Tag Archives: چيست

خبرگزاری آريا – حد ترخص چيست؟ / احکام شرعي درباره حد ترخص


حد ترخص چيست؟ / احکام شرعي درباره حد ترخص

خبرگزاري آريا –
حد ترخص,حد ترخص چيست,احکام حد ترخص حد ترخص جايي است که اذان شهر يا روستا شنيده نشود
حد ترخّص در اصطلاح فقه به مکانى اطلاق مى‌شود که مسافر با رسيدن به آن جا ديوار خانه‌هاى شهر را نبيند و اذان را نشنود.
حد ترخص چيست؟
حَدِّ تَرَخُّص مسافتي است که مسافر بايد از آنجا به بعد نمازش را شکسته بخواند و مي‌تواند روزه خود را افطار کند. بر اساس احاديث اين نقطه جايي است که اذان شهر شنيده نشود يا ديوارهاي آن ديده نشود.
فرق مسافت شرعي و حد ترخص چيست؟
يکي از شرايط شکسته شدن نماز مسافر آن است که مسافر تصميم داشته باشد دست‌کم ۸ فرسخ شرعي)بين ۴۰ تا ۴۵ کيلومتر) مسافرت کند. به ۸ فرسخ، مسافت شرعي گفته مي‌شود.
مسافر زماني مي‌تواند نمازش را شکسته بخواند يا روزه‌اش را افطار کند که مقدار معيني از مسير را طي کرده باشد. اين مقدار معين حد ترخص ناميده شده است. همين معيار هنگام رسيدن به وطن يا رسيدن به جايي که اقامت در آن بيش از ده روز باشد نيز جاري است.
مقدار حد ترخص چقدر است؟
بر اساس احاديث امامان شيعه، حد ترخص جايي است که اذان شهر يا روستا شنيده نشود و ديوارهاي آن ديده نشود. فقيهان شيعه در اين که آيا هر دو شرط بايد با هم باشند يا تحقق يکي از آن‌ها کافي است اختلاف دارند.
ملاک فقيهان در ديده شدن يا نشدن ديوارها، ساختمان‌هاي معمولي در زميني صاف است. از زماني که شهرهاي بزرگ ايجاد شده‌اند و نيز اذان از رسانه‌ها پخش مي‌شود تعيين حد ترخص مشکل شده است. برخي فقيهان معتقد شده‌اند که در بلاد کبيره معيار حد ترخص آخرين ديوارهاي محله است نه ديوارهاي شهر.
به فتواي بسياري از فقيهان شيعه اگر روزه‌دار قبل از رسيدن به حد ترخص روزه خود را افطار کند، بايد علاوه بر قضاي روزه آن روز،‌ کفاره نيز بدهد.
فرق حد ترخص با آخر شهر در چيست؟
حد ترخص فاصله حدود ۱۳۵۰ متري بعد از آخرين خانه هاي شهر يا روستا است يعني فاصله اي که اذان شنيده نمي شود يا در و ديوار شهر مشخصا رويت نمي گردد.(محل نصب تابلوي حد ترخص)
ديگر سوالات درباره حد ترخص:
– در آخر شهر آيا خانه ها ملاک است يا کارخانه ها نيز جزء شهر هستند؟
پاسخ: ملاک آخرين خانه ها است.
– بعضي از شهرهايي که در گذشته حدود ۳۰ کيلومتر با هم فاصله داشته‌اند، امروزه به هم متصل شده و فاصلة دو شهر تماماً محل سکونت يا مغازه است و اصلاً نمي‌شود تشخيص داد که شهر تمام شد. در اين صورت، ساکنين اين دو شهر در صورت رفتن به شهر ديگر در مورد نماز و روزه چه وظيفه‌اي دارند؟
پاسخ: نماز آنها تمام است و بايد روزه بگيرند.
– کسي که از محل کارش که فاصله‌اي بيش از حد شرعي با وطن او دارد، به مسافرتي بيش از هشت فرسخ مي‌رود و فردا به محل کار خود بر مي‌گردد، آيا قبل از اينکه از محل کار خود به وطنش برود، نماز او کامل است يا شکسته و روزۀ او صحيح است يا خير؟
پاسخ: نماز او شکسته است و نمي‌تواند روزه بگيرد.
– اگر کسي در مسافرت پس از طي مسافتي حدود سه فرسخ به وطن دوم خود برسد و از آنجا سه فرسخ ديگر مسافرت کند.
اولاً آيا نماز او کامل است و روزه را بايد بگيرد يا چون رفت و برگشت او بيش از هشت فرسخ شرعي مي‌شود بايد نماز را شکسته بخواند و روزه را افطار کند؟
ثانياً براي شکسته يا تمام بودن نماز و روزه بين اينکه از اول قصد مکان دوم را داشته يا مي‌دانسته اول به وطن مي‌رسد و بعد به محل ديگري مي‌رود، فرقي وجود دارد؟
پاسخ: اولاً: نماز او همه جا تمام است و روزه بايد بگيرد.
ثانياً: فرقي ندارد.
– ملاک در محاسبۀ مسافت شرعي، طول جاده است يا مسافت مستقيم؟ مثلاً اگر جاده‌اي ۵۰ کيلومتر باشد، ولي مسافت مستقيم آن ۲۰ کيلومتر باشد، چه بايد کرد؟
پاسخ: مناط راه رفتن اوست.
– فاصلۀ شرعي بين دو شهر را چگونه بايد تعيين کرد؟ آيا فقط ابتدا و انتهاي شهرها ملاک است؟ يا محل مورد نظر در آن شهر را بايد در نظر گرفت؟
پاسخ: مناط اول و آخر شهر است و ملاک اول و آخر هم به نظر عرف است.
– حد ترحض شهرهاي بزرگ مثل تهران و اصفهان از کجاي آن شهرها محسوب مي‌شود؟
پاسخ: تقريباً يک کيلومتر از جايي که خانه‌ها متصل به يکديگر هستند.
– وقتي از شهر يا روستايي خارج مي‌شويم تا چند کيلومتر مغازه‌ها و شرکت‌هاي مربوط به آن محل ديده مي‌شود. ملاک براي پايان شهر يا روستا همان مغازه‌هاست يا منازل مسکوني؟
پاسخ: منازل مسکوني است
– تهران بلاد کبيره است يا نه و در مورد شهري که بلاد کبيره است تکليف چيست؟ وحد ترخص در تهران کجاست؟
پاسخ: حکم بلاد کبيره و غير کبيره يکسان است و محلات مختلف تهران جزو تهران محسوب مي شود حد ترخص در هر شهري آن است که از آخرين خانه هاي شهر به قدري دور شوند که صداي اذان شهر را نشنوند.
گردآوري: بخش مذهبي بيتوته
yjc.ir
portal.anhar.ir


خبرگزاری آريا – بدترين صفت اخلاقي يک مومن چيست؟


بدترين صفت اخلاقي يک مومن چيست؟

خبرگزاري آريا –
بدترين صفت اخلاقي,دروغگويي,دروغ عقوبت دروغ گويي، عقوبت عجيبي است
بدترين صفت اخلاقي دروغ است
در جامعه قرآني، بايد صداقت حاکم باشد؛ بدترين صفت اخلاقي و ريشه بسياري از گناهان، دروغ است؛ خداوند فرموده است که دروغگويان مومن نيستند.
در يادداشت «نظافت و نظم؛ از اصول اخلاقي در جامعه قرآني»، اصل «نظافت و نظم» بيان شد و در يادداشتي، حجت‌الاسلام سيد محمدحسين راجي، استاد کفايه حوزه، مدرس دانشگاه و رئيس بنياد صحيفه سجاديه در خراسان رضوي به «صداقت» به عنوان يکي از اصول اخلاقي در جامعه قرآني، پرداخته مي‌شود.
آيات و روايات بسياري داريم که در رابطه با عقوبت دروغ‌ گويي بحث کرده‌‌اند. از امام باقر(ع) نقل شده است «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِّ أَقْفَالًا وَ جَعَلَ مَفَاتِيحَ تِلْكَ الْأَقْفَالِ الشَّرَابَ وَ الْكَذِبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرَاب، خداى عزوجل براى بدى قفل‌هائى قرار داده، و كليدهاى آن‌ها را شراب قرار داده، و دروغ بدتر از شراب است.» اگر به ما بگويند شخصي شراب مي‌‌خورد، ما او را کنار مي‌‌گذاريم و ديگر با او صحبت نمي‌‌کنيم. اما چگونه است که گاهي انسان خودش دروغ مي‌‌گويد.
عقوبت دروغ گويي، عقوبت عجيبي است.خداوند در قرآن مي‌‌فرمايد «وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّور، از حرف زور اجتناب کنيد.» يکي از مصاديق حرف زور همين دروغ است.
از پيامبر مکرم اسلام(ص) نقل شده است «أربَى الرِّبا الكذبُ، بالاترين حد ربا اين است که انسان بخواهد دروغ بگويد.» اينکه يک شخصي به ما اعتماد کرده و پاي صحبت ما نشسته است، ما به او خيانت کنيم و به او دروغ بگوييم. اين خيانت به انسان است.
امام علي(ع) مي‌‌فرمايد «لكذبُ شَينُ الأخلاقِ، بدترين صفت اخلاقي دروغ است» يعني اگر از ما پرسيدند که بدترين و پست‌ترين صفت اخلاقي چيست بايد بگوييم: دروغ؛ در زندگي بايد صداقت حاکم باشد. وقتي پسر شما به خواستگاري يک دختر خانم مي‌‌رود يا براي دختر شما خواستگار مي‌‌آيد مهمترين دغدغه، صداقت است. چون اگر بدانيد که اين دختر خانم يا آقا پسر راست مي‌‌گويد ديگر مشکلي نخواهيد داشت. مشکل اين است که راست گفته نشود و اگر اينگونه باشد شرايط به هم مي‌‌ريزد. يعني قبل از ازدواج يک چيز مي‌‌گويد و بعد از ازدواج مي‌‌بينيد چيز ديگري شده است.
دروغگويان مومن نيستند
شخصي نزد پيامبر اکرم(ص) آمد و گفت: مؤمن زنا مى‏كند، فرمود: «گاهى امكان دارد»، پرسيد: «مؤمن دزدى مى‏كند؟» فرمودند «گاهى امكان آن هست»، پرسيد:« يا رسول اللَّه دروغ مي‌‏گويد؟» فرمودند: «خيرخداوند فرموده دروغگويان مؤمن نيستند.» مي‌‌گويند ممکن است انسان اين کارها را انجام دهد اما دروغ نمي‌‌گويد. مومن دروغگو نيست. بعد در ادامه مي‌‌فرمايند، که خداوند فرموده است که دروغگويان مومن نيستند.
خداوند متعال در قرآن کريم مي‌‌فرمايد: «إِنَّما يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لا يُؤْمِنُونَ، کساني که دروغ مي‌‌گويند اصلا ايمان ندارند.» از همين روعلما در الفاظ خود بسيار دقت مي‌‌کردند.
ناراحتي شيخ عباس قمي از دروغ مصلحتي
در شرح احوال مرحوم حاج شيخ عباس قمي آورده‌اند: «هرگز كسي در حضور او جرأت غيبت كردن نداشت؛ هر كس و از هر طبقه‌‌اي كه بود. خود نيز چنان از گناهان و غيبت و دروغ احتراز داشت كه فوق تصوّر است. در ايّام بيماري‌‌اش كه منجر به وفات‌شان شد يكي از علماي تهران براي عيادت به حضورشان رسيد. حاج شيخ عباس آن روز بسيار ناراحت و متفكّر بود. آن عالم بزرگ مي‌‌پرسد: «چرا ناراحتيد؟» پاسخ مي‌‌دهد: «در سفري كه به حج رفتم در مكّه‌‌ي معظمه خواستم به روش محدثين كه از يكديگر اجازه مي‌‌گيرند از يكي از محدثان عامّه اجازه حديث بگيرم. وقتي اين منظور را با وي در ميان نهادم، عالم سنّي مطلبي گفت، و من روي مصالحي، به دروغ، آن را انكار كردم. اكنون در اين فكرم كه فرداي قيامت، چگونه اين دروغ را در محضر عدل الهي توجيه كنم.»
براي يک دروغ که گناه هم نيست و تقيه بوده، مي‌‌گويد نمي‌‌دانم در آن دنيا اگر خدا از من بازخواست کند چه جوابي بايد بدهم. انسان نبايد گناه را کوچک بداند. بايد انسان مراقبت کند.
انسان راستگو، امين مردم مي‌شود
انسان واقعا از دروغ‌‌هاي بعضي‌‌ها تعجب مي‌‌کند. شما خودتان منصف باشيد و ببينيد کسي که راست مي‌‌گويد بيشتر به او اعتماد مي‌‌شود يا کسي که دروغ مي‌‌گويد؟! مثلا مي‌‌رويد هندوانه بخريد، مي‌‌گويد همه هندوانه‌‌ها قرمز هستند، خوب اگر يک بار خريديم و قرمز نبود ديگر به او اعتماد نمي‌‌کنيم. اما از بعضي‌‌ها که مي‌‌پرسيد اين هندوانه‌‌ها چطور است مي‌‌گويد من نمي‌‌دانم، خودتان انتخاب کنيد و ببينيد، من نمي‌‌دانم. انسان در اين حالت اعتماد مي‌‌کند. حتي اگر ده بار هم سفيد بود باز هم از او خريد خواهيم کرد، چون او دروغ نگفته است و تقصير از من است که هندوانه شناس نبوده‌ام.
انساني که راست بگويد امين مردم مي‌‌شود و مردم به او اعتماد مي‌‌کنند. مي‌‌آيند از شما لباس بخرند و مي‌‌پرسند چطور است؟ بگوييد نمي‌‌دانم، اينگونه مي‌‌گويند که شما انسان راستگويي هستيد. پس مومن هميشه راستگو است.
فقط دروغ نگو!
مردي‌ خدمت‌ حضرت‌ رسول (ص) آمد و عرض‌ كرد :« مرا راهنمائي‌ كن‌ به‌ نافع‌ترين‌ كارها» حضرت‌ فرمود: «اصدق‌ و لا تكذب‌ و اذنب‌ من‌ المعاصي‌ ماشئت، راستگويي‌ را پيشه‌ كن‌ و از دروغ‌ بپرهيز» هر گناه‌ ديگري‌ مي‌خواهي‌ انجام‌ ده.
از اين‌ سخن‌ مرد در شگفت‌ شد و فرمايش‌ آن‌ جناب‌ را پذيرفته‌ و مرخص‌ گرديد. با خود گفت،‌ پيغمبر(ص) مرا از غير دروغگويي‌ نهي‌ كرده‌، پس‌ اكنون‌ به‌ خانه‌ فلان‌ زن‌ زيبا مي‌روم‌ و با او زنا مي‌كنم. همين‌كه‌ به‌ طرف‌ خانة‌ او رفت‌ فكر كرد اگر اين‌ عمل‌ را انجام‌ دهد و كسي‌ از او بپرسد از كجا مي‌آيي‌ نمي‌تواند دروغ‌ بگويد و بر فرض‌ راست‌ گفتن‌ به‌ كيفر شديد و بدبختي‌ بزرگي‌ مبتلا مي‌شود. لذا منصرف‌ شد. باز فكر كرد گناه‌ ديگري‌ انجام‌ دهد. همين‌ انديشه‌ و خيال‌ را نمود. در نتيجه‌ ازهمه‌ گناهان‌ بواسطه ترك‌ دروغ‌ دوري‌ جست.
کسي که راست مي‌‌گويد خود به خود مجبور مي‌‌شود هيچ گناه ديگري انجام ندهد. اين اهميت راستگويي و مهم بودن اين جريان است.
آيت الله بهلول مي گفتند: «من در تمام عمرم يك عمل را ترك كرده ام و اصلاً انجام نداده‌‌ام و يك عمل را اصلاً ترك نكرده‌‌ام و تحت هر شرايطي به جا آورده‌‌ام و از اين دو كار هم بركت زيادي ديده ام و آن را به همه‌‌ شما سفارش مي‌‌كنم، آن كه ترك كرده‌‌ام دروغ است، و آن كه ترك نكرده‌‌ام نماز شب است.»
عوامل دروغگويي
حالا سوالي که پيش مي‌‌آيد اين است که عوامل دروغگويي چيست؟ چرا انسان بايد راست بگويد؟
خلاص شدن؛ از جمله عوامل دروغگويي است؛ انسان مي‌‌خواهد از دست چيزي يا کسي خلاص شود، پس دروغ مي‌‌گويد. از همه بيشتر نيز در برخورد با فرزند و همسر اتفاق مي‌‌افتد. مي‌‌رويم مهماني و بچه شلوغ کاري مي‌‌کند. به او مي‌‌گوييم اگر بچه خوبي باشي يک جايزه خوب براي تو مي‌‌خرم. مي‌‌پرسيم که جايزه مي‌‌خري؟ مي‌‌گويد: جايزه او يک سيلي است که ديگر اينقدر در مهماني شلوغ‌کاري نکند. اين دروغ است.
يا در مقابل حرف همسر خود مي‌‌گويد که حالا فکر کنيم تا ببينيم چه مي‌‌شود. مي‌‌گوييم واقعا مي‌‌خواهي فکر کني؟ مي‌‌گويد نه بگذار فعلا ساکت شود. اين‌‌ها دروغ به حساب مي‌‌آيد. مومن اين دروغ‌‌ها را نمي‌‌گويد. يا وقتي از او سوال مي‌‌شود و حوصله پاسخ دادن را ندارد و مي‌‌گويد نمي‌‌دانم. اينها همه دروغ است.
شوخي‌هايي که در حکم دروغ است
دومين مورد از عوامل دروغ‌گويي، تفريح است. مي‌‌خواهند يک خنده و تفريحي داشته باشند و شروع به دروغ گفتن مي‌‌کنند. از خود خاطراتي تعريف مي کند تا بقيه بخندند. خوب نبايد بگوييد و اين‌ها دروغ به حساب مي‌‌آيند. اگر طرف مقابل اول باور کند، اين دروغ است. يک زماني ما جوک مي‌‌گوييم و طرف مقابل اين را مي‌‌داند، اين اشکالي ندارد. اما وقتي طرف، اول باور مي‌‌کند اين دروغ است. مثلا مي‌‌گويد من جنگل رفته بودم و دو شير به دنبال من آمدند، من هم با لگد شير‌‌ها را فراري دادم. مي‌‌گويند راست مي‌‌گويي؟ مي‌‌گويد نه الکي گفتم. اين دروغ است.
پيامبر مکرم اسلام (ص) خطاب به ابوذر مي‌‌فرمايند: «يَا أَبَاذَرٍّ وَيْلٌ لِلَّذِي يُحَدِّثُ فَيَکْذِبُ لِيُضْحِکَ بِهِ الْقَوْمَ- وَيْلٌ لَهُ وَيْلٌ لَهُ وَيْلٌ لَه، اى اباذر واى بر کسى که سخن دروغ مي‌‌گويد تا به سخن او مردم بخندند واى بر او، واى بر او، واى بر او.» اينقدر مطالب خنده‌دار راست داريم. چرا انسان بايد براي خنداندن ديگران دروغ بگويد. اينقدر خاطرات شيرين و زيبا داريم، خوب اين‌ها را تعريف کنيد. چرا دروغ مي‌‌گوييد.
سومين مورد از عوامل دروغ، تعارف يا خجالت بي‌جا است. جايي براي مهماني رفته‌ايم و چاي آورده‌اند و خورده‌ايم و حسابي چسبيده است، حالا دوباره چاي مي‌‌خواهيم اما وقتي از ما مي‌‌پرسند که ميل داريد، مي‌‌گوييم نخير ميل ندارم. اين دروغ گفتن است. يا عصر کسي به منزل ما آمده و او را دعوت به شام مي‌‌کنيد، او مي‌‌گويد نه من شام خورده‌ام. اينها دروغ و تعارف بي‌جا است.
نبي مکرم اسلام(ص) فرمودند :« انّ الكذب يكتب كذبا، حتّى تكتب الكذيبة، دروغ را دروغ نويسند، چندان‏كه دروغ‌‏هاى اندك را نيز دروغ اندك رقم كنند.» ممکن است کسي بگويد که من خجالت مي‌‌کشم و پر رو هم نيستم که بگويند چاي ميل داري بگويم بله. اين زشت است ديگر. ما نگفتيم بگوييد براي شما چاي بياورند، گفتيم دروغ نگوييد.
بدترين صفت اخلاقي,دروغگويي,دروغ در دروغ زباني، انسان با زبان شروع به گفتن دروغ مي‌‌کند
کلمات معادل، جايگزين حرف دروغ
گاهي اوقات با چرخش يک کلمه دروغ را به راست تبديل مي‌‌کند. بسيار راحت است كه هم تعارف كنيم و هم دروغ نگوييم، مثلا اگر گفتند چايي ميل داريد بگوييم: ممنون صرف شد. و يا اگر گفتند: شب بمانيد بگوييم، نه به اندازه كافي زحمت داده‌ايم. نكته اينجاست كه كلمه معادل زياد است؛ چرا ما از همه جا دروغش را انتخاب كنيم. نياز نيست که انسان لفظ دروغ را به کار ببندد. با چرخاندن يک کلمه، انسان مي‌‌تواند راست بگويد.
مورد بعدي که متاسفانه از همه بيشتر اتفاق مي‌‌افتد، بي‌دقتي است. اصلا بعضي‌‌ها دقت نمي‌‌کنند که فلان حرف دروغ است. به کسي که در ميدان شهدا است زنگ مي‌‌زنند و مي‌‌گويند کجايي؟ مي‌‌گويد چهار راه لشگر هستم. ميگوييم دروغ گفتي، مي‌‌گويد يک کورس تاکسي فاصله دارد ديگر. فرد دقت نمي‌‌کند در حالي که بزرگان دقت مي‌‌کردند.
اصلاح نامه امام به صدا و سيما
يكي از نزديكان امام (ره)‌‌ مي‌گفت: روزي خدمت امام رسيدم ايشان نامه اي را به من مرحمت فرمودند تا براي پخش به مسؤول خبر صدا و سيما برسانم. نامه را به مسؤل مربوطه دادم ؛چند دقيقه بعد آقا مرا صدا زده و فرمودند: نامه را سريعا پس گرفته و بياوريد. نامه را آوردم. آقا کلمه اي را تغيير داده و دوباره نامه را به من داده و فرمودند: حالا به واحد خبر بدهيد. بنده اين کار را کردم بعد خدمت آقا رسيده عرض کردم: نامه چه اشکالي داشت؟ امام فرمودند: در نامه نوشته بودم «من با همه همّم به بسيجيان دعا مي کنم»، بعد متوجه شدم که اين درست نيست، نوشتم «من با بيشترين همم به بسيجيان دعا مي کنم.»
ايشان بسيار دقت داشتند و خيلي عجيب، جملات را انتخاب مي‌‌کردند. صحبت‌‌هاي امام و حضرت آقا را ببينيد، احتمالات را بيان مي‌‌کنند که دروغ نشود. مي‌‌گويند احتمالا اينگونه بايد بشود يا مثلا حضرت امام فرمود اگر الان در دنيا از مردم بپرسيد، به گمان من منفورترين دولت، دولت آمريکاست. خوب اين که معلوم است که منفورترين دولت آمريکا است، ولي با اين وجود امام فرمودند به گمان من منفورترين دولت، دولت آمريکاست. مومن دروغ نمي‌‌گويد و به اينگونه مسائل دقت مي‌‌کند. مومن بايد دقت کند و بي دقتي در اين موارد بسيار بد است.
امام سجاد (ع) فرمودند: «إتَّقُوا الکَذِبَ الصّغيرَ مِنهَ و الکَبيرَ فِي کُلِّ جِدٍّ وَ هَزلٍ، از دروغ بپرهيزيد، چه کوچک باشد، چه بزرگ، چه جدّي باشد و چه شوخي. » اين يعني اينکه مواظب باشيد و دقت داشته باشيد.
پيام تسليت مرجع‌تقليد
مادر يكي از نمايندگان مجلس از دنيا مي‌‌رود و دفتر يكي از مراجع پيام تسليتي به اين عنوان آماده مي‌‌كند.
«جناب دكتر… خبر ارتحال مادر شما به آيت‌الله العظمي… رسيد؛ ايشان با تمام وجود ناراحت شدند و…» اين پيام را به آن مرجع براي تأييد نشان مي‌‌دهند. مرجع تقليد مي‌‌گويد من با تمام وجود ناراحت نشدم؛ اين را عوض كنيد. پيام را تصحيح مي‌‌كنند و مي‌‌نويسند: «جناب دكتر ….خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ……رسيد؛ ايشان بسيار ناراحت شدند و…» براي دومين بار اين پيام را به آن مرجع نشان مي‌‌دهند. مرجع تقليد مي‌‌گويد من بسيار ناراحت نشدم؛ اين را عوض كنيد. دفتر آن مرجع سومين پيام را اينگونه مي‌‌نويسند: «جناب دكتر ….خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ……رسيد؛ ايشان ناراحت شدند و…»
براي سومين بار اين پيام را به آن مرجع نشان مي‌‌دهند. مرجع تقليد مي‌گويد راستش من ناراحت هم نشدم؛ اين پير زن سال‌‌هاست در جا افتاده و الان ناراحتي ندارد. رئيس دفتر مي‌‌گويد پس چه بنويسيم؟ نمي‌‌شود كه نوشت: «جناب دكتر ….خبر ارتحال مادر شما به آيت الله العظمي ……رسيد؛ ايشان خوشحال شدند و…» آن مرجع مي‌‌فرمايد چرا اين‌ها را بنويسيد! بنويسيد: «جناب دكتر ….خبر ارتحال مادر شما به …… رسيد؛ ايشان براي علو درجات مادرتان دعا كردند».
بعضي‌‌ها عادت کرده‌‌اند که لفظ دروغ را انتخاب کنند. يک کلمه را بچرخانيم دروغ به راست تبديل مي‌‌شود و هيچ کار پيچيده‌اي هم نيست.
انواع دروغ‌گويي
از عوامل ديگر دروغ، بزرگ کردن خود، مسخره‌کردن ديگران و … نيز است و دروغ انواع مختلف دارد؛ زباني، نوشتاري و عملي.
در دروغ زباني، انسان با زبان شروع به گفتن دروغ مي‌‌کند. همين دروغ‌‌هايي که بعضي‌‌ها در شبانه روز انجام مي‌‌دهند، اکثرا با زبان است. گاهي وقت‌‌ها با گفتن چيزي است و گاهي با نگفتن آن چيز. مثلا آنجا که در هنگام خواستگاري مي گويند دختر شما ايرادي ندارد و با قبلا ازدواج نکرده است؟ جوابي نمي‌‌دهند. از شما سوال شده است و بايد مي‌‌گفتيد.
گاهي وقت‌‌ها دروغ با نوشتن اتفاق مي‌‌افتد. پشت در مغازه مي‌‌نويسند به علت تغيير شغل اجناس نصف قيمت به فروش مي‌‌رسد. اينجا دو سوال مطرح مي‌‌شود: يک، آيا واقعا مي‌‌خواهي شغلت را عوض کني؟ و دوم آيا واقعا نصف قيمت مي‌‌فروشي؟ مي‌‌گويد نصف قيمت نيست اما ۲۰ درصد تخفيف دارد. پس چرا نصف قيمت مي‌‌زني. بگو با همان ۲۰ درصد تخفيف به فروش مي‌‌رسد. اين مي‌‌شود دروغ نوشتاري.
يا برخي جاها روي يک کالا مي‌‌نويسند ۱۰۰۰ تومان و بعد خط مي‌‌زند و مي‌‌نويسد ۵۰۰٫ اين دو معني دارد يا ۱۰۰۰ بوده و من ۵۰۰ مي‌‌فروشم و يا بقيه جاها ۱۰۰۰ بوده و من ۵۰۰ مي‌‌فروشم. اگر اينگونه نباشد مي‌‌شود دروغ.
يا بچه‌مان را دکتر برده‌ايم و دکتر مي‌‌گويد چيزي نيست. مي‌‌گوييم پس چون امروز مدرسه نرفته است يک گواهي براي او بنويسيد، او هم مي‌‌نويسد. اين مي‌‌شود دروغ. استشهاد محلي مي‌‌آورند و شما طرف را نمي‌‌شناسيد و مي‌‌گويند اين را امضا کنيد، چرا بايد امضا کنيم. معمولا هم ناراحت مي‌‌شوند ولي ما نمي‌‌توانيم اين کار را بکنيم. چرا اگر آدم‌‌هاي مورد اعتماد واقعيت را بگويند مي‌‌شود قبول کرد ولي قرار نيست هر کسي آمد ما به عنوان شاهد امضا کنيم. يا نامه اي را که اصلا نمي‌‌دانند چيست امضا مي‌‌کنند. شما که نمي‌‌دانيد چه بود پس چرا امضا کرديد. اين‌‌ها همه دروغ با نوشتن است.
با عمل خود دروغ انجام مي‌‌دهيم. ميوه‌‌ها را در سبد چيده اند. رديف‌‌هاي بالا را درشت و زير را ريز مي‌‌چينند. اين دروغ مي‌‌شود. يا وقتي روحاني براي شما صحبت مي‌‌کند و به خاطر اينکه نشان دهد که خسته شده دائما عرق خود را پاک مي‌‌کند در حالي که عرق نکرده است، اين مي‌‌شود دروغ عملي.
خانواده ايماني و قرآني بر پايه راستگويي مي‌‌چرخد.
منبع : iqna.ir



خبرگزاری آريا – روزنامه نگاري پهپادي چيست؟/ مزيت‌هاي عمده بهره‌گيري از پهپاد در روزنامه نگاري جديد بررسي شد


روزنامه نگاري پهپادي چيست؟/ مزيت‌هاي عمده بهره‌گيري از پهپاد در روزنامه نگاري جديد بررسي شد

خبرگزاري آريا – مزيت‌هاي عمده بهره‌گيري از پهپاد در روزنامه نگاري جديد طي نشستي با حضور جمعي از روزنامه نگاران و مستندسازان در دفتر مطالعات و برنامه ريزي رسانه ها بررسي شد.
در اين نشست تخصصي حميدرضا خطيبي، روزنامه‌نگار و مترجم؛ حميد ضيايي پرور، مديرکل دفترمطالعات و برنامه‌ريزي رسانه‌ها؛ احسان رحيمي، مشاور مديرعامل سازمان فناوري،اطلاعات و ارتباطات شهرداري تهران؛ شهروز کيايي، مدير برنامه و مسئول روابطعمومي گروه فرا‌ديد؛ ساجد محمدي، مدير فني بخش هلي‌شات شرکت آموت و حامد سعيدي،دبير کارگروه پهپاد اتحاديه‌ي هوافضا، پيرامون روزنامه نگاري پهبادي ومزيت هاي عمده استفاده از پهپاد در روزنامه نگاري سخن گفتند.
در ابتداي اين نشست حميدرضا خطيبي با اشاره به سابقه‌ي اين نوع روزنامه‌نگاريگفت: پرنده‌هاي هدايت‌پذير از راه دور يا پهپاد عمري به‌اندازه‌ي صنعت حمل‌ونقلدارند. اين فناوري ابتدا در صنعت هوانوردي و در جنگ جهاني اول بود که استفاده ازآن باب شد. تکنولوژي‌هايي مثل پهپاد بيشتر خواستگاه نظامي دارند و از طريق ارتشتوسعه پيدا کردند. استفاده از پهپادها بيشتر در امور نظامي و تجسسي و تا حدي هممساعي تا به امروز توسعه پيدا کرده است. در دهه‌ي ۹۰ همزمان با انقلابديجيتال پهپاد هم دستخوش دگرگوني‌هاي زيادي شده است.
او ادامه داد: در دهه‌ي ۹۰ خود ايالات‌متحده‌ي آمريکا ۴۰ ميليارد دلار براي پهپادهزينه کرد که نتيجه‌ي آن در جنگ عراق و افغانستان مشخص شد. از همين ۲۰۰۰هم استفاده‌هايتجاري از پهپاد گسترش پيدا کرد مخصوصاً در حيطه‌ي روزنامه‌نگاري، هر چند هنوز براياين مقوله در مرحله‌ي گردآوري اطلاعات است.
خطيبي افزود: بسياري اين سؤال را مطرح مي‌کنند که چرا از نظر فني بايد اين مقوله ازروزنامه‌نگاري براي خبرنگاران مهم باشد؟ در مورد روزنامه‌نگاري سنسور لازم نيستحتماً مهندس اين رشته باشيد و همان خروجي سنسور کفايت مي‌کند تا روزنامه‌نگار آنداده‌ها را مورد تحليل و پردازش خود قرار دهد اما براي روزنامه‌نگاري پهپاد،روزنامه‌نگار مجبور است که خودش پهپاد را به حرکت دربياورد براي همين مسائل فنيبراي روزنامه‌نگار پهپاد مهم مي‌شود.
اين روزنامه‌نگار با توضيح درباره‌ي مراحل آشنايي و آموزش روزنامه‌نگاريپهپاد در ايالات‌متحده آمريکا توضيح داد: اين مقوله از روزنامه‌نگاري در اين کشورداراي سه مرحله است يکي از آن‌ها اخذ مجوز و پروانه‌ي کار با پهپاد، آشنايي باقوانين و دستورالعمل آزمايشگاه روزنامه‌نگاري پهپاد، اخذ بيمه براي پهپاد و همچنينآشنايي با مقررات هوانوردي که از طريق آزمون انجام مي‌شود.
احسان رحيمي نيز به عنوان ديگر سخنران اين نشست به بيان تجربه خود درگرفتن تصاوير هوايي از شهر تهران پرداخت و توضيح داد: در سال ۱۳۵۵ «گرستر»توانست اولين تصاوير هوايي را در ايران با استفاده از بالون و هواپيما بگيرد. ما سفريبه ترکيه داشتيم. در آنجا کتابي در اختيار ما قرار دادند که در آن تصاوير هوايي ازاستامبول بود. اين کتاب براي ما خيلي جذاب بود و پيگير شديم تا ما هم تصاويريهوايي از تهران تهيه کنيم. حدود سال ۸۹ بود که اين ايده به ذهن ما رسيد. ابتدا دنبالپهپادهايي بوديم تا بتوانيم آن را کنترل کنيم ولي در آن زمان تکنولوژي آن واردايران نشده بود و به صورت فراگير هم در دسترس نبود. بنابراين پيگير شديم تا با هلي‌کوپترهايواقعي در سطح شهر تهران پرواز کنيم. حدود ۲۰ شرکت در تهران پيدا کرديم که خدمات پروازي در خارجاز تهران مي‌دادند. يعني به هيچ عنوان اجازه پرواز در سطح تهران نداشتند.
او ادامه داد: بعد از پيگيري‌هايي که صورت گرفت متوجه شديم اين کار سخت‌گيري‌هاو قوانين خاص خود را دارد. به عبارتي بايد هلي‌کوپتر دو موتوره باشد که کمترينامکان صوت را داشته باشد و ما به اين نتيجه رسيديم که ناجا اين هلي‌کوپترها رادارد. شهردار وقت با آقاي احمدي مقدم مکاتبه‌اي کردند و ما توانستيم مجوز بگيريمتا در سطح شهر تهران – به‌جز جاهايي که ممنوعيت پروازي دارد- پرواز کنيم. ما به‌جزمناطق ممنوعه چهار صوت پروازي در سطح شهر تهران داشتيم که من فکر مي‌کنيم اگر مي‌خواستيماين پروازها را با اين پهپادها انجام دهيم شايد حدود ۲۰۰ صوت پروازي نياز بود.اگرچه مشکلات ما در آن زمان بيشتر بود ولي حسنش اين بود که در يک ساعت توانستيم يک‌پنجمتهران را بگرديم و عکاسي کنيم.
رحيمي به پروژه تهران سه‌بعدي اشاره کرد و گفت: در کنار اين پروژه‌ها، پروژهتهران سه‌بعدي داشتيم که با همين تکنولوژي و تجربه سال ۸۸ توانستيم تصاوير هواييرا تبديل به تصاوير سه‌بعدي کنيم و کتاب آن هم چاپ شد. از مهم‌ترين مشکلات ما دراين پروژه‌ها بيشتر بر روي مجوز گرفتن‌ها بود. تصاوير پهپادي و استفادهاز آن‌ها در موضوعات گردشگري، ژورناليستي و… در رساندن مطالب به مخاطب خيلي کمک مي‌کند.
شهروز کيايي، در ادامه گفت: از سال ۸۶ به مقوله‌ي فيلم‌برداريبا هلي شات وارد شديم و ما به عنوان اولين تيم، موفق شديم که اين مدل از هواپيمارا وارد سينما کنيم. از سال ۹۱ شروع به ساخت مستند «ايران» کرديم که از اين تيم هم استقبال زيادي شدو قرار شد با فيلم‌برداري هلي شات تصويرهايي از شهرهاي ايران تهيه کنيم تاتصويرهاي ماندگاري از ايران به‌جا بماند. در کنار اين نوع تصويربرداري ما سعيکرديم تصويرهاي زميني هم بگيريم و بيشتر هدفمان نشان دادن زيبايي شهر و تقويتبنيان فکري جامعه بود.
او ادامه داد: خروجي اين کار هم بسيار مورد استقبال مديران شبکه‌ي تلويزيونيشد در حال حاضر هم از اين مقوله در سينما بسيار استفاده مي‌شود چراکه با اينفناوري آنچه دوست داريم پياده مي‌کنيم.
ساجد محمدي، به بيان تاريخچه‌اي از ورود پهپادهادر ايران پرداخت و توضيح داد: در سال ۸۶ دغدغه تصويربرداري هوايي با استفاده از پهپاد درايران شروع شد و مطمئناً در آينده پيشرفت بيشتري خواهد داشت. دغدغه‌ها از اولمتفاوت بود. به عبارتي دغدغه اوليه ما پرواز با دوربيني بود که صرفاً بتوانيم نماي هوايي را تصويربرداري کنيم. در اوايل کار اين نماي هوايي قطعاً يکسريايرادات و ضعف‌هايي داشت. دغدغه‌ها کم‌کم به اين سمت رفت که دوربين دلخواه خودمانرا پرواز دهيم و اين پرنده مأموريت‌هايي که قبلاً حتي فکر آن را نمي‌کرديم بتواندانجام دهد. کم‌کم اين پرنده‌ها هوشمندتر شدند. در حال حاضر شرکت‌هاي مختلفي چه درايران و چه خارج از ايران هم به عنوان کاربر و هم به عنوان سازنده اين پرنده‌ها فعاليتدارند.
او ادامه داد: شرکت‌ها پيشرفت‌هاي خوبي داشتند و الان پرنده‌ها به سمتيمي‌روند که شايد نيازي نباشد تا کاربر، کار خاصي انجام دهد. به عنوان مثال دراوايل يکسري هلي‌کوپترها بودند که دردسرهاي زيادي داشتند و لازم بود تجهيزات زياديبا خود ببريم تا بتوانيم تصويربرداري کنيم. البته الان هم اگر بخواهيم کاري حرفه‌ايانجام دهيم نياز به تجهيزات ديگري هم داريم. بعدها يکسري پهپادهايديگري وارد اين عرصه شدند که مي‌توان از آن‌ها به صورت نيمه‌حرفه‌اي يا آماتور نامبرد. پهپادهاي شرکت دي جي آي در ايران در حال حاضر روز به روز در حال پيشرفت هستند.
محمدي ضمن اشاره به موضوع نشست گفت: با توجه به اينکه موضوع اين جلسه روزنامه‌نگاريپهپادي است بايد بگويم اولين اصل در اين قضيه اين است که دغدغه شما خروجي تصوير ياخبرتان باشد. دومين دغدغه اين است که شما بتوانيد از اين ابزار به راحتي استفادهکنيد.
مدير فني بخش هلي‌شات شرکت آموت به معرفي پهپادها در ايران پرداخت: شرکت دي جي آي از چند سري نيمه‌حرفه‌اي و آماتور شروع کرد و بعد سري‌هايفانتوم و در ادامه سري‌هاي مويک به آن اضافه شد. به عبارتي کم‌کم پيشرفت کرد وپرنده‌هاي حرفه‌اي‌تر وارد کار شد. بر روي سري‌هاي اول يک دوربين بود و بعد کميپيشرفته‌تر شدند به گونه‌اي که شما بتوانيد تصويري بدون لرزش داشته باشيد در سري‌هايبعدي برد اين پرنده‌ها بيشتر شد يعني اگر قبلاً به سختي برد اين پرنده‌ها به ۲۰۰ الي ۳۰۰ متر مي‌رسيدبعداً به راحتي به دو کيلومتر رسيد و الان در سري‌هاي مويک سيستم به گونه‌اي طراحي‌شدهکه پرنده تا ۷ کيلومتر مي‌تواند دور شود. در آخرين سري اين پرنده‌ها يکسري سنسور اضافه‌شدهکه پرنده مي‌تواند سوژه را تشخيص دهد و به مانع برخورد نکند.
محمدي ادامه داد: آخرين مدلي که معرفي شده، پرنده مويک اير است که حتي درجيب کت شما مي‌تواند جاي بگيرد و قابليت جابجايي و استفاده آن آسان است. حدودقيمت‌ها از ۷ ميليون تومان تا ۱۰ ميليون تومان است و قابليت بالا پايين شدن دارند. استفاده از اينپهپادها همان‌طور که راحت‌تر شد مشکلات تيم‌هاي حرفه‌اي بيشتر شد. چون کاربرغيرحرفه‌اي بر اساس دانش کمي که دارد يکسري استانداردها را رعايت نمي‌کند.
حامد سعيدي، دبير کارگروه پهپاد اتحاديه‌ي هوافضا درباره‌ي عملکرد ايناتحاديه گفت: اتحاديه هوافضا تنها تشکل قانوني در اين حيطه است که براي توليد وخدمات هوايي فعاليت دارد و داراي چندين شرکت است. کارگروه پهپاد از سال ۸۸ تأسيس شد و ازسال ۸۹ رسالت جديدي به عهده‌ي آن گذاشته شد و از سال ۹۴ هم با آمدن ربات‌هايپرنده ما شروع به انتشار اخبار اين حوزه و برگزاري آموزش‌ها در اين مقوله شديم.
او ادامه داد: در حال حاضر ما فعاليتمان را در سامانه‌ي هوشمند هوايي انجاممي‌دهيم. در اين سامانه پهپاد غيرنظامي و تمام آنچه يک کاربر براي پهپاد بخواهد دريک پلتفرم يکپارچه جمع شده است در اين سامانه ما سعي کرده‌ايم تمام کارکردهايپهپاد در کشور از حمل‌ونقل گرفته تا آبياري در زمين‌هاي کشاورزي، کنترل راه‌ها،پيدا کردن کوهنوردان، امداد و نجات اطلاع‌رساني انجام شود.
دبير کارگروه پهپاد افزود: يکي ديگر از کارکردهاي پهپادها تصويربرداري هواييو واکنش سريع آن‌ها در منطقه‌ي زلزله‌زده‌ي کرمانشاه بود که ما يگان واکنش سريع رابه آن منطقه اعزام کرديم در حالي که بسياري از مسئولان در آن روزها نمي‌دانستند درشهر سر پل ذهاب و ازگله چه خبر است. در حالي که ما با همين پهپاد حتي تعدادچادرهاي توزيع‌شده را هم آناليز کرديم که همين باعث توزيع درست‌تر کمک‌ها شد.
سعيدي ادامه داد: در حال حاضر ما مي‌دانيم که براي تمام امور عمراني، ساخت‌وسازو هر آنچه بخواهيم علم کنيم نياز به نقشه‌برداري داريم در حالي که اين تکنولوژينوين کار نقشه‌برداري را براي کاربران بسيار آسان کرده است و حتي ما مي‌توانيممناطق خارج از کشور را هم نقشه‌برداري کنيم. آنچه در اينجا مهم است آموزش و ثبتپلاک اين هواپيماها هست. اعطاي شناسنامه براي هر کدام از اين پهپادها به اين صورتاست که بعد از بررسي صلاحيت افراد و گذراندن يک دوره آموزش يک‌روزه براي آن‌هاشناسنامه و پلاک براي اين پرنده‌ي بدون سرنشين صادر مي‌شود.
او با اشاره به تعداد کاربراني که از پهپاد استفاده مي‌کنند، گفت: تابه امروز ۱۱ هزار کاربر اين پهپاد را تهيه‌کرده‌اند که هفت هزار کاربر شاغل هستندو بيشترين شغل‌ها به ترتيب شامل فيلم‌بردار و عکاسان بعد نقشه‌برداران و بعدمؤسسات حمل کالا. در اين ميان ۱۰۰ تيم خبري رسانه‌اي در اين سامانه پرونده دارند که‌بخشي مربوط به افراد شاغل در صداوسيما و بخش ديگر مربوط به خبرگزاري‌هاست.
دبير کارگروه پهپاد توضيح داد: افراد بايد حتماً اين مسئله را لحاظکنند که از فروشگاه‌هاي مجازي و قانوني يک پهپاد تهيه کنند و بعد يک دوره آموزش يک‌روزهکه شامل مقررات امنيتي و پروازي را بگذرانند که در آن مناطق ممنوعه و حد و حدودپروازها هم مشخص‌شده است را ياد بگيرند. بعد از اين به راحتي مي‌توانند درخواستپلاک و شناسنامه‌ي مالکيت بدهند. بعد از اين ماجرا مي‌توانند به استانداري وفرمانداري شهرهاي مختلف مراجعه کنند تا مجوزهاي لازم براي ساختن تصوير و مستندهافراهم شود.
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4


خبرگزاری آريا – حکم شرعي مردي که زنش را ارضا نميکند چيست؟


حکم شرعي مردي که زنش را ارضا نميکند چيست؟

خبرگزاري آريا –
ارضا نشدن زن توسط شوهر,حکم ارضا نشدن زن توسط شوهر احکام ارضا نشدن زن توسظ شوهرش
سوال: چنانچه مردي به مدت طولاني بدون عذر شرعي با همسرش نزديکي نکند آيازن مي تواند به اين دليل طلاق بگيرد؟
حضرت آيت الله مکارم شيرازي:
پاسخ: مرد حق ندارد زن دائمي خود را طوري ترک کند که نه مانند زن شوهردار باشد نه بي شوهر، همچنين نمي تواند بيش از چهار ماه، نزديکي با او را ترک کند، بلکه اگر زن جوان باشد و در اين مدت بيم آن مي رود که به گناه بيفتد احتياط واجب آن است که طوري رفتار کند که او به گناه نيفتد.
و هر گاه براي حاکم شرع، يا کسي که از سوي حاکم شرع وکالت دارد، ثابت شود که زن در عسر و حرج شديد است، به شوهر او اتمام حجت مي کند که يا به خوبي با وي زندگي کند، و حق و حقوق او را بپردازد، و يا وي را طلاق دهد. و چنانچه به هيچ کدام عمل نکرد، يا دسترسي به او نيست، حاکم شرع مي تواند زن را طلاق دهد، و پس از عده مي تواند ازدواج کند. و اگر مطلقا آميزشي صورت نگرفته عده لازم نيست.
مطابق نظر آيت الله سيستاني
پاسخ: جايز نيست ترک نزديکي با همسر جوان بيش از چهار ماه مگر بخاطر عذري مانند مشقت يا ضرر يا اينکه همسر به آن راضي باشد يا اينکه ناشزه باشد يا اينکه شرط کرده باشد که در مدت عقد دخول نکند و به احتياط لازم اين حکم شامل همسر موقت هم ميگردد.
پس شوهر حق ندارد بدون عذر شرعي سفر را طولاني کند در صورتي که حق زوجه از بين برود. واگر زن نتواند که تا چهار ماه صبر کند به طوري که شوهر بترسد چنانچه با همسرش نزديکي نکند در حرام بيافتد پس بنابر احتياط واجب بايد با همسر قبل از اين مدت همبستر شود يا اينکه او را طلاق دهد.
منبع: hadana.ir


خبرگزاری آريا – حکم ارضا کردن زن بدون دخول در زمان پريودي چيست؟


حکم ارضا کردن زن بدون دخول در زمان پريودي چيست؟

خبرگزاري آريا –
ارضا کردن زن بدون دخول در زمان پريودي,ارضا شدن زن در زمان پريودي احکام ارضا شدن زن در دوران قاعدگي
سوال: در زمان حيض آيا زن مي تواند با کمک شوهر خود (با دست) و بدون دخول از جهت جنسي ارضا شود؟
پاسخ حجت الاسلام يوسف وند:
مقاربت و نزديكي جنسي در ايام عادت ماهانه بانوان حرام است. زن و شوهر نمي توانند جماع (از جلو) داشته باشند برخي از مراجع قائل به وجوب پرداخت کفاره براي نزديکي در ايام حيض هستند. تا خانم از حيض پاک نشده است، رابطه جنسي با شوهر بر هر دو حرام است. البته سوال ديگري شايد مطرح شود که اگر خانم از حيض پاک شد اما هنوز غسل حيض نکرده آيا مي تواند نزديکي کند، اکثر مراجع فرموده اند مي تواند هر چند بهتر است غسل کند.
ساير استمتاعات در دوران پريودي جايز است يعني زوجين مي توانند رابطه عاشقانه بدون دخول داشته باشند. و اگر مني خارج شود بايد احكام شخص جنب را رعايت نمايند و غسل جنابت كنند. بنابراين ملاعبه و تحريک کردن با دست و ماساژ اعضاي تناسلي همسر به قصد خروج مني و ارگاسم اشکالي ندارند. البته كاميابي از ناف تا زانوي زن كراهت دارد، مگر آنكه از روي لباس باشد.
زوجين نبايد در اين ايام بكلي از هم فاصله بگيرند بلكه بايد نيازهاي جنسي و روحي هم را ارضاء كنند رعايت چنين دقتهايي همراه با برطرف کردن نيازهاي جنسي همسر مستحب مي باشد، بنابراين در صورت نياز، طرفين مي توانند با نوازش عاشقانه آنهم بدون دخول يکديگر را به حالت اوج لذت جنسي برسانند.
پاسخ حضرت آيت الله مهدي هادوي تهراني:
دخول در قبل (فرج) در هنگام حيض جايز نيست، اما ساير استمتاعات – از جمله ارضاي زن توسط شوهر بدون دخول- جايز مي باشد.
بنابراين آنچه که هنگام حيض حرام است (جماع) نزديکي با زن از راه فرج (جلو) است، اما ارضاي زن به غير از جماع مانعي ندارد؛ مانند ملاعبه، نوازش و …
گردآوري: بخش مذهبي بيتوته
hadana.ir
islamquest.net


خبرگزاری آريا – راز عريضه نويسى براي امام زمان (عج) چيست؟


راز عريضه نويسى براي امام زمان (عج) چيست؟

خبرگزاري آريا –
عريضه نويسى در جمکران,چاه جمکران,طريقه عريضه نويسي عريضه نويسي چيزي غير از دعا نيست
يكى از راه هاى توسل به امام زمان عليه السلام نوشتن عريضه براى آن حضرت (عج) است توسلي كه اصل آن از مستحبات در منابع ديني است. عريضه نويسي از سيره‌هاي بزرگان بوده آثار و بركات شگفت‌انگيزي از آن ذكر شده‌ است.
اغلب لغت شناسان عريضه را به عرض حال و درخواست‏نامه معنى مي كنند و براى “عرض” معانى مختلفى بيان مي كنند كه يكى از آنها، بيان مطلبى از طرف فرد كوچكتر به بزرگتر است؛ بر اين اساس معنى به عرض رساندن عبارت از گفتن و بيان كردنِ مطلبى از طرف كوچكتر به بزرگ‏تر است. در اصطلاح، عريضه نويسى يكى از شيوه‏ هاى خاصّ توسل است كه در طول تاريخ، در فرهنگ اسلامى همواره مورد توجه بوده است.
توضيح آن‏كه گاهى افراد جامعه با يك سلسله نياز و گرفتارى‏ ها مواجه مى‏ شوند كه برحسب ظاهر امكان برطرف نمودن آنها از طريق اسباب عادى ميسّر نيست، يا حداقل بسيار مشكل است؛ در چنين مواردى به جاى نااميد شدن و زانوى غم در بغل گرفتن، از ناحيه پيامبر اكرم صل الله عليه و آله و ائمه اطهارعليهم السلام توصيه شده است كه از امورى نظير دعا و توسل كه در جاى خود اثبات شده است كه هر يك از آنها اگر مؤثّرتر از اسباب و علل عادى نباشند كمتر از آنها نيستند- كمك گرفته شود. آن‏گاه براى خود توسّل، شيوه‏ هاى مختلفى بيان شده است كه از جمله آنها نوشتن عريضه است.
عريضه گاهى خطاب به خداوند تبارك و تعالى نوشته مى‏ شود و در آن فرد نيازمند ضمن اشاره به مشكل و حاجت مورد نظر خود به مقام و منزلت يكى از معصومين (ع) يا همه آنها در پيشگاه خداوند متوسل مى‏ شود؛ و يا اين‏كه عريضه مستقيماً به معصوم (ع) نوشته مى ‏شود تا او بواسطه قرب و ارج و منزلتى كه در نزد خداوند متعال دارد از او برآورده شدن يا برطرف گشتن آن حاجت و مشكل را درخواست نمايد؛ و يا اين‏كه خود معصوم (ع) بواسطه ولايت و قدرتى كه از ناحيه پروردگار عالم به او اعطا شده است، به اذن خداوند مهربان اين نياز و گرفتارى را برطرف سازد.
بديهى است كه هيچ‏يك از اين امور با قيودى كه به آنها ذكر شد به امورى نظير شرك و بت ‏پرستى و… منتهى نمى‏ شوند. آنچه در اين مبحث مورد نظر ماست عريضه نويسي خدمت امام زمان عجل الله تعالي فرجه است. مرحوم محدّث قمى در كتاب «منتهى الآمال» به نقل از «تحفة الزائر» علامه مجلسى و «مفاتيح النجاة» سبزوارى مى‏ نويسد: هر كس حاجتى دارد، آنچه را كه ذكر مى‏ شود در يك قطعه كاغذى بنويسد و… (ادامه بحث را مي توانيد در مفاتيح الجنان ببينيد)
يكى از راه هاى توسل به امام زمان عليه السلام نوشتن عريضه براى آن حضرت (عج) است توسلي كه اصل آن از مستحبات در منابع ديني است. عريضه نويسي از سيره‌هاي بزرگان بوده آثار و بركات شگفت‌انگيزي از آن ذكر شده‌است.
طريقه آن چنين است كه: فرد نامه اى خطاب به امام زمان عليه السلام با قواعدي كه در كتب ادعيه معتبر درج شده مى نويسد و پس از نوشتن درخواست خود آن را در چاه ، آب جارى يا ضريح ائمه عليهم السلام مي اندازد. نكته مهم اينكه اين درخواست فقط شكل توسل داشته و امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف به عنوان واسط براي استجابت دعا مد نظر است. وگرنه لازم به ذكر نيست كه طبق مفاهيم شيعي، به جز خداوند متعال كسي قاضي الحاجات نيست و اصولا عريضه نويسي چيزي غير از دعا نيست.
عريضه نويسى در جمکران,چاه جمکران,طريقه عريضه نويسي يكى از راه هاى توسل به امام زمان عليه السلام نوشتن عريضه براى آن حضرت (عج) است
عريضه نويسي در اديان و ملل جهان:
ايران: با بررسي اداب و اخلاق اديان مختلف، موارد قابل توجهي از رفتارهاي مشابه عريضه نويسي ديده مي شود. قبل از آن بايد گفته شود كه در ايران عريضه نويسي مختص به مسجد جمكران نيست و در مساجد كهن ايراني موارد دقيقا اين چنيني وجود دارد. که نويسنده خود به دو مورد در مساجد اصفهان و ديگري در كرمان برخورد کرده است.
خارج از ايران: در ميان مردم هندوستان و پاكستان و بنگلادش شب نيمه شعبان به شب برات شهرت دارد و مردم پاكستان علاوه بر آداب مختلف، آن شب براي امام زمان عجل الله تعالي فرجه عريضه نوشته و در دريا مي اندازند.
غير مسلمانان: مهمترين و قابل توجه ترين مورد، عريضه نويسي يهوديان در پاي ديوار ندبه است. ديوار ندبه از مقدس ترين اماكن مذهبي يهوديان و در كنار مسجد الاقصي و قدس شريف قرار دارد. طبق آيين يهودي، آنها نامه هاي خود را با مضون دعا و درخواست خطاب به خدا نوشته و با آرزوي اجابت، آن را در شيارهاي اين ديوار قرار مي دهند. در اين باره دو نكته بسيار جالب توجه است:
اول آن كه مسئولين اين مركز وب سايتي را تجهيز كرده اند كه يهوديان عريضه هاي خود را از سراسر جهان به آن جا ارسال داشته و مسئولين به جاي آنها عريضه ها را طبق آداب خودشان در شيارهاي ديوار ندبه قرار مي دهند.
نكته جالب تر آن كه بزرگترين سياست مداران دنيا (حتي مسيحي) به پاي ديوار ندبه رفته و آنجا به سبك عريضه، حاجات شان را از خدا طلب كرده اند!
نوع ديگر عريضه نويسي كه اطلاعات كمي از آن موجود است در قلعه هاي قديمي اروپا به چشم مي خورد و آن را “چاه آرزو” مي نامند.
واقعيت عريضه نويسي چيست؟
اگر بخواهيم برداشت درستي از عريضه نويسي داشته باشيم اول بايد درك صحيحي از دعا پيدا كنيم و بعد مفهوم اصيل “توسل” برايمان قابل فهم باشد. هر چند شرح كامل آن نياز به كارشناسان خبره حوزه دارد ولي در حد اوليه بايد گفت: دعا يك امر فطري و ذاتي بين بشريت است، انسان داراي هر دين و آييني كه باشد ناخوداگاه در وقتي كه مضطر و نگران و بي پناه مي شود دست به دعا بر مي دارد و از قدرت مطلق و بي پايان هستي مدد مي خواهد. خوب حال اگر اين دعا به جاي شفاهي، شكل مكتوب بگيرد جاي تعجب نيست و نبايد تصور كرد اتفاق خاصي افتاده است.
آيا دعايي كه فرد به شكل شفاهي به محضر خدا مي‌گويد نمي تواند آن را مكتوب كرده و به پيشگاه خداوند عرضه بدارد؟ از طرف ديگر بايد به اين نكته توجه داشت كه در اسلام و بخصوص شيعه براي كوچكترين و معمولي ترين رفتارها، آدابي تعريف شده، پس تعريف و آدابي زيبا و ارزشمند براي اين امر نيز بديهي است.
منتقدان و مخالفان چاه عريضه
آنچه به نظر مي رسد مخالفت با عريضه و چاه از طرف چند گروه صورت مي گيرد:
الف- آنهايي كه به كل با تشيّع، فرهنگ توسل يا امام عصر ارواحنافداه خصومت دارند.
ب- شيعياني كه درك درستي از توسل نداشته و با تفكرات نزديك به وهابيت يا حتي سكولار به امور مي نگرند.
ج- آنهايي كه به طور خاص مسجد مقدس جمكران را قبول ندارند.
د- گروهي كه تاكيد و يا گسترش چاه عريضه به عنوان امري مقدس را نادرست مي دانند يا اشكالات حوزوي بر آن دارند.
براي پاسخ به اعتراض و اشكال افراد به نكات زير بايد توجه داشت:
خيلي از شبهاتي كه به عريضه وارد مي شود ريشه در عدم درك صحيح از دعا و آداب آن دارد. بعضي با شعار “هيچ آدابي مجو” هر گونه آداب ادعيه – كه در اسلام، يا سيره بزرگان دين براي تسريع در اجابت دعا عنوان شده- را قبول ندارند. يا گروهي جاهلانه يا عامدانه اصل مفهوم توسل را زير سوال مي برند كه شرح آن مجال ديگري مي طلبد.
در قواعد ديني، براي مستحبات، ريزبيني و دقتي كه براي احكام فقهي واجب در نظر گرفته مي شود، لازم نيست و حداقل مي توان به نيت رجاء آن را انجام داد و ثواب آن براي فرد منظور مي شود. شرح آن از حوصله بحث خارج است.
اما موضوعي كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه نبايد به هر موضوع بيش از آنچه كه هست، ارزش داده شود. هر آداب و مستحبات و اعمالي در حد خود و در جايگاه خود و در كنار ديگر اعمال و در تركيب مناسب ارزشمند است و اگر در آن افراط و تفريط شود، نظام تعريف شده بي ارزش و گاهي ضدارزش است. نگاه نامتناسب و كاريكاتوري، رفتاري شينطنت آميز، غيرعلمي و طبيعتا مردود است. يعني در همين مبحث، عريضه و چاه عريضه را بيش از اندازه بزرگ جلوه دادن براي تحت تاثير دادن بقيه امور مهمتر، يا از سوي دشمنان آگاه است يا دوستان جاهل و مغرض!
وقتي مطلب قابل تامل تر مي شود كه اين اصرار بر تخريب جبهه مشتركي از طيف هايي با ظاهر فكري متضاد ايجاد مي كند. طبق آمار ارائه شده از سوي روابط عمومي مسجد مقدس جمكران، در سال ۸۴ تا ۸۶ بيش از ۹۰ صاحب رسانه از ۵۰ كشور جهان براي تهيه خبر به مسجد جمكران آمده اند. از نكات قابل تامل اين كه اكثر آنها به جاي توصيف تاريخچه يا توصيف جمكران امروز، بيشترين تلاش شان در بزرگنمايي چاه عريضه و نگاه كاريكاتوري و نامتناسب به چاه بوده و به منظور تحت‌الاشعاع قرار دادن جايگاه و عظمت اين مكان مقدّس به توصيف غيرعلمي و به دور از انصاف از چاه بسنده كرده اند. از طرف ديگر همين موضع از طرف شبكه هاي ماهواره اي ضد انقلاب خارج از كشور مرتب تاكيد مي شود و تا آنجا پيش مي رود كه در داخل، خوراكي براي روشن فكرنماها باشد.
هر چند كه چه در نشريات و منشورات مسجد به طور واضح به غيرمقدس بودن چاه عريضه اشاره شده و حتي در تابلوها و بنرهاي اطراف چاه عريضه به اين نكته تاكيد شده است كه اين چاه فاقد قداست و خصوصيت خاصي است، با جايگاه و شان مسجد جمكران ارتباطي ندارد و يك چاه عريضه معمولي است. ولي باز تاكيد ژورناليستي افرادي روي موضوع، هدفي جز شبهه به اصل مسجد و مخدوش كردن اين پايگاه عظيم تشيّع ندارد.
درصد كمي از زائران و نمازگزاران ميليوني مسجد مقدس جمكران به چاه جمكران سري مي زنند. بيشتر آنان كه اولين بار به اين مكان مي آيند شايد از سر كنجكاوي به چاه سري بزنند. (فضاي فيزيكي كوچك چاه خود مويد اين است). آنان كه تجربه شبهاي چهارشنبه يا مناسبت هاي خاص جمكران را داشته باشند مي دانند كه حتي حضور درصدي از آن حجم عظيم جمعيت بر سر چاه غيرممكن است. زائران بيشترين توجه و اصل تلاش خود را براي به جا آوردن اعمال مسجد مبذول داشته و يا در حال استفاده از مراسم فرهنگي ديده مي شوند.
منبع: shabestan.ir


خبرگزاری آريا – علت اختلاف در تاريخ شهادت حضرت فاطمه (س) چيست؟


علت اختلاف در تاريخ شهادت حضرت فاطمه (س) چيست؟

خبرگزاري آريا –
تاريخ شهادت حضرت فاطمه شهادت حضرت زهرا (س) همانند مکان دفن ايشان از مجهولات تاريخي است
شهادت حضرت زهرا (س) همانند مکان دفن ايشان از مجهولات تاريخي است که نشانه اوج مظلوميت حضرت است.
عواملي چند ممکن است منشأ اين اختلاف باشد؛ از جمله:
۱٫ نقل حوادث تاريخي در آن دوران همانند امروز نبوده که به صورت نوشته و کتاب در آيد و به نسل هاي بعدي منتقل شود، بلکه انتقال رويدادهاي تاريخي به طور عمده شفاهي بود و از خاطر و ذهن افرادي به اذهان ديگران منتقل مي‌شد. کسي نمي تواند ادعا کند که همه اين ناقلان از‌اشتباه مصون بودند.
۲٫ از سوي ديگر در آن روزها مسلمانان سرگرم جنگ بودند، در چنين شرايطي کمتر دغدغه داشتند که حوادث تاريخي را به طور دقيق ثبت کنند.[۱]
۳٫ پس از اختلاف و دسته بندي هاي سياسي که پس از رحلت رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) پديد آمد، کساني که روي کار آمدند و قدرت را در دست گرفتند، تا آنجا که توان داشتند، تاريخ حادثه‌ها را دست کاري کرده‌اند.[۲]پراکندگي گفتار تاريخ نگاران در اين موضوع گواهي روشن بر تحريف عمدي آنان در تاريخ شهادت حضرت زهرا(س) است.
در رابطه با زمان وفات و شهادت حضرت زهرا(س) روايات متفاوتي نقل شده است که برخي از اين روايات بي سند و مرفوع است و در نتيجه از اعتبار کافي برخوردار نيست و برخي روايات نيز مدت زندگي حضرت زهرا را پس از رحلت پدر گرامي‌اش دو يا شش و يا هشت ماه بيان کرده اند، چون اين دسته از روايات نيز سند درستي ندارند و يا از امام معصوم نقل نشده‌اند نمي تواند معتبر و قابل توجه باشند.
بعضي از احاديث گوياي اين است که حضرت پس از رحلت رسول خدا (ص)ـ سه ماه يا يکصد روز در قيد حيات بود.[۳] اين گونه احاديث را ممکن است با حديث مشهور طبري که شهادت حضرت را سوم جمادي الثانيه مي داند.[۴] بدين طريق جمع کرد که سه ماه پنج روز کمتر از سوم جمادي الثانيه يعني نود و پنج روز است و يکصد روز، پنج روز بيشتر از نود و پنج روز مي شود و تفاوت چند روز قابل توجه نيست، مرحوم علامه مجلسي نيز به اين مطلب‌اشاره دارد.[۵]
در نتيجه تنها رواياتي که قابل تأمّل است؛ روايات هفتاد و پنج روز و سوم جمادي الثانيه يعني نود و پنج روز است. روايت هفتاد و پنج روز به دو طريق ـ ابو عبيده و هشام بن سالم[۶] ـ از امام صادق(ع) نقل شده است و روايت سوم جمادي الثانيه يعني نود و پنج روز در روايت ابو بصير، نيز از امام صادق(ع) تصريح شده است. اين دو تعبير با توجه به قول مشهور شيعه درباره رحلت پيامبر اکرم (ص) در بيست و هشتم ماه صفر با هم تعارض دارد، چون که هفتاد و پنج روز پس از رحلت پيامبر اکرم ، موافق با سيزدهم جمادي الاولي مي شود، نه سوم جمادي الثانيه.
ممکن است دليل اختلاف در اين دو دسته از روايات صحيحه رايج نبودن نقطه گذاري بر کلمات در زمان صدور روايات باشد.
توجه به شباهت «خمسه و سبعون» با «خمسة تسعون» مؤيد اين معناست. به عنوان مثال در کتاب کافي در مورد زمان شهادت حضرت زهرا (س) چنين آمده است: «و توفيت و لها ثمان عشرة سنه و خمسة و سبعون يوما».[۷] همان گونه که در اين روايت ديده مي شود شباهت «خمسه و سبعون» به «خمسه تسعون» خيلي نزديک است و‌اشتباه نسّاخ، تاريخ نويسان يا راويان حديث مي تواند موجب پديد آمدن دو تاريخ متفاوت در رابطه با روز شهادت حضرت زهرا(س) باشد.
============================
پي‌نوشت‌ها:
[۱]. شهيدي، سيد جعفر، زندگاني فاطمه زهرا (س)، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، ص۱۵۵٫
[۲]. همان، ص۱۵۵٫
[۳]. مجلسي، بحارالانوار، موسسه الوفاء، ج۴۳، ص۲۱۳٫
[۴]. محمد بن جرير طبري، دلائل الامامه، نجف، ص۴۳٫
[۵]. بحارالانوار، همان، ج۴۳، صص۲۱۵ و ۲۱۶٫
[۶]. کليني، اصول کافي، دارالکتب الاسلاميه، ج۱، ص۴۵۷٫
[۷]. همان، ج۱، ص۴۵۷؛ مجلسي، همان، ج۴۳، ص۷٫
*مرکز مطالعات و پاسخگويي به شبهات حوزه علميه قم
afkarnews.ir



خبرگزاری آريا – رحمت الهي چيست؟


رحمت الهي چيست؟

خبرگزاري آريا –
شرط رسيدن به رحمت الهي اگر ميزان رحمت الهي را مي دانستيد به آن پشت گرم مي شديد
وَ رَحْمَتِي وَسِعَتْ کلَّ شَي ءٍ، فَسَأَکتُبُها لِلَّذِينَ يتَّقُونَ وَ يؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِنا يؤْمِنُونَ.[۱]
[رحمتم همه چيز را فرا گرفته و آن را براي پرهيزکاران، اعطا کنندگان زکات و مؤمنين به آيات خود، نگه خواهم داشت.]
رحمت واسعه الهي مشتمل بر نعمتهاي مادي و معنوي، تمامي خلايقش را در بر گرفته و هر کدام را به نحوي بر سر اين سفره نشانده است، به طوري که کافر و مؤمن، فاسق و عادل، مخلص و منافق، همه و همه از آن بهره برده و بي نصيب نمي مانند.
در ميان تمام اوصاف پسنديده الهي، وصف «رحمت» در مهمترين آيه و به بياني خلاصه تمام آيات قرآن يعني «بسمله» ذکر شده و يکصد و چهارده بار بعد از اسم جلاله وارد شده است و اين جز به خاطر ترجيح اين وصف بر ساير اوصاف الهي چون غضب، قهر و.. .
چه دليل ديگري مي تواند داشته باشد؟
قال رسول اللَّه صلي الله عليه و آله: لَوْ کانَ الرِّفْقُ خَلْقاً يري، ما کانَ مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ شَي ءٌ احْسَنَ مِنْهُ.[۲]
[اگر ملايمت مخلوقي مي بود که قابل رؤيت باشد، چيزي در ميان مخلوقات خداوند از آن نيکوتر نبود.]
رحمت نسبت به بندگان
رحمت وسيع و بيکران نسبت به بندگان در قيامت، از اصول مسلّم در قرآن و حديث است، به حدّي که کمتر کسي از آن محروم مي ماند و طبعاً آنکه مشمول اين رحمت واسعه نشود، شقي خواهد بود.
چنانچه اگر آيات خوف و رجاء نبود و همين طور وجود شبهاتي که زاييده خوف از قهر الهي است، و براي رحمت الهي شرايطي را بيان مي کند، بي ترديد همه به آن متمسک مي شدند و از غضب خداوند غافل مي گشتند.
قال رسول الله صلي الله عليه و آله: لَوْ تَعْلَمُونَ قَدْرَ رَحْمَةِ اللَّهِ لَاتَّکلْتُمْ عَلَيها.[۳]
[اگر ميزان رحمت الهي را مي دانستيد به آن پشت گرم مي شديد.]
رسول مکرم صلي الله عليه و آله در روايت ديگري مي فرمايند:
انّ اللَّهَ تَعالي خَلَقَ مِئَةَ رَحْمَةً فَرَحْمةٌ بَينَ خَلْقِهِ يتَراحَمُونَ بِها، وَ ادَّخَرَ لِاوْلِيائهِ تِسْعَةَ و تِسْعينَ.[۴]
[خداوند را يکصد رحمت است، رحمتي از آن، همه خلايق را کافي است و نود و نه رحمت را براي اولياءاش قرار داده است.]
به امام سجاد عليه السلام عرضه داشتند: حسن بصري گويد عجيب نيست که هلاک شده، چگونه و چرا هلاک مي شود، بلکه تعجب در اينجاست که نجات يافته از عذاب الهي چگونه نجات يافته است؟ حضرت در پاسخ اين طرز فکر که حکايت از سختي عذاب قيامت و اشتمال آن بر همه و رهايي يافتن افراد معدودي مي کند، فرمودند:
انَا اقُولُ: لَيسَ الْعَجَبُ مِمَّنْ نَجي کيفَ نَجي، وَ امَّا الْعَجَبُ مِمَّنْ هَلَک کيفَ هَلَک مَعَ سِعَةِ رَحْمَةِ اللَّهِ.[۵]
[من مي گويم: تعجبي نيست که نجات يافته چگونه نجات مي يابد، عجيب اين است که هلاک شده با وسعت رحمت الهي، چگونه هلاک شده است؟]
امام صادق عليه السلام مي فرمايند: بنده اي گنهکار را به صحنه محاسبه در قيامت وارد مي کنند و او از کثرت خطاهايش مي گريد. به او خطاب مي شود چرا گريه مي کني؟ پاسخ مي دهد براي اينکه رسوا مي شوم، و مفتضح مي گردم و خلايق به گناهانم واقف مي شوند.
به وي گفته مي شود، در دنيا گناه مي کردي و مي خنديدي و ما تو را با آن حال رسوا نکرديم، اينک که گناه نکرده و گريه سر داده اي چگونه رسوايت کنيم!!!
آن حضرت نيز فرموده است:
اذا کانَ يوْمَ الْقِيمَةِ نَشَرَ اللَّهُ تَبارَک و تَعالي رَحْمَتَهُ حَتَّي يطْمَعَ ابْليسُ في رَحْمَتِهِ[۶]
[چون روز قيامت فرا رسد خداي متعال رحمتش را چنان مي گستراند بطوريکه ابليس هم طمع رحمت او مي نمايد.]
سخن در اين باب بسيار است و خود مجال بيشتري را مي طلبد، لذا به همين مقدار بسنده کرديم.
===================
پي نوشت ها:
[۱] سوره اعراف، آيه ۱۵۶٫
[۲] اصول كافى، كتاب ايمان و كفر، ح ۱۸۵۱٫
[۳] كنزالعمال، ۱۰۳۸۷٫
[۴] همان، ۵۶۶۸٫
[۵] بحارالأنوار، ج ۷۸، ص ۱۵۳٫
[۶] بحارالانوار، ج ۶۳، ص ۲۳۶؛ اين روايت در جلد ۷ صفحه ۲۸۷ از امام باقر عليه السلام نيز نقل شده است.
منبع : غضنفري، علي؛ ره رستگاري، ج ۲، ص: ۷۵
پايگاه حوزه