهه ای علیه دولت غربگرای اکراین و نیز همکاری های جدید مسکو با استانبول که به شکلی عجیب، به تقابل شدید ترکیهء عضو ناتو با نیروهای کرد مورد حمایت آمریکا در عفرین منجر شده است، و نیز سلاحهای فوق پیشرفته ای که پوتین اخیرا رونمایی کرد.

اما اصل ماجرا چیست؟ دولت انگلیس اعلام کرده «سرگئی اسکریپال» سرهنگ سابق سرویس اطلاعاتی ارتش روسیه که بعدها مشخص شد جاسوس دوجانبه است و برای انگلیسی ها کار می کرده، به همراه دخترش با عامل اعصاب مسموم شده و هر دو در بیمارستان در وضعیت وخیمی به سر می برند. لازم به ذکر است که این جاسوس ۶۷ ساله در سال ۲۰۰۴ توسط سرویس امنیت فدرال روسیه دستگیر و شش سال را در زندان گذراند و در نهایت در تبادل جاسوسان با آمریکا، آزاد شد و به انگلیس رفت.

اینکه روسیه یکی از مخالفان یا یک جاسوس مهم را در کشوری خارجی ترور کند، امر بعیدی نیست. بسیاری از دولتها در مواقع لازم از حربه قتل مخالفان یا جاسوسان خطرناک دشمنانشان استفاده می کنند و در همزمان در شعار همواره بر رعایت حقوق بشر تاکید می کنند و البته هیچگاه هم مسئولیت این ترورها را نمی پذیرند. اما سوال اینجاست که چرا روسیه باید یک جاسوس سوخته را که دیگر اصلا نمی تواند فعالیت جاسوسی-اطلاعانی علیه این کشور داشته باشد ترور کند؟ آیا انتقام جویی می تواند توضیح قانع کننده ای برای چنین قتلی باشد؟ جواب منفی به نظر می رسد. قتلهای صرفا انتقام جویانه گرچه به ندرت توسط برخی دولتها، بخصوص دول استبدادی، در جهان انجام می شوند و مطمئنا گهگاه نیز توسط ابرقدرتها و قدرتهای بزرگ (و نه صرفا برای انتقام جویی، بلکه شاید بیشتر برای ترساندن و درس عبرت دادن به مخالفان سیاسی و جاسوسان طرف مقابل). ولی به طور کلی یک کشور، آن هم ابرقدرتی چون روسیه، معمولا نمی آید صرفا برای انتقام گرفتن از یک جاسوس دوجانبه که تاریخ مصرفش منقضی شده، به این سادگی برنامه قتل بچیند و بدون هیچ منفعت قابل توجهی، برای خودش دردسرهای بین المللی درست کند. بنابراین تکیه بر بحث انتقام جویی، کودکانه به نظر می رسد و تقلیل دادن علت حادثه به احساسات و خشم غیرمنطقی شخصی است که در صحنه سیاست بین الملل به ندرت مجال بروز پیدا می کند. در عین حال، این فرد نمی توانسته همچنان اطلاعات سری ضد روسیه در اختیار داشته باشد و نیز عملا دیگر نمی توانسته جاسوسی کند چرا که قبلا شناسایی شده و اگر هم اطلاعاتی داشته، مطمئنا دستگاههای اطلاعاتی انگلیس قبلا تخلیه اش کرده اند.

سم اسرارآمیز

نکته دوم به سمی برمی گردد که دولت ملکه مدعی است این جاسوس دوجانبه و دخترش توسط آن مسموم شده اند. انگلیس می گوید این سم را فقط مسکو می سازد. البته منظورش این است، ولی خودش می گوید این سم اولین بار توسط شوروی در دهه ۱۹۷۰ ساخته شد که این با گزاره اول (: هنوز هم فقط روسیه انحصار تولید آن را دارد)، که سیاستمداران انگلیسی آن را عین واقعیت فرض کرده اند، تفاوت دارد. خیلی از تولیدات، در همه زمینه ها، در ابتدا توسط یک کشور ساخته و معرفی می شود و سپس دانشمندان و تکنیسینهای کشورهای دیگر با بررسی آن، مدلهای مشابه اش را تولید می کنند. درباره مرتبط کردن این حادثه با روسیه از طریق نوع سم، اشاره به نکات دیگر ضروری است:

اولا، در این دنیایی که پیشرفتهای شگرف علمی، دانشمندان را به فکر تولید حیات انداخته و تکنولوژی به شکل افسارگسیخته ای مدام در همه زمینه ها در حال رشد است، آیا این امکان وجود دارد که یک سم، صرفا توسط یک کشور تولید شود و با توجه به اینکه این سم احتمالا بسیار ناب و مناسب قتلهای مخفیانه است و با دوز مناسب، سریع سوژه را مرخص می کند، عجیب نیست که دیگر کشورها و خصوصا قدرتهای بزرگ، به دنبال ساخت آن نرفته باشند؟ این چندان منطقی نیست که روسیه سمی را تولید می کند که مثلا آمریکا و انگلیس و آلمان (که تخصص خاصی در این کار دارد و هدیه های شیمیایی اش در حلبچه هنوز قربانی می گیرد) و ژاپن و دیگر کشورها نمی توانند آن را تولید کنند. با این وجود، ادعای دولت انگلیس را صحیح فرض می کنیم: گیریم که روسیه تنها تولید کننده این سم در کل جهان است. اما چه دلیلی دارد که مسکو بخواهد در یک عملیات ترور، آن هم در یک کشور خارجی که از قضا از رقبای اصلی این کشور است، دقیقا از همان سمی که همه می دانند انحصار تولیدش دست روسیه است استفاده کند؟ مثلا نمی توانست از سمی عمومی تر که در دسترس همه هست استفاده کند تا چنین رد پایی به جا نماند؟ بعید است عقل زمامداران روسیه به چنین چیزی نرسد. در اینجا این فرض را هم مطرح می کنیم که شاید روسیه تعمدا از سمی که صرفا خودش تولید می کند (فرض می کنیم چنین انحصاری صحت دارد) استفاده کرده تا یک جاسوسِ سابقِ منقضی شده را از بین ببرد. اگر چنین باشد، مطمئنا هدف مسکو فرستادن پیامی به انگلیس و متحدانش از جمله آمریکا بوده است. گرچه چنین چیزی را نمی توان به طور مطلق رد کرد (گرچه این سوال پیش می آید که این چه پیامی بوده که باید بدین شکل فرستاده می شده)، وقتی صحنه سیاست بین الملل و تعارضات وسیع روسیه و غرب را می بینیم، تا حد زیادی مطمئن می شویم که این بستر پرآشوب، برای این نوع عملیاتهای رسواکنندهء دردسرساز که محکومیت افکار عمومی جهان و خصوصا غرب را هم در پی دارد جایی نمی گذارد. روسیه برای پیام دادن به انگلیس و آمریکا، می تواند از روشهای به مراتب موثرتر و پرقدرت تری استفاده کند؛ نظیر آنچه در سوریه انجام داد یا در کریمه و یا اخیرا با صحبت کردن از سلاحهای فوق پیش رفته اش و نشان دادن برخی از آنها. بنابراین، به هیچ وجه منطقی نیست که فرض کنیم روسیه برای دادن پیام به انگلیس، عمدا با استفاده از سمی که فقط خودش فرمولش را در اختیار دارد، یک جاسوسِ سوخته و دخترش را ترور کند.

انگیزه انگلیس

اکنون کمی به انگیزه های پشت پرده ای که نخست وزیر انگلیس را واداشت آنقدر شدیدالحن و هشدار آمیز در اینباره با روسیه صحبت کند می پردازیم. به عقیده نگارنده، مسئله مسموم شدن جاسوس دو جانبه روسی و دخترش، صرفا یک بهانه است برای اینکه غرب عصبانیتش را نسبت به اقدامات اخیر روسیه ابراز کند و اصطلاحا یقه این کشور را بگیرد. (این احتمال را هم نمی توان رد کرد که خود سازمانهای امنیتی انگلیس به شکلی در این مسمومیت نقش داشته اند تا این سناریو اجرا شود). روسیه با بمباران غوطه شرقی دمشق به همراه ارتش بشار اسد، که تلفات انسانی نسبتا زیادی هم بر جای گذاشت، ضربات مهلکی به مخالفان اسد در منطقه استراتژیک قوطه که حدود ۵ سال در دست مخالفان دولت بود وارد کرد و اکنون در حال پاکسازی این مناطق است، و این برای آمریکا و انگلیس و متحدان منطقه ای شان، نه قابل قبول است نه قابل تحمل، چرا که با این پیروزی ها، شکی نیست که بشار اسد تا سالها در قدرت ماندنی خواهد شد و مخالفان، حداقل از نظر نظامی، از صحنه سوریه کم و بیش محو شده و اپوزسیون سیاسی سوریه نیز قدرت چانه زنی اش را تا حد زیادی از دست می دهد، و این برای غرب و شرکایش که هنوز کم و بیش در سودای برانداختن رژیم اسد یا حداقل تجزیه سوریه هستند اصلا جالب نیست.
از طرف دیگر، اتحاد جدیدی بین یکی از اعضا مهم ناتو یعنی ترکیه با روسیه که دشمن شماره یک غرب (و ناتو) است شکل گرفته بر محور کردهای سوریه. روسیه به ترکیه چراغ سبز نشان داده تا کردهای مورد حمایت آمریکا در عفرین را سرکوب و شهر را فتح کند. در اینجا، آمریکا به عنوان حامی یگانهای کرد سوری، در وضعیت بغرنجی قرار گرفته و از سوی متحد خود (ترکیه)، که اکنون با هم دچار تضاد منافع شده اند تحت فشار است، زیرا ترکیه به هیچوجه وجود هیچ نوع دولت کردی سوری را در کنار مرزهایش تحمل نمی کند و رسما آن را خط قرمز منافع ملی خود اعلام کرده است.

باید گفت حرکت روسها در شرکت در این اتحاد مقطعی با ترکیه، هوشمندانه و به موقع بوده است و می تواند برنامه های آمریکا در استخدام اکراد سوریه به نفع سیاستهای خود و به ضرر روسیه را با مشکل اساسی مواجه کند. موضوع دیگر، مسئله دخالت روسیه در انتخابات آمریکاست که البته نمی توان چنین دخالتی را قاطعانه رد کرد. (آمریکا و دیگر کشورهای قدرتمند هم اگر بتوانند در انتخابات روسیه و دیگر کشورها دخالت می کند). غرب و انگلیس از این دخالت عصبانی اند و آن را، با فرض اینکه واقعا دخالتی صورت گرفته باشد، یک اقدام تهاجمی دیگر از سوی مسکو می دانند، در کنار دیگر حرکات تهاجمی این کشور بر ضد برنامه های غرب، مثلا در الحاق کریمه و تقویت نظامی روس تباران اکراین و نیرو وارد کردن به سوریه و نگه داشتن اسد در قدرت.

اکنون، انگلیس با استفاده از سناریوی مسمومیت جاسوس سابق دوجانبه روس، به عنوان نماینده آمریکا و کلا غرب، دارد به روسیه هشدار می دهد و حتی این ماجرا را اقدام جنگی روسیه علیه انگلیس بر می شمارد. این ادبیات سیاسی بسیار شدیدالحن، تصادفی نیست و می تواند مقدمه یک حمله دیپلماتیک شدید متشکل از متحدان غربی (آمریکا، انگلیس، فرانسه و احتمالا آلمان) به روسیه باشد. همچنین، صحبتهای تند ترزا می علیه روسیه می تواند مقدمه آغاز برخی اقدامات نظامی از جانب آمریکا و انگلیس در سوریه بر ضد منافع اسد و در نتیجه روسیه باشد. (البته آلمان با توجه به اینکه از بعد از جنگ دوم جهانی به نوعی اسیر آمریکاست، همیشه سعی داشته بین روسیه و اروپا و آمریکا حرکت کند و تا حد ممکن، مواضع تندی علیه مسکو نگیرد و شاید بی میل هم نباشد همکاری های جدی با روسها داشته باشد، چرا که واقعیت این است که ملت مغرور آلمان، ۷۳ سال است _ از بعد از شکست در جنگ دوم جهانی_ اجبارا تحت زعامت آمریکا قرار گرفته و عملا، قدرت مستقلی محسوب نمی شود، بخصوص از نظر نظامی، و با توجه به عناد روسیه با آمریکا، برلین بدش نمی آید برای کاهش فشارهای دائمی واشنگتن، به روسها نزدیک شود، گرچه آمریکا و غرب هم بیکار نیستند و با چنین تصمیم احتمالی از جانب آلمان شدیدا مقابله خواهند کرد.)

دست بالای روسیه در سوریه

واقعیت این است که روسیه در حال حاضر دست بالا را در سوریه دارد و غرب برای مقابله با این کشور و بازپس گیری سنگرهایی که روسها فتح کرده اند (مشخصا در کریمه و سوریه) راه آسانی پیش رو ندارد (یکی از دلایل اصلی ناتوانی نسبی غرب در مواجهه با مسکو این است که روسیه در نزدیکی خاک خودش عملیات انجام می دهد ولی استراتژی جنگی آمریکا و انگلیس و کلا اعضای ناتو، فاصله گرفتن از مرزهای خود و رفتن به مناطق دوردست و ساختن پایگاه و انتقال سلاح و نفرات در کشورهای دیگر است. این، مسکو را از نظر افکار عمومی جهان، در جایگاه مثبتی قرار می دهد زیرا این کشور، چه قبولش داشته باشیم چه مخالفش باشیم، برای حفظ مرزها و امنیت ملی خودش وارد عمل شده، نه جنگهای استعماری دور از خانه، که سیستم جنگی آمریکاست و روسیه حداقل در حال حاضر، قادر به انجام چنین عملیاتهایی نیست.)

روسیه در دهه های گذشته، به دلایل گوناگون از جمله ضعف اقتصادی و سیاسی و شاید محاسبات اشتباه یا حتی خوش خیالی، نتوانسته واکنش مناسبی به تحرکات تهاجمی آمریکا و متحدانش نشان دهد و چند بازی مهم را به آنها باخته است: در حمله امریکا و متحدانش به افغانستان، و سپس عراق و حدودا هشت سال بعد به لیبی، بی شک مسکو اصلی ترین بازنده بوده و این حملات دایره نفوذ روسها را در خاورمیانه و شمال آفریقا محدود کرده (عراق و لیبی جزء متحدان روسیه بودند) و باعث شده موازنه قدرت در این مناطق به شکلی عیان به نفع آمریکا و متحدانش تغییر کند. پوتین با بهره گیری از این تجربیات، در مقابل دخالت جسورانه غرب در اکراین ایستاد و ضمن الحاق کریمه به خاک خود، روس تباران اکراین را تسلیح کرد و آموزش داد تا با دولت غربگرای این کشور بجنگند، و چند سال بعد از آغاز جنگ داخلی سوریه و با بالاگرفتن احتمال دخالت نظامی آمریکا برضد دولت روس گرای سوریه و نیز قرار گرفتن اسد در موضع ضعف در جنگ داخلی، عملا وارد صحنه شد و با اعزام نیرو به سوریه به نفع دولت این کشور، نه فقط مانع حمله آمریکا شد بلکه به همراه ایران عملا توانست اسد را از سقوط نجات داده و مخالفانش را سرکوب کند و سوریه را همچنان به عنوان یک متحد استراتژیک برای خود نگه دارد.

مسکو در مقابل تهدیدات لندن کوتاه نمی آید

روسیه سالهاست متوجه شده هر نوع عقب نشینی در برابر آمریکا و شرکایش، به بیشتر جلو آمدن آنها می انجامد، در نتیجه بعید است مسکو در برابر هشدار شدید الحن و تهدیدات نخست وزیر انگلیس کوتاه بیاید. جالب است که نه خودِ پوتین بلکه سرگئی لاوروف وزیر خارجه این کشور به اظهارات ترزا می پاسخ داد و اتهامات مطرح شده از جانب وی را «پوچ و بی معنی» خواند. (با توجه به اینکه نخست وزیر انگلیس شخصا شمشیر هشدار و خشم را به سوی مسکو گرفت، برخی انتظار داشتند پوتین شخصا به او پاسخ دهد، و انتخاب شدن لاوروف برای پاسخ دادن به می، نوعی برخوردی تحقیرآمیز با نخست وزیر انگلیس از جانب پوتین است که خود می تواند واکنشی از موضع قدرت تعبیر شود.) در سوی دیگر، آمریکا و انگلیس و شرکایشان در ناتو، می دانند که روسیه با اقداماتش در سالهای اخیر، قدرت تازه ای گرفته و از نظر آنها باید مهار شود، و یکی از اولین روشها برای مهار روسیه، جدا کردن متحدان مسکو است؛ برنامه ای که به احتمال زیاد آمریکایی ها و دوستانشان روی آن کار می کنند. در کنار این باید به افزایش بودجه نظامی آمریکا و ناتو توجه داشت که هدف اصلی اش روسیه و چین است؛ دو کشوری که متحد استراتژیک یکدیگرند و روابطشان در سالهای اخیر، بهتر از قبل شده. بی ترید، آمریکا و انگلیس و متحدان غربی شان، هر کاری بتوانند برای تضعیف روسیه انجام می دهند، چرا که قدرت گیری روسیه به معنای کاهش نفوذ و منافع آنها در بخشهایی از خاورمیانه، اروپای شرقی و حتی (با توجه به اتحاد ناگزیر چین و روسیه) در دریای چین و آبهای استراتژیک آسیای جنوب شرقی است و حتی می تواند بخشی از اعراب ثروتمند حاشیه خلیج فارس (نظیر عربستان سعودی) را که مدتهاست اعتماد زیادی به آمریکا ندارند به روسیه نزدیک کند.

ارتباط موضع ضد روسی لندن با جنگ سرد نوین

صحبتنها ترزا می مطمئنا با بیانیه مهم چند هفته پیش جیمز ماتیس وزیر دفاع آمریکا مبنی بر اعلام رسمی آغاز جنگ سرد نوین میان غرب و شرق بی ارتباط نیست و باید آن را در کانتکست سیاست نظامی جدید آمریکا علیه روسیه بررسی کرد؛ سیاستی که بر مبنای فشار به روسیه و چین تدوین شده و هدفش، هر چه ضعیفتر کردن این دو کشور به سود منافع مختلف آمریکا و متحدانش است.

در واقع، اعلام ماجرای مسمومیت جاسوس سابق دوجانبه روس از سوی نخست وزیر انگلیس با آن ادبیات تند و خشمگینانه ضد روسی، موضوع بی اهمیتی نیست و می تواند فصل تازه ای از عناد و تقابل را بین ابرقدرتهای غرب و شرق بگشاید. اما این درگیری ها که فعلا در بُعد دیپلماتیک جریان دارد، ممکن است به سرعت ابعاد نظامی به خود بگیرد و مشخصا در سوریه، که فعلا خط مقدم جبهه نبرد غیرمستقیم روسیه و آمریکا و متحدانش است، به رویارویی غیرمستقیم یا حتی شاید مستقیم نیروهای دو طرف بی انجامد. سناریوی احتمالی دیگر غرب برای کاستن از نفوذ و قدرت روسیه در منطقه، به راه انداختن جنگهایی جدید در خاورمیانه و مشخصا علیه برخی متحدان مسکو است


1 2 3