Tag Archives: کیهان

رمزگشایی کیهان از ارتباط ثلاث و بهروز وثوقی!



روزنامه کیهان نوشت: انتشار یک فایل صوتی منتسب به بازیگر فراری درباری توسط یک گروهک انحرافی، تنها بخشی از پشت پرده حمایت رسانه‌ای و برخی از سینماگران از بازیگر یاد شده را برملا کرد.

مدتی پیش بود که یک مقام قضایی، از آگاه بودن قوه قضائیه، نسبت به پشت پرده حمایت برخی رسانه‌ها و برخی بازیگران و کارگردانان از بازیگر درباری فراری و فاسد خبر داد.این اطلاع رسانی در حالی صورت گرفت که مدتها پیش از آن، به بهانه‌های مختلف و از جمله درگذشت یک بازیگر قدیمی- ناصر ملک مطیعی – بازیگران و سینماگرانی با همراهی برخی رسانه‌های داخلی و خارجی، از ضرورت برگشتن بهروز وثوقی حرف زدند. آنها البته تنها به حرف زدن و استفاده از تریبون‌های عمومی قانع نبودند و به رئیس‌جمهور نامه نوشتند تا وی زمینه برگشتن و فعالیت دوباره وثوقی در ایران را فراهم کند.

اما چرا باید، عده‌ای سینماگر و رسانه‌ای از بهروز وثوقی حمایت کنند؟ آیا نمی‌دانند در هنگامی که اندیشه مردم ایران لگد مال می‌شد و با گلوله پاسخ می‌آمد، آقای وثوقی از طریق ارتباط با اشرف پهلوی- قاچاقچی بین‌المللی و شریک در جرائم برادرش- ثروتی کلان بدست آورد؟ آیا نمی‌دانند وثوقی همانی است که ۴۰ سال در بیرون ایران، نمایش ضد اسلامی و ضد انقلابی اجرا کرد؟

حالا چه شده که همه نگران او شده‌اند و افرادی مشهور، صحنه گردان این ماجرا؟ مدتی پیش یک گروهک انحرافی تحت حمایت سرویس جاسوسی فرانسه با نام «مجذوبان نور» فایلی صوتی از بهروز وثوقی منتشر کرد. در این فایل صوتی، بهروز وثوقی صراحتا از محمد ثلاث، درویشِ قاتل سه پلیس حمایت کرد و خواستار توقف اعدام وی شد.

به نظر می‌رسد طرح نام و حمایت کردن و اسطوره نشان دادن وثوقی همگی برای مهیا کردن شرایط تاثیرگذاری سیاسی وی بر افکار عمومی داخلی بوده است.


کیهان، بازیگر عضو فرقه ضاله را شناسایی کرد!



روزنامه کیهان نوشت: یک بازیگر منتسب به فرقه‌ای ضاله در یکی از سریال‌های ماه مبارک رمضان به ایفای نقش پرداخته است. اتفاقی که بی‌شک ابعاد یک مصداق از نفوذ فرهنگی را مشخص خواهد کرد.

بازیگر یاد شده که در سریال، دارای چهره‌ای مثبت است، حداقل از یک سال پیش بدلیل فعالیت فرقه‌ای، برای مراجع تحقیق چهره‌ای ناشناخته به شمار نمی‌آمد.

سریالی که با حضور بازیگر مسئله‌دار تهیه شده، دارای مشکلات اساسی محتوایی است که به نظر می‌رسد حاکی از یک شیطنت رسانه‌ای باشد. اتفاقی که با توجه به سوءسابقه یکی از نویسندگان آن در مخالفت با نظام اسلامی اصلا عجیب نیست. گفتنی است کارگردان این سریال نیز در هنگام مدیریت بر خانه سینما، از قانون‌شکنان و فتنه‌گران خیابانی حمایت می‌کرد.


رمزگشایی کیهان از دلیل خروج بهروز وثوقی از ایران



روزنامه کیهان نوشت: تعدادی از بازیگران و فیلمسازان سینما طی نامه‌ای به رئیس‌جمهوری خواستار رفع محدودیت‌های ورود و خروج برای هنرمندانی شده‌اند که صرفا جهت کارهای فرهنگی و هنری دچار ممنوعیت هستند و به عنوان مثال از بازیگر فراری، بهروز وثوقی نام برده‌اند.

این درحالی است که براساس مدارک و اسناد از جمله خاطرات بازیگران و دست‌اندرکاران سینمای قبل از انقلاب مانند محمد علی فردین، عباس شباویز و عناصر محوری ساواک همچون پرویز ثابتی (در کتاب «در دامگه حادثه») و همچنین خاطرات خود وثوقی در کتاب زندگینامه‌اش که در لس آنجلس به چاپ رسیده، وی شریک اشرف پهلوی خواهر شاه معدوم و یکی از تبهکارترین عناصر رژیم فاسد گذشته بوده که از این طریق ثروتی به هم زده و چند ماه پیش از انقلاب همراه بسیاری از عوامل دربار و ساواک و دیگر مزدوران رژیم شاه، از کشور‌گریخت. وثوقی در سال‌های بعد هم در خارج کشور در بسیاری از فیلم‌ها و نمایش‌های ضد ایرانی همراه عوامل ضد انقلاب بازی و همکاری کرد.

تا همین جا تناقضی در نامه عناصر یاد شده به رئیس‌جمهوری بوجود می‌آید که در آن به هنرمندانی اشاره داشته‌اند که «صرفا به جهت کار هنری و فرهنگی با ممنوعیت خروج و ورود و ممنوعیت کار روبرو هستند» و پس از آن بهروز وثوقی را مثال آورده‌اند. در حالی که بر اساس منابع و اسناد یاد شده، اصلا وثوقی به دلیل کار هنری و فرهنگی از ایران فرار نکرد بلکه به دلیل کارنامه سیاهش در همکاری با اشرف و باند تبهکارش بود که پشت به مردمش کرد و‌گریخت.

چنانچه بسیاری دیگر از هم‌پالکی‌های او در سینمای آن روزگار که حتی فیلم‌های مبتذل‌تر و مستهجن‌تر بازی کرده و یا ساخته بودند، در ایران ماندند. همچنین بسیاری دیگر که به خاطر ترس و وحشت از مجازات ملت، از ایران رفته بودند در فرصت‌های مختلف به کشور بازگشتند که برخی ماندگار شدند و حتی به کار در سینما و تلویزیون مشغول شدند و بعضی دیگر نیز به رفت و آمد پرداختند. اما یکی از معدود افرادی که به دلیل کارنامه سیاهش در خیانت به ملت حتی برای یک بار هم به کشورش برنگشت بهروز وثوقی بود.

همان‌طورکه در طول سال‌های پس از انقلاب هم هیچگاه حتی برای ورود مجرم‌ترین و خیانتکارترین افراد به کشور ممنوعیتی وجود نداشت. چنانچه مردم ایران در آرزوی بازگشت شاه و محاکمه‌اش بودند، همانطور که همین امروز در آرزوی بازگشت یا بازگرداندن خیلی از مجرمان و خائنان به ایران هستند؛ از خاوری گرفته تا کشمیری و مریم رجوی و تروریست‌هایی مانند او و تا بهروز وثوقی!

گفتنی است؛ با کشف سرحلقه نگارش نامه یاد شده، می‌توان اهداف کلید خوردن پروژه اصرار به بازگشت عناصری مانند شریک اشرف پهلوی را کامل به‌دست آورد.


طعنه کیهان به تحریم کنندگان افطاری روحانی



کیهان نوشت: ماه رمضان امسال نیز همچون سال‌های قبل، مراسم افطار هنرمندان با رئیس‌جمهور برگزار خواهد شد.

دفتر ریاست جمهوری با ارسال دعوتنامه‌هایی از چهره‌های هنری دعوت کرده تا مهمان ضیافت افطار حسن روحانی باشند. اما برخی از هنرمندان دعوت شده در اقدامی غافل‌گیر‌کننده، در فضای مجازی نوشتند که در اعتراض به شرایط نامطلوب اقتصادی به دعوت روحانی جواب منفی داده‌اند.

این چهره‌ها در فضای مجازی اعلام کردند که به دعوت حسن روحانی جواب منفی داده‌اند. برخی از مدیران ستاد تبلیغاتی روحانی در انتخابات گذشته نیز مراسم افطار رئیس‌جمهور را تحریم کرده‌اند.

ادعای دلسوزی این چهره‌های شناخته شده برای وضعیت اقتصادی مردم در حالی است که آنها هنگام دریافت دستمزدهای میلیاردی خود از اموال عمومی در پروژه‌های سینمایی و رسانه‌ای هیچگاه به اوضاع اقتصادی مردم فکر هم نمی‌کردند و تنها به فکر منافع خود بودند.

گفتنی است اواخر سال گذشته به هنگام انتشار بودجه رسمی سال ۹۷ در میان انبوهی از هدف‌گذاری‌های غلط اقتصادی در این بودجه که منجر به شکاف طبقاتی و بی‌عدالتی می‌شد، این چهره‌ها تنها نگران افزایش عوارض خروج از کشور و بالا رفتن هزینه سفرهای تفریحی‌شان به خارج از کشور بودند.

این اتفاقات بار دیگر نشان می‌دهد برای بخشی از این جماعت مشکلات اقتصادی کشور و مردم تنها بهانه‌ای است برای خودنمایی و بیشتر دیده شدن. آنها برای چند لایک بیشتر روحانی را به جای ۱۴۰۰ در ۱۳۹۷ رها کردند.


شگفت انگیز، مثل حمایت کیهان از ملک مطیعی



کیهان نوشت: پس از فوت ناصر ملک مطیعی یکی از بازیگران سینمای قبل از انقلاب و به‌خصوص در مراسم ختم وی، این مسئله مطرح شد که چرا ملک‌مطیعی ممنوع‌التصویر بوده است؟ چرا هیچگاه خبر و عکس و تصویری از وی یا فیلم‌هایش از تلویزیون پخش نشد و حتی چندی پیش که به مناسبتی، دو شبکه تلویزیونی، وی را برای برنامه‌های خود دعوت کرده و مصاحبه‌هایی با او ضبط کردند، چرا هرگز آن مصاحبه‌ها پخش نشد؟ این سؤالات همراه پرسش‌های مشابه دیگر وقتی برجسته می‌شود که رسانه ملی اخبار درگذشت و مراسم ختم ملک مطیعی را پخش کرده، گفتار و تصاویری از وی به همین مناسبت روی آنتن برد و حتی وی را «آقای بازیگر» نامید!
در اینجا پرسشی که همراه با اندکی حیرت در ذهن هر مخاطبی شکل می‌گیرد، این است که اگر ناصر ملک مطیعی، «آقای بازیگر» بود، چرا تا زمان مرگش از او در رسانه ملی حرف و نقلی به‌میان نمی‌آمد که حتی برنامه‌هایش سانسور و مدیرانی که وی را دعوت کرده بودند، توبیخ شدند؟!

اما رسانه ملی همچنان سکوت کرده، گویی خجالت می‌کشد مواضع انقلابی خود را بیان کند، دقیقا مغایر با فرمایشات مقام معظم رهبری که در پیامشان به مستند‌سازان نوشتند: «… با سرِ افراشته، زبان و عمل، نشان دهید که مؤمن انقلابی‌اید…» واقعا مدیران رسانه ملی از چه موضوعی خجالت می‌کشند که مواضع انقلابی خود را بیان نکرده و پاسخ پرسش‌های را نمی‌دهند. آیا نمی‌توانند بگویند که ملک مطیعی متعلق به سینمایی بود که حضرت امام خمینی رحمت‌‌الله‌علیه در همان بدو ورودشان در سخنرانی ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ در بهشت زهرا صریحا اعلام کردند که سینمای ما مرکز فحشاء است و جوانان ما را به تباهی کشانده است؟ به‌راستی چه کسانی سمبل آن سینمایی بودند که مرکز فحشاء بود و جوانان ایران را به تباهی کشانید؟ آیا مدیران رسانه ملی نمی‌توانند توضیح دهند که به دلیل وجود صحنه‌های مستهجن و خلاف اخلاقیات جامعه، حتی تصاویر و پوستر فیلم‌های این بازیگر نیز در رسانه عمومی قابل نمایش نیست چه رسد به اصل فیلم؟ چنین تصاویر و عکس‌ها و فیلم‌هایی حتی در آمریکا درجه R گرفته یعنی نمایشش در سینماها برای زیر ۱۸ سال ممنوع است و به جز برخی تلویزیون‌های کابلی یا ماهواره‌ای، شبکه‌های تلویزیونی عمومی، اساسا چنین فیلم‌ها و تصاویری را حتی در آمریکا نمایش نمی‌دهند.

آیا می‌توان تعاریف او از سینمای مبتذل قبل از انقلاب را نشان داد که با به‌به و چه‌چه کردن‌ها برای فیلم‌های آن ‌اشاعه فساد می‌کند؟ آیا یک صحنه از آن فیلم‌ها را همان‌ها که مدعی ظلم نظام در حق چنین افرادی هستند، حاضرند با خانواده‌شان ببینند؟ رسانه ملی در چنین مواردی با سری افراشته باید پاسخ دهد که به چه دلیل سینمای فیلمفارسی و سمبل‌هایش را تبلیغ نمی‌کند. صراحتی که متاسفانه در مسئولین امروز تلویزیون ما یافت نمی‌شود!


«کیهان» با لودر از روی «بهروز وثوقی» رد شد!


روزنامه کیهان حسابی از خجالت بهروز وثوقی در آمده است: مظلوم‌نمایی وثوقی در این پیام که متاسفانه در خانه سینما پخش می‌شد، به‌گونه‌ای بود که گویا وی را از این کشور به زور بیرون کرده و تبعید نموده‌اند. این درحالی است که براساس اسناد و شواهد تاریخی بهروز وثوقی چند ماه پیش از پیروزی انقلاب، اموالش را فروخته و از ایران فرار می‌کند. اینکه چرا وی مانند بسیاری از هم‌پالکی‌هایش همچون ناصر ملک مطیعی و محمد علی فردین در ایران نماند را خود فردین طی گفت‌و‌گویی سالها پیش بیان کرده که در کتابی به نام «سینمای فردین به روایت محمد علی فردین» چاپ شده است. فردین در این باره گفته است: «(وثوقی) سینمایی هم که در قلهک داشت با تبانی ‌اشرف (پهلوی) به وزارت فرهنگ و هنر فروخت. بهروز چهارماه قبل از انقلاب….. همه ما تعجب می‌کردیم با وجود اینکه کار او در سینما درحال اوج گرفتن بود، زندگیش را فروخت و رفت»

وثوقی در روزگاری ثروت باد آورده‌اش را فروخت و از ایران فرار کرد که مردم ایران در حال قیام علیه فاسدترین و وابسته‌ترین رژیم‌ حکومتی تاریخ خود بودند ولی امروز او از «مردمم» سخن می‌گوید و خود را بهروز وثوقی«مردم» می‌خواند. این در حالی است که علت فرار وی از ایران، چهارماه پیش از انقلاب به‌خاطر ترس از این بود که گرفتار خشم همین مردم نشود، چراکه وثوقی رابطه‌ عمیقی با یکی از تبهکارترین عناصر رژیم شاه یعنی ‌اشرف پهلوی داشت. فردین در این باره هم می‌گوید: «…مدت زیادی بهروز با ‌اشرف بود و با دربار ارتباط پیدا کرد… اسم بهروز را از این به بعد سر زبان‌ها انداختند. همینطور در فستیوال‌هایی که بهروز جایزه می‌گرفت بدون ارتباط با این ماجرا نبود… یک روز صبح ساعت چهار و نیم، پنج صبح از جلسه فیلمبرداری برمی‌گشتم، اتومبیلی جلوم بود که بهروز در آن نشسته بود و سرش را از پنجره بیرون آورده بود. پس از یک شب زنده‌داری (در دربار) با سر و وضعی آشفته رهایش کرده بودند تا به خانه‌اش برود(!) یک شب دیگر در یک میهمانی (درباری) او را در وضعی آشفته‌تر دیدم. اگر انقلاب نشده بود شاید بهروز از دست رفته بود…» ارتباط فسادآمیز بهروز وثوقی با ‌اشرف باعث شد تا ساواک و دربار احساس خطر کرده و برای بریدن پای وثوقی از دربار، ارتباطش را با یکی از خواننده‌های فاسد آن روزگار به وسیله یکی از استودیوهای فیلمسازی برقرار کنند که حاصلش آثاری همچون «همسفر» و «ممل آمریکایی» و «ماه عسل»… بود. ماجرا به آنجا رسید که برای بقای رابطه فوق، حتی هویدا نخست‌وزیر وقت دخالت کرد تا خواننده یاد شده بتواند از شوهرش که یک کاباره‌دار معروف بود، طلاق بگیرد! در آن روزها وثوقی به یاد مردمش نبود و همراه خاندان پهلوی به غارت مشغول بود. ارتباط وثوقی با ‌اشرف همچنان در خارج از کشور و طی سال‌های بعد از فرارش نیز ادامه یافت، چنانچه خود وی در کتاب خاطراتش می‌نویسد:«…در این مدتی که در آمریکا بودم. رئیس‌دفتر والاحضرت ‌اشرف از نیویورک زنگ می‌زد و مرتب مرا دعوت می‌کردند. می‌رفتم نیویورک و سه چهار روزی می‌ماندم و برمی‌گشتم. مثل سابق به من لطف داشتند…» وثوقی در همین سالها در تعدادی از فیلم‌ها و نمایش‌های ضدایرانی مثل «تهدید»، «زرین»، «برخورد»، «فصل کرگدن» و تئاترهای «پروانه‌در مشت» و «یک رویای خصوصی» با ضدانقلاب فراری دیگری به نام ایرج جنتی عطایی بازی کرد و حتی قرار بود ‌اشرف برای فیلمی با شرکت او و به کارگردانی رضا بدیعی در آمریکا سرمایه‌گذاری کند.

اما امروز جریاناتی در خارج و داخل کشور سعی دارند تا با سانسور چنین کارنامه سیاهی، عناصری مانند بهروز وثوقی که همواره پشت به مردم خود کرده را تطهیر نموده و انقلاب و نظام را ظالم جلوه بدهند و متاسفانه برخی افراد هم ناآگاهانه یا لجوجانه با این جریانات مشکوک خارج کشور همراهی می‌کنند.


کنسرت کیهان کلهر در آلمان برگزار می‌شود



سال گذشته کیهان کلهر، نوازنده مشهور کمانچه کنسرتی با عنوان «پردگیان باغ سکوت» را در قالب بیش از ۷۰ اجرا در شهر‌های مختلف ایران روی صحنه برد. با این حال این هنرمند قصد دارد اواسط خردادماه این کنسرت را در هامبورگ آلمان نیز برگزار کند.


حواشی ملک‌مطیعی؛ جوان: طعمه ضدانقلاب شد، ج. اسلامی: فاسد بود، کیهان: بازیگر اتوبوسی بود


برترین ها: شکل خبررسانی وسیع روزنامه ها و رسانه ها درباره مراسم تشییع ناصر ملک مطیعی واکنش منفی سه روزنامه را در پی داشته است، کیهان و جوان با نگاهی مشابه و با سیاسی کاری دانستن مساله پوشش خبر ملک مطیعی از روزنامه های اصلاح طلب انتقاد کرده اند و جمهوری اسلامی هم از دریچه ای دیگر این تشییع جنازه را نقد کرده است.

اعتراض «کیهان» به پوشش وسیعِ خبرِ فوت ملک‌مطیعی

کیهان: با اسم ملک مطیعی، سر مردم کلاه گذاشته اند

 آیا واقعا به آن صورتی که ذکر کرده‌اند او « امیرکبیر سینمای ایران » بود یا سطح نازل فیلم‌هایی که در آن ایفای نقش کرده بود به قول برخی تحلیل‌گران این روزهای سینما بازی‌های او را در سطح فیلم‌های اتوبوسی قرار می‌دهد.

نکته قابل تأمل آن است که مسببان ممنوع‌ از کار شدن این بازیگر، امروز در رثایش مرثیه‌سرایی کرده و به این و آن فحاشی می‌کنند که چرا قدرش را ندانستید و با او بد تا کردید! این روزها مدعیان اصلاحات نمی‌دانند دست به دامان که شوند و چگونه جنازه برجام را از قبرستان به شهر بازگردانند، شاید فوت یک هنرپیشه قدیمی بتواند این رسالت را برای زنجیره‌ای‌ها انجام دهد. نیت اصلی نیز جز گذاشتن کلاه مخملی بر روی مشکلات مردم نیست، مشکلاتی که اقتصاد بیمار کشور که حاصل برجام زدگی و دل بستن به دستان خارجی‌ها است نشانه گویای آن است.»

جوان: بی آزار بود اما طعمه ضد انقلاب شد

 چند ماه پيش از مرگ ملك مطيعي دو برنامه پربيننده تلوزيوني از او دعوت كردند. مهران مديري و آرش ظلي‌پور با حضور او برنامه هايشان را ضبط كردند ولي درست در دقيقه ۹۰ و زماني كه مردم منتظر تماشاي اين برنامه‌ها بودند هيچ كدام از برنامه‌ها روي آنتن نرفت. رسانه‌هاي معاند خارجي و جناحي و دشمن در فضاي مجازي اين مسئله را بهانه خوبي براي تسويه حساب با نظام قرار دادند. ديروز در جريان تشييع جنازه مرحوم ملك مطيعي عده‌اي بابت همان ماجرا عليه صداوسيما شعار مي‌دادند. در واقع صداوسيما چندماه پيش از مرگ ملك مطيعي هزينه‌اي را پرداخت كرد كه اساساً بايد ديگران پرداخت مي‌كردند و عجيب بود كه به راحتي زير بار آن رفت؛ يك گل به خودي تمام عيار.

واقعيت ماجرا اين است كه مرحوم فردين و ناصر ملك مطيعي آدم‌هاي بي‌آزاري بودند. مردم هم آنها را دوست داشتند. مي‌شد سلوك با آنها را طوري مديريت كرد كه به طور كامل راه سوء استفاده دشمنان و ضدانقلاب را سد كرد.

روزنامه جمهوری اسلامی: فاسد بود

وقتی یک بازیگر فاسد دوران طاغوت می‌میرد، همین که مانعی برای تشییع جنازه و برگزاری مراسم معمول برای او وجود ندارد، به معنای رعایت حقوق شهروندی است، اما اینکه عده‌ای برای مطرح کردن او به عنوان یک هنرمند تلاش کنند، ظلم به فرهنگ و هنر جامعه است.

 حالا همفکرانش به جای اینکه از مسئولین به خاطر آزاد گذاشتنشان برای تشییع و برگزاری مراسم تشکر کنند، نباید احساس طلبکاری نمایند و درصدد بازسازی لشکر شکست خورده فرهنگ و هنر طاغوت برآیند.

از عده‌ای بازیگر بی‌اعتنا به ارزش‌ها و اصول و دور از فرهنگ و هنر واقعی، انتظاری غیر از تجلیل از یک بازیگر فاسد طاغوتی نیست ولی از رسانه ملی که از بیت المال تغذیه می‌کند و روزنامه‌هائی که از پستان پر شیر دستگاه‌های حکومتی تغذیه می‌شوند به ویژه از ارگان رسمی دولت توقع این نیست که با عناصر آلوده‌ای که می‌خواهند فرهنگ و هنر فاسد دوران طاغوت را بر گردانند و ذائقه جامعه را تغییر دهند و ارزش‌های دینی و اخلاقی را به فراموشی بسپارند همنوا شوند و چنین عناصر فاسدی را به عنوان الگوی هنری مطرح نمایند.


1 2 3 4